تصاویر| ۹ حقیقت درباره داریوش بزرگ هخامنشی
داریوش بزرگ یکی از مشهورترین پادشاهان امپراتوری هخامنشی است. او سرزمینهای جدیدی را فتح کرد و زیرساختها و اقتصاد ایران را بازسازی نمود و با این کار، دوران طلایی empire (امپراتوری) را رقم زد.
داریوش بزرگ، رهبری مقتدر و نابغه مدیریت، امپراتوری هخامنشی را در اوج قدرت خود فرمانروا بود. ایران که از بالکان در غرب تا دره سند در شرق گسترده شده بود، بزرگترین امپراتوریای بود که جهان باستان تا آن زمان به خود دیده بود.
داریوش معمار یک تمدن عظیم بود که کاخهای باشکوه بنا کرد و جاده شاهیِ خیرهکننده را ساخت. او با یکپارچهسازی واحد پول و سیستم اندازهگیری در سراسر امپراتوری و بازنگری در نظام حقوقی، اقتصاد را متحول کرد. در اینجا به ۹ حقیقت درباره این شاهنشاه درخشان میپردازیم.

نقشبرجسته داریوش بزرگ، تختجمشید، ۵۰۰ پیش از میلاد
۹. داریوش بزرگ از اصالت و تبار سلطنتی برخوردار بود
داریوش بزرگ، پسر ارشد ویشتاسب بود و در سال ۵۵۰ پیش از میلاد زاده شد. ویشتاسب که خود یک سردار و از اعضای دربار شاهی بود، در دوران کوروش بزرگ و پسرش کمبوجیه، ساتراپ (شهربان) باکتریا (بلخ) نیز بود. داریوش برای کوروش شناختهشده بود؛ طبق افسانهها، کوروش اندکی پیش از مرگش در سال ۵۳۰ پیش از میلاد، رویایی دید. او در خواب دید که داریوش بر جهان حکومت میکند و بیم آن داشت که این نجیبزاده جوان، سودای تصاحب تخت و تاج را در سر داشته باشد. به همین دلیل، ویشتاسب را به ایران بازگرداند تا مراقب پسرش باشد.
با این وجود، داریوش صادقانه خدمت کرد و حتی نیزهدار شخصیِ کمبوجیه شد. هنگامی که کمبوجیه پس از مرگ کوروش بر تخت نشست، داریوش او را در سفر به مصر همراهی کرد. بعدها، داریوش ادعا کرد که تبار خانوادهاش به هخامنش، بنیانگذار دودمان هخامنشی میرسد. داریوش پسرعموی کمبوجیه بود و همین موضوع را دلیلی بر مشروعیتِ حق خود برای رسیدن به پادشاهی میدانست.

نقشبرجسته پیروزی داریوش، کتیبه بیستون، حدود ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد،
به نقل از تلگراف
۸. به قدرت رسیدن او بحثبرانگیز بود
روایت داریوش بزرگ از چگونگی رسیدن خود به تخت پادشاهی، همواره موضوعی بحثبرانگیز و مورد مناقشه بوده است. طبق کتیبه بیستون، زمانی که کمبوجیه و داریوش در مصر بودند، شورشی رخ داد. غاصبی به نام گئوماتا، مردم ایران را فریب داد تا او را به عنوان رهبر خود برگزینند. داریوش ادعا میکند که گئوماتا خود را جایگزین بردیا کرده بود؛ بردیا پسر کوچکتر کوروش و برادر کمبوجیه بود. سپس داریوش میگوید که کمبوجیه، بردیا را مخفیانه به قتل رسانده و این موضوع را از مردم پنهان کرده بود.
کمبوجیه برای مقابله با شورش با عجله به ایران بازگشت، اما در طول سفر، پس از سقوط از اسب، دچار زخمی شد، آن زخم عفونت کرد و باعث مرگ او شد. پس از آن، داریوش و شش نجیبزادهی دیگرِ ایرانی، اتحادی را برای سرنگونی بردیا (یا مدعیِ جای او) تشکیل دادند. آنها آن غاصب را ترور کردند. هنوز مشخص نیست که آیا قربانی آنها واقعاً یک شیاد بود یا درواقع خودِ بردیای واقعی بود.

