قتل به خاطر خرید تریاک ناخالص

قتل به خاطر خرید تریاک ناخالص

من بیشتر اوقات را نزد او می رفتم ولی حدود یک هفته قبل از این حادثه ،من بیشتر از یک کیلوگرم تریاک برای یکی از نزدیکان «ن»خریدم و تحویل دادم ولی او مدعی شد که موادمخدر خراب است و ناخالصی زیادی دارد. به همین دلیل اصرار می کرد تا آن را عوض کنم!

کد خبر : ۲۸۶۶۵۴
بازدید : ۷۴

جوانی که به خاطر خرید تریاک ناخالص با دوستش درگیر شده و او را به طرز فجیعی کشته بود،هنگام بازسازی صحنه جنایت در حضور قاضی ویژه قتل عمد مشهد، راز انفجار و آتش افروزی ساختگی را نیز درحالی فاش کرد که هنوز تحقیقات برای کشف زوایای پنهان این ماجرای جنایی تکاندهنده ادامه دارد.

سحرگاه بیستم فروردین سال گذشته بود که صدای انفجاری مهیب ، اهالی و ساکنان قسمتی از منطقه قاسم آباد مشهد را ، وحشت زده و هراسان از خانه هابیرون کشید.شعله های سرکش و ترسناک آتش ازدرون مغازه ای زبانه می کشیدکه به محل مسکونی تبدیل شده بود و مردی حدود۴۳ ساله در آن زندگی می کرد. به همین خاطر اهالی بلافاصله با امدادگران آتش نشانی وپلیس تماس گرفتند و بدین ترتیب دقایقی بعد تلاش ها برای خاموش کردن شعله های آتش آغازشد اما وقتی شعله های سوزان آتش فرونشست،جسد سوخته مرد۴۳ساله به نام «ن-ب»نمایان شد که به طورکامل درمیان آتش سوخته بود.

امدادگران آتش نشانی علت انفجاررا انباشت گازشهری تشخیص دادند که ازاجاق گاز۳شعله رومیزی منتشر شده بود. از سوی دیگر بررسی های مقدماتی پلیس نیز نشان داد که مرد مذکور به شغل ثبت ازدواج و طلاق اشتغال داشت، اما بعد از جدایی از همسرش ،لوازم خود را جمع کرده و زندگی جدیدی را درمغازه زیرساختمان مسکونی پدرش شروع کرده است. درعین حال ماجرای این انفجار هولناک به قاضی ویژه قتل عمد گزارش شد و قاضی وحید خاکشوردستورهای تخصصی ویژه ای برای واکاوی دقیق علت انفجار را درحالی صادرکرد که معاینات پزشکان قانونی از وجود آثار جراحت با شیئی نوک تیز زیادی در ناحیه گردن مقتول پرده برداشت.

این گونه بود که فرضیه قتل قوت گرفت و گروهی از کارآگاهان زبده با هدایت مستقیم سرهنگ جواد بیگی(رئیس پلیس آگاهی مشهد)وارد عمل شدند و با راهنمایی های مقام قضایی تحقیقات گسترده ای را آغاز کردند.

پیدا شدن یک مظنون برای این قتل

​​​​​​​درحالی که افرادی به عنوان مظنون زیرذره بین تحقیقات نامحسوس کارآگاهان قرارگرفته بودند ، ناگهان سرنخی از یک جوان ۳۶ساله به دست آمد که ازدوستان نزدیک مقتول بود و برای مصرف موادمخدر به محل سکونت وی می رفت. بنابراین جوان مذکوردردایره مظنونان اصلی پرونده قرارگرفت و چتر اطلاعاتی پلیس برسر وی گشوده شد.

وقتی کارآگاهان به یقین رسیدندکه شب وقوع انفجاردرمغازه(محل سکونت مرد محضردار)،«مجید-پ»(مظنون)نیزحضور داشته است،بی درنگ ردزنی های وی با دستورهای قاضی شعبه۲۵۸دادسرای عمومی وانقلاب آغاز شد تا این که سیزدهم بهمن هنگامی که وی سوار بریک دستگاه خودرو از مشهد به سوی چناران درحرکت بود،عملیات دستگیری وی توسط گروه کارآگاهان به سرپرستی احسان شفاعی(افسرپرونده)دردستور کارقرارگرفت و خیلی زود متهم به قتل در بزرگراه آسیایی به محاصره کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی درآمد و درمیان بهت و ناباوری حلقه های قانون بردستانش گره خورد.

اعتراف به قتل

او که تصورنمی کرد با این صحنه سازی ماهرانه ،پلیس به وی مشکوک شود،درحالی که شوک زده بود به مشهد منتقل شدو با نظارت سرهنگ ولی نجفی(رئیس دایره قتل عمد آگاهی) مورد بازجویی های فنی قرارگرفت. این جوان ۳۶ ساله که دیگر همه راه های انکار را بسته می دید به ناچار لب به اعتراف گشود و راز قتل فجیع دوستش با ضربات مهلک چاقو و سپس انفجار ساختگی به خاطر پنهان کردن ماجرای جنایت را فاش کرد.

«مجید-پ»که روز گذشته به منظور بازسازی صحنه قتل به محل جنایت هدایت شده بود در حضور قاضی خاکشور،زوایای دیگری ازجنایت هولناک خود را بازگو کرد وگفت:«ن-ب» که قبلا محضر ازدواج و طلاق داشت،همسرم را به عقد من درآورد و این گونه ما باهم آشنا شدیم به طوری که از سال ۴۰۲ با یکدیگر پای بساط استعمال مواد مخدر می نشستیم و من بیشتر اوقات را نزد او می رفتم ولی حدود یک هفته قبل از این حادثه ،من بیشتر از یک کیلوگرم تریاک برای یکی از نزدیکان «ن»خریدم و تحویل دادم ولی او مدعی شد که موادمخدر خراب است و ناخالصی زیادی دارد. به همین دلیل اصرار می کرد تا آن را عوض کنم!

قتل چگونه اتفاق افتاد؟

این ماجرا چند روز طول کشد به گونه ای که دلخوری زیادی بین من و دوستم به وجود آورد و ما مدام باهم به همین دلیل مشاجره داشتیم تا این که شب حادثه(بیستم فروردین)وقتی برای استعمال موادمخدر به مغازه (محل سکونت مقتول)رفتم ،دوباره درگیری لفظی ما در حالی شروع شد که او این بار ناسزای ناموسی داد و خشم مرا برانگیخت. من هم عصبانی بودم ،خود خوری می کردم تا این که تصمیم به قتل گرفتم و منتظر ماندم تا او به خواب برود. هنوز من روی همان اجاق رومیزی مشغول مصرف مواد مخدر بودم که او به خواب عمیقی فرورفت.

من هم بلافاصله روی شکم او نشستم و بالشت خودم را روی صورتش گذاشتم تا خفه شوداما او تکان خورد و صورتش را به طرف دیگر چرخاند. در این لحظه با دست چپم بالش را محکم گرفتم و با دست راست چاقویی را برداشتم که از آن برای تمیز کردن سیخ های استعمال مواداستفاده می کردیم. چاقو را بالا بردم و ضربات متعددی را به ناحیه گردنش فرود آوردم. بعد هم برای آن که آثار جنایت را از بین ببرم،گازشهری را درحالی بازگذاشتم که شعله اجاق گاز هنوز روشن بود. سپس تریاک ها را از داخل کشوی میز برداشتم و فرارکردم.

با پایان اعترافات تکان دهنده متهم این پرونده جنایی،مقام قضایی دستور انتقال وی به زندان را صادر کرد تا بررسی ها درباره زوایای دیگر این جنایت هولناک ادامه یابد.

منبع: روزنامه خراسان

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید