تصاویر| زندگی روزمره در میانرودان باستان
بیش از ۶۰۰۰ سال پیش، در امتداد کرانههای دو رود پرقدرت دجله و فرات، تمدن نخستین گامهای لرزان خود را به سوی شکوه برداشت. میانرودان، درون هلال حاصلخیزی که از این رودها تا مصر کشیده میشد، بیدلیل «گهواره تمدن» نام نگرفته است. در اینجا بود که فرهنگ سومری شکوفا شد و پس از آن، آکدیها، بابلیها و آشوریها پدید آمدند؛ همگی جوامعی جذاب و شگفتانگیز به شیوه خود. و همه آنها از جغرافیای این سرزمین و خاک حاصلخیز آن بهرهمند بودند.
برای هزاران سال، میانرودان به دست مردمانی شکل گرفت که زندگیهای عادی و خارقالعادهای داشتند.
بیش از ۶۰۰۰ سال پیش، در امتداد کرانههای دو رود پرقدرت دجله و فرات، تمدن نخستین گامهای لرزان خود را به سوی شکوه برداشت. میانرودان، درون هلال حاصلخیزی که از این رودها تا مصر کشیده میشد، بیدلیل «گهواره تمدن» نام نگرفته است. در اینجا بود که فرهنگ سومری شکوفا شد و پس از آن، آکدیها، بابلیها و آشوریها پدید آمدند؛ همگی جوامعی جذاب و شگفتانگیز به شیوه خود. و همه آنها از جغرافیای این سرزمین و خاک حاصلخیز آن بهرهمند بودند.
این جغرافیا و دگرگونیهای رودها زندگی روزمره را شکل داد، همکاری در مقیاسی عظیم را ضروری کرد و زمینهساز زایش تمدن شد. از پادشاهان و خدایان گرفته تا بازرگانان، کشاورزان و کارگران، هرکدام نقشی برای ایفا کردن داشتند.

جزئیاتی از «استاندارد اور» (بازسازیشده). منبع: ویکیمدیا کامنز
پایه سومری برای زندگی روزمره
خاستگاه سومریها موضوعی مورد بحث است، اما تا اواخر دوره کالکولیتیک (مسسنگی)، آنان چندین دولتشهر را در جنوب میانرودان بنا کرده بودند؛ دولتشهرهایی که به رشد و تحول خود ادامه دادند و وارد عصر برنز شدند. این شهرها دیگر سکونتگاههای کوچک نبودند؛ بلکه حکومتهای متمرکز، دین سازمانیافته، دسترسی به شبکههای بازرگانی پیشرفته و سلسلهمراتب اجتماعی داشتند که گذار از جوامع نوسنگی به تمدنهای کامل را نشان میداد.
این شهرهای سومری در فرهنگ و ساختوساز ویژگیهای مشابهی داشتند. در مرکز هر شهر، یک زیگورات قرار داشت؛ معبدی عظیم و هرممانند که به خدای یا الهه نگهبان شهر اختصاص داشت. پیرامون هر زیگورات، مجموعه بزرگی قرار میگرفت که محل زندگی کاهنان و نخبگان مذهبی بود. معابد همچنین نقش بانک را ایفا میکردند و در تجارت مشارکت داشتند و علاوه بر وظایف مذهبی، خدمات باارزشی به ساکنان شهر ارائه میدادند.

بازسازی سهبعدی از یک آیین مذهبی در اوروک. منبع: artefacts-berlin.de
مؤسسه باستانشناسی آلمان (Deutsches Archäologisches Institut)
در بخشهای شهری اطراف مرکز شهر، بافتی ارگانیک و بینظم وجود داشت، با خیابانهای باریک و پیچدرپیچ و خانههای خشتی که اغلب دیوارهای مشترک داشتند؛ دیوارهایی که معمولاً چندین فوت ضخامت داشتند تا در برابر گرما محافظت کنند. خانهها دارای چندین اتاق بودند که حیاطی مرکزی را در بر میگرفتند، و پشتبامها صاف بودند و اغلب به عنوان فضای زندگی مورد استفاده قرار میگرفتند.
بامها میتوانستند برای خوابیدن، انبار کردن وسایل، انجام مراسم مذهبی، یا هر فعالیت دیگری به کار روند. بیرون از دیوارهای شهر، خانهها از نی و خشت ساخته میشدند و معمولاً محل زندگی کشاورزانی بودند که باید به رودخانه و زمینهای آبیاریشده خود نزدیک میبودند.

یک نقشبرجسته که کشاورزان لبنیاتی سومری را به تصویر میکشد،
از حدود ۲۸۰۰ تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد. منبع: ویکیمدیا کامنز
طبقه اجتماعی
مانند بازرگانان و صنعتگران، کشاورزان نیز شهروندان آزاد محسوب میشدند، همانطور که کاهنان، پادشاهان، اشراف و مالکان زمین نیز چنین بودند. در مقابل، بردگان به عنوان دارایی در نظر گرفته میشدند، اما میتوانستند با افراد آزاد ازدواج کنند. در دوران بابلی قدیم، «قانون حمورابی» (۱۷۵۵–۱۷۵۰ پیش از میلاد) سه طبقه اجتماعی را تعریف کرد و نشان داد که هنجارهای سومری در فرهنگ آن دوران همچنان استمرار داشتند.
در زبان اکدی، “Awīlum” عضوی از طبقه اشراف بود. این طبقه خود شامل درجات گوناگون اشرافیت میشد و قوانین نیز برای آنان به شیوهای متفاوت اعمال میگردید؛ همانگونه که در مورد طبقه “muškēnum” (عامه مردم) صدق میکرد. در پایینترین سطح سلسلهمراتب اجتماعی، بردگان قرار داشتند که با عنوان “wardum/amtum” (برده مرد/ برده زن) شناخته میشدند.
از منظر رفتار با طبقات اجتماعی، قانون حمورابی نشان میدهد که همه افراد در برابر قانون برابر نبودند و هر طبقه جریمهها و مجازاتهای متفاوتی دریافت میکرد. با این حال، نکتهای آشنا و برجسته در این قانون، اصل فرض بیگناهی بود؛ به این معنا که افراد تا زمانی که از طریق روند قانونی گناهکار شناخته نمیشدند، بیگناه تلقی میگردیدند.

قایق ماهیگیریای بر رود فرات در جنوب عراق. منبع: ویکیمدیا کامنز
مزارع و بازارها
کشاورزی مهمترین عنصر تمدن میانرودان بود، و بسیار محتمل است که بیشتر مردم کشاورز بودهاند. برای آبیاری، بهویژه در جنوب که میزان بارندگی کمتر بود، کانالهایی احداث میشد. این کانالهای آبیاری نیازمند نگهداری دائم بودند و از ویژگیهای بارز تمدن سومر و آکد (و بعدها بابل) محسوب میشدند؛ در حالی که آشوریان، که در شمال پدیدار شدند، به دلیل بارشهای قابل اعتمادتر، نیاز کمتری به سامانههای گسترده آبیاری داشتند.
جو اصلیترین محصول کشاورزی بود و گندم «امِر» (نوعی گندم باستانی) و گندم اسپلت از آن پشتیبانی میکردند. درختان خرما نیز کشت میشدند، در کنار انواع سبزیجات و میوهها. حدود ۳۰۰۰ پیش از میلاد، اختراع گاوآهن باعث شد بازده کشاورزی به شکل چشمگیری افزایش یابد.
گوسفند، بز و گاو نگهداری میشدند، و مرغها در هزاره دوم پیش از میلاد از شرق وارد شدند؛ ابتدا حیوانی عجیب و وارداتی بودند، اما حدود ۱۰۰۰ پیش از میلاد به طور گسترده در مزارع پرورش یافتند. الاغها در هزاره چهارم پیش از میلاد ظاهر شدند و اسبهای اهلی بعدها، در هزاره دوم پیش از میلاد، معرفی شدند.

نقشه میانرودان باستان. منبع: ویکیمدیا کامنز
قدیمیترین شواهد از زنبورداری به حدود قرن هشتم پیش از میلاد بازمیگردد، که جایگزین جمعآوری عسل و موم از منابع وحشی شد. سگها نیز حیواناتی رایج بودند، و سگهای شکاری بهویژه ارزش زیادی داشتند.
معبد و مجموعههای وابسته به آن، با ایفای نقشهای متعدد، جایگاهی مرکزی در زندگی مردم میانرودان داشتند. این مکان تنها یک مرکز مذهبی نبود، بلکه به طور همزمان نقشهای آموزشی، صنعتی و تجاری را نیز بر عهده داشت. در اینجا کالاها تولید، انبار و توزیع میشدند، و بیشتر دادوستدها در بازارهایی انجام میگرفت که در نزدیکی اسکلهها، دروازههای شهر، خیابانهای اصلی، یا حتی از خانه مردم صورت میگرفت. برای حفظ نظم، بازارها زیر نظر ناظران اداره و کنترل میشدند.
بخش مهم دیگری از پویایی اقتصادی، نیروی کار ماهر بود که توسط صنعتگران و ارائهدهندگان خدمات فراهم میشد. سفالگران، فلزکاران، جواهرسازان، سنگتراشان و مجسمهسازان، بافندگان و نجاران، همگی کالاهای خود را به بازار عرضه میکردند، در حالی که مشاغل خدماتی نیز فراوان بودند. دبیران، کاهنان، حسابداران، مهندسان، بازرگانان، پزشکان، آموزگاران، موسیقیدانان، بناها، صاحبان میخانه، آبجوسازان و سربازان، همگی از مشاغل رایج در میانرودان باستان به شمار میرفتند.

یک لوح گِلی که نقشهٔ یک خانه را نشان میدهد،
حدود ۲۱۰۰–۲۰۰۰ پیش از میلاد. منبع: ویکیمدیا کامنز
زندگی خانوادگی
خانهها، مانند دیگر ساختمانهای میانرودان باستان، با استفاده از گل، نی، و خشتهای گِلی ساخته میشدند. در سرزمینی که چوب یا سنگ مناسب چندانی نداشت، این مواد عملیترین گزینه برای ساختوساز بودند. ساختمانهای خشتی در تابستان فضای داخلی را خنک و در زمستان گرم نگه میداشتند. آنها بادوام، آسان برای نگهداری، و نسبتاً ساده برای تولید بودند.
فرهنگ و زندگی خانوادگی در میانرودانِ باستان بدون تردید پدرسالارانه بود. پدر یا مسنترین مرد خانواده رئیس خانه محسوب میشد و قدرت او در این زمینه مطلق بود. ازدواج امری قراردادی و از پیش تعیینشده بود که شامل پرداخت بهای عروس، جهیزیه و امضای اسناد قانونی میشد. همانطور که انتظار میرفت، ساختار ازدواج نیز پدرسالارانه بود و از زنان انتظار میرفت که وظایف خانگی را انجام دهند.
ترک خانه برای انجام امور تجاری بدون اجازه شوهر میتوانست دلیل موجه برای طلاق باشد. اگر زنی نمیتوانست فرزند بیاورد، شوهر حق داشت درخواست طلاق بدهد، اما موظف بود جهیزیه را بازگرداند. زنان زناکار با مجازات طلاق و مرگ از طریق غرق شدن روبهرو میشدند. با این حال، زنان دارای حق قانونی بودند و میتوانستند در صورت ناعادلانه بودن طلاق، آن را به چالش بکشند.
علاوه بر وظایف خانگی، زنان در میانرودان باستان اغلب نقشهایی مانند بافندگی، پرستاری، مامایی و آبجوسازی را برعهده داشتند و برخی نیز صاحب کسبوکارهای موفق بودند یا املاک را مدیریت میکردند. برای بیوهها، بهترین راهحل گاهی ازدواج مجدد بود، هرچند برخی از آنان دارایی کافی داشتند که به طور مستقل زندگی کنند. شمار اندکی از زنان نیز نقش ممتاز و نسبتاً ویژهای به عنوان کاهنههای عالی داشتند.
خوراک و نوشیدنی
نان جو مهمترین غذای میانرودان باستان بود، اما این خوراک با بسیاری غذاها و نوشیدنیهای دیگر تکمیل میشد. نان، البته جایگاه مهمی داشت و صدها دستور پخت با مواد گوناگون برای آن وجود داشت. عدس، نخود، موسیر، بادمجان، شلغم و بسیاری سبزیجات دیگر به صورت خورش تهیه میشدند و اغلب در آنها گوشت و شیر نیز به عنوان مواد افزوده استفاده میشد. شیر را میتوانستند به پنیر تبدیل کنند و شواهدی از وجود انواع مختلف پنیر در فرهنگهای میانرودان باستان به دست آمده است.
فراوانی جو همچنین به این معنا بود که آبجو در دسترس بود؛ میانرودانیها هر روز آن را میجوشاندند (تخمیر میکردند) و در مقادیر قابل توجهی مینوشیدند. آبجو در انواع گوناگون وجود داشت، مانند آبجوی سیاه، آبجوی اسپلت، آبجوی صافشده، آبجوی قرمز و آبجوی سبک.
میوهها و مغزها نیز در سفره مردم وجود داشت و رژیم غذایی میانرودانی شامل انار، انجیر، سیب، گلابی، پسته و از همه مهمتر، خرما بود که بهوفور میرویید.

پیکرهٔ زنی با لباسی پُرزدار، مربوط به حدود ۲۶۵۰ تا ۲۵۵۰ پیش از میلاد.
منبع: ویکیمدیا کامنز
پوشاک
پوشاک نشانهای از ثروت، جایگاه اجتماعی و شغل افراد بود. پیچیدگی فرهنگ میانرودان باستان در شیوه لباس پوشیدن اعضای جامعه منعکس میشد. سبکها و روندهایی وجود داشت که در زمینههای مختلفی ازجمله مراسم اجتماعی، لباسهای کارِ کاربردی و پوشاک راحتی روزمره تکامل یافته بود.
در دوران آغازین سومر، پیش از آنکه دامنهای پشمی تکامل یابند، از لنگهای چرمی یا نیبافته استفاده میشد؛ این دامنها که از پوست گوسفند بودند، هم توسط مردان و هم زنان پوشیده میشدند. پوست گوسفند را به گونهای میدوختند که قسمت داخلی به سمت بدن و پشم رو به بیرون باشد، سپس پشم را به صورت دستههای تزئینی شانه میزدند. بعدها یونانیان این پوشاک را «کائوناکِس» نامیدند.
در میانه هزاره سوم پیش از میلاد، این کائوناکسها با پشم بافتهشده ساخته میشدند، اما همچنان دستههای تزئینی به آن افزوده میشد. در نگارههای دوره سومری، اغلب مردان با بالاتنه برهنه و زنان با پارچهای که روی شانه میافتد نشان داده میشوند. طول کائوناکس نشانه جایگاه اجتماعی بود؛ نمونههای بلندتر متعلق به طبقات بالاتر بودند. کمربندهای پهن نیز برای ثابت نگه داشتن شالها استفاده میشد.
با گذشت زمان، بهویژه از دوره آکدی به بعد، مردان و زنان تونیکهایی به عنوان لباس زیر میپوشیدند و روی آن شالی مستطیلیشکل بر تن میانداختند. مردان معمولاً برای سهولت در کار، دست راست خود را آزاد رها میکردند، در حالی که سبک پوشش زنان پوشیدهتر و متینتر بود. منگولهها و حاشیههای تزئینی بسیار رایج بودند و در دورههای بابلی و آشوری، طرحها پیچیدهتر و آراستهتر شدند.
برای زیرپوش، مردان لنگ میپوشیدند و زنان دامنی کوتاه. کلاهگیسها رایج بود و هر دو جنس از زیورآلات استفاده میکردند. صندلهای ساده چرمی یا پارچهای به پا میشد. آثار هنری آن دوره بهوضوح نشان میدهد که مردان به داشتن ریشهای آراسته و حالتدادهشده علاقه داشتند.
آموزش، هنر و سرگرمی
با ورود به قلمروی امور الهی، خواستِ خدایان نقش مهمی در زندگی روزمره داشت و جایگاه ویژهای در ذهن مردم میانرودان باستان اشغال میکرد. هر شهر خدای نگهبان خود را داشت که باید راضی نگاه داشته میشد و در زیگورات و مجموعه معبد مرکزی پرستش میگردید. همچنین خدایان خانگیِ بسیاری وجود داشت و هر خانه زیارتگاهی مخصوص داشت که به یک ایزد اختصاص داده میشد.
آموزش یک امتیاز ویژه و انحصاری بود که تنها نخبگان ثروتمند توانایی بهرهمندی از آن را داشتند. اِدوبّا (مدرسه) تقریباً به طور کامل مخصوص پسران بود، اما زنان نیز اجازه حضور داشتند و اقلیت کوچکی را تشکیل میدادند. نکته قابل توجه این است که بردگان نیز گاهی به ادوبّا فرستاده میشدند تا مهارتهایی مانند نوشتن بیاموزند، زیرا ممکن بود این مهارتها در خدمت به اربابشان لازم باشد. محور اصلی برنامه آموزشی، تسلط بر نظام پیچیده خط میخی بود.
رقص و موسیقی از جلوهها و صداهای رایج در میانرودان باستان بودند و مردم در جشنهایی شرکت میکردند که برای تمام طبقات اجتماعی سرگرمی فراهم میکرد. در همین حال، بوکس و کشتی از ورزشهای محبوب به شمار میرفتند. حتی نوعی بازی شبیه چوگان وجود داشت که در آن مردان به جای سوار شدن بر اسب، روی شانههای مردان دیگر مینشستند!

صفحه و مهرههای «بازی سلطنتی اور».
منبع: موزه بریتانیا / ویکیمدیا کامنز
برای آرامش و سرگرمیهای ساکتتر، بازیهای تختهای نیز انجام میشد. ازجمله آنها بازی سلطنتی اور بود؛ یک بازی استراتژیک/مسابقهای بسیار محبوب که شامل تاس و مهرههایی بود که روی صفحهای با ۲۰ خانه حرکت میکردند. بازی مشابه دیگری به نام بازی بیستخانه از حدود ۱۵۰۰ تا ۳۰۰ پیش از میلاد رواج داشت. همراه با این بازیها، قمار نیز از ویژگیهای برجسته زندگی اجتماعی بود.

باقیماندههای شهر سومریِ اور که امروزه در جنوب عراق قرار دارد.
منبع: ویکیمدیا کامنز
جامعه میانرودان یکپارچه و یکنواخت نبود. این سرزمین در طول هزاران سال از مجموعهای متنوع از فرهنگها تشکیل شده بود. سبکها و روندها تغییر میکردند و تحول مییافتند، اما به وسیله رشتههای مشترکی که این مردم را به هم پیوند میداد، با یکدیگر مرتبط میماندند. برخی از این پیوندهای مشترک، خودِ سرزمین و جغرافیای آن بود؛ سرزمینی شکلگرفته به وسیله دجله و فرات، که نقشی حیاتی در زندگی مردمانی داشت که هزاران سال پیش خانههای خود را در گهواره تمدن بنا کردند.
نویسنده: گرِگ بایر؛ کارشناسی تاریخ و زبانشناسی، دیپلم روزنامهنگاری
منبع: خبرآنلاین