خاطرات ناصرالدین شاه در فرنگستان؛ «اینقدر زن خوشگل نمیدانم از کجا آمده است»

خاطرات ناصرالدین شاه در فرنگستان؛ «اینقدر زن خوشگل نمیدانم از کجا آمده است»

در اینجا گزیده‌ای از خاطرات یک روز از اولین سفر ناصرالدین شاه قاجار به فرنگ را مطالعه خواهید کرد. خاطره‌ای که در اینجا نقل شده مربوط به حضور ناصرالدین شاه در کشور اتریش (نمسه) و سفر به سوی شهر وین است.

کد خبر : ۳۲۰۵۸۱
بازدید : ۲۹

فرادید| امروز با راه‌آهن هفت ساعت راه است تا به شهر وینه، ناهار را توی کالسکه خوردم، در بین ناهار خوردن در جایی ایستادیم. صدراعظم پیغام فرستاده بود که حاکم سالزبورگ می‌خواهد مرخص شده برود. گفتم من ناهار می‌خورم، حاکم برود، عذر بخواهید. بعد یحیی‌خان هم آمد اصرار کرد. من حقیقتاً به یحیی‌خان کج‌خلق شدم و دست چرب برخاسته دم کالسکه رفتیم، حاکم را دیدم، گورش را گم کرد رفت، باز آمدم به ناهار خوردن. بعد راندیم.

به گزارش فرادید؛ صحرا و زمینهای امروز کوه بزرگ ندارد، اما طرفین راه همه پست و بلندیهای خوب دارد، تپه‌های قشنگ، سبز، خرم، پرجنگل، سرو و کاج. بعضی جاها که زراعت بود تازه چیده بودند، زرد بود و رنگ زرد توی چمنهای سبز و جنگل عالمی داشت. . .

. . . بسیار راه باصفایی بود. هوا هم گاهی ابر بود، باد خنکی هم می‌آمد، چندان گرم نبود. در استاسیون‌ها کالسکه می‌ایستاد، همه جا سرباز نظام، موزیکان، مستقبلین و غیره بودند. در شهر لنز کالسکه‌ها ایستادند. دم استاسیون زن و مرد زیادی جمع بودند، پایین آمده قشون را دیدم. بعد رفتم توی اطاقی که برای من معین کرده بودند برای ناهار، من که ناهار خورده بودم. سایر مردم هم همه رفتند به ناهار خوردن. من آنجا خیلی معطل شدم، عجب زنهایی دارد این مملکت که در هیچ جای دنیا دیده نشده است. دیگر حسن و قشنگی و مقبولی از مملکت نمسه (اتریش) بالاتر در جایی نیست. آدم این زنها را می‌دید بی‌اختیار دیوانه می‌شد. خلاصه بر پدرشان لعنت که همه را دیوانه کردند.

بعد که مردم ناهار خوردند رفتیم به کالسکه و راندیم. حالت صحرا همه جا همانطور بود که نوشته بودیم، بلکه بهتر می‌شد. به یک شهر کوچکی رسیدیم که اسمش کمل‌باش است، قدری که از اینجا گذشتیم، رودخانه عظیم دانوب در سمت دست چپ دیده شد. قدری با رودخانه رفته بعد رودخانه ماند در دست چپ و دور شد، دیگر دیده نشد. بعد از این شهر به شهر سنت‌پولتن رسیدیم. در روی کوهی که وسط شهر است عمارت و کلیسا و مدرسه بسیاربسیار خوشگل عالی بنا دیده شد که کشیشها آنجا هستند و مال آنهاست. بسیار خوب جایی بود و چشم‌انداز بسیار خوبی باید داشته باشد.

کم‌کم که نزدیک شهر وین می‌شدیم شهرها و آبادیهای بسیار خوب و خانه‌های بسیاربسیار عالی ییلاقی در دره‌ها و دامنه کوههای جنگلی و جاهای بسیار باصفا دیده می‌شد. و وضع خانه‌ها را بسیار با سلیقه ساخته بودند. رودخانه‌های خوب دیده می‌شد. آنقدر زن خوشگل سر راهها دیده شد که به حساب نمی‌آید، معرکه غریبی بود، این قدر زن خوشگل نمی‌دانم از کجا آمده است. لاالله‌الاالله.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید