هیتلر چگونه از دل دموکراسی آلمان بیرون آمد؟

هیتلر چگونه از دل دموکراسی آلمان بیرون آمد؟

پیش از انتخاب هوگنبرگ به ریاست حزب، رهبران میانه‌روی DNVP هیتلر را «آشوب‌طلبی» می‌دانستند که باید «با تمام قاطعیت با او مخالفت کرد» اما حالا، هوگنبرگ با هیتلر همکاری نزدیکی می‌کرد

کد خبر : ۳۰۸۱۰۰
بازدید : ۲

در اواخر دهه ۱۹۲۰، عناصر رادیکال کنترل جناح راست سیاست وایمار را به دست گرفتند و پیامدهای فاجعه‌باری را به دنبال داشتند. در ۹ نوامبر ۱۹۱۸ [۱۷ آبان ۱۲۹۷]، جمهوری وایمار از خاکستر شکست آلمان در جنگ جهانی اول سربرآورد.

پس از آن جنگ ویرانگر و بی‌ثمر، نظم کهن امپراتوری سرنگون شد و دموکراسی مشروطه‌خواهی جای آن را گرفت. جناح راست این دموکراسی نوپا از طیف متنوعی تشکیل شده بود؛ از محافظه‌کاران میانه‌رو گرفته تا فاشیست‌های رادیکال و همه طیف‌های بین آن‌ها. با این حال، به‌تدریج در اواخر دهه ۱۹۲۰، افراط‌گرایان با تکیه بر موجی از حمایت مردمی، شروع به گرفتن اهرم‌های قدرت سیاسی کردند.

101

امضای پیمان صلح ورسای، اثر جوزف فینمور، ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ [۶ تیر ۱۲۹۸].

منبع: موزه ملی استرالیا.

جناح راست سیاسی در جمهوری وایمار

شکست نظامی آلمان در سال ۱۹۱۸ روزبه‌روز واضح‌تر می‌شد و هزاران سرباز از جبهه‌ها به خانه بازمی‌گشتند. سپس شورش‌های نیروی دریایی جرقه سلسله‌ای از قیام‌ها را در سراسر کشور زد. مردم از فقر و سختی زندگی خسته شده بودند و بسیاری آماده بودند علیه کسانی که مقصر وضعیت موجود می‌دانستند، دست به انقلاب بزنند.

قیصر گریخت و سیاست‌مداران میانه‌رو و چپ‌گرای حزب سوسیال دموکرات (SPD) موفق شدند کنترل اوضاع را در دست بگیرند. آن‌ها دولت موقت تشکیل دادند، نگارش قانون اساسی دموکراتیک جدید را هدایت کردند و مقدمات برگزاری انتخابات را فراهم آوردند. در ژوئن ۱۹۱۹، دولت جدید آلمان برای پایان دادن به مخاصمات، پیمان ورسای را امضا کرد. این پیمان بار سنگین و تحقیرآمیزی از غرامت‌های جنگی را بر دوش ملت شکست‌خورده گذاشت. از آن پس، جناح چپ برای همیشه با امضای این پیمان بسیار منفور پیوند خورد.

در مقابل، جناح راست سیاسی، جمهوری وایمار را با چپ، با پیمان ورسای و با حس خیانت گره زد. نه‌فقط امضای این پیمان خشم آن‌ها را برانگیخته بود، بلکه شکست پیش از آن را نیز به چپ نسبت می‌دادند. هواداران «افسانه خنجر از پشت» (Dolchstoßlegende) باور داشتند که آلمان نه بر اثر فروپاشی نظامی، بلکه به‌ خاطر خیانت عناصر ناپاتریوت (سوسیالیست) در داخل کشور شکست خورده است.

بنابراین، از همان آغاز، جناح راست آلمان با جمهوری جدید مخالف بود؛ مخالفتی که از بی‌میلی تا نفرت بی‌حد و حصر متغییر بود. گرچه برخی از راست‌گرایان حاضر بودند در چارچوب نظام جدید برای تغییر تلاش کنند، بسیاری دیگر تنها زمانی راضی می‌شدند که این نظام کاملاً برچیده شود.