طرحی از نقشبرجسته تختجمشید که در آن داریوش بزرگ در حال مبارزه با یک کایمرا (موجود افسانهای) است؛
اثر سر رابرت کر پورتر، ۱۸۲۰،
به نقل از آکادمی سلطنتی هنر، لندن
۷. او در رقابت برای رسیدن به تخت پادشاهی تقلب کرد
پس از سرنگونی بردیا، توطئهگران گرد هم آمدند تا تصمیم بگیرند چه کسی پادشاه شود و چگونه امپراتوری را اداره کنند. در حالی که برخی خواهان حکومت اشرافی (الیگارشی) یا جمهوری بودند، داریوش بر برقراری نظام پادشاهی اصرار ورزید و موافقت سایر توطئهگران را جلب کرد. برای انتخاب پادشاه جدید، آنها بر سر یک مسابقه توافق کردند: سپیدهدمِ روز بعد، هر مرد باید بر اسب خود سوار میشد و اسبِ هرکس که با طلوع خورشید زودتر از همه شیهه میکشید، او بر تخت پادشاهی مینشست.
هرودوت، تاریخنگار یونانی، روایت میکند که داریوش به خدمتکار خود دستور داد تا دستش را بر اندام جنسی یک مادیان بمالد. سپس اسببان، اجازه داد تا اسبِ داریوش آن دست را بو کند. اسب داریوش که به شکلی مناسب تحریک شده بود، زودتر از دیگران شیهه کشید. با توجه به اینکه پیروزی او با رعد و برق همراه بود، هیچیک از رقبای دیگر ادعای او را به چالش نکشیدند و داریوش بزرگ بر تخت پادشاهی نشست.

کپی مومی از مهر داریوش بزرگ، قرن ششم تا پنجم پیش از میلاد،
به نقل از موزه بریتانیا، لندن
۶. داریوش نه رقیب شورشی را شکست داد
با این حال، جایگاه داریوش بزرگ به هیچ وجه امن نبود. چندین ساتراپ (شهربان) از پذیرش داریوش به عنوان پادشاه خود خودداری کرده و دست به شورش زدند. پادشاهانی رقیب در سراسر امپراتوری پدیدار شدند که از حمایتهای باقیمانده از بردیا سوءاستفاده میکردند. در بابل، نجیبزادهای که ادعا میکرد از تبار سلطنتی باستان است، خود را «نبوکدنصر سوم» نامید. در عیلام، پادشاه شورشیای به نام «آسینا» قیام کرد و در مصر نیز «پتوباستیس سوم» لقب فرعون را بر خود نهاد و کنترل امور را به دست گرفت.
داریوش و نیروهایش در سراسر امپراتوری به جستوجو پرداختند و با هر شورش به طور جداگانه مقابله کردند. داریوش با ارتشی کوچک اما وفادار در کنار ۱۰،۰۰۰ «جاویدان» و با حمایت چندین نجیبزاده، مخالفان را در هم کوبید. کتیبه او در بیستون اعلام میکند که او در ۱۹ نبرد علیه ۹ رقیب جنگیده و پیروز شده است. پس از سه سال آشوب، جایگاه داریوش به عنوان شاهنشاه تثبیت شد.

سربازان جاویدان از کتیبه (دیوارنگاره) تیراندازان در شوش، حدود ۵۱۰ پیش از میلاد،
به نقل از موزه لوور، پاریس
۵. او مرزهای امپراتوری هخامنشی را گسترش داد
داریوش بزرگ، یکی از بزرگترین پادشاهان ایران، از طریق مجموعهای از لشکرکشیهای نظامی، مرزهای امپراتوری را گسترش داد. پس از سرکوب شورشها در سراسر ایران، داریوش نیروهایی را به سمت شرق و به سوی هند فرستاد. او کنترل دره سند را به دست گرفت و قلمروی ایران را تا منطقه پنجاب گسترش داد. در سال ۵۱۳ پیش از میلاد، داریوش توجه خود را معطوف به سکاییان کرد که مدتها بود مرزهای شمالی ایران را مورد تعرض قرار میدادند. پس از آنکه نیروهای داریوش از دریای سیاه عبور کردند، سکاییان عقبنشینی کردند و در مسیر خود همهچیز را به آتش کشیده و ویران کردند. پارسها که نیروهایشان پراکنده شده بود و نمیتوانستند سکاییان را به میدان نبرد بکشانند، در رود ولگا متوقف شدند. بیماری و قطع شدن خطوط تدارکاتی بهزودی بر آنها اثر گذاشت و داریوش لشکرکشی خود را متوقف کرد.
سپس داریوش تراس را مطیع خود کرد و فرستادگانی را نزد آمینتاس اول، پادشاه مقدونی، فرستاد که او در سال ۵۱۲ پیش از میلاد پذیرفت تا به یک ایالت تحت سلطه تبدیل شود. در غرب، داریوش با منصوب کردن مجموعهای از حاکمان محلی که وفادار به ایران بودند، تسلط خود را بر جزایر یونانی و اژه تثبیت کرد. امپراتوری هخامنشی که از هند در شرق تا مصر در غرب گسترده شده بود، جایگاه خود را به عنوان قدرت برتر منطقه تثبیت نمود.

سکه طلای دَریک، امپراتوری هخامنشی، دوران خشایارشا دوم تا اردشیر دوم، حدود ۴۲۰ تا ۳۷۵ پیش از میلاد،
به نقل از مجموعه کولوسئو
۴. داریوش یک مدیر درخشان بود
اگرچه فتوحات او خیرهکننده بود، اما میراث واقعی داریوش بزرگ در دستاوردهای باورنکردنی او در حوزه مدیریت نهفته است. امپراتوری هخامنشی در اوج شکوه خود، حدود ۵.۵ میلیون کیلومتر مربع از اراضی را در بر میگرفت. داریوش برای سازماندهی این قلمروی وسیع، امپراتوری را به بیست ساتراپی (شهربانی) تقسیم کرد. او برای حکومت بر هر استان، یک ساتراپ منصوب میکرد که در عمل مانند پادشاهی کوچک عمل میکرد. داریوش و مقامات او، باستانخوار (باج) سالانه مشخصی را مختص هر ساتراپی تعیین کردند و از این طریق، سیستم مالیاتی را که در دوران کوروش برقرار بود، اصلاح نمودند.
سپس داریوش به بهبود اقتصاد پرداخت. او یک واحد پول جهانی به نام «دَریک» معرفی کرد که هم به صورت طلا و هم به صورت نقره ضرب میشد. طرح اصلی سکه که پادشاه را در حال دویدن به شکلی چرخشی نشان میداد، در طول ۱۸۵ سالی که دریکها در گردش بودند، تا حد زیادی بدون تغییر باقی ماند.
تعویض دریکها آسان بود و ارزش یکسانی داشتند. این امر جمعآوری درآمدهای مالیاتی از مواردی مانند دام و زمین را تسهیل کرد. داریوش از این فوران ثروت برای تأمین بودجه پروژههای ساختوساز جاهطلبانه خود استفاده کرد. او همچنین نظام وزن و پیمانه را در سراسر امپراتوری استانداردسازی کرد.
علاوه بر این، داریوش نظام حقوقی موجود را بازنگری کرد و مجموعهای جدید و جهانی از قوانین را پدید آورد. او مقامات بومیِ موجود را برکنار کرد و قضات مورد اعتماد خود را برای اجرای قوانین جدید منصوب نمود. در سراسر امپراتوری، مامورانی که به عنوان «چشم و گوش پادشاه» شناخته میشدند، نظارت دقیقی بر زیردستان او داشتند تا هرگونه مخالفت و ناآرامی را ریشهکن کنند.

تختجمشید
۳. او کاخهای عظیم و جادههای شاهی بنا کرد
برای تداوم فعالیت کارآمد امپراتوری هخامنشی، داریوش بزرگ زیرساختهای موجود در ایران را توسعه داد. شاید چشمگیرترینِ این پروژهها، «جاده شاهی» بود. این مسیر عظیم، مسافتی نزدیک به ۱۷۰۰ مایل (حدود ۲۷۰۰ کیلومتر) را از شوش، پایتخت اداری امپراتوری، تا سارد در آسیای صغیر طی میکرد. در طول این مسیر، شبکهای از ایستگاهها در فواصل یک روز سواری برپا شده بود. هر ایستگاه همیشه پیامآوری تازهنفس و اسبی آماده داشت که این امر باعث میشد پیامهای مهم بتوانند بهسرعت در سراسر امپراتوری جابجا شوند.
در شوش، داریوش مجتمع کاخ جدیدی در شمال شهر بنا کرد. بر کتیبههای پیبنای این کاخ، داریوش با افتخار ذکر میکند که مصالح و صنعتگران به کار گرفته شده، از چهار گوشه امپراتوری گرد آمدهاند. آجرها از بابل، چوب سدر از لبنان، و طلا از سارد و باکتریا (بلخ) آمده بودند. نقره و آبنوس از مصر و عاج از نوبیا بر شکوه آن میافزود. گزارش شده است که شوش به اقامتگاه سلطنتی محبوب داریوش تبدیل شد. داریوش همچنین ساخت مرکز سلطنتی عظیم و جدیدی را در تختجمشید آغاز کرد؛ بنایی که یادمانی از شکوه امپراتوری او بود. نقشبرجستههایی که دیوارهای «آپادانا» (تالار بارعام) را پوشاندهاند، نمایندگانی از سراسر امپراتوری را به تصویر میکشند که هدایایی برای پادشاه میآورند.

نقشبرجستهی اهورامزدا، حدود ۵۱۵ پیش از میلاد، تختجمشید،
به نقل از ویکیمدیا کامنز
۲. او در سراسر امپراتوری به مدارای مذهبی باور داشت (و آن را ترویج میکرد)
یکی از ماندگارترین میراثهای کوروش بزرگ، ایجاد فرهنگ مدارای مذهبی در سراسر امپراتوری بود. سرزمینهای فتحشده اجازه داشتند آیینهای بومی خود را حفظ کنند، به شرط آنکه تحت حاکمیت ایران مطیع باقی بمانند. این رواداریِ شگفتانگیز در دوران داریوش نیز ادامه یافت. در سال ۵۱۹ پیش از میلاد، داریوش با احترام به فرمانی که پیشتر توسط کوروش صادر شده بود، به یهودیان اجازه داد تا معبد اورشلیم را بازسازی کنند. در مصر نیز داریوش چندین معبد آیینی ساخت و آنها را مرمت کرد و هنگام تدوین قوانین مصر، با روحانیون آن سرزمین مشورت نمود.
اگرچه مورخان مطمئن نیستند که آیا داریوش به طور رسمی پیرو این آیین بوده است یا خیر، اما زرتشتیگری به دین دولتی ایران تبدیل شد. شخص داریوش یقیناً به اهورامزدا، خدای برتر در پانتئون (مجموعه خدایان) زرتشتی، باور داشت. ارجاعات متعددی به اهورامزدا در بسیاری از بیانیهها و کتیبههای او، ازجمله کتیبه بیستون، وجود دارد. به نظر میرسید داریوش معتقد بود که اهورامزدا حق الهیِ حکومت بر امپراتوری هخامنشی را به او اعطا کرده است.

آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم
به نقل از ایران دیسینیشن
۱. داریوش بزرگ پیش از آنکه بتواند یونان را فتح کند، درگذشت
با توجه به نفوذ ایران بر چندین شهر یونانی و اژه، درگیری با دولتشهرهای نوظهور یونان اجتنابناپذیر به نظر میرسید. در سال ۴۹۹ پیش از میلاد، آرئیستاگوراس، حاکم مستبد مِلِط (میلتوس)، پس از اختلاف با یکی از سرداران منصوبشده توسط داریوش بزرگ، علیه حاکمیت ایران شورش کرد. آرئیستاگوراس به دنبال متحدانی از سرزمین اصلی یونان بود. اسپارتاها (اسپارتیها) مخالفت کردند، اما آتن و اِرِتریا با اعزام نیرو و کشتی و همچنین سوزاندن شهر سارد، موافقت خود را با کمک به او اعلام کردند.
پس از شش سال جنگ، ایرانیان شورشیان را شکست دادند و کنترل منطقه را بازپس گرفتند. داریوش که خشمگین و مشتاق انتقام بود، تلاش کرد تا به یونان حمله کند. در سال ۴۹۰ پیش از میلاد، ایرانیان اِرِتریا را ویران کرده و بازماندگان آن را به بردگی گرفتند. نیروهای داریوش با نگاهی انتقامجویانه به سمت آتن، در ماراتون پیاده شدند. علیرغم اینکه تعداد آنها کمتر بود، یک استراتژی جسورانه به آتنیها و متحدانشان اجازه داد تا ایرانیان را در هم بکوبند و به این ترتیب به اولین حمله پایان دهند.
داریوش سوگند یاد کرد که دوباره تلاش کند و سه سال را صرف آمادهسازی نیروهای خود برای حملهای دیگر کرد. در این دوران، که داریوش در دهه ششم زندگی خود بود، سلامتی او رو به تحلیل رفت. وقوع شورشی دیگر در مصر نیز برنامههای او را به تأخیر انداخت و وضعیت او را وخیمتر کرد. در اکتبر سال ۴۸۶ پیش از میلاد، داریوش بزرگ پس از ۳۶ سال حکمرانی درگذشت و امپراتوری هخامنشی را در دستان پسرش، خشایارشا، باقی گذاشت.
نویسنده: اد هادسدون؛ عضو بنیاد باستانشناسی کانتربری.
منبع: خبرآنلاین