مهدی هاشمی: هنوز به ایدهآلم در بازیگری نرسیدهام

مهدی هاشمی با بیان اینکه مدافع هر نقشی است که آن را بازی میکند گفت، هنوز به ایدهآلهایش در بازیگری نرسیده است.
مهدی هاشمی، بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون که نقشهای ماندگاری را در فیلمها و سریالهایی همچون «زرد قناری»، «همسر»، «دو فیلم با یک بلیت»، «خانه پدری» و «سلطان وشبان» به جا گذاشته، روز گذشته ششم شهریورماه کارگاهی را با هدف صحبت از تجربههای بازیگریاش برگزار کرد.
او در این کارگاه به بیان سختیهای حرفه بازیگری پرداخت و ضمن بیان خاطراتی از برخی همکارانش همچون بهرام بیضایی و زندهیاد فتحعلی اویسی از بعضی نقشها و نیز آرزوهایش سخن گفت.
در این گزارش برخی نکات و صحبتهای این بازیگر برای دوستدارانش و نیز برای علاقهمندان به بازیگری منتشر میشود.
* بازیگری حرفه سختی است. ممکن است صد نفر همزمان به این حرفه علاقمند باشند اما از بین آنها یک نفر هم بازیگر نشود. من معتقدم در این کار شخصیت و خاص شدن بسیار مهم است. چیزی که از ابتدا به ما آموزش دادند.
*هر بازیگری باید فردیت و شخصیت خاص خود را داشته باشد زیرا به این مشخصه مهم حتی در جامعه هم نیاز دارند.
* قبل از بازیگری اینکه از کجاها رد شدهاید، چه کارهایی انجام دادید و چه چیزهایی دیدهاید و چرا میخواهید بازیگر شوید، مهم است، به عنوان مثال اغلب نمایشنامههای ژان ژونه نویسنده فرانسوی به مسیر زندگیاش مربوط بوده است.
* بازیگران نقش اصلی نماینده طرز تفکر کارگردانها هستند. یک بازیگر باید چهرهای از خود در فیلمها ارائه دهد که وقتی مخاطب او را روی پرده سینما میبیند، شخصیت مورد نظر در ذهنش را ببیند و آن را باور کند.
* تئاتر و سینما با هم بسیار تفاوت دارند. در تئاتر بخش زیادی از انرژی بازیگر صرف نمایشگری میشود. درحالیکه در سینما نباید بازی کنید بلکه باید نقش را طراحی کنید، همان طور که آلن دلون هیچ وقت جایزه نگرفت اما در همه نقشها خط یک دستی داشت. من معتقدم برای هر بازیگری خط شخصیت بسیار مهم است. در تئاتر احساسات خود را بیرون میریزیم و برجسته نمایش میدهیم، اما در سینما در کادر دوربین احساسات را مخفی میکنیم.
* از بازیهای بد بسیار میتوان آموخت. قطعا کارگردانها میتوانند در بازی گرفتن از یک بازیگر موثر باشند و من نقشهای بهترم را با کارگردانهای خوبی مثل کیانوش عیاری کار کردم.
* یادم میآید یک روز با زندهیاد فتحعلی اویسی صحبت میکردیم که چرا بازیگرهای ایرانی خشک هستند و با بازیگرهای غربی تفاوت دارند و او میگفت ما ایرانیها کمی ترس داریم؛ مثل زمانی که پلیس به سمتمان میآید و تصور میکنیم کار اشتباهی انجام دادیم.
* پانتومیم نوعی از نمایش است. زندهیاد داوود رشیدی و زندهیاد فردوس کاویانی در این زمینه تبحر زیادی داشتند و معتقد بودند سینمای صامت بر پایه پانتومیم است.
* نقشم را در سریال «روزگار قریب» دوست داشتم. برای این نقش کیانوش عیاری فیلمنامه مکتوب نداشت. به او گفتم قرار است دکتری را بازی کنم که در جامعه زمان خودش بسیار شناخته شده است و در عین حال هیچ تصویر یا مستندی درباره او وجود نداشت و سخت بود البته با خودم گفتم پس برای من آسان است. زیرا قرار نبود مدلی داشته باشم که از آن تبعیت کنم که خوشبختانه این سریال با استقبال خوبی مواجه شد. نباید از یاد ببریم که کیانوش عیاری کارش را بلد است و آرمانهای بزرگی در سینما دارد.
*مدافع هر نقشی هستم که آن را بازی میکنم. بازیگر هرچه با ظرفیتتر باشد، هر نقشی را میتواند بازی کند. یک بازیگر خوب با رهبری کارگردان میتواند خاطرات خوبی از خود در ذهن مخاطب باقی بگذارد. «مرگ یزدگرد» تئاتر بود که با عالیترین تکنیک بهرام بیضایی سینمایی شد و بازیها در آن بیشتر تئاتری است تا سینمایی.
* برای پذیرفتن نقش چه چیزی برای مهدی هاشمی اهمیت دارد؟ در ابتدا بزرگ بودن و شناخته شده بودن کارگردان و در مرحله بعدی فیلمنامه برایم اهمیت دارد. درواقع کارگردان و متن به هم وابسته هستند.
* در بازیگری هنوز به ایدهآلهایم نرسیدهام. نقش آفرینی در فیلمها و سریالهایی که شخصیتهای معاصر را به تصویر میکشند همیشه دوست داشتم.
* کروساوا به همه میگوید آثار کلاسیک را بخوانید و من هم به همین موضوع معتقد هستم و به کسانی که علاقمند به حضور در سینما و تئاتر هستند همین توصیه را دارم. از نظر من چخوف در تئاتر یک استثنا است و دوست دارم یک بار دیگر از ابتدا آثار شکسپیر را بخوانم.
* بهرام بیضایی شخصیت مهم فرهنگی است. یادم میآید در نمایش او که با زندهیاد پرویز پورحسینی همراه بودیم، تمرینهای زیادی داشتیم و جالب این بود که وقتی میرسیدم خانه دوست داشتم همان موقع متن را دوباره بخوانم.
* در کشورهای بزرگ هر ژانر بازیگر خاص خود را دارد. به عنوان مثال، بازیگر کمیک فقط در فیلمهای کمدی بازی میکند، اما در کشور ما بدین شکل نیست و بازیگر برای امرار معاش خود مجبور است گاهی نقشهایی که دوست ندارد را بازی کند.
* کمدی دست انداختن زور و تکبر است. کمدین دوست دارد در کمدی سنت آهنین قوی و عذابآوری را که با هیچ نوآوری موافق نیست بشکند و چارلی چاپلین به خوبی از عهده آن برمیآمد. زمانیکه هیتلر تازه به قدرت رسیده بود، چارلی چاپلین او را که یک شخصیت سیاسی بود نقد کرد که این اوج نبوغ یک کارگردان است.
به گزارش روابط عمومی برنامه، در ابتدای این کارگاه همایون اسعدیان، مدیر موسسه فرهنگی هنری کاژه در سخنان کوتاهی به خاطرات خود با مهدی هاشمی در آثار مشترکی که با یکدیگر حضور داشتند پرداخت. این کارگاه به مدت چهار ساعت با حضور مهدی هاشمی برگزار شد و او در انتها به سوالات هنرجویان پاسخ داد و با آنها به تمرین عملی بازیگری پرداخت.
منبع: ایسنا