سفر در زمان؛ یادداشتهای علم، یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۲: در مانور وقتی یکی از گلوله توپ کشتیها به هدف نخورد، شاه به فرمانده نیروی دریایی فحش داد که سرشان را بخورد
یادداشتهای اسدالله علم: چند گلوله توپ به هدفها انداخته شد، یکی نخورد. شاهنشاه خیلی عصبانی شدند و به فرمانده نیروی دریایی فحش دادند. تا عصری حرف نزدند. من هرچه کردم که عرض کنم، نیروی دریایی ما جوان است، تکمیل میشود، شاهنشاه قانع نشدند. عرض کردم: موشکها هم برای تمرین است وگرنه موشک killer seas که فقط ۲۴ کیلومتر برد دارد، چه فایده دارد؟ فرمودند: موشک سرشان را بخورد چرا تیراندازی توپها این قدر بد بود؟ آن هم در حال صلح و اعصاب راحت و آن هم هدف ثابت.
کد خبر :
۲۷۳۲۶۰
بازدید :
۱۰۲
اسدالله علم (۱ مرداد ۱۲۹۸ بیرجند – ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ نیویورک)، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه، وزیر دربار از ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۶ و نخستوزیر ایران از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۲ بود.
در ادامه بخشی از یادداشت های او را بخوانید.
یکشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۲: صبح برای مانور دریایی حرکت کردیم که با کشتیهای جنگی باید انجام میشد و با کشتی به ابوموسی و تنبها رفتیم. مانور که عبارت از تیراندازی با موشک و توپ به هدفهای دریایی بود و هم چنین سرعت عمل کشتیها، شاهنشاه را خوشحال نکرد که بسیار هم عصبانی کرد. چند گلوله توپ به هدفها انداخته شد، یکی نخورد. شاهنشاه خیلی عصبانی شدند و به فرمانده نیروی دریایی فحش دادند. تا عصری حرف نزدند. من هرچه کردم که عرض کنم، نیروی دریایی ما جوان است، تکمیل میشود، شاهنشاه قانع نشدند. عرض کردم: موشکها هم برای تمرین است وگرنه موشک killer seas که فقط ۲۴ کیلومتر برد دارد، چه فایده دارد؟ فرمودند: موشک سرشان را بخورد چرا تیراندازی توپها این قدر بد بود؟ آن هم در حال صلح و اعصاب راحت و آن هم هدف ثابت. فرمودند: عراقیها موشک برد ۴۰ کیلومتر دارند که روسها داده اند، خیلی هم خوب است یک ناوچه اسرائیل را هم غرق کردند. ما هم بعد موشک هارپون میخریم که صد کیلومتر برد خواهد داشت، تا شش ماه دیگر تحویل میشود.
من باز صحبت را ادامه دادم. فرمودند: من که این قدر با خارجیها لجاجت میکنم و پدرشان را در می آورم، به پشتیبانی اینهاست. اینها هم که اینطور گه از کار درمی آیند. آدم نمیداند چه کار کند؟
خلاصه اینکه خوشی این چند روزه از دماغ ما درآمد. شب هم شاهنشاه به طوری ناراحت بودند که تنها شام خوردند و یک کلمه را نمیشد دو تا کرد. ولی واقعاً آن قدر شاهنشاه آدم منصفی است که فرمودند: اطلاع بده که فردا برای بازدید پایگاه دریایی بوشهر نمیرویم. اوّلاً برای اینکه تنبیه بشوند، ثانیاً برای اینکه من [پیش داوری] prejudice خواهم کرد، شاید کارهای خوبی هم کرده باشند، من با چشم بد خواهم دید....
من شب در باغ ارم ماندم، با آن که حضور شاهنشاه هم نبودم، یعنی نمیشد به حضور رفت! شاهنشاه هم بر خلاف معمول ساعت ۱۰ به رختخواب رفتند. من تا پاسی از شب در باغ که پر از نسترن است قدم زدم...
منبع: انتخاب
۰