تصاویر| رتبهبندی 12 فیلم ترسناک با محوریت زنان مرموز
فیلمهای «سایکو-بیدی» با ترکیب عناصری از ژانر وحشت، تریلر و ملودرامهای زنانه (Women’s pictures)، روی زنان مسنی تمرکز دارند که تعادل روانیشان به هم ریخته و روزگار اطرافیانشان را سیاه میکنند. هرچند «بیبی جین» عموما به عنوان نقطهی آغاز رسمی این زیرژانر شناخته میشود، اما ردپای آن را میتوان در آثار قدیمیتری مثل «سانست بلوار» (Sunset Boulevard) نیز جستوجو کرد.
سال ۱۹۶۲ با اکران تریلر روانشناختی و جریانساز «چه بر سر بیبی جین آمد؟» (?What Ever Happened to Baby Jane) همراه بود. موفقیت چشمگیر این فیلم، پایهگذار یک زیرژانر جدید در سینمای وحشت شد: سایکو-بیدی (Psycho-biddy)؛ سبکی که به نامهای دیگری مثل «گراند دام گیونیول» (Grand Dame Guignol) یا با عنوانی مناقشهبرانگیزتر، «هگزپلوتیشن» (Hagsploitation – فیلمهایی که از سن، فرسودگی یا «زوال روانی» زنان مسن بهعنوان موتور اصلی ترس، تعلیق یا حتی سرگرمی استفاده میکنند) هم شناخته میشود.
فیلمهای «سایکو-بیدی» با ترکیب عناصری از ژانر وحشت، تریلر و ملودرامهای زنانه (Women’s pictures)، روی زنان مسنی تمرکز دارند که تعادل روانیشان به هم ریخته و روزگار اطرافیانشان را سیاه میکنند. هرچند «بیبی جین» عموما به عنوان نقطهی آغاز رسمی این زیرژانر شناخته میشود، اما ردپای آن را میتوان در آثار قدیمیتری مثل «سانست بلوار» (Sunset Boulevard) نیز جستوجو کرد.
زیرژانر «سایکو-بیدی» بیتردید خالی از جنبههای ناخوشایند و حتی تحقیرآمیز نیست (و گاهی تصویری تلخ از پیری ارائه میدهد). اما در بهترین نمونههایش، این سبک به نوعی ادای احترام و فرصتی دوباره برای درخششِ بازیگران زن قدیمی و باسابقه محسوب میشود؛ ستارههایی که بسیاری از آنها دچار افول کاری شده بودند و شاید سالها از پرده سینما دور مانده بودند. این فیلمها فرصتی فراهم کردند تا این زنان دوباره زیر نور پروژکتورها بایستند، صحنه را با بازی قدرتمندشان تسخیر کنند و فیلمنامههای بعضا معمولی را به آثاری واقعا خاص و تماشایی تبدیل کنند.
هرچند دوران اوج این زیرژانر به میانهی دههی ۱۹۶۰ بازمیگردد، اما حاصل کار، مجموعهای از فیلمهاست که حالا به کلاسیکهای ژانر وحشت تبدیل شدهاند. در این لیست، بهترین فیلمهای «سایکو-بیدی» را بر اساس کیفیت کلی، میراثی که به جا گذاشتهاند و سهمشان در شکلگیری و تثبیت این زیرژانر جذاب که علیرغم عمر کوتاهش از اهمیت بالایی در تاریخ سینما برخوردار است، رتبهبندی میکنیم.
12. بانویی در قفس (Lady in a Cage)

- کارگردان: والتر گروتمن
- بازیگران اصلی: اولیویا دی هاویلند (خانم کورنلیا هیلیارد)، جیمز کان (رندال سیمپسون اوکانل)، آن سوترن (ساد)، ویلیام سوان (ملکلم هیلیارد)، جف کوری (جورج ال. بردی)
- تاریخ اکران: ۱۹۶۴
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۶۷ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۷ از ۱۰
»اولیویا دی هاویلند»، بازیگر افسانهای و برندهی دو جایزه اسکار، ستارهی فیلم «بانویی در قفس» است؛ یک تریلر روانشناختی با حال و هوای سینمای «اکسپلوتیشن» (Exploitation) که یکی از نفسگیرترین و پرتنشترین آثار دههی ۶۰ میلادی به شمار میرود. داستان فیلم ماجرای «کورنلیا هیلیارد» را روایت میکند؛ زنی آسیب دیده که در حالی که سه تبهکار خشن به حریم خانهاش تجاوز کردهاند، در آسانسور کوچک و شخصی خانهاش حبس شده.
اگرچه در فیلمهای ژانر «سایکو-بیدی» معمولا این زن مسن است که منشا آشوب و شرارت قرار میگیرد، اما «بانویی در قفس» این قاعده را برهم میزند و او را در جایگاه قربانی مینشاند. با این وجود، شخصیت کورنلیا همچنان بسیاری از مولفههای کلاسیک این ژانر را در خود دارد: او زنی سلطهجوست، اطرافیانش را مورد آزار روانی قرار میدهد و با استیصال و ناامیدی تلاش میکند کنترلِ از دست رفتهاش را دوباره به چنگ بیاورد. «بانویی در قفس» حتی با متر و معیارهای امروزی هم اثری فوقالعاده خشن و شوکه کننده محسوب میشود؛ یک فیلم «اکسپلوتیشن» تمامعیار که برای سینمای محافظهکار دههی ۶۰ میلادی، پدیدهای عجیب و جسورانه بود. اما با تمام این اوصاف، حضور «دی هاویلندِ» همیشه باوقار، سنگینی و متانت خاصی به فیلم بخشیده است؛ حضوری که باعث شده این اثر از یک نمایش صرفا بیرحمانه و تمرینی برای خشونت روانی، به سطحی بالاتر ارتقا پیدا کند.
11. چه کسی عمه رو را کشت؟ (?Whoever Slew Auntie Roo)

- کارگردان: کرتیس هرینگتون
- بازیگران اصلی: شلی وینترز (عمه رو)، مارک لستر (کریستوفر)، کلوئی فرانک (کیتی)، رالف ریچاردسون (آقای بنتون)، لیونل جفریس (پلیس انبار)
- تاریخ اکران: ۱۹۷۲
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۵۴ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: 6.2 از 10
ساختهی سال 1972 کرتیس هرینگتون، «چه کسی عمه رو را کشت؟»، با درخشش خیره کنندهی بازیگر برندهی دو جایزهی اسکار، «شلی وینترز»، روی پرده رفت. داستان فیلم که برداشتی آزاد از قصهی پریان «هانسل و گرتل» است، حول محور بیوه زن روانپریشی میگردد که به طرز وسواسگونهای به دختر بچهای زیبا دل میبندد؛ دختری که شباهت عجیبی به دختر از دست رفتهاش دارد.
علاوه بر داشتن یکی از عجیبوغریبترین عناوین در میان فیلمهای زیرژانر «سایکو-بیدی»، این فیلم از آخرین تلاشهای موج «وحشت پیرزنها» در اواخر دههی ۶۰ به شمار میرود. همچنین این اثر یکی از اولین فیلمهای ترسناک با تم کریسمس و یک «کالت کلاسیک» واقعی است؛ موفقیتی که تا حد زیادی مدیون «شلی وینترز» است که در اینجا با تمام وجود و لذتی وافر، یک بازی اغراقشده و «پُر آب و تاب» (Hamming it up) از خود به نمایش گذاشته است.
»چه کسی عمه رو را کشت؟» با رها کردن آن مدل وحشتِ جدی که این زیرژانر به آن شهرت یافته بود، آغوشش را به روی «پوچی و مضحک بودن» باز میکند. وینترز با بازی مقتدرانهاش تمام صحنهها را از آن خود میکند و اجرایی را ارائه میدهد که مستقیما از مکتب تئاتری و غلوآمیز «وینسنت پرایس» در سینمای وحشت بیرون آمده است.
10. گرتا (Greta)

- کارگردان: نیل جردن
- بازیگران اصلی: ایزابل هوپر (گرتا هیدیگ)، کلویی گریس مورتس (فرانسیس مککالن)، مایکا مونرو (اریکا پین)، کالم فیور (کریس مککالن)، استیون ری (برایان کودی)
- تاریخ اکران: ۲۰۱۸
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۵۳ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: 6 از 10
»ایزابل هوپر»، این بازیگر قدرتمند فرانسوی، در تریلر محصول سال ۲۰۱۸ «نیل جردن» (کارگردان برندهی اسکار)، در اوجِ درندگی و شکوه ظاهر شده است. در این فیلم، «کلویی گریس مورتس» در نقش فرانسیس بازی میکند؛ زن جوانی که با گرتا (هوپر)، یک معلم پیانوی تنها و پرستار سابق، پیوند دوستی برقرار میکند. اما با پیشرفت رابطهشان، فرانسیس متوجه میشود که گرتا به شکلی جنونآمیز و خشونتبار روی او وسواس پیدا کرده است.
»گرتا» تریلری است که شاید از نظر داستانی کمی پایینتر از حد انتظار باشد، اما به لطف بازی درخشان مورتس و به ویژه هوپر، ضعفهایش پنهان و اثرگذار ظاهر میشود. فیلم شبیه به یک «بازگشت به گذشته» (Throwback) واقعی به دوران طلایی ژانر «وحشت پیرزنها» (Hag Horror) است؛ هوپر با آغوش باز میراث زنانی را که پیش از او در این مسیر بودهاند میپذیرد تا شروری افسار گسیخته و در عین حال بهطور انکارناپذیری جذاب خلق کند. این فیلم با فضایی «کمپی» (Campy – اغراق شدهی خودآگاه و عجیبِ عامدانه)، بیشترین بهره را از پیرنگ داستانیاش میبرد و به هوپر این فضا را میدهد تا در صحنهها طغیان کند و به سیم آخر بزند. از این منظر، «گرتا» به مهمترین اصلِ این زیرژانر وفادار میماند: همیشه اولویت با بازیگر است.
9. نانی (The Nanny)

- کارگردان: ست هولت
- بازیگران: بت دیویس (نانی)، وندی کریگ (ویرجینیا فین)، جیل بنیت (عمه پن)، جیمز ویلیرز (بیل فین)، ویلیام دیکس (جویی فین)
- تاریخ اکران: ۱۹۶۵
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۰ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
»بت دیویس»، یکی از نمادهای سینما و برندهی دو جایزهی اسکار، پس از فیلم «بیبی جین» با جانی تازه در مسیر حرفهایاش روبهرو شد. او پس از نامزدی اسکار برای نقش «جین هادسون»، بازی در چندین فیلم در زیرژانر «سایکو-بیدی» را آغاز کرد که یکی از آنها فیلم «نانی» محصول ۱۹۶۵ است. داستان فیلم پیرامون رابطه فریبنده و پیچیده میان زنی مسن و ظاهرا دلسوز با پسری ۱۰ ساله است که به تازگی از بیمارستان مرخص شده است.
مانند اکثر فیلمهای «هگزپلوتیشن» دیویس، «نانی» نیز تماما به استعداد افسانهای او تکیه دارد. با این حال، برخلاف سایر آثار او، این فیلم تریلری شخصیتمحور است که کمتر به جنبههای «بهرهکشی» میپردازد و در عوض، لحظات آرامتر و درونیتر را ترجیح میدهد. این انتخاب آگاهانه و خلاقانه به دیویس اجازه میدهد در نقشی که حتی در خواب هم میتوانست از پس آن بربیاید، بدرخشد و به شخصیتی که میتوانست صرفا یک نقش تخت و بدون پاداش باشد، دلسوزی و غمی واقعی ببخشد.
فیلم «نانی» با فضایی خویشتندار اما به شدت وهمآلود، به جای شوکهای آشکار، مسیر ظرافت و زیرپوستی بودن را انتخاب میکند؛ رویکردی که در میان فیلمهای «سایکو-بیدی» کمیاب است و قماری است که در نهایت به نتیجهای درخشان ختم شده است.