در دهه ۱۹۲۰، وخامت اوضاع اقتصادی و تورم افسارگسیخته، به رادیکال شدن فضای سیاسی آلمان دامن زد. برای نمونه در سال ۱۹۲۰، ولفگانگ کاپ تلاش ناموفقی برای سرنگونی جمهوری وایمار کرد؛ این اقدام واکنشی بود به تصمیم دولت برای منحل کردن بخشی از فرای‌کورپس‌ها، یعنی گروه‌های شبه‌نظامی راست‌گرای متشکل از سربازان سابق. در سال ۱۹۲۳، آدولف هیتلر نیز اقدام نافرجام خود برای به‌ دست گرفتن قدرت با کودتای میخانه (Beer Hall Putsch) را انجام داد. در همین دوره، اس‌آ (SA)، شاخه شبه‌نظامی حزب نازی، به خیابان‌ها می‌رفت و به حمله به مخالفان سیاسی می‌پرداخت.

102

پوستر انتخاباتی DNVP، حدود سال ۱۹۱۹.

منبع: پوسترهای قدیمی دیوید پولاک.

حزب خلق ملی آلمان (DNVP): عمل‌گراها در برابر بنیادگراها

حزب خلق ملی آلمان (Deutschnationale Volkspartei یا DNVP) در دو سوم از عمر جمهوری وایمار، بزرگ‌ترین حزب جناح راست بود. اما این حزب هرگز یکپارچه نبود و طیف گسترده‌ای از دیدگاه‌های سیاسی را در خود جای داده بود. تاریخ‌نگار هرمان بک میان دو جناح درون این حزب تمایز قائل شده است: «عمل‌گراها» (Pragmatiker) و «بنیادگراها» (Fundamentalisten) (Beck, ۲۰۰۸).

عمل‌گراها می‌کوشیدند اختلاف‌های درونی را تحمل کنند و خواهان مشارکت فعال در دولت بودند. بنیادگراها hingegen با هرگونه مشارکت در حکومت مخالف بودند و هدف‌شان جایگزین کردن دموکراسی با حکومتی اقتدارگرا بود.

این دو گروه بارها با هم درگیر شدند. نمونه بارز آن رأی‌گیری رایشستاگ در سال ۱۹۲۴ درباره طرح داوز (Dawes Plan) بود؛ طرحی مربوط به نحوه پرداخت غرامت‌های جنگی به کشورهای پیروز جنگ جهانی اول. عمل‌گراهای DNVP با رأی موافق خود، همکاران بنیادگرای‌شان را سخت به حیرت انداختند و به تصویب این لایحه جنجالی کمک کردند. از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۸، DNVP ائتلافی سست بود که هم عناصر رادیکال و هم میانه‌رو را در بر می‌گرفت.

سخنرانی زیگفرید فون کاردورف در روز قانون اساسی، ۱۱ اوت ۱۹۲۷ [۱۹ مرداد ۱۳۰۶]، نمایانگر دیدگاه عمل‌گرایان بود. او ملت آلمان را به‌ خاطر آن‌چه تا آن زمان به‌ دست آورده بود و به‌ خاطر تاب‌آوری‌اش در برابر سیاست‌های تنبیهی پیمان ورسای ستود و گفت آلمان «بار دیگر به عاملی مؤثر در سیاست جهانی تبدیل شده است». او همچنین تصریح کرد: «قانون اساسی وایمار آزادترین دموکراسی جهان را به ما بخشیده است».

البته درون DNVP عناصر رادیکالی هم وجود داشتند که می‌خواستند نظام وایمار را سرنگون و قانون اساسی را پاره کنند. اما بخش‌هایی از حزب نیز حاضر به همکاری با دولت بودند. در «سال‌های طلایی» وایمار (۱۹۲۴ تا ۱۹۲۸)، جناح میانه‌رو بر حزب تسلط داشت. این گروه تلاش می‌کرد با استفاده از سازوکارهای دموکراسی، برای سیاست‌هایی که هم برای رأی‌دهندگان و هم برای حامیان ثروتمند حزب اهمیت داشت، مبارزه کند.

103

کیوسک سیار فروش مجله در خیابان اصلی برلین-شونبرگ، ۱۹۲۸.

منبع: تاریخ آلمان در اسناد و تصاویر.

تصرف جناح راست توسط رادیکال‌ها: هوگنبرگ و لیگ پان‌ژرمنی

نیروهای بیرونی کوشیدند DNVP را تصرف کنند، رادیکالیسم خود را به درون حزب منتقل سازند و صداهای میانه‌رو را کنار بزنند. در این میان، گروه فشار فوق‌ملی‌گرای «اتحادیه پان‌ژرمنی» (Alldeutscher Verband یا ADV) نقش تعیین‌کننده‌ای در رادیکال کردن حزب ایفا کرد (Jackisch, ۲۰۱۲). این لیگ به‌تدریج ساختارهای محلی DNVP را نفوذ کرد و کوشید آلفرد هوگنبرگ را به رهبری حزب برساند.

آلفرد هوگنبرگ، غول رسانه‌ای، صنعتگر و از بنیان‌گذاران اتحادیه پان‌ژرمنی بود. برآورد می‌شود که او تا حدود ۳۰ درصد از بودجه DNVP را تأمین می‌کرد. همین امر او را در موقعیتی بی‌بدیل قرار داد تا رهبری حزب را از کنت میانه‌رو، کونو فون وستارپ، بگیرد.

زمانی که DNVP در انتخابات ۱۹۲۸ شکست خورد، بنیادگرایان حزب، این شکست را به میانه‌روها و به سازش‌هایی که با حزب مرکز کرده بودند نسبت دادند. شرایط برای آن مهیا بود که پان‌ژرمن‌ها حزب را به دست بگیرند و رادیکالیسم را به درون آن منتقل کنند.

در جمهوری وایمار، مطبوعات شکوفا و بسیار تأثیرگذار بود. هوگنبرگ بر رسانه‌های راست‌گرا مسلط بود و حتی در رسانه‌هایی که مخاطب بخش‌های دیگر طیف سیاسی داشتند نیز نفوذ داشت. در سال ۱۹۲۹، روزنامه‌نگار اریک شایرر نوشت هوگنبرگ «نه‌فقط در حزب خلق ملی آلمان، بلکه در کل آلمان یکی از قدرتمندترین مردان است».

او افزود که کنترل رسانه و «انجام سیاست خبری به شیوه هوگنبرگ، یعنی حکومت بر مردم». هوگنبرگ شبکه قدرتی ساخته بود که بر «میل به متوسط بودن، فقدان شهامت مدنی، کندذهنی و زودباوری مردم» تکیه داشت (Kaes, Jay & Dimendberg, ۱۹۹۴).

بازوان امپراتوری رسانه‌ای هوگنبرگ به هر رأی‌دهنده و هر عضو DNVP می‌رسید و به گفته خودش، راهی برای «نفوذ به مغز مردم» فراهم کرده بود (Eckert, ۱۹۷۵). با انتخاب هوگنبرگ به ریاست DNVP در اکتبر ۱۹۲۸، موجی از رادیکالیسم به درون حزب سرازیر شد.

104

پوستر مخالف «طرح یانگ» اثر «کمیته رایش برای همه‌پرسی آلمان»، اکتبر ۱۹۲۹.

منبع: تاریخ آلمان در اسناد و تصاویر.

کمپین ضد طرح یانگ

نخستین پروژه بزرگ هوگنبرگ پس از رسیدن به رهبری حزب، کمپین ضد طرح یانگ (Young Plan) و همه‌پرسی پاییز ۱۹۲۹ بود. در سال ۱۹۲۴، رأی‌گیری درباره طرح داوز، DNVP را تا مرز دوپارگی پیش برده بود. هوگنبرگ مصمم بود حزب این‌ بار در موضعی کاملاً مخالف در برابر نسخه بازنگری‌شده آن بایستد. او «جبهه ملی» را با حزب نازی تشکیل داد؛ حزبی که در آن زمان هنوز حاشیه‌ای بود و نفوذ چندانی نداشت.

پیش از انتخاب هوگنبرگ به ریاست حزب، رهبران میانه‌روی DNVP هیتلر را «آشوب‌طلبی» می‌دانستند که باید «با تمام قاطعیت با او مخالفت کرد» اما حالا، هوگنبرگ با هیتلر همکاری نزدیکی می‌کرد و «کمیت Reich برای همه‌پرسی علیه طرح یانگ» را بنیان گذاشت. تحت تأثیر اتحادیه پان‌ژرمنی، DNVP از ائتلاف با احزاب میانه‌روی مرکز-راست دست کشید و پرچم «اپوزیسیون ملی» را برپا کرد.

105

آلفرد هوگنبرگ، ۱۹۳۳. منبع: BnF

تبلیغات این همه‌پرسی، طرح یانگ را «طرح بردگی ملت آلمان» معرفی می‌کرد. از نظر هوگنبرگ و هیتلر، پیمان ورسای گناه نخست بود و طرح یانگ، آن «بردگی» نسبت به قدرت‌های متفق را تداوم می‌بخشید. همه‌پرسی آن‌ها خواستار آن بود که دولت «قانون آزادی» (Freiheitsgesetz) را تصویب کند و رسماً پیمان ورسای را رد نماید.

بند جنجالی این لایحه خواستار زندانی کردن نمایندگانی می‌شد که طرح یانگ را امضا کرده بودند. همین بند، میانه‌روهای DNVP را به‌شدت وحشت‌زده کرد و هرگونه راه بازگشت به همکاری با احزاب میانه‌روی مرکز را مسدود نمود. همچنین نخستین موج خروج نمایندگان میانه‌رو از حزب را برانگیخت.

هرچند همه‌پرسی به حد نصاب لازم نرسید، اما نشان‌دهنده رادیکال شدن آشکار جناح راست جریان اصلی بود. درحالی‌که نیروی رادیکال روزبه‌روز منسجم‌تر می‌شد، میانه‌روها منزوی، پراکنده و ناتوان از مقاومت مانده بودند. یکی از نزدیکان هوگنبرگ در واکنش به خروج میانه‌روها گفت: «خوشبختانه حالا بیرون هستند.» (Jackisch, ۲۰۱۲).

106

رژه یگانی از «اس‌آ» (SA) در نورنبرگ، ۱۹۲۹.

منبع: آرشیو فدرال آلمان.

عقب‌ماندن از حزب نازی و افول DNVP

با ریاست هوگنبرگ بر حزب، اتحادیه پان‌ژرمنی توانست فشار شدیدی بر محافظه‌کاران میانه‌روی درون DNVP وارد کند، آن‌ها را به حاشیه براند و به‌تدریج بیرون براند. در آوریل ۱۹۳۰، یکی از سیاست‌مداران DNVP در نامه‌ای به ADV از مقاله‌ای انتقاد کرد که در نشریه آن منتشر شده بود؛ مقاله‌ای که وستارپ (رهبر جناح میانه‌رو) و یارانش را با یهودا اسخریوطی مقایسه کرده بود. در همین زمان، محافظه‌کاران میانه‌رو در پی نزدیکی با برونینگ، صدراعظم وقت و رهبر حزب مرکز بودند.

اما هوگنبرگ به اتحاد «اپوزیسیون ملی» با هیتلر و حزب نازی کاملاً متعهد مانده بود. او انضباط سخت‌گیرانه‌ای در حزب اعمال کرد و «حزب را به سمت اتحاد نابخردانه‌اش با هیتلر سوق داد» (Meinecke, ۱۹۵۰). این تنش‌ها دومین موج بزرگ خروج نمایندگان میانه‌رو را در پی داشت. در ژوئیه ۱۹۳۰، وستارپ و ۲۱ نماینده دیگر رایشستاگ از DNVP جدا شدند و حضور این حزب در پارلمان بیش از پیش تضعیف گردید (Jones, ۲۰۰۹).

با نزدیک شدن انتخابات ۱۴ سپتامبر، میانه‌روها فرصت چندانی برای تجدید سازمان و تشکیل نیرویی قابل رقابت با رادیکال‌ها نداشتند. آن‌ها در ۳۰ ژوئن حزب جدیدی به نام «محافظه‌کاران خلق» (Konservative Volkspartei) تأسیس کردند، اما «نتوانستند هیچ پیشرفتی کنند... در برابر نفوذ عظیم مطبوعات هوگنبرگ» (Mendelssohn Bartholdy, ۱۹۳۰).

آراء DNVP تقریباً نصف شد و از حدود ۱۴ درصد به ۷ درصد کاهش یافت. اما این سقوط رأی به نفع حزب تازه‌تأسیس میانه‌روها تمام نشد. در عوض، بخش بزرگی از این آراء به متحدان فرضی هوگنبرگ رفت؛ کسانی که او را پشت سر گذاشته و از چپ او عبور کرده بودند.

حزب نازی که در انتخابات ۱۹۲۸ کمتر از ۳ درصد آرا را کسب کرده بود، حال به دومین حزب بزرگ جمهوری وایمار تبدیل شده بود؛ با بیش از ۱۸ درصد آرا و ۱۰۷ کرسی در رایشستاگ. فرآیندی که با هوگنبرگ و پان‌ژرمن‌ها آغاز شده بود، حال به‌ دست هیتلر و جنبش نازی به تکمیل رسید. رادیکالیسم از لبه‌های تند جناح راست به مرکز آن منتقل شد و به جریان مسلط سیاست راست آلمان بدل گردید.

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید