معنای واقعی «رنگها» از دیدگاه روانشناسی «یونگ»
کارل یونگ معتقد بود رنگها فراتر از محرکهای بصری هستند و با ناخودآگاه جمعی انسانها پیوند دارند. معانی رنگها هم شامل جنبههای جمعی و شخصی است که از تجربههای فردی و ساختار روانی انسان ناشی میشوند.
فرادید| کارل یونگ یکی از پیشگامان روانشناسی رنگ بود. نظریهی او دربارهی نمادپردازی رنگها، شیوهای که رنگهای زندگیتان را میبینید دگرگون خواهد کرد.
به گزارش فرادید، رنگها تنها جهان ما را رنگآمیزی نمیکنند، بلکه به قلبهایمان هم جان دوباره میبخشند. کارل یونگ اهمیت ژرف رنگها برای روان انسان را درک کرده بود. از دید او، رنگها فقط محرکهای بصری نیستند، بلکه کارکردهایی دارند که از اعماق ناخودآگاه ما سر برمیآورند. آثار یونگ مسیر فهم چگونگی ارتباط ما با رنگهایی را هموار کرد که جهان بیداری و رؤیاهایمان را میسازند.
خاستگاه نمادپردازی رنگها از دید یونگ چیست؟

کارل یونگ در یک مصاحبه در سال ۱۹۵۵
یونگ باور داشت خاستگاه نمادپردازی رنگها، ناخودآگاه جمعی است. برخلاف دیگر نظریههای روانشناسی رنگ، فهم یونگ از نماد رنگ محدود به تداعیهای شخصی یا فرهنگی نیست.
به باور او، رنگها معانی اکتسابی ندارند بلکه معانی ذاتی دارند. سرچشمهی این معانی ذاتی، همان وجه مشترک ناخودآگاه انسانهاست: ناخودآگاه جمعی. الگوهای معنایی (یعنی کهنالگوها) در این بخش از روان ما، جهانی و غیرشخصی هستند.
بنابراین، معنای درونی و اولیهی رنگها از «قلب انسانیت» سرچشمه میگیرد؛ بخشی از روان که مشترک، غیرفردی و جهانی است.

تابلوی گلها اثر کی. لوئیس و اِل جونز
با این حال، یونگ جنبهی فردی نمادپردازی رنگها را هم انکار نمیکند. روان انسان ترکیبی از امر غیرشخصی و شخصی است. پس، اگر رنگها را نماد در نظر بگیریم، معانی آنها باید دو جنبه داشته باشند: جمعی و فردی. برخلاف معانی جمعی، معانی شخصیِ رنگها اکتسابی و نسبی هستند.
برای نمونه، کسی را در نظر بگیرید که توسط فردی با لباس قرمز مورد حمله قرار گرفته است. برای قربانی، رنگ قرمز معنایی شخصی و آسیبزا پیدا میکند. حتی یک گل قرمز هم ممکن است واکنش ناخوشایندی ایجاد کند. این بخش شخصیِ نمادپردازی، نتیجه مواجههی خاص هر فرد با رنگهاست.
رنگهای مختلف در روانشناسی یونگ چه معنایی دارند؟

چرخه رنگ چترها اثر الکساندر گرِی
در روانشناسی یونگ، رنگها نشاندهندهی کیفیتها هستند. او رنگها را حامل نیروهای خاص روانی میدانست:
- قرمز: قلمروی غرایز، هیجانات و کنش. قرمز آتش اشتیاق، نیروی عمل و انرژی خامِ حیات است.
- آبی: نمایندهی ذهن، روح، و ژرفای ناخودآگاه. آبی رنگ آرامش ذهنی، مراقبهی روحانی و اعماق بیپایان روان است.
- زرد: روشنایی آگاهی، بینش، شهود و خرد.

رنگهای ثانویه از ترکیب و کیفیتهای رنگهای اصلی پدید میآیند:
بنفش (قرمز + آبی): اتحاد ماده و ذهن، فعالیت و سکون، ناخالص و لطیف. نماد یکپارچگی و مراحل پایانی فردیتیابی است.
سبز (آبی + زرد): پل میان ناخودآگاهی و آگاهی. نماد هماهنگی، درمان، حسپذیری و تعادل.
نارنجی (قرمز + زرد): بینابینی میان نیروی غریزی و نور آگاهی.
رنگهای کیمیاگری چه هستند؟

کیمیاگر اثر دیوید تنیرز جوان، ۱۶۴۳-۱۶۴۵
رنگهای کیمیاگری سیاه، سفید، زرد و قرمز هستند. یونگ فرآیند کیمیاگری را مشابه سیر روانشناختی فردیت میدانست و با جزئیات فراوان دربارهی آن بحث میکرد. چهار مرحلهی اصلی کیمیاگری و رنگهای متناظر:
- سیاه شدن یا نیگردو: مواجهه با «سایه» و فروپاشی نقاب شخصیتی. سیاهی نماد شب تاریک روان است؛ ورود به بخشهایی از خود که پنهان یا انکار کردهایم.
- سفیدی یا آلبِدو آغاز آگاهی و تطهیر است؛ مرحلهی نوزایی پس از مواجهه با سایه.
- زردی یا سیترینیتاس ظهور روشنایی، شهود و بینش است؛ گسترش آگاهی برای دربرگرفتن حکمت تازه.
- سرخی یا دوبیدو رسیدن به «سنگ فیلسوف» است. در روانشناسی یونگ، این مرحله تحقق «خویشتن» و دستیابی به تمامیت روانی است.

کیمیاگر در جستجوی سنگ فیلسوف اثر جوزف رایت از دِربی در سال ۱۷۷۱
مترجم: زهرا ذوالقدر