عملیاتی که تکلیف هیتلر را یکسره کرد
در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ [۱۶ خرداد ۱۳۲۳] بیش از ۱۵۶ هزار نیروی آمریکایی، بریتانیایی و کانادایی بزرگترین عملیات آبیـخاکی تاریخ را اجرا کردند.
تقریباً غیرممکن است که بتوان مقیاس تهاجم روز «دی» (D‑Day) را تصور کرد. تنها در یک روز — ۶ ژوئن ۱۹۴۴ [۱۶ خرداد ۱۳۲۳] — بیش از ۱۵۶ هزار سرباز آمریکایی، بریتانیایی و کانادایی بزرگترین عملیات آبی‑خاکی تاریخ را اجرا کردند. برای این عملیات نزدیک به ۷۰۰۰ کشتی و شناورِ پیادهسازی نیرو، بیش از ۲۳۰۰ هواپیما و ۸۶۷ گلایدر به کار گرفته شد.
این تهاجم که با نام «عملیات اورلرد» (Operation Overlord) شناخته میشود، سالها در حال برنامهریزی بود؛ آنقدر طولانی که آلمان فرصت یافت کیلومترها دفاع ساحلی مستحکم بسازد که به مسلسلها، توپخانه سنگین و سامانههای ضدهوایی مجهز بودند. مردان جوانی که به سواحل نرماندی یورش بردند یا پشت خطوط دشمن با چتر نجات فرود آمدند، با برخی از شدیدترین و مرگبارترین نبردهای جنگ روبهرو شدند.
در ادامه ماجرای پنج تن از آنان را میخوانید.

فرانک دویتا
۱. فرانک دویتا: ۱۵ سفر به ساحل اوماها
فرانک دویتا که زاده بروکلین بود، تنها ۱۸ سال داشت که به گارد ساحلی ایالات متحده پیوست، به این امید که جزو اولین کسانی باشد که در میدان نبرد حضور مییابد. در روز «دی» (D-Day)، دویتا خدمه یکی از شناورهای پیادهسازی «هیگینز» بود؛ یکی از هزاران شناوری که سربازان را به ساحل اوماها میرساندند.
وظیفه دویتا پایین آوردن رمپ (سطح شیبدار) شناور بود تا پیادهنظام بتوانند به ساحل یورش ببرند. متأسفانه، بسیاری از سربازان پیش از آنکه حتی از قایق خارج شوند، توسط آتش توپخانه آلمانها کشته میشدند. پس از اولین پیادهسازیِ تکاندهنده، به دویتا پیشنهاد استراحت داده شد، اما او بیدرنگ بازگشت و در همان روز «دی»، ۱۵ بار سفر به ساحل را به انجام رساند.
فرانک در سال ۲۰۲۲ در سن ۹۶ سالگی درگذشت. او یکی از دریافتکنندگان نشان «لژیون دونور» (Légion d’Honneur) فرانسه بود.
۲.جان مار و جان هینچکلیف: پرشی به سوی ناشناخته
چتربازها یکی از خطرناکترین مأموریتهای کلِ نبرد نرماندی را برعهده داشتند. در ساعات اولیه ۶ ژوئن، بیش از ۱۳ هزار چترباز آمریکایی، بریتانیایی و کانادایی بدون دید کافی به آسمان پوشیده از ابر بالای سواحل نرماندی پریدند. مأموریت آنها تصرف شهرها و روستاهای داخل خاک فرانسه و تأمین مسیرهای حملونقل از ساحل بود.
وقتی جان مار و همرزمانش در هنگ ۵۰۷ پیادهنظام چترباز فرود آمدند، در میان زمینهای سیلزده پراکنده شدند؛ در آبهایی که تا گردنشان میرسید. کسانی که خوششانس بودند و پس از فرود جان سالم بهدر بردند و توانستند از آب خارج شوند، باید دوباره دور هم جمع میشدند و با شرایط سخت کنار میآمدند؛ مار نیز در میان آنها بود.
جان هینچکلیف، او هم از اعضای هنگ ۵۰۷، به یاد میآورد که از پنجرههای هواپیمای حامل نیروهای C‑۴۷ «اسکایترِین» بیرون را نگاه میکرد و میدید که آسمان با شلیک ضدهوایی روشن شده است. در دریا نیز «تا جایی که چشم کار میکرد» کشتیها دیده میشدند که برای یورش به نرماندی آماده میشدند.
مار در سال ۲۰۱۵ در ۹۶ سالگی درگذشت و هینچکلیف در سال ۲۰۲۰ چشم از جهان فروبست. هینچکلیف که ۹۹ سال داشت، آخرین بازمانده از ۲۰۰۴ نفرِ هنگ ۵۰۷ بود که در روز «دی» با چتر در نرماندی فرود آمدند. او همچنین نشان «لژیون دونور» فرانسه و سه ستاره برنزی دریافت کرده بود.

گای ویدن
۳. گای ویدن: «این مداخله الهی بود»
گای ویدن چتربازی ۲۰ ساله از لشکر ۱۰۱ هوابرد بود. مانند بسیاری دیگر از کهنهسربازان، او هم نمیدانست چرا از آشوب و هرجومرج روز «دی» جان سالم به در برد، در حالی که بسیاری دیگر چنین شانسی نداشتند. وقتی ویدن از هواپیمای C‑۴۷ خود پرید، هواپیماهایی را دید که سقوط میکردند، گلولههای رسام را که از کنارش عبور میکردند، و خمپارههایی را که آسمان را «مثل چهارم ژوئیه» روشن کرده بودند.
یکی از آن خمپارهها درست جلوی ویدن منفجر شد و او ضربهای شدید بر سینهاش احساس کرد. تکهای ترکش که به اندازهای بزرگ بود که میتوانست او را بکشد، در جلد چرمیِ کتاب دعایی که داخل لباسش گذاشته بود، گیر کرده بود. ویدن میگوید: «این مداخله الهی بود. آدم ناچار است فکر کند که به دلیلی، کسی مراقب من بوده است.»
در ادامه جنگ، ویدن بر اثر موج انفجار یک بمب بهشدت زخمی شد؛ انفجاری که سه نفر از دوستان نزدیکش را کشت. او بارها به یاد آنها میافتاد. میگفت: «خیلی از آنها خیلی زود و در جوانی جان باختند. آنها فرصت کمی برای دیدن زندگی داشتند. تنها کاری که از دستت برمیآید این است که به یادشان باشی.»
ویدن در سال ۲۰۲۲ در ۹۹ سالگی درگذشت.
۴. چارلز نورمن شی: آخرین کهنهسرباز بومی آمریکاییِ بازمانده از روز دی
تا پایان جنگ جهانی دوم، بیش از ۴۴ هزار بومی آمریکایی در ارتش خدمت کردند — که برآورد میشود حدود یکسوم از تمام مردان بومی واجد شرایط بودهاند. در میان آنها چارلز نورمن شی نیز حضور داشت؛ عضوی از قبیله پنوبسکات از ایالت مین. او در ۱۹ سالگی به عنوان امدادگر رزمی نامنویسی کرد و در میان نخستین موج سربازان آمریکایی بود که در ساحل اوماها فرود آمدند.
شی در حالی که از آب به سمت ساحل میدوید، برای لحظهای از صحنههای مرگ و رنجی که اطرافش را فرا گرفته بود، شوکه شد؛ اما خیلی زود به آموزشهایش تکیه کرد. او در ساحل به تعداد زیادی از مجروحان رسیدگی کرد و حتی دوباره به داخل آب رفت تا سربازان زخمیای را که در میان امواج دستوپا میزدند، نجات دهد.
از حدود ۵۰۰ سرباز بومی که در عملیات روز دی شرکت داشتند، شی تنها بازمانده است. او در ۹۹ سالگی کهنهسرباز هر دو جنگ جهانی دوم و جنگ کره به شمار میرود. شی نشان «لژیون دونور» فرانسه و همچنین مدالهای «ستاره نقرهای» و «ستاره برنزی» را به خاطر شجاعت دریافت کرده است.

دیک وینترز
۵. دیک وینترز: قهرمان روز دی که «گروه برادران» را رهبری کرد
در ۶ ژوئن، ستوان یکم دیک وینترز گروه کوچکی متشکل از هفت سرباز را در دو حمله جسورانه در پشت خطوط دشمن هدایت کرد که طی آن دو موضع توپخانه آلمان در ساحل یوتا نابود شد. وینترز بعدها به خاطر «قهرمانی خارقالعاده» در روز دی نشان «صلیب خدمات برجسته» را دریافت کرد، اما این تنها دستاورد او نبود.
در طول جنگ جهانی دوم، وینترز فرماندهی «ایزی کمپانی» (Easy Company) از لشکر ۱۰۱ هوابرد را برعهده داشت؛ واحدی افسانهای که دلاوریهایش در کتاب و مجموعه تلویزیونی «گروه برادران» (Band of Brothers) جاودانه شد. ایزی کمپانی در پیروزی در نبرد بولج نقش داشت، اردوگاه کار اجباری داخائو را آزاد کرد و حتی اقامتگاه کوهستانی آدولف هیتلر در باواریا، موسوم به «آشیانه عقاب» را تصرف کرد.
با وجود همه این افتخارات، وینترز همیشه تأکید میکرد که او قهرمان نیست. وینترز در سال ۲۰۱۱ درگذشت، اما تندیسی از او در نرماندی به عنوان ادای احترام به همه افسران ارتش که در روز دی خدمت کردند، برپا شده است. جملهای از وینترز بر روی این یادبود حک شده است:
«جنگها انسانها را بزرگ نمیکنند، اما بزرگیِ مردان نیک را آشکار میسازند.»
منبع: خبرآنلاین