«تیشۀ زیبای 45 هزارساله» که حقیقتی را دربارۀ «نئاندرتالها» فاش میکند
حدود یک قرن پیش، باستانشناسان آمریکایی در جریان کاوش غاری در جنوبغربی فرانسه، مجموعهای از هفت ابزار سنگی شفاف را کشف کردند که به دست نئاندرتالها ساخته شده بود. این کشف در زمان خود شگفتی بسیاری برانگیخت، زیرا برای نخستین بار نشان داد نئاندرتالها برخلاف تصور رایج آن دوران، موجوداتی خشن و کمهوش نبودهاند، بلکه در انتخاب مواد و ساخت ابزارهای خود از دقت، خلاقیت و حتی ذوق زیباییشناختی برخوردار بودهاند.
فرادید| یکی از شاخصترین این آثار، تیشهای از جنس بلور کوهی است؛ ابزاری که از نوعی کوارتز بسیار شفاف ساخته شده و امروزه در موزه ملی باستانشناسی فرانسه نگهداری میشود. این ابزار در سال ۱۹۲۴ در محوطه باستانی ابری دِ مِروِی در منطقه دوردونی فرانسه کشف شد؛ جایی که گروهی از پژوهشگران به سرپرستی باستانشناس آمریکایی جورج مککردی مشغول کاوش بودند.
به گزارش فرادید؛ نئاندرتالها معمولاً ابزارهای خود را از سنگ چخماق میساختند، زیرا این سنگ هنگام شکستن لبههای بسیار تیز ایجاد میکند. اما در شمار اندکی از محوطههای باستانی اروپا، ابزارهایی از بلور کوهی نیز پیدا شده است؛ سنگی کمیاب که تراش آن دشوارتر است و در عوض ابزارهایی شفاف و چشمنواز پدید میآورد.
این تیشه که اندکی رنگ زرد دارد، احتمالاً هم برای تراشیدن و هم به عنوان نوک ابزار به کار میرفته است. باستانشناسان در کنار آن، شش ابزار دیگر و خردهسنگهای فراوانی از همین جنس یافتند که نشان میدهد این ابزارها احتمالاً در همان غار ساخته شدهاند. به احتمال زیاد، بلورهای کوهی از سرچشمههای رودخانهای در نزدیکی محل سکونت نئاندرتالها به آن منطقه منتقل شده بودند.
اگرچه تاکنون سن دقیق این غار مشخص نشده است، اما بر اساس لایههای باستانشناسی، نوع ابزارها و کشف یکی از دندانهای آسیای نئاندرتال، پژوهشگران بر این باورند که این ابزارها بین ۴۵ تا ۸۰ هزار سال پیش ساخته شدهاند.
در زمان کشف این آثار، بیشتر دانشمندان هنوز نئاندرتالها را موجوداتی ابتدایی و فاقد تواناییهای ذهنی پیشرفته میدانستند. این تصور تا حد زیادی از پژوهشی در سال ۱۹۰۹ سرچشمه میگرفت که بر پایه اسکلت یک نئاندرتال سالخورده و مبتلا به آرتروز، تصویری نادرست از این انسان باستانی ارائه کرده بود؛ تصویری که او را موجودی خمیده، کندذهن و شبیه به میمون معرفی میکرد. این برداشت اشتباه حتی تا دهههای اخیر نیز در ذهن بسیاری باقی مانده بود، تا اینکه پژوهشهای ژنتیکی نشان داد نئاندرتالها و انسانهای امروزی با یکدیگر آمیزش داشتهاند و از نظر تواناییهای شناختی نیز بسیار پیشرفتهتر از آن چیزی بودهاند که پیشتر تصور میشد.
اما جورج مککردی همان زمان برداشت متفاوتی داشت. او معتقد بود انتخاب بلور کوهی برای ساخت ابزار، تنها به دلیل کارایی آن نبوده، بلکه نشان میدهد نئاندرتالها زیبایی مواد طبیعی را نیز تشخیص میدادند. به گفته او، هرچند نمیتوان نئاندرتالها را به معنای دقیق کلمه «هنرمند» نامید، اما انتخاب سنگی شفاف و زیبا برای ساخت ابزار ثابت میکند که آنان به شکل، رنگ و کیفیت مواد اهمیت میدادند و از نوعی حس زیباییشناسی برخوردار بودند.
امروزه موزه ملی باستانشناسی فرانسه این ابزار را یکی از مهمترین اشیای مجموعه خود میداند؛ زیرا نتیجهگیریهای پیشگامانه مککردی بر پایه همین یافتهها، راه را برای شکلگیری نگاه امروزی به نئاندرتالها هموار کرد؛ نگاهی که آنها را نه انسانهایی وحشی و نادان، بلکه خویشاوندانی باهوش، خلاق و دارای تواناییهای فنی و فرهنگی قابل توجه میشناسد.