سفر در زمان| بدون اجازه این زن در باند فرودگاه مهرآباد آب از آب تکان نمی‌خورد!

سفر در زمان| بدون اجازه این زن در باند فرودگاه مهرآباد آب از آب تکان نمی‌خورد!

در بهمن ۱۳۴۷، منصوره پیرنیا خبرنگار مجله «زن روز» به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد رفت تا با آذر پیشرو، فرمانده جوان این مقر حساس گفت‌وگو کند.

کد خبر : ۲۸۳۶۸۳
بازدید : ۳۰۶

در بهمن ۱۳۴۷، منصوره پیرنیا خبرنگار مجله «زن روز» به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد رفت تا با آذر پیشرو، فرمانده جوان این مقر حساس گفت‌وگو کند. اتاق برج، با دستگاه‌های کنترل پرواز و صدای پیوسته خلبانان، صحنه کار زنی بود که اگر اشتباه می‌کرد، «میلیون‌ها تومان خسارت و جان عده‌ای...» به خطر می‌افتاد.

آذر پیشرو که پس از ازدواج نام خانوادگی «صفوی» را نیز یدک می‌کشید، با بلوز و دامن مشکی، موهای بلند و چشمان قهوه‌ای، آرام اما مقتدر بر صندلی فرماندهی نشسته بود. او مسئول هدایت روزانه حدود ۴۰۰ پرواز بود، ازجمله ده‌ها هواپیمای نظامی. کارش به «دو گوش شنوا و دو چشم بینا» و تصمیم‌گیری در کسری از ثانیه نیاز داشت.

آذر درباره زندگی شخصی‌اش هم سخن گفت؛ از پدری که در شش‌سالگی از دست داده و مادری که به‌تنهایی او را بزرگ کرده بود. او پس از رد شدن در کنکور، دوره دوساله آموزشگاه هواپیمایی کشوری را گذراند؛ در میان ۲۴ هنرجو تنها دو زن حضور داشتند. نخستین فرمانده زن برج مراقبت در ایران در هنگام این گفت‌وگو لیسانسه حقوق بود و دو سال از ازدواجش می‌گذشت.

آذر خاطره‌ای هم از یک هواپیمای بوئینگ تعریف کرد که چرخ‌هایش باز نمی‌شد؛ وقتی با هماهنگی کامل، خلبان را به سلامت روی باند نشاند.

آذر پیشرو تأکید داشد: «برای زن امروزی هیچ کاری مشکل نیست. در عرصه کار و حس مسئولیت، زن و مرد تفاوتی ندارند.» آرزویش این بود که مانند مادرش «خوب» باشد و هرگز در این شغل حساس اشتباه نکند.

منبع: خبرآنلاین

۱
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید