سفر در زمان؛ یادداشتهای علم، دوشنبه ۴ تیر ۱۳۵۲: این روزها شایعه کردهاند که شاه زن گرفته؛ برنامههای تبلیغاتی در پشت پرده طوری است که شاهان را مسخره کنند
یادداشتهای اسدالله علم: بعد عرض کردم: این روزها شایعه کردهاند که اعلیحضرت همایونی زن گرفتهاید! بعد هم برنامههای تبلیغاتی در پشت پرده طوری است که شاهان مقتدر را مسخره میکنند. اینها همه به نظر من کار نخست وزیر است که میخواهد از علیا حضرت شهبانو ملائکه بسازد (که اتفاقاً هم هستند) و از اعلیحضرت همایونی یک تصویر نامطلوب، که اتفاقاً نیستند. خیلی شاهنشاه به فکر فرو رفتند. فرمودند: این نکات را به [رضا] قطبی (پسر دائی شهبانو) که رئیس تلویزیون است بگو!
کد خبر :
۲۷۹۶۳۷
بازدید :
۲۲۷
اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخستوزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.
در ادامه بخشی از یادداشت های او را بخوانید.
دوشنبه ۴ تیر ۱۳۵۲: صبح شرفیاب شدم. برنامه ملک حسین را عرض کردم که چهارشنبه خواهد آمد. به من فرمودند: خاطرت میآید وقتی میخواستیم کره شمالی را بشناسیم، آمریکاییها چه قدر قرولند کردند ولی ما گوش ندادیم؟ حالا خودشان رئیس جمهوری کره جنوبی را این قدر تشویق [کردند... تا اعلام داشت با عضویت کره شمالی در سازمان ملل موافق است]. عرض کردم: خارجی این طور است. نفع خودش را میبیند. آن قرولند به ما برای این بود که کره جنوبی نرنجد. وقتی که خود کره جنوبی اقدام کرد تشویق میکند. اعلیحضرت قدرت دارید و به این حرفها نباید گوش بفرمایید و گوش هم نمیفرمایید. بعد عرض کردم: این روزها شایعه کردهاند که اعلیحضرت همایونی زن گرفتهاید! بعد هم برنامههای تبلیغاتی در پشت پرده طوری است که شاهان مقتدر را مسخره میکنند.
اینها همه به نظر من کار نخست وزیر است که میخواهد از علیا حضرت شهبانو ملائکه بسازد (که اتفاقاً هم هستند) و از اعلیحضرت همایونی یک تصویر نامطلوب، که اتفاقاً نیستند. خیلی شاهنشاه به فکر فرو رفتند. فرمودند: این نکات را به [رضا] قطبی (پسر دائی شهبانو) که رئیس تلویزیون است بگو! عرض کردم: چه طور است شاهنشاه به جای آن که قرارداد جدیدی برای نفت به مجلس ببرید، فقط ماده واحده ببرید که قرارداد ۱۹۵۴ لغو است. بعد از این ما فروشنده و اعضاء کنسرسیوم و حتی تمام دنیا خریدار است.
قراردادهای خرید را دولت که صاحب سهم شرکت ملی نفت ایران است امضاء خواهد کرد. فرمودند: این کار چه منفعتی دارد؟ عرض کردم: حالا ما اگر خودمان را بکشیم که مردم بفهمند این چه قرارداد عالی است نخواهند فهمید. باز اسم قرارداد است و تصویب مجلس و حال آن که این عمل که من عرض میکنم در حکم لغو کاپیتولاسیون است. فرمودند: آخر این پدرسوختهها زیر بار نمیروند. من نسبتاً اصرار کردم، شاهنشاه قبول نفرمودند....
مخبر دیلی تلگراف و مخبر گاردین را که میخواهند مقالات مفصلی راجع به ایران بنویسند، برای سه ساعت ملاقات مصاحبه کردم. واقعاً خسته شدم (چون آمده بودند شاهنشاه را ببینند، بعد فرمودند من نمیبینم تو ببین). مخبر دیلی تلگراف سؤال کرد چرا به مردم آزادی بیان و قلم نمیدهید؟ من جواب دادم وقتی مردم آن چه خواستهاند به دست بیاورند به دست آوردهاند (در نتیجه انقلاب شاه و ملت)، دیگر میخواهند چه بگویند؟ اما به طوری از این جواب خودم خجل بودم که حدّی نداشت. مثل جواب کشورهای کمونیستی بود. ولی چیز دیگری نمیتوانستم بگویم. البته خودم عقیدهام این است که با آن نوع آزادیهای سیستم اروپا کار ما و کشورهای شرقی به سامان نمیرسد و این مطلب را همه جا گفته و میگویم. منتها در [استدلال] argument انسان گیر میکند!...
منبع: انتخاب
۱