تقلید طنزآمیز از «ایلیاد» هومر همچنان پرطرفدار
محتوای شعر نشان میدهد زمان نوشتن این اثر سالها پس از ایلیاد هومر نوشته شده یا پیشتر خلق شده و ویرایشهای متعددی داشته است. «باتراخمیوماخیا» یک کلمه یونانی مرکب است که از سه عنصر تشکیل شده است: قورباغه، موش و نبرد.
باتراخمیوماخیا Batrachomyomachia (نبرد قورباغهها و موشها) تنها حماسه کامل باقیمانده از یونان باستان، تقلیدی طنزآمیز از ایلیاد هومر است.
به نقل از سایت گریکریپورت، محققان زمان سرودن این اثر را بین قرنهای ششم و چهارم پیش از میلاد یا احتمالا دیرتر میدانند.
محتوای شعر نشان میدهد زمان نوشتن این اثر سالها پس از ایلیاد هومر نوشته شده یا پیشتر خلق شده و ویرایشهای متعددی داشته است. «باتراخمیوماخیا» یک کلمه یونانی مرکب است که از سه عنصر تشکیل شده است: قورباغه، موش و نبرد.
منابع ادبی، تألیف «باتراخمیوماخیا» را به هومر نسبت میدهند؛ زیرا بهنظر میرسد موضوع آن منعکسکننده سبک و مضامین اوست. با این حال، منابع بعدی، این اثر را به نویسندهای به نام پیگرس Pigres اهل هالیکارناسوس Halicarnassus را که در اوایل قرن پنجم پیش از میلاد میزیسته، نسبت میدهند.
از آنجایی که این حماسه از قبل برای پلوتارک شناخته شده بود، محققان عموما آن را در طمره آثار دوره کلاسیک قرار میدهند. طبق مطالعات زبانشناسی، این شعر در قرن سوم یا دوم پیش از میلاد در ایونیا سروده شده است؛ اقلیتی از محققان استدلال میکنند که «باتراخمیوماخیا» خیلی دیرتر در دوران روم، احتمالا توسط لوسیان، طنزپرداز سوری، سروده و بعدا نوشته شده است.
این یک تقلید از داستانهای سفر باورنکردنی است که اغلب بهعنوان نخستین نمونه داستان علمی تخیلی (قرن دوم میلادی) در نظر گرفته میشود.
با این حال، شواهد کافی برای نسبت دادن «باتراخمیوماخیا» به یک زمینه تاریخی خاص وجود ندارد. چه سنت شفاهی تقلید حماسی قبل از دوره آتن وجود داشته باشد و چه نداشته باشد، به نظر میرسد که قراردادهای تثبیتشده اجرا و آهنگسازی بر خلق و ارائه آن تأثیر گذاشته است.
نبرد بزرگ بین قورباغهها و موشها
داستان این اثر از این قرار است که روزی، شاهزاده موش، پسیچارپاکس Psicharpax، برای عبور از برکهای، بر پشت شاه قورباغه، فیزیگناتوس Physignathus، سوار شد؛ وقتی یک مار آبی ناگهان ظاهر شد، فیزیگناتوس وحشتزده به درون آب شیرجه زد و فراموش کرد که پسیچارپاکس به او چسبیده است است. موش نگونبخت که نمیتوانست شنا کند، غرق شد.
از کنار رودخانه، موش دیگری شاهد این فاجعه بود و با عجله به بقیه خبر مرگ شاهزادهشان را داد. موشها که از اینکه پادشاه قورباغهها اجازه داده بود رهبرشان غرق شود، خشمگین شده بودند، قاصدی را نزد قورباغهها فرستادند تا اعلام جنگ کند. قورباغهها نیز به نوبه خود، پادشاه خود را که هرگونه خطایی را انکار میکرد، سرزنش کردند.
زئوس، با مشاهده قریبالوقوع بودن جنگ، پیشنهاد داد که خدایان جانبداری کنند و بهطور خاص از الهه آتنا خواست تا به موشها کمک کند. آتنا امتناع کرد و توضیح داد که هر دو طرف به او ستم کردهاند و عاقلانهتر این است که خدایان بیطرف بمانند و فقط تماشا کنند. وقتی دو قبیله در نبرد با هم درگیر شدند، در ابتدا موشها بر قورباغهها غلبه کردند. خدایان المپ بار دیگر گردهم آمدند و الهه هرا از زئوس خواست تا برای جلوگیری از خونریزی مداخله کند. سپس زئوس دستهای از خرچنگها را فرستاد تا قورباغهها را از نابودی نجات دهند؛ خرچنگهای زرهپوش موشها را عقب راندند و جنگ سرانجام به پایان رسید.
پارودی (تقلید طنزآمیز) یونانی باستان از «ایلیاد» هومر
بررسی دقیق این اثر طنزآمیز یونانی باستان، شباهتهای آشکاری را در زبان و مضامین آن با آثار هومر، بهویژه «ایلیاد»، آشکار میسازد. این شعر جنگی میان دو سپاه از سرزمینهای گوناگون را به تصویر میکشد، شامل شاهزادگان و پادشاهان است؛ دلیلی شرافتمندانه برای نبرد موشها ارائه میدهد، صحنههای نبرد را با جزئیات عریان و تکاندهنده ترسیم میکند و بر پادشاهی متمرکز است که مسئول بدبیاریها شناخته میشود.
همانند «ایلیاد»، این اثر طنزآمیز نیز دربردارنده شجرهنامه شخصیتهای اصلی، سخنرانیهای پرطمطراق، اعمال قهرمانانه، شورای خدایان و مداخله خدایان یونانی است. حتی اشارهای مستقیم به هومر نیز در آن وجود دارد: نام پدر قورباغه «پلئوس» است، درست همانند نام پدر آشیل.
این شعر حماسی-فانتزی از ۳۰۳ بیت با سبک حماسی رایج تشکیل شده و پیرنگ آن بر محور دوستی میان شاهزاده قورباغهها، «فیسیگناتوس» (به معنای آرواره بادکرده) و پادشاه موشها، «سیکارپاکس» (به معنای دزد خردهنان) است. اگرچه این اثر آشکارا با هدف خلق یک پارودی طنزآمیز سروده شده، اما توجه پژوهشگران و تحلیلگران بسیاری را به خود جلب کرده است.
نام شخصیتها بهویژه مضحک و خندهدار است. در میان موشها نامهایی همچون «آرتهپیبولوس» Artepibulus (به معنای کسی که برای نان کمین میکند)، «آرتوفاگوس» Artophagus (نانخوار)، «لیکومیل» Lichomyle (به معنای لیسنده سنگ آسیاب)، «لیکوپیناکس» Lichopinax (ظرفلیس)، «مریدارپاکس» Meridarpax (رباینده سهم غذا)، «پترنوگلیفوس» Pternoglyphus (پاشنهلیس)، «تیروگلیفوس» Tyroglyphus («پنیرلیس») و چندین نام دیگر به چشم میخورد.
قورباغهها نیز نامهای طنزآمیزی دارند، از جمله «بوربوروکویتس» Borborocoites (خفته در گلولای)، «کراوگاسیدس» Craugasides (قورقورکننده گرفتهصدا)، «هیدروکاریس» Hydrocharis (به معنای کسی که از آب لذت میبرد)، «لیمنیسیوس» Limnisius (به معنای متعلق به دریاچه)، «لیمنوکاریس» Limnocharis (به معنای کسی که از دریاچه لذت میبرد)، «پلوباتس» Pelobates (رهرو گلولای) و «پراسوفاگوس» Prassophagus (ترهفرنگیخوار) و نامهای دیگر.
تحلیل پژوهشگران و خاستگاه اثر
در روایت داستان تناقضهایی وجود دارد؛ برای نمونه، بازگشت مجدد جنگجویانی که پیشتر در نبرد کشته شده بودند. برخی از محققان پیشین این را به بیدقتی هومر نسبت میدادند - استدلالی که اکنون تا حد زیادی رد شده است - درحالی که برخی دیگر معتقدند که باتراخمیوماخیا بهعنوان نوعی نقد ادبی جدی در نظر گرفته شده بود.
پروفسور متیو هاستی از کالج سنت جان، آکسفورد، بعد دیگری به تحلیل شعر اضافه میکند. او مشاهده میکند که این اثر شامل مضمون رستاخیز است؛ زیرا شاهزاده موش، پسیچارپاکس، که غرق شده بود، بعدا دوباره ظاهر میشود و در نبرد میجنگد. مشابه آن، جنگجوی موش، لیچنور و جنگجوی قورباغه، پراسیوس، هر دو در نبرد میمیرند اما متعاقبا زنده و بدون آسیب بازمیگردند.
دیگر محققان این شعر را صرفا برای سرگرمی تفسیر میکنند. این اثر گاهی اوقات بسیار کمدی است و برخی معتقدند که از افسانههای حیوانات ازوپ الهام گرفته شده است. این اثر فانتزی - حماسی عناصر متعددی از جمله افسانههای حیوانات، حماسههای تقلیدی حیوانات، زبان تراژدی و کمدی، شعر حماسی سنتی و اسطوره را در هم میآمیزد.
دکتر لارنس بلیکز از دانشگاه واشنگتن معتقد است که باتراکمیومیوماچیا در درجه اول بهعنوان تسکینی طنزآمیز از جدیت حماسههای هومری در نظر گرفته شده بود. درباره منشا آن، او پیشنهاد میکند که در آتن، احتمالا برای جشنواره پاناتنایای بزرگ، سروده شده است.
بیشتر محققان موافقند که اشعاری مانند باتراکمیومیوماچیا احتمالا دارای یک سنت اجرایی بوده است، اگرچه اتفاق نظر وجود دارد که این شعر خاص مستقیما از چنین زمینهای گرفته نشده است. نمونه دوم چنین سبک تقلید حماسی، گالئومیومیوماچیا Galeomyomachia به معنای «جنگ راسو و موشها» است. این شعر که از نظر سبک مشابه باتراکمیومیوماچیا است، متعلق به دوره کلاسیک است، اگرچه تاریخ و نویسنده آن مشخص نیست و تنها بخشهایی از شعر باقی مانده است.
منبع: ایسنا