چگونه فیلمبرداری «مرد سوم» به یک عملیات واقعی MI6 تبدیل شد

چگونه فیلمبرداری «مرد سوم» به یک عملیات واقعی MI6 تبدیل شد

فیلم تحسین‌شده ۱۹۴۹ که در پایتخت اتریش فیلمبرداری شد، پوشش کاملی برای جمع‌آوری اطلاعات فراهم کرد.

کد خبر : ۲۹۷۷۴۰
بازدید : ۶

بیشترِ افراد کلیدی‌ای که در ساخت فیلم دخیل بودند، به‌ نوعی با دنیای اطلاعاتی بریتانیا ارتباط داشتند. گراهام گرین در جریان جنگ جهانی دوم مأمور سرویس مخفی در آفریقای غربی بود و همه قواعد و ترفندهای کار یک جاسوس را می‌شناخت.

فیلم ۱۹۴۹ کارول رید با عنوان «مرد سوم» نوشته گراهام گرین، همچنان یکی از برجسته‌ترین و تحسین‌شده‌ترین آثار سینمای بریتانیا به شمار می‌رود. هرچند که با مقدار قابل توجهی پول آمریکایی ساخته شده و دو ستاره آمریکایی دارد: اورسن ولز در نقش هری لایم که ظاهراً مرده بود اما به طرز معجزه‌آسایی زنده شد، و جوزف کاتن در نقش دوست قدیمی‌اش هالی مارتینز که تا حدی سردرگم است. این فیلم که در لوکیشن‌های وین فیلمبرداری شده، آشوب جامعه سابق نازی در حال بازسازی را به معنای واقعی و استعاری پس از شکست، و فرصت‌های جنایی‌ای که فراهم می‌کرد، به تصویر می‌کشد.

31

جوزف کاتن در نقش هالی مارتینز در برابر ولز در نقش هری لایم

اعتبار: آرشیو تاریخ جهان / آلامی

هرچند مرد سوم یک اثر تخیلی بود - البته اثری کاملاً معاصر که در شهری اشغالی اتفاق می‌افتاد - اما معلوم می‌شود که در سال‌های ۱۹۴۸-۱۹۴۹، در حین ساخت آن، یک درام واقعی در جریان بوده است. کارینا اورباخ، مورخ آلمانی‌تباری که به موازات کار اصلی‌اش رمان‌نویس برجسته‌ای نیز هست، در حال تحقیق درباره داستانی بود که بخشی از آن به وینِ پس از جنگ می‌پرداخت و براساس شخصیت دافنه پارک، افسر MI۶، شکل گرفته بود که در این میان حقایق قابل توجهی را کشف کرد. او دریافت که MI۶ از فیلم‌برداری «مرد سوم» به عنوان یک «عملیات پوششی» استفاده کرده است تا مأمورانش بتوانند در منطقهٔ تحت کنترل شوروی در پایتخت اتریش فعالیت کنند. هرچه اورباخ عمیق‌تر به ماجرا پرداخت، اطلاعات بیشتری یافت. با این حال، کشفیات او عمدتاً ناشناخته باقی مانده است، عمدتاً به این دلیل که هیچ ناشر بریتانیایی هنوز ذکاوت لازم را برای ترجمهٔ رمان او، «خانه‌ای در گوردون پلیس» (Das Haus am Gordon Place)، به انگلیسی نداشته است.

32

بیشترِ افراد کلیدی‌ای که در ساخت فیلم دخیل بودند، به‌ نوعی با دنیای اطلاعاتی بریتانیا ارتباط داشتند. گراهام گرین در جریان جنگ جهانی دوم مأمور سرویس مخفی در آفریقای غربی بود و همه قواعد و ترفندهای کار یک جاسوس را می‌شناخت. کارول رید پیش از پیوستن به واحد فیلم‌سازی سرویس و سپس مدیریت روان‌پزشکی ارتش، افسر ارتش بود؛ دپارتمانی که از جمله وظایفش شناسایی افراد مناسب برای فعالیت در اطلاعات نظامی بود. تهیه‌کننده فیلم، الکساندر کوردا، به دلیل شبکه گسترده ارتباطات اروپایی‌اش (او اصالتاً مجارستانی بود)، خدمات اطلاعاتی ابتدایی‌ای در اختیار رابرت ونسیتارت قرار می‌داد؛ کسی که در دهه ۱۹۳۰ اداره امور خارجه بریتانیا را هدایت می‌کرد. کوردا همچنین به چرچیل نزدیک بود. با آغاز جنگ سرد نیز همچنان به ارائه اطلاعات ادامه داد.

اما مهم‌ترین فردی که با این فیلم ارتباط داشت الیزابت مونتاگو بود، خواهر بزرگ‌تر سومین بارون مونتاگو اهل بیولیو. او یک افسر اطلاعاتی کارکشته بود و در طول جنگ به‌ عنوان رابط بین بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها خدمت کرده بود. پس از پایان جنگ، کوردا او را به کار گرفت؛ و وقتی او با ساخت «مرد سوم» موافقت کرد، گرین را برای یک سفر شناسایی به وین فرستاد؛ جایی که مونتاگو راهنمای او در شهر بود. مأموریت او برای MI۶ در دوران کار برای کوردا نیز ادامه یافت، و جست‌وجوی لوکیشن‌های فیلم و کمک به یافتن مواد اولیه فیلمنامه، پوششی کاملاً مناسب برای فعالیت واقعی‌اش بود. او موفق شد مقامات شوروی را مجذوب خود کند و درنتیجه اطمینان یافت که خودش و گرین می‌توانند وارد بخش تحت کنترل شورویِ وین شوند و از نزدیک ببینند روس‌ها در آن‌جا چه می‌کنند.

33

کارگردان کارول رید (چپ، در کنار ولز) پیش‌تر در اداره روان‌پزشکی ارتش خدمت کرده بود

اعتبار: ارنست هاس / گتی

یکی از مشهورترین صحنه‌های فیلم، صحنه‌ای است که هری لایم و هالی مارتینز روی چرخ‌وفلکِ «پراتر»، پارک بزرگ عمومی شهر، هستند. این محل در منطقه تحت کنترل شوروی قرار داشت، اما اکنون به لطف تحقیقات اورباخ می‌دانیم که بازدید برای انتخاب لوکیشن و سپس فیلم‌برداری در آن‌جا امکان گردآوری حجم عظیمی از اطلاعات را فراهم کرد.

این ماجرا اصلاً یک بازی سرگرم‌کننده نبود: در سال ۱۹۴۸، ترسی واقعی‌ در میان بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها وجود داشت که اتحاد جماهیر شوروی تلاش کند سراسر اتریش را اشغال کند، و اطلاعات درباره فعالیت‌ها و نیات احتمالی آن‌ها بسیار حیاتی بود. این یکی از دلایلی بود که کوردا گرین را، همراه با مونتاگو، به این «ماموریت شناسایی» فرستاد؛ سفری که هزینه قابل‌توجهی در برداشت و در آن زمان از سوی صنعت ورشکسته فیلم بریتانیا اقدامی ولخرجانه تلقی می‌شد، اما این کار به همان اندازه که به نفع فیلم بود، در جهت منافع کشور نیز محسوب می‌شد.

دکتر اورباخ همچنین دریافت که «افراد عجیبی» سرِ صحنه فیلم‌برداری ظاهر می‌شدند، چند روز می‌ماندند و سپس ناپدید می‌شدند. تکنسین‌های فیلم به یاد می‌آورند که مردی ناشناس به جمع‌شان پیوست؛ اتفاقی غیرعادی در حرفه‌ای که دنیای بسیار کوچکی داشت. او در کارش ماهر به نظر می‌رسید، اما خیلی زود غیبش زد و هیچ‌یک از آن‌ها دیگر هرگز او را ندیدند.

رید در صحنه فیلم‌برداری زیر فشار جدی به نظر می‌رسید و برای بیدار ماندن مقدار زیادی بنزدرین مصرف می‌کرد؛ اما همین که به انگلستان بازگشت، این کار را متوقف کرد. در زندگی‌نامه‌های گرین، اقامت او در وین به ‌صورت دوره‌ای حماسی از می‌گساری همراه با رید - که دوست صمیمی‌اش بود - به تصویر کشیده شده است. اما امیدوارم کسی رمان دکتر اورباخ را به انگلیسی منتشر کند تا مخاطبان گسترده‌ای که این فیلم دارد، بدانند ساخت آن بسیار فراتر از یک «دورهمیِ طولانیِ مردانه» بوده است.

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید