کنترل زندگی در زمان جنگ و ناامنی: درس‌های دیل کارنگی برای حفظ آرامش

کنترل زندگی در زمان جنگ و ناامنی: درس‌های دیل کارنگی برای حفظ آرامش

این روزها که اخبار جنگ، ذهن را بمباران می‌کند مسأله بسیاری از ما حفظ آرامش و کنترل زندگی مان است. دیل کارنگی، نویسنده شهیر در کتاب «آیین زندگی» هفتاد سال پیش راه حلی ارائه کرد. راهکارهایی بر اساس تجربیات واقعی هزاران انسان در زمان جنگ و دستورالعملی برای تاب‌آوری در بحران‌ها.

کد خبر : ۲۹۱۱۴۹
بازدید : ۶

این روزها، زندگی برای بسیاری از ما معنای تازه‌ای پیدا کرده است. معنایی که با زمزمه نگرانی پشت هر خبر، با انتظار برای شنیدن صدای انفجار، و با بهت پس از هر بمباران گره خورده است.

وقتی شب از راه می‌رسد، سایه ترس پررنگ تر می شود. چرخه خبری بی‌امان، تصاویر ویرانی و دلهره را به خانه‌های ما می‌آورد و حسرت روزهایی را زنده می‌کند که آرامش، آن کالای کمیاب امروز، برایمان عادی بود.

در این میان، به راحتی می‌توان احساس کرد برگ بی‌پناهی هستیم که از سوی نیروهایی بسیار فراتر از کنترل ما به این سو و آن سو پرتاب می‌شویم. این احساس درماندگی، اگر مهار نشود، می‌تواند فلج‌کننده باشد. اما آیا واقعاً راهی برای  حفظ آرامش و بازپس‌گیری کنترل زندگی  در این شرایط طاقت‌فرسا وجود دارد؟

آیین زندگی در روزهای بحرانی: درس‌های دیل کارنگی برای عبور از ناامنی

2

شاید بسیاری از ما  کتاب کلاسیک دیل کارنگی، با عنوان "آیین زندگی" (چگونه نگرانی را متوقف کنیم و زندگی را شروع کنیم)، را خوانده باشیم. اما بازخوانی این اثر در این شرایط حمکتی به دست می دهد، که بسیار کمک کننده است.

این کتاب مجموعه‌ای از اقدامات عملی فردی را به ما نشان می‌دهد که می‌توانیم نه فقط برای زنده ماندن، بلکه برای بازپس‌گیری کنترل و یافتن مقدارى آرامش، حتی در این شرایط بحرانی انجام دهیم.

فلسفه کارنگی که از مشاهده افراد بی‌شماری در حال عبور از بحران‌های شخصی و حرفه‌ای شکل گرفته، به طرز قابل توجهی برای اضطراب جمعی دوران ما قابل استفاده است.

با به کارگیری این اصول، می‌توانیم انعطاف‌پذیری درونی خود را تقویت کرده و با وضوح و هدفی بیشتر، در طوفان‌های جنگ و ناامنی حرکت کنیم.

4 راهکار طلایی از کتاب «آیین زندگی» برای کنترل ذهن در روزهای ناامنی و بحران

3

۱. همین امروزتان را دریابید

اساسی‌ترین گام برای به دست گرفتن کنترل، محدود کردن زندگی‌تان به تنها بازه زمانی‌ای است که واقعی و قابل مدیریت است: امروز.

کارنگی مفهوم "زندگی در بخش‌های روزانه" (Day-tight Compartments) را معرفی می‌کند که از بخش‌های ضد آب در کشتی‌ها الهام گرفته شده است. اگر قسمتی از یک کشتی دچار نشت شود، می‌توان درهای ضد آب را بست، آسیب را مهار کرد و کشتی را شناور نگه داشت.

در زمان جنگ و ناامنی، ذهن ما به دو جهت مخرب کشیده می‌شود:

توقف در گذشته:  ما برای یک "عصر طلایی" از امنیت و عادی بودن که اکنون از دست رفته، سوگواری می‌کنیم و خود را با "ای کاش"ها و حسرت‌ها عذاب می‌دهیم.

ترس از آینده:  ما غرق اضطراب در مورد آنچه ممکن است بعداً رخ دهد—حملات بیشتر، فروپاشی، یا آسیب دیدن عزیزان مان—می‌شویم.

کارنگی استدلال می‌کند که ما نمی‌توانیم در گذشته یا آینده زندگی کنیم. تلاش برای انجام این کار فقط جسم و ذهن ما را نابود می‌کند. او یک قانون عملی و قدرتمند ارائه می‌دهد:

"همین امروزتان را دریابید. درهای آهنی را بر روی گذشته و آینده ببندید. در لحظه حال زندگی کنید."

چگونه امروز آن را به کار بگیریم:

آیین صبحگاهی:  هر روز را با بستن آگاهانه درب بر روی نگرانی‌های دیروز و خودداری از نگاه کردن به ترس‌های فردا شروع کنید. به خود بگویید،  "امروز یک زندگی جدید است."

قیاس با ساعت شنی:  همانطور که یک پزشک ارتش به سربازی که از خستگی نبرد رنج می‌برد توصیه کرد، به زندگی خود مانند یک ساعت شنی فکر کند. هزاران دانه شن در قسمت بالایی وجود دارد، اما تنها یک دانه می‌تواند در یک لحظه از دهانه باریک عبور کند.
اگر سعی کنید بیش از یکی را عبور دهید، ساعت شنی را می‌شکنید. وظایف و نگرانی‌های شما نیز همین‌طور هستند.

روی این تمرکز کنید که فقط یک دانه شن—یک وظیفه، یک لحظه—را در یک زمان از دهانه عبور دهید.

این کار از احساس طاقت‌فرسای "آشفتگی درهم‌وبرهمی" که منجر به فروپاشی می‌شود، جلوگیری می‌کند.

با متمرکز کردن انرژی خود برای ساختن این روز به بهترین شکل ممکن، پایه‌ای محکم از پیروزی‌های کوچک و لحظات آرامش می‌سازید که هرج‌ومرج بزرگ‌تر نمی‌تواند آن را از بین ببرد.

۲. "فرمول جادویی" را برای حل نگرانی به کار بگیرید

وقتی یک نگرانی خاص شما را درگیر می‌کند—در مورد امنیت، امور مالی یا آینده‌تان—مانند مهی فلج‌کننده است.

کارنگی یک "فرمول جادویی" سه مرحله‌ای و مستقیم از مهندس ویلیس اچ. کرییر ارائه می‌دهد تا آن مه را بشکافد و حس عاملیت را بازگرداند.  وقتی با یک موقعیت ناراحت‌کننده مواجه شدید، این کار را انجام دهید:

مرحله اول:  از خود بپرسید، "بدترین چیزی که ممکن است رخ دهد چیست؟ "
موقعیت را بی‌باکانه تحلیل کنید. آیا اسیر می‌شوید؟ آیا می‌میرید؟ در بیشتر موارد، "بدترین حالت" یک ضرر قابل مدیریت است—یک شکست مالی، تغییر شغل، یا آسیب. با خود کاملاً صادق باشید.

مرحله دوم:  اگر لازم باشد، خود را برای پذیرش آن بدترین حالت آماده کنید.
این کلیدی است که قفل ذهنی شما را باز می‌کند. همانطور که  فیلسوف چینی، لین یوتانگ، گفت: "آرامش واقعی ذهن از پذیرش بدترین حالت ناشی می‌شود. از نظر روانشناسی، به معنای رهاسازی انرژی است. "

با گفتن "بسیار خوب، من می‌توانم از عهده آن برآیم"، از مبارزه با یک خیال دست می‌کشید و پاهای خود را روی زمین محکم قرار می‌دهید.

مرحله سوم:  از آن نقطه به بعد، با آرامش تمام وقت و انرژی خود را صرف بهبود بخشیدن به همان بدترین حالتی کنید که پذیرفته‌اید.

کارنگی توضیح می‌دهد که نگرانی توانایی تمرکز ما را از بین می‌برد. وقتی بدترین سناریو را بپذیرید، آن تصورات مبهم و فلج‌کننده را حذف کرده و ذهن خود را برای تفکر سازنده در مورد چگونگی کاهش آسیب یا حتی تغییر وضعیت آزاد می‌کنید. شما از حالت وحشت به حالت حل مسئله حرکت می‌کنید.

چگونه امروز آن را به کار بگیریم:

ترس خود را مشخص کنید:  آیا از دست دادن عزیزان، آسیب یکی از اعضای خانواده، یا یک حس کلی خطر است؟

بدترین حالت را تعریف کنید : اگر آن ترس به حقیقت بپیوندد، بدترین پیامد واقعی چیست؟ (مثلاً "اگر خانه ام را از دست بدهم، بدترین حالت این است که به آپارتمان ارزان‌تری نقل مکان کنیم.") آیا واقعاً چیزی است که نتوانید از آن جان سالم به در ببرید؟

بپذیرید و بهبود بخشید:  وقتی آن احتمال را از نظر ذهنی پذیرفتید، می‌توانید بپرسید، "بسیار خوب، من الان چه کاری می‌توانم انجام دهم تا از این اتفاق جلوگیری کنم؟ شاید در این شرایط بی عملی بهترین کار باشد. دستکم این لحظه در کنار عزیزانم با قدرشناسی زندگی کنم.

این فرمول شما را از یک قربانی منفعل نگرانی به یک عامل فعال در زندگی خود، حتی در مواجهه با مصیبت احتمالی، تبدیل می‌کند.

۳. با اجتناب‌ناپذیر همکاری کنید

گاهی اوقات، بدترین حالت قبلاً رخ داده است. جنگی آغاز شده است. یکی از عزیزان آسیب دیده است. یک بحران مالی رخ داده است. در این لحظات، مبارزه با واقعیت دستور العملی برای بدبختی است.

کارنگی از حکمت آرتور شوپنهاور بهره می‌گیرد:  "یکی از علل اصلی ناخوشی، تلاش برای مقاومت در برابر اجتناب‌ناپذیر است."

او ما را ترغیب می‌کند که یاد بگیریم با اجتناب‌ناپذیر همکاری کنیم. این به معنای تسلیم منفعلانه یا دست کشیدن از تلاش نیست.

این یک تصمیم آگاهانه است که انرژی خود را برای نبردی که نمی‌توانید در آن پیروز شوید هدر ندهید، تا بتوانید از آن انرژی برای ساختن زندگی در درون واقعیت جدید استفاده کنید.

چگونه امروز آن را به کار بگیریم:

واقعیت جدید را بپذیرید:  اگر امروز وضعیت خطرناک‌تر شده است، آن واقعیت را بپذیرید. انکار آن یا مدام در برابر آن نگران و مضطرب بودن، فقط بر رنج شما می‌افزاید.

انرژی خود را متمرکز کنید:  به جای نگرانی در مورد خود ناامنی، توجه خود را به چیزهایی معطوف کنید که در آن محیط ناامن می‌توانید کنترل کنید.

چگونه می‌توانید خانه خود را امن‌تر کنید؟ یا پیوندهای اجتماعی خود را تقویت کنید؟ و با وجود این شرایط، لحظات شادی را پیدا کنید؟

رهاسازی انرژی:  همانطور که پذیرش بدترین حالت انرژی را برای حل مسئله آزاد می‌کند، پذیرش یک موقعیت غیرقابل تغییر نیز انرژی را برای زندگی کردن آزاد می‌کند.

این به شما اجازه می‌دهد از حالت ترس به حالتی از سازگاری مقاوم در برابر مشکلات حرکت کنید.

۴. خود را مشغول نگه دارید تا نگرانی را از ذهن بیرون کنید

ناامنی می‌تواند در ذهن ما خلأ ایجاد کند و طبیعت از خلأ بیزار است. اگر ذهن خود را با فعالیت سازنده پر نکنیم، با ترس و نگرانی پر خواهد شد.

کارنگی به یک حقیقت روان‌شناختی اساسی اشاره می‌کند: "محال است که یک انسان بتواند در یک زمان، به طور خلاقانه و سازنده به دو چیز مختلف فکر کند." شما نمی‌توانید همزمان هم درگیر یک کار معنادار باشید و هم غرق ترسی فلج‌کننده.

دیل کارنگی در کتابش داستان مردی را تعریف می‌کند که دچار فروپاشی عصبی شده بود. وقتی پیش دکتر رفت، پزشک به او گفت:  "این را درک کن که اگر ذهن آدم کاملاً درگیر یک کار جذاب و شیرین شود، دیگر جایی برای نگرانی و ترس در آن باقی نمی‌ماند. هیچ چیز نمی‌تواند آرامش ذهنی را که کاملاً مشغول است، بر هم بزند ."

به گفته ویلیام جیمز، روانشناس معروف، این روش همان "درمان قطعی نگرانی" است. یعنی وقتی ذهن خود را با کاری که دوست دارید یا برایتان مهم است، پر کنید، دیگر فضایی برای فکر کردن به ترس‌ها و اضطراب‌ها باقی نمی‌ماند.

به زبان ساده‌تر:  تا وقتی ذهنت درگیر یک کار مفید یا جذاب باشد، فرصت نمی‌کند مدام نگران بمباران، جنگ یا آینده باشد. مشغول بودن، بهترین داروی آرامش است.

چگونه امروز آن را به کار بگیریم:

یک "لیست کارها" ایجاد کنید:  روز خود را با هدف برنامه‌ریزی کنید. داشتن یک برنامه از سرگردانی ذهن به سمت افکار مضطرب جلوگیری می‌کند.

در کار معنادار شرکت کنید : چه شغل شما باشد، چه داوطلب شدن برای کمک به دیگرانی که از بحران آسیب دیده‌اند، چه یادگیری یک مهارت جدید، یا حتی انجام یک پروژه خانگی، کاری را پیدا کنید که نیازمند توجه شما باشد و به شما حس موفقیت بدهد.

منتظر الهام نمانید : هر چه بیشتر مشغول حل مشکلات خود و کمک به دیگران باشید، زمان و انرژی کمتری برای نگرانی خواهید داشت. عمل، پادزهر اضطراب است.

4

جمع بندی

زمان‌های جنگ و ناامنی فراگیر،  آزمایش نهایی قدرت درونی ما  هستند.

در حالی که نمی‌توانیم اقدامات ارتش‌ها یا تصمیمات دولت‌ها را کنترل کنیم، می‌توانیم، همانطور که دیل کارنگی به ما نشان می‌دهد،  کنترل کامل واکنش‌های ذهنی و عاطفی خود  را به دست بگیریم.

با یادگیری زندگی در لحظه حال،  رویارویی با بدترین ترس‌های خود با یک برنامه، پذیرش آنچه نمی‌توانیم تغییر دهیم، و نگه داشتن ذهن خود درگیر فعالیت،  نه فقط از طوفان جان سالم به در می‌بریم—بلکه یاد می‌گیریم که در آن حرکت کنیم.

ما سکان زندگی خود را، یک روز در میان، بازپس می‌گیریم و ثابت می‌کنیم که امنیت واقعی فقدان خطر نیست، بلکه وجود انعطاف‌پذیری و تاب‌آوری است.

منبع: عصر ایران

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید