تصاویر؛ آرامش مسحورکنندۀ «میمون‌های برفی» در چشمه‌های آب گرم

تصاویر؛ آرامش مسحورکنندۀ «میمون‌های برفی» در چشمه‌های آب گرم

آنچه این تصاویر را اثرگذار کرده، صداقت‌شان است. در جهانی شیفته سرعت، عکس‌های جیگوکودانیِ تاپان شث دعوتی است به آهستگی، نفس عمیق‌کشیدن و غرق‌شدن در لحظه، درست همان کاری که میمون‌ها می‌کنند.

کد خبر : ۲۸۶۹۷۱
بازدید : ۵۱

فرادید| زمستان در ژاپن همیشه با خروش از راه نمی‌رسد؛ گاهی زمزمه می‌کند. در ارتفاعات کوهستانی ناگانو، بخار به‌آرامی از چشمه‌های آب گرم طبیعی بالا می‌رود، دانه‌های برف همچون اندیشه‌هایی آهسته فرود می‌آیند و گروهی از میمون‌های سرخ‌چهره چنان در آب گرم فرو می‌روند که گویی «هنرِ هیچ‌کاری‌نکردن» را به کمال آموخته‌اند. اینجا پارک میمون‌های برفی جیگوکودانی است، جایی که آشوب درنگ می‌کند و آرامش زمام امور را به دست می‌گیرد. 

به گزارش فرادید، از دریچه لنز پرحس‌وحالِ تاپان شِث، این آیین زمستانیِ نمادین به چیزی فرای عکاسی حیات‌وحش بدل می‌شود. تصاویر او تنها میمون‌هایی که در چشمه‌های آب گرم حمام می‌کنند نیست، بلکه آن‌ها همچون هایکوهای بصری احساس می‌شوند. چشم‌هایی نیمه‌بسته، کاملاً بسته یا ناگهان گشوده، برفی که چون پودر قند به خز چسبیده، چهره‌هایی که کمتر حیوانی و بیشتر شبیه راهبان هستند. 

کار تاپان اینجا درباره تعقیب حرکت یا درام نیست؛ درباره انتظار است. انتظار برای آن لحظه که برف صحنه را نرم‌تر کند، برای آن‌که بخار چهره‌ای را درست در قاب بنشاند، برای آن‌که یک حالت چهره بازگوکننده‌ی یک روایت بزرگ‌تر باشد. این قاب‌ها بر نور طبیعی، تُن‌های ملایم و احساسات ناب تکیه دارند و گواه این هستند که هرجا نوری باشد، عکسی در انتظار تولد است. 

آنچه این تصاویر را اثرگذار کرده، صداقت‌شان است. لحظه‌های تحمیلی در کار نیست. هیاهویی وجود ندارد. تنها طبیعت است که خودِ خویش را می‌نمایاند. در جهانی شیفته سرعت، مجموعه‌عکس‌های جیگوکودانیِ تاپان شث دعوتی است به آهسته‌کردن، نفس عمیق‌کشیدن و غرق‌شدن در لحظه، درست همان کاری که میمون‌ها می‌کنند. 

1

2

3

جیگوکودانی؛ جایی که برف، بخار و سکوت به هم می‌رسند

«جیگوکودانی» در لغت به معنای «دره جهنم» است، اما نامش فریب‌تان ندهد. در زمستان، این مکان بیش از هر چیز به پناهگاهی یخ‌زده می‌ماند. چشمه‌های آب گرم که در دل کوهستان‌های خشن ژاپن جای گرفته‌اند، برف انبوه را می‌شکافند و ابرهایی از بخار رها می‌کنند که واقعیت را محو و هر آنچه در دیدرس است نرم می‌کنند. این تضاد افراطی (برخورد هوای یخ‌زده با آب جوشان) همان چیزیست که این مکان را از دید بصری اعتیادآور می‌کند. 

ستارگان این دره، ماکاک‌های ژاپنی معروف به «میمون‌های برفی» هستند. آن‌ها هنگام بارش سنگین برف از جنگل پایین می‌آیند و برای جان‌به‌دربردن از سرمای بی‌رحم، در چشمه‌های آب گرم فرو می‌روند. اینجا سازگاری خام با طبیعت با وقاری خاموش در هم می‌آمیزد. برف بر سرشان می‌نشیند، مژه‌هایشان یخ می‌زند و با این‌همه می‌نشینند، آرام، بی‌دغدغه و حاضر در لحظه! 

برای یک عکاس، جیگوکودانی هم هدیه و هم چالش است. نور پیوسته تغییر می‌کند. بخار پنهان می‌کند و آشکار می‌سازد. بارش برف می‌تواند در چند ثانیه جزئیات را محو کند، اما همین پیش‌بینی‌ناپذیری، جادوی کار است. محیط تنها سوژه را قاب نمی‌گیرد، خود بخشی از داستان می‌شود و هر حالت چهره و هر لحظه‌ی ثبت‌شده را شکل می‌دهد. 

4

5

6

تاپان شِث چگونه لحظات «ذن» را ثبت کرد

رویکرد تاپان شث در اینجا سراسر صبر و احترام است. نه شتابی در کار است نه مداخله‌ای؛ فقط مشاهده تا زمانی که صحنه خود به سخن درآید. او اجازه می‌دهد نورِ طبیعی بارِ اصلی را به دوش بکشد، رنگ‌مایه‌های نرم زمستانی، کنتراست‌های ملایم و هایلایت‌های ظریفی که از بخار و برف زاده می‌شوند. 

آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، تمرکز او بر حالات چهره است. میمونی با چشمان کاملاً بسته نشسته و برف چون تاجی بر سرش نشسته است. دیگری مستقیم به لنز می‌نگرد، در حالی که پیرامون چهره‌اش آب موج برمی‌دارد. برخی در اندیشه‌ای عمیق فرو رفته‌اند، برخی دیگر به شکلی سرخوشانه تهی از فکر به نظر می‌رسند. کنار هم، ریتمی بصری می‌سازند که حال‌وهوایی نزدیک به معنویت دارد. 

تاپان حیوانات را همچون «سوژه» عکاسی نمی‌کند، او آن‌ها را «راوی» می‌بیند. هر قاب سنجیده اما بی‌تکلف می‌نماید؛ گویی میمون و لحظه در میانه راه به هم رسیده‌اند. نتیجه؟ تصاویری که برای جلب توجه فریاد نمی‌زنند، بلکه آرام شما را به درون خود کشیده و می‌خواهند اندکی بیشتر بمانید. 

7

8

9

تاپان شث بیش از یک دهه است که زیبایی بی‌واسطه حیات‌وحش را مستند می‌کند، با این باور که هر موجودی داستانی درخور روایت خودش را دارد. مسیر او با کنجکاوی آغاز شد و به تعهدی مادام‌العمر به حفاظت از طبیعت و روایت‌گری بصری انجامید.

زیبایی‌شناسی او پاکیزه، احساسی و به‌شدت انسانی است. او در پی سکون، تاب‌آوری و قدرتی خاموش است، آن‌گونه که برای احساس‌شدن نیازی به درام ندارد. برای او، عکاسی فراتر از یک تصویر است؛ پلی است میان انسان‌ها و جهان طبیعی. 

تاپان با پرتره‌های میمون‌های برفی یادآوری می‌کند که چرا عکاسی حیات‌وحش اهمیت دارد: همدلی می‌سازد، ما را کند می‌کند و وادارمان می‌کند اهمیت بدهیم. او در یک قاب، نه‌تنها لحظه‌ای را حفظ می‌کند، بلکه حسی را نیز ماندگار می‌کند، حسی که مدت‌ها پس از برگرداندن نگاه، در ذهن باقی می‌ماند.

10

مترجم: زهرا ذوالقدر

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید