پنج دزد دریایی زن، که بر دریاها حکومت می‌کردند

پنج دزد دریایی زن، که بر دریاها حکومت می‌کردند

دزدان دریایی مانند «ریش سیاه» به خاطر افسانه‌ها و میراث خود در تاریخ برجسته بوده‌اند. با این حال، چه ملوانان زنی به همان اندازه در تاریخ دریانوردی چشمگیر بوده‌اند؟

کد خبر : ۲۹۹۶۹۰
بازدید : ۸

دزدی دریایی شیوه‌ای از زندگی است که به طور سنتی با مردان مرتبط است. با این حال، غارت در دریاهای آزاد هرگز شغلی کاملاً مردانه نبوده است. در طول قرن‌ها، زنان کلیشه‌ها را به چالش کشیده‌اند تا نشان دهند که می‌توانند دزدان دریایی به همان اندازه موفق باشند.

در حالی که تاریخ دزدان دریایی زن اغلب با افسانه‌ها و اسطوره‌ها گره خورده است، روایت‌ها از قدرت، انعطاف‌پذیری و ترسناکی آن‌ها به اندازه همتایان دزد دریایی مردشان حکایت های زیادی دارد. علیرغم موانعی که با آن روبه‌رو بودند، این زنان توانایی خود را به عنوان رهبران نترس دریاها ثابت کردند.

51زنان در افسانه‌های دزدان دریایی

زنان، جدا از این‌که مانند آژیرهای دریایی کشتی‌ها را به کام مرگ می‌کشند، در کجای داستان‌های دریاهای آزاد قرار دارند؟ لورا سوک دانکومب، نویسنده کتاب «دزدان دریایی زن: شاهزاده خانم‌ها، روسپی‌ها و دزدان دریایی که بر هفت دریا حکومت می‌کردند»، غیبت زنان را در داستان‌های دزدان دریایی و اسناد تاریخی به عدم هماهنگی زنان دزد دریایی با شخصیت‌پردازی‌های جنسیتی دریا و همچنین انتظارات «سنتی» از زنان نسبت می‌دهد.

دریا از نظر تاریخی به عنوان نیرویی زنانه که می‌تواند آرام، الهی، غیرقابل پیش‌بینی و خطرناک باشد، شخصیت‌پردازی شده است. درنتیجه، مردان مسئول یا به نوعی در چالش برای رام کردن آن بوده‌اند، یک استعاره ادبی که در داستان‌هایی به قدمت «اودیسه» هومر تا رمان کوتاه «پیرمرد و دریا»ی همینگوی در سال ۱۹۵۲ دیده می‌شود. دزدان دریایی زن، شخصیت‌پردازی دریا به عنوان امری زنانه را مختل می‌کنند؛ وقتی زنی بر یک شیء زنانه «تسلط» می‌یابد، چه معنایی دارد؟

دزدان دریایی زن همچنین انتظارات از زنان به عنوان فرزندآور یا لنگرگاه خانه را که مرزهای‌شان محدود به فضاهای خانگی بود، دگرگون کردند. درست مانند مردان، برای زنان دریا به معنای آزادی، بی‌مرز بودن، اکتشاف و رها بودن از هرگونه ثبات یا خانه بود.

52۱- ملکه آرتمیس هالیکارناس

آن‌چه در مورد ملکه آرتمیس از هالیکارناس می‌دانیم از دو متن باستانی برای ما به جا مانده است: «تاریخ هرودوت» و «استراتژی‌های جنگ» اثر پولیانوس. هرودوت به عنوان «پدر تاریخ» شناخته می‌شود، اگرچه اعتبار روایت‌های او مدت‌هاست که مورد سوال قرار گرفته. با این حال، او اهل هالیکارناس بود و با تحسین از آرتمیس نوشت.

آرتمیس، ملکه‌ بیوه‌ی کاریا در جنوب غربی آناتولی بود که از شهر هالیکارناس (بودروم امروزی در ترکیه) بر قلمرو خود حکمرانی می‌کرد. اگرچه کاریایی‌ها یونانی بودند، اما آرتمیس در جریان حمله‌ خشایارشا، پادشاه ایران به یونان در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، فرماندهی پنج کشتی را بر عهده داشت.

طبق روایت هرودوت، آرتمیسیا تنها زنِ عضو شورای جنگ خشایارشا و تنها کسی بود که به او توصیه کرد از نبرد با یونانیان در سالامیس پرهیز کند. با این حال، وقتی خشایارشا تصمیم گرفت به هر قیمتی حمله را آغاز کند، آرتمیسیا با وظیفه‌شناسی ناوگان خود را به دل نبرد برد.

همان‌طور که آرتمیسیا پیش‌بینی کرده بود، یونانیان برای این حمله‌ی دریایی کاملاً آماده بودند. وقتی کشتی‌های ایرانی در تنگه‌ی باریک سالامیس گرفتار شدند، آرتمیس برای فرار، کشتی خود را به یکی از کشتی‌های متحدِ ایرانی کوبید. این کار باعث شد دشمن تصور کند کشتی او یک کشتی یونانی است و به این ترتیب او توانست بدون آسیب از میدان نبرد خارج شود. خشایارشا نیز گمان کرد که او یک کشتی یونانی را غرق کرده است و با تحسین گفت: «مردان من زن شده‌اند و زنان من مرد.»

53

تندیس ملکه توتای ایلیریایی، موجود در موزه اسکندربیگ در کرویه، آلبانی.

منبع: ویکی‌مدیا کامنز

۲- ملکه توتا

دلاوری‌های ملکه توتای ایلیری توسط چندین مورخ باستان، به‌ویژه پولیبیوس، ثبت شده است. او و همسرش، پادشاه اگرون، در حدود سال ۲۳۱ پیش از میلاد بر منطقه‌ی ایلیریا در غرب بالکان حکمرانی می‌کردند. پس از مرگ پادشاه که ظاهراً بر اثر زیاده‌روی در نوشیدن مشروبات الکلی رخ داد، ملکه توتا به نیابت از پسرخوانده‌ی جوانش، پینس، عملاً جانشین او شد. گفته می‌شود یکی از نخستین اقدامات او، اعطای مجوز به تمام کشتی‌های نیروی دریایی برای غارت و سرقت هر آنچه می‌توانستند بود تا غنایم را به ایلیریا بیاورند (دانکامب، ص ۱۵).

ناوگان‌های ملکه توتا سواحل آدریاتیک و ایتالیا را درنوردیدند (دانکامب، ص ۱۶). آن‌ها نه‌تنها به کشتی‌های دشمن، بلکه به متحدان خود نیز حمله می‌کردند؛ هیچ‌کس از گزند آن‌ها در امان نبود. ملکه گاهی خود شخصاً در این یورش‌ها شرکت می‌کرد و رحم و مروتی بیش از زیردستانش نشان نمی‌داد.

در داستانی آمده است که ملکه توتا و کشتی‌هایش با کوزه‌های خالی به شهری رسیدند و درخواست آب کردند. به محض این‌که دروازه‌های شهر باز شد، او و نیروهایش کوزه‌ها را رها کرده و شمشیرهای خود را بیرون کشیدند و حمله‌شان به شهر را آغاز کردند. او به‌سرعت به «وحشت دریای آدریاتیک» شهرت یافت و به خاری در چشم دیگر قدرت‌های مدیترانه تبدیل شد (دانکامب، ص ۱۶).

خدمه‌ ملکه توتا نه‌تنها به کشتی‌های تجاری رومی یورش می‌بردند، بلکه ملوانان آن‌ها را نیز به بردگی می‌گرفتند. در یک مورد، مقامات رومی سفیرانی فرستادند تا از او بخواهند حملاتش به کشتی‌های رومی را متوقف کند، اما او نپذیرفت. بدتر از آن، او یکی از سفیران را به قتل رساند. «وحشت» این ملکه تا سواحل غربی یونانِ امروزی نیز گسترش یافت. یونانیان، با وجود دشمنی با رومیان، به‌طور موقت با آن‌ها متحد شدند تا با تهدید دزدان دریایی ایلیریا مقابله کنند.

دوران قدرت دریایی ملکه توتا زمانی به پایان رسید که رم در سال ۲۲۹ پیش از میلاد علیه ایلیریا اعلان جنگ کرد و شهرهای دیگر را نیز برای پیوستن به این نبرد فراخواند. او به دژ ایلیری «رایزون» (ریسان در مونته‌نگروی امروزی) گریخت و در آن‌جا به همراه اتباع وفادارش به مدت یک سال در محاصره ماند (دانکامب، ص ۱۸). پس از اتمام ذخایر و آذوقه، ملکه تئوتا مجبور به تسلیم شد و رومیان تسلیم او را پذیرفتند.

54_وایکینگ‌ها در حال حرکت به سوی خشکی، اثر فرانک دیکسی، ۱۸۷۳.

منبع: PICRYL

لاگرتا، سپر وایکینگ‌ها

براساس متن تاریخی دانمارکی متعلق به قرن دوازدهم با عنوان «گِستا دانوروم» (Gesta Danorum)، لاگرتا یک «شیلدمِیدِن» (زن جنگجو) در قرن نهم بود؛ زنی وایکینگ که به دلیل مهارت‌های رزمی سرسختانه‌اش در خشکی و دریا شهرت داشت. از او پس از یک حمله مرگبار توسط فری، پادشاه سوئد، به روستای محل سکونتش یاد شده است؛ حمله‌ای که در آن، لاگرتا و سایر زنان به زور در یک فاحشه‌خانه زندانی شدند (دانکام، ص ۲۸). راگنار لودبروک، رهبر دانمارکی، با شنیدن این خبر برای نجات آن‌ها راهی شد. طبق این متن، پس از ورود راگنار، لاگرتا برای جنگیدن در کنار نیروهای او، خود را به شکل مردان درآورد.

در میانه نبرد، لاگرتا به ‌خاطر مهارت‌ها و خشونت جنگی‌اش توجه راگنار را جلب می‌کند؛ آن‌قدر که او از لاگرتا درخواست ازدواج می‌کند. ظاهراً پس از مدتی، راگنار او را ترک کرده و با زنی دیگر همراه می‌شود و به دانمارک بازمی‌گردد. بعدها، او چنان درگیر یک جنگ داخلی می‌شود که از لاگرتا درخواست کمک می‌کند. لاگرتا می‌پذیرد و با ۱۲۰ کشتی‌اش به یاری او می‌شتابد و به پیروزی راگنار کمک می‌کند (دانکام، ص ۲۹).

با این حال، پس از آن‌که امنیت راگنار تضمین شد، لاگرتا «از پشت به او خنجر زد» و ادعای تخت پادشاهی دانمارک را برای خود مطرح کرد. گرچه داستان لاگرتا شباهت‌هایی با افسانه‌های مربوط به الهه نورس، تئوگورد، دارد، اما روایت او نشان می‌دهد که زنان وایکینگ می‌توانسته‌اند رهبرانی موفق در عرصه نظامی باشند.

55

پرتره‌ای از سیده الحُرّه.

منبع: ویکی‌مدیا کامنز

۴. سیده الحره

داستان سیده الحرا در پس‌زمینه سقوط غرناطه در پایان بازپس‌گیری اندلس [اسپانیا] قرار دارد. پس از سقوط شهر، سیده و خانواده‌اش، بنی‌رشید، به شمال آفریقا بازگشتند. خانواده او یکی از بسیاری پناهندگان اندلسی بودند که مجبور به ترک اسپانیا شدند. این تجربه تلخ، سیده را بر آن داشت تا از طریق دزدی دریایی از کشتی‌های اروپایی و مسیحی انتقام بگیرد.

همسر سیده، کاپیتان ابوالحسن المندری، که او نیز پناهنده بود، از سلطان مراکش اجازه گرفت تا در شهر بندری تطوان که مدت‌ها متروکه بود، سکونتگاهی بنا کند (مرنیسی، ۱۹). پس از مرگ او، سیده به مقام بخشدار رسید و بعداً به فرماندار یا حاکم تطوان ارتقا یافت (مرنیسی، ص ۱۸). در سال ۱۵۱۵، او آخرین زن در تاریخ اسلام بود که لقب «الحره» را به دست آورد، به معنای «بانوی شریفی که آزاد و مستقل است؛ زنی که در برابر هیچ مقام برتری سر تعظیم فرود نمی‌آورد» (مرنیسی، ص ۱۱۵).

اطلاعات چندانی درباره سرنوشت بعدی سیده الحُرّه در دست نیست، اما نام او در منابع تاریخی و گزارش‌های ثبت‌شده اسپانیایی و پرتغالی آن دوره به‌کرات دیده می‌شود. درخور توجه است که تقریباً هیچ منبع عربیِ هم‌دوره‌ای، از او نامی نبرده است.

56تصویر لارنس دِ گراف بر روی کارت‌های سیگار قرن نوزدهم.

منبع: ویکی‌مدیا کامنز

۵. آن دِ گراف

آن دِ گراف (Anne de Graaf)، که نسبت به دیگر دزدان دریایی زن آن عصر کمتر شناخته شده است، زنی فرانسوی بود که داستان‌های دزدی دریایی او در جزیره تورتوگا در هائیتی امروزی رخ داد؛ جایی که احتمالاً بین سال‌های ۱۶۶۵ تا ۱۶۷۵ به آن‌جا رسیده بود (دانکام، ص ۹۱). حدس و گمان‌های بسیاری درباره این‌که او چرا و چگونه سر از آن‌جا درآورده، وجود دارد. ممکن است او به عنوان بخشی از گروهی از زنان به آن‌جا فرستاده شده باشد تا مردانِ ساکن آن‌جا را به ماندن و کشاورزی تشویق کنند. با این حال، این احتمال نیز وجود دارد که «آن» به دلیل تن‌فروشی در فرانسه تبعید شده باشد؛ چراکه فرستادن مجرمان، که در آن زمان تن‌فروشان نیز جزو آنان محسوب می‌شدند، به مستعمرات، رویه‌ای معمول بود.

گذشته از شرایط ورودش، وقتی به تورتوگا رسید، با دزد دریایی فرانسوی، پیر لِ لونگ، ازدواج کرد. ظاهراً مدت کوتاهی پس از آن، لِ لونگ توسط دزد دریایی هلندی، لارنس دِ گراف، کشته شد. روایت‌های زیادی در مورد چگونگی پیوند «آن» و «دِ گراف» وجود دارد، یکی از این روایت‌ها به ویژه گمانه‌زنی می‌کند که آن برای انتقام، دِ گراف را به دوئل مرگ دعوت کرد و همین اقدام، دِ گراف را بر آن داشت تا از او درخواست ازدواج کند (دانکام، ص ۹۲). بدین ترتیب، او به «آن دِ گراف» تبدیل شد و در کشتی، به شریک جدید زندگی‌اش پیوست.

58نبرد اسپانیایی‌ها با دزدان دریایی بربری، ۱۶۵۰.

منبع: PICRYL

اگرچه در آن زمان حضور زنان در کشتی‌ها به عنوان یک خرافه رایج، بدشگون تلقی می‌شد، اما گفته می‌شود که «آن» نزد خدمه کشتی دِ گراف بسیار محبوب بود. حتی به او لقب «آن دِو-لو-وُ» (Anne Dieu-le-Veut) یا «خدا چنین می‌خواهد» داده بودند. هر چه «آن» می‌خواست، به دست می‌آورد (دانکام، ص ۹۳). او ظاهراً نه تنها برای کشتی بدیمنی به همراه نیاورد، بلکه به طلسم خوش‌شانسی آن‌ها تبدیل شد.

«آن» در حملات دزدان دریایی (بوکانیرها) به کشتی‌های اسپانیایی مشارکت می‌کرد. بوکانیرها که با دزدان دریایی عادی تفاوت داشتند، برخلاف آن‌ها که بدون تبعیض به هر کشتی‌ای حمله می‌کردند، تنها کشتی‌های اسپانیایی را در دریای کارائیب هدف قرار می‌دادند. ناوگان‌های اسپانیایی نه‌تنها مملو از کالاهای گران‌بها از سراسر جهان بودند، بلکه بسیار کُند حرکت می‌کردند و همین امر، تسخیر آن‌ها را آسان می‌ساخت.

روایت‌ها چنین می‌گویند که وقتی لارنس دِ گراف در نبردی بر اثر اصابت توپِ کشتی اسپانیایی کشته شد، «آن» به عنوان ناخدا فرماندهی کشتی برعهده گرفت. آن نبرد خونین با شکست «آن» به پایان رسید. او و خدمه‌اش اسیر شدند، مشخص نیست که پس از آن سرنوشتش چه شد.

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید