شبهجزیرهای در یونان که مردمش «ژنتیک یونان باستان» را حفظ کردهاند
یک پژوهش تازه ژنتیکی به سرپرستی دانشگاه آکسفورد نشان داده که یونانیانِ «شبهجزیره مانی» که در انزوا میزیستند، تبار هلنی باستان را حفظ کرده و آیینهای چندخداییِ المپی را قرنها تا دوره قرون وسطی ادامه دادهاند؛ یافتهای که شواهد نادری از تداوم فرهنگی و ژنتیکی در اروپا ارائه میدهد.
فرادید| در بیشتر نقاط اروپای قرون وسطی، پرستش خدایان باستانی با گسترش مسیحیت از میان رفته بود. با این حال، اسناد تاریخی از جامعهای دورافتاده در جنوب یونان سخن میگویند که قرنها پس از آنکه امپراتوری روم به طور رسمی مسیحیت را پذیرفت، همچنان خدایان المپ را گرامی میداشتند. اکنون پژوهشهای ژنتیکی جدید نشان داده که این گزارش تاریخی عجیب ممکن است بازتابی از یک واقعیت زیستی باشد.
به گزارش فرادید، یک مطالعه بینالمللی گسترده به رهبری دانشگاه آکسفورد آشکار کرده که ساکنان «مانی»، شبهجزیرهای صخرهای در جنوبیترین نقطه سرزمین اصلی یونان، یکی از متمایزترین جمعیتهای ژنتیکی اروپا را تشکیل میدهند. یافتهها نشان داده که بسیاری از خانوادههای این منطقهی منزوی، تباری را حفظ کردهاند که به جمعیتهای یونانی عصر مفرغ، عصر آهن و دوره رومی بازمیگردد؛ موضوعی که شواهدی کمنظیر از تداوم درازمدت فرهنگی و زیستی فراهم میکند.
سرنخی بیزانسی که قرنها مورخان را سردرگم کرد
راز مانی به بیش از هزار سال پیش بازمیگردد. کنستانتین هفتم پورفیروگنیتوس، امپراتور بیزانس، مردم این منطقه را با عباراتی چشمگیر توصیف کرده است. به نوشته او، ساکنان آنجا «از تبار اسلاوها نبودند، بلکه از رومیان باستان بودند که هلنی نامیده میشدند.»
شگفتانگیزتر اینکه امپراتور ثبت کرده که جوامع مانی تا قرن نهم میلادی نیز همچنان خدایان المپ را میپرستیدند، مدتها پس از آنکه مسیحیت در سراسر امپراتوری بهطور کامل استقرار یافته بود.
برای نسلها، مورخان بحث میکردند آیا این روایتها اغراقآمیز و افسانهطور هستند یا بازتاب بقاء واقعی یک فرهنگ. اکنون شواهد ژنتیکی تازه، قویترین پشتوانه علمی را فراهم کرده که نشان میدهد «مانی» مسیر جمعیتی و فرهنگیِ متفاوتی از بیشتر نواحی بالکان را پیموده است.
دژی طبیعی در لبه یونان
«مانی» یکی از منزویترین مناظر جغرافیایی جنوب اروپا را دربر میگیرد. کوههای دندانهدار، دشتهای ساحلی باریک و مسیرهای دسترسی محدود، این شبهجزیره را در گذشته به یک دژ طبیعی تبدیل کرده بود. خانههای سنگی برجمانند و سکونتگاههای مستحکم، ویژگی دفاعی آن را بیش از پیش تقویت میکردند.
به نظر میرسد این انزوا، جمعیت منطقه را از موجهای مهاجرتی که پس از سقوط امپراتوری روم جنوبشرقی اروپا را دگرگون کرد، محافظت کرده باشد. در حالی که بخش زیادی از سرزمین اصلی یونان تأثیر مهاجرتهای اسلاوی و جنبشهای جمعیتی بعدی را پذیرفت، مانی تا حد زیادی دستنخورده باقی ماند.
پژوهشگران مواد ژنتیکی ۱۰۲ فرد با تبار تأییدشده مانی را تحلیل کردند. با مقایسه نشانگرهای کروموزوم Y پدری و دیاِناِی میتوکندریایی مادری با دادههای باستانی و مدرن، دانشمندان الگوهایی را کشف کردند که در جمعیتهای سرزمین اصلی اروپا بهندرت دیده میشود.

فضای داخلی کلیسای آجیوس جورجوس، جایی که سنتهای معماری کلاسیک، رومی و بیزانسی در هم میآمیزند. این مکان بهطور نمادین بازتاب میراث ژنتیکی لایهلایهای است که میان ساکنان مانی حفظ شده است
ریشههای عصر مفرغ که هنوز در دیاِناِی مدرن دیده میشوند
این مطالعه نشان داده که بیش از ۸۰ درصد تبارهای مردانه مانی به یک شاخه ژنتیکی واحد به نام هاپلوگروه J-M172 تعلق دارند. این تبار در سرزمین اصلی یونان با فراوانی محدود دیده میشود، اما در مانی غالب است.
چندین زیرشاخه از این تبار به طور مستقیم با جمعیتهایی مرتبط بود که در عصر مفرغ و عصر آهن در یونان میزیستند. پژوهشگران همچنین دریافتند که بیش از نیمی از مردانِ امروزی مانی از یک نیای مذکر واحد که حدود قرن هفتم میلادی میزیسته، تبار میگیرند.
این تمرکز شدیدِ تبار نشان میدهد منطقه احتمالاً یک گلوگاه جمعیتی شدید را تجربه کرده؛ شاید در پی جنگ، همهگیری بیماری یا بیثباتی سیاسی. پس از این بحران، شمار اندکی از خانوادههای بازمانده گسترش یافتند و جمعیت امروزی را شکل دادند.
دانشمندان معتقدند قرنها انزوای جغرافیایی و اجتماعی سبب شده این نشانههای ژنتیکی باستانی تا حد زیادی بدون تغییر باقی بمانند.
بقاء در عصر بحران
خط زمانی ژنتیکیِ شناساییشده توسط پژوهشگران با یکی از پرتلاطمترین دورههای تاریخ مدیترانه همخوانی دارد. بین قرن چهارم تا هشتم میلادی، این منطقه طاعونهای ویرانگر، مهاجرتهای اسلاوی به یونان و یورشهای مکرر دریایی در امتداد سواحل را تجربه کرد.
در این دوره، اسناد تاریخی مربوط به مانی برای چندین قرن کمابیش ناپدید میشوند. شواهد ژنتیکی نشان میدهد این سکوت ممکن است بازتاب زمانی باشد که جمعیت به انزوا عقب نشست و هویتی متمایز شکل داد که تابآوریِ فرهنگی را با تداومِ زیستی درهم آمیخت.
یکی از چشمگیرترین یافتههای این مطالعه به رابطه میان ژنتیک و معماری مربوط است. توزیع جغرافیایی بناهای سنگی عظیم و منحصربهفرد مانی بهطور نزدیکی با پراکندگی تبارهای پدری غالب همپوشانی دارد؛ موضوعی که نشان میدهد ساکنان امروزی ممکن است از همان جوامعی تبار گرفته باشند که بیش از هزار سال پیش این سازهها را بنا کردند.
تبار زنان پیوندهای گستردهتری را آشکار میکند
در حالی که تبار مردانه در مانی تداوم چشمگیری را نشان میدهد، دیاِناِی مادری داستان پیچیدهتری را روایت میکند. دانشمندان دستکم ۳۰ تبار مادری متفاوت را میان خانوادههای مانی شناسایی کردند که بازتاب تماسهای گهگاه با مناطق پیرامونی است.
این تبارهای مادری، مانی را به جمعیتهایی در سراسر مدیترانه شرقی، قفقاز، اروپای غربی و حتی شمال آفریقا پیوند میدهد. پژوهشگران این الگو را نشانه جامعهای تاریخی با ساختار مردسالار میدانند که در آن خطوط خویشاوندی مردانه عمیقاً ریشهدار باقی مانده، در حالی که شمار کمتری از زنان از طریق ازدواج یا مهاجرت وارد جمعیت شدهاند.
دادههای ژنتیکی همچنین نور تازهای بر نظام طایفهای مشهور این منطقه افکنده است. شواهد نشان میدهد بسیاری از طایفههای امروزی مانی بین قرن چهاردهم تا شانزدهم شکل گرفتهاند؛ زودتر از آنچه مورخان پیشتر تصور میکردند.

نویسنده اصلی، دکتر لئونیداس-رومانوس داورانوغلو (چپ) در کنار مجسمهساز و نقاش مانی، میخالیس کاسیس
افسانهها، هویت و واقعیت ژنتیکی
روایتهای شفاهی مانی اغلب ادعای تبار از اشراف بیزانسی، جنگجویان صلیبی یا مقامات امپراتوری را مطرح میکنند. با این حال، تحلیل ژنتیکی نشان میدهد بسیاری از این داستانها بیشتر بازتاب هویت فرهنگی نمادین هستند تا خاستگاه زیستی واقعی.
در عوض، دادهها بیتردید از این ایده پشتیبانی میکنند که مانی نمونهای نادر از تداوم جمعیت محلی است که تا اواخر دوران باستان امتداد مییابد. به نظر میرسد این جامعه ضمن حفظ ساختار اجتماعی متمایز، هویت زبانی و سنتهای فرهنگی خود، از نظر دید هم از جمعیتهای همسایه جدا مانده است.
کپسول زمان ژنتیکی زنده اروپا
مقایسه با پایگاههای داده ژنتیکی جهانی نشان داد که کمابیش هیچ تطابق نزدیکی میان تبارهای مانی و سایر جمعیتها وجود ندارد. پژوهشگران این منطقه را «جزیرهای ژنتیکی» توصیف میکنند که تنوع نیاکانی مدیترانهای را حفظ کرده و در عین حال بیشتر بهعنوان منبع نه مقصد مهاجرتهای بعدی عمل کرده است.
دانشمندان تأکید میکنند جوامع منزوی مانند مانی بینشهایی ارزشمند درباره تاریخ بشر ارائه میدهند. این جوامع به پژوهشگران امکان این بررسی را میدهند که جمعیتها چگونه از دگرگونیهای بزرگ تاریخی جان سالم به در بردند؛ از جمله فروپاشی جهان رومی و آشفتگیهای جمعیتی پس از آن.
مطالعات آینده با استفاده از دیاِناِی باستانیِ بهدستآمده از بقایای باستانشناسی در منطقه مانی ممکن است روشنتر کند که آیا ساکنان این ناحیه مستقیم از جمعیتهای باستانی محلی تبار گرفتهاند یا از پناهجویانی هستند که در زمانهای بحران به آنجا پناه بردهاند.
در حال حاضر، مانی یکی از چشمگیرترین نمونههای پایداری فرهنگی و زیستی در اروپا به شمار میرود؛ جایی که پژواکهای یونان باستان به نظر میرسد نهتنها در اسطوره و معماری، بلکه در دیاِناِی مردم آن هم زنده مانده است.
مترجم: زهرا ذوالقدر