8. ژاکت تنگ (Strait-Jacket)

- کارگردان: ویلیام کسل
- بازیگران: جوآن کرافورد (لوسی هاربین)، دایان بیکر (کارول هاربین)، لیف اریکسون (بیل کاتلر)، هوارد استاینمتز (دکتر اندرسون)، جورج کندی (لئو کراوس)
- تاریخ اکران: ۱۹۶۴
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۸ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۷ از ۱۰
اگرچه «بت دیویس» اکثر تحسینها را به دست آورد، اما «بیبی جین» در واقع یک دوئل دو نفره بود که جان دوبارهای به کارنامهی هنری یک ستارهی کلاسیک دیگر نیز بخشید. «جوآن کرافورد» شگفتانگیز، همبازی دیویس در آن فیلم بود و با وجود اینکه اسکار در اقدامی عجیب او را نادیده گرفت، اما میراث او به عنوان نماد وحشت با چندین فیلم در زیرژانر «سایکو-بیدی» ادامه یافت که شاخصترین آنها فیلم «ژاکت تنگ» اثر «ویلیام کسل» است. داستان فیلم دربارهی زنی به نام «لوسی هاربین» است که دههها قبل همسرش را به قتل رسانده و در بیمارستان روانی نگهداری میشود. او پس از سالها دوباره آزادیاش را به دست میآورد اما وقتی بلافاصله پس از ورود او به اجتماع مجموعهای از قتلها که در آن قاتل با تبر قربانیانش را سلاخی میکرده رخ میدهد، لوسی به مظنون اصلی بدل میشود.
«ژاکت تنگ» به عنوان یک تریلر روانشناختی، جایگاه ویژهای دارد که عمدتا مدیون تعهد کرافورد به «افسار گسیخته بودن» تا سرحد ممکن است. این بازیگر برندهی اسکار، اجرایی اغراقآمیز اما مقتدرانه و فریبنده ارائه میدهد که یادآور دوران اوج او در فیلمهایی مثل «ترس ناگهانی» (Sudden Fear) و «تسخیر شده» (Possessed) است. فیلمنامهی فیلم بسیار غلوآمیز و پرزرق و برق است، اما کرافورد ثابت میکند که گاهی برای عالی بودن یک فیلم، تنها چیزی که نیاز دارید، یک ستارهی قابل اطمینان در نقش اصلی است.
7. هیس… هیس، شارلوت عزیز (Hush… Hush, Sweet Charlotte)

- کارگردان: رابرت آلدریچ
- بازیگران: بت دیویس (شارلوت هالیس)، اولیویا دی هاویلند (میریام دیرینگ)، جوزف کاتن (دکتر درو بیلیس)، اگنس مورهد (ولما کرادر)، سسیل کلاوای (هری ویلز)
- تاریخ اکران: ۱۹۶۴
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۵ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
فیلم «هیس… هیس، شارلوت عزیز»، در ابتدا قرار بود دومین همکاری «دیویس» و «کرافورد» بعد از «بیبی جین» باشد. اما درگیریهای پشت صحنه باعث تغییر در تیم بازیگران شد و «اولیویا دی هاویلند» (دوست صمیمی دیویس و برندهی دو جایزهی اسکار) جایگزین کرافورد شد. داستان فیلم حول محور بیوه زنِ منزویای میچرخد که همه معتقدند سالها پیش معشوقش را به قتل رسانده است. وقتی خانه اجدادیاش در خطر تخریب قرار میگیرد، او از دخترعمویش کمک میخواهد، اما اوضاع طبق نقشه پیش نمیرود.
«هیس… هیس، شارلوت عزیز» نه تنها یک اثر درخشان در مجموعهی فیلمهای «سایکو-بیدی» است، بلکه نمونهای فوقالعاده از سبک «گوتیک جنوبی» (آثاری که ماجراهایشان در جنوب آمریکا اتفاق میافتد – Southern Gothic) نیز به شمار میرود. دیویس و دی هاویلند در کنار هم عالی هستند و مثل حرفهایهای تمامعیار، به روی هم سم میپاشند (کنایه از دیالوگهای تند و گزنده). اتمسفر سرد، سنگین و خفقانآور فیلم، پیرنگ داستانی را تقویت کرده و نتیجهاش شده است ویترینی اثرگذار برای بازیگران نقش اصلی که به همان اندازه که خوشساخت است، سرگرم کننده هم هست.
در «شارلوت» نوعی وقار و متانتِ محسوس به چشم میخورد؛ دیویس، دی هاویلند و کارگردان فیلم، «رابرت آلدریچ»، به خوبی میدانستند که قرار نیست شاهکاری در حد و اندازههای آثار شکسپیر بسازند، اما در عین حال مشغول ساختن یک اثر زرد و بیارزش هم نبودند. چون خودشان داستان را باور داشتند، ما هم آن را باور میکنیم. فیلم شاید به آن کمالی که پتانسیلش را داشت نرسیده باشد، اما بسیار بهتر از چیزی است که از چنین پروژهای انتظار میرفت.
6. همزاد (Dead Ringer)

- کارگردان: پل هنرید
- بازیگران: بت دیویس (ادیت فیلیپس / مارگارت دلورکا)، کارل مالدن (گروهبان جیم هاباک)، پیتر لافورد (تونی کالینز)، فیلیپ ابوت (فرانک جفریز)، استل وینوود (دونا آنا)
- تاریخ اکران: ۱۹۶۴
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۱ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
فیلم «همزاد»، «بت دیویس» را در حالی نشان میدهد که برای دومین بار در طول دوران حرفهایاش، نقش خواهران دوقلو را بازی میکند (او اولین بار این کار را در سال ۱۹۴۶ و در اوج دوران حضورش در کمپانی وارنر، در فیلم A Stolen Life انجام داده بود). ماجراهای فیلم دربارهی زنی به نام «ادیت» است که خواهر دوقلوی ثروتمندش را به قتل میرساند و هویت او را غصب میکند، اما خیلی زود رازی شوم برایش برملا میشود که تمام نقشههایش را به خطر میاندازد.
دیویس، که به حق ملکهی سبک «گراند دام گیونیول» است، در «همزاد» هیجانی به سبک فیلمهای هیچکاک را با چاشنی بازیهای «برونگرایانه و غلوآمیز» (Histrionics) به نمایش میگذارد. او در نقش دو شخصیت کینهتوز، بهطرز شرورانهای جذاب و تماشایی ظاهر شده و پیرنگ داستان به او این اجازه را میدهد تا یکی از بهترین اجراهای اواخر دوران کاریاش را ارائه دهد.
علیرغم نقاط ضعف فیلم، دیویس نمایشی واقعا مجذوب کننده و پیچیده ارائه میدهد که به داستانی جان میبخشد که از اکثر آثار فیلمهای ژانر «سایکو-بیدی» بسیار کنجکاویبرانگیزتر است. «همزاد» به اندازهای هوشمندانه و فریبنده هست که مخاطب را با خود همراه کند، اما نبوغ واقعی فیلم در این است که به بت دیویس اجازه میدهد دقیقا همان کاری را انجام دهد که در آن بهترین بود.
5. دیشب در سوهو (Last Night in Soho)

- کارگردان: ادگار رایت
- بازیگران: توماسین مککنزی (الوئیز)، آنیا تیلور-جوی (سندی)، دایانا ریگ (خانم کالینز)، مت اسمیت (جک)، ترنس استامپ (مرد نقرهای)
- تاریخ اکران: ۲۰۲۱
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۵ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷ از ۱۰
فیلم ترسناک و روانشناختی ادگار رایت، «دیشب در سوهو»، با بازی «توماسین مککنزی» در نقش زن جوانی روایت میشود که به طور مرموزی میتواند به لندن پرزرقوبرق دههی ۱۹۶۰ سفر کند. او در آنجا پیوندی ماوراءالطبیعی با یک بازیگر جوان و بلندپرواز (آنیا تیلور-جوی) برقرار میکند، اما به زودی میفهمد که در این دنیایی که پیشتر در ذهنش آن را کاملا ایدهآل ساخته بود، همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست.
»دیشب در سوهو» ژانر «سایکو-بیدی» را از فیلتر قریحه و سبک بصری منحصربهفرد «رایت» عبور میدهد. «دِیم دایانا ریگ» فقید در نقش قطب منفی و غافلگیر کنندهی فیلم میدرخشد؛ و اگرچه نقش او به اندازه سایر بانوان سبک «گراند دام گیونیول» پررنگ نیست، اما به همان اندازهی بهترین شرورهای این زیرژانر، اثرگذار است. ریگ با دوری از فضای اغراق شده که ذات این ژانر است، رویکردی سردتر و در نهایت وهمآلودتر را برمیگزیند؛ انتخابی که به شدت به یاری پردهی سوم فیلم میآید که در بخشهایی دچار لغزش و عدم توازن است. اگرچه ایدههای فمینیستی «دیشب در سوهو» زیر سبک کارگردانی بیش از حد تئاتری رایت کمی دستوپا میزنند، اما فیلم در مقامِ یک نامهی عاشقانه به دههی ۱۹۶۰ و قصیدهای در ستایش فیلمهای ژانر «سایکو-بیدی» قدیم، بسیار موفق عمل میکند.
4. سلاحها (Weapons)

- کارگردان: زک کرگر
- بازیگران: ایمی مادیگان (عمه گلادیس)، جاش برولین (کارآگاه)، جولیا گارنر (مادر دانشآموز)، آلدن ارنورایک (معلم)، بندیکت وانگ (پزشک قانونی)
- تاریخ اکران: ۲۰۲۵
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰
فیلم «سلاحها» اثر «زک کرگر»، به لطف ایدهی داستانی درگیر کننده و کمپین تبلیغاتی هوشمندانهاش، در اواسط سال ۲۰۲۵ به یک بمب خبری واقعی تبدیل شد. داستان فیلم پیرامون اتفاق مرموز ناپدید شدن هفده دانشآموز از یک کلاس درس میچرخد که همگی به طور همزمان و در یک شب ناپدید شدهاند. در این فیلم تیمی از بازیگران برجسته حضور دارند که در راس آنها «ایمی مادیگان»، بازیگر کهنهکار و نامزد اسکار، خودنمایی میکند.
بدون آن که بخواهیم داستان را لو بدهیم، فقط باید گفت که «سلاحها» یک بهروزرسانی هوشمندانه از ژانر «سایکو-بیدی» و ویترینی برای درخشش مادیگان است. شخصیت «عمه گلادیس» با بازی مادیگان، تقریبا کاریکاتوری از کلیشههای رایج این ژانر است که حتی برای یک لحظه هم در دام لودگی نمیافتد؛ او یک غافلگیری دلپذیر و مخلوقی عجیب و عمیقا وهمآلود است که در میان بهترینهای سینمای وحشت مدرن جای میگیرد. فیلم «سلاحها» با شادابی پیش میرود، اما اگر در لحظاتی اوج میگیرد و میدرخشد، تماما مدیون مادیگان در نقشی است که شاید بهترین بازی دوران حرفهای پرافتخارش باشد.
عمه گلادیس تا زمانی که دستش رو نشده، شخصیتی سطحی به نظر میرسد، اما مادیگان به خوبی روی لبهی باریک میان «نامتعارف بودن» و «وحشت واقعی» قدم میزند و جای تعجب نیست که او بلافاصله به یک آیکون فرهنگ عامه تبدیل شد؛ مادیگان در «سلاحها» ژانر «وحشت پیرزنها» را با جذاب کردن آن، بازآفرینی میکند. برای اولین بار در تاریخ این زیرژانر، ما از آن پیرزن ترسناک فرار نمیکنیم، بلکه دلمان میخواهد شبیه او باشیم!
3. یادداشتهایی بر یک رسوایی (Notes on a Scandal)

- کارگردان: ریچارد ایر
- بازیگران: جودی دنچ (باربارا کووت)، کیت بلانشت (شیبا هارت)، بیل نای (ریچارد هارت)، اندرو سیمپسون (استیون کانولی)، جونو تمپل (پولی هارت)
- تاریخ اکران: ۲۰۰۶
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۷ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۴ از ۱۰
»دِیم جودی دنچ» در درام روانشناختی «یادداشتهایی بر یک رسوایی»، یکی از هولناکترین بازیهای عمرش را در مقابل «کیت بلانشت» ارائه میدهد. داستان روایتگر سرگذشت «باربارا کووت»، معلمی تنهاست که رفاقتی غیرمنتظره را با «شیبا هارت»، یک معلم هنر جوان و پرشور، آغاز میکند. اما وقتی باربارا از رابطه پنهانی شیبا با یکی از دانشآموزان باخبر میشود، پویایی رابطهی آنها به بدترین شکل ممکن تغییر میکند.
»یادداشتهایی بر یک رسوایی» به قوانین سنتی ژانر «سایکو-بیدی» پایبند نیست؛ در اینجا خبری از خون و خونریزی نیست و تمام خشونت فیلم از نوع روانشناختی است. با این حال، همین موضوع باعث شده تا فیلم حتی تکان دهندهتر و بیرحمانهتر باشد؛ یک کابوس عاطفی دربارهی روابط سمی و توهم. دنچ در این فیلم فوقالعاده است و احتمالا بهترین بازی دوران حرفهایاش را به نمایش میگذارد؛ او ثابت میکند که در ژانر «وحشت پیرزنها» هم فضای کافی برای ارائهی ظرافتهای بازیگری و نمایش پیچیدگیهای مضمونی وجود دارد. هم دنچ و هم بلانشت برای بازی در این فیلم نامزد جایزهی اسکار شدند و خب، درک دلیل آن اصلا سخت نیست؛ «یادداشتهایی بر یک رسوایی» فیلمی بیرحم و اغلب کینهتوزانه است که به آنها اجازه میدهد بیپردهترین و سازشناپذیرترین جنبههای بازیگری خود را به نمایش بگذارند.
2. ماده (The Substance)

- کارگردان: کورالی فارژا
- بازیگران: دمی مور (الیزابت اسپارکل)، مارگارت کوالی (سو)، دنیس کواید (هاروی)، هوگو دیگو گارسیا (دیهگو)، اسکار لسیج (دنی)
- تاریخ اکران: ۲۰۲۴
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۱ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۸ از ۱۰
در اصل، زیرژانر «هگزپلوتیشن» همیشه ریشه در ترس از زوال، یعنی همان پیری داشته است. این سبک با ناامیدی حاصل از تماشای فرسودگی بدن و به تبع آن، فروپاشی روان تغذیه میشود؛ به همین دلیل هم جای تعجب نیست که زنان در این فیلمها معمولا به دنبال صید جوانترها هستند: همسایهی بیخبر، کودکان معصوم یا بازیگرانِ جوان و زیبارو. شاید هیچ فیلمی به اندازهی «ماده»ی کورالی فارژا این رویکرد را به بهترین شکل نمایندگی نکند؛ اثری که همزمان هم یک نقد گزنده و هم یک ادای احترام به ژانر «سایکو-بیدی» است.
»دمی مورِ» فوقالعاده که برای ایفای این نقش نامزد اسکار شد، شخصیت «الیزابت اسپارکل» را بازی میکند؛ بازیگر افول کردهای که اشتیاقش برای بازپسگیری جوانی، او را به سمت مصرف یک داروی تجربی میکشاند که وعده میدهد «نسخهی بهتری» از او بسازد. «ماده» فیلمی هولناک، انزجارآور و لجام گسیخته است که مستقیمترین و عریانترین رویکرد ممکن را برای ارائهی نقدِ تند و تیزش نسبت به فرهنگ مدرن زیبایی و وسواس جوانی انتخاب میکند.
مانند بهترین فیلمهای «هگزپلوتیشن»، «ماده» از ستارهای تمامعیار بهره میبرد تا عنصری «فرامتنی» (Metatextual) به داستان اضافه کند، و دمی مور در نقشی که بدون شک بهترین بازی تمام عمر اوست، با قدرت از پس این چالش برمیآید. به عنوان یکی از بهترین فیلمهای ترسناک دههی ۲۰۲۰، «ماده» یک «تور دو فورس» (اثرِ استادانه) و جنونآمیز است که استانداردهای بهترینهای «گراند دام گیونیول» را حفظ میکند؛ آینهای ترک خورده که ما را به چالش میکشد تا به انعکاس خود نگاه کنیم و آنچه را میبینیم، دوست داشته باشیم.
1. چه بر سر بیبی جین آمد؟ (?What Ever Happened to Baby Jane)

- کارگردان: رابرت آلدریچ
- بازیگران: بت دیویس (بیبی جین هادسون)، جوآن کرافورد (بلانچ هادسون)، ویکتور بونو (ادوین فلگ)، وسلی ادی (مارتین دلانس)، مایدری اتی (دلیا فلوت)
- تاریخ اکران: ۱۹۶۲
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۲ از ۱۰۰
- امتیاز IMDb به فیلم: ۸ از ۱۰
و اما «چه بر سر بیبی جین آمد؟». این تریلر روانشناختی و ترسناک «رابرت آلدریچ» نه تنها ژانر «سایکو-بیدی» را پایهگذاری کرد، بلکه برای دو ستارهاش بهترین نقشآفرینیهای سالیان اخیرشان را به ارمغان آورد. این فیلم با بازی «بت دیویس» و «جوآن کرافورد»، روایتگر داستان زنی به نام «جین» است؛ ستارهی خردسالِ سابق که حالا پیر شده و روزبهروز بیشتر در توهماتش غرق میشود. او در یک عمارت قدیمی در هالیوود، از خواهرش «بلانچ» که ستارهی پیشین سینماست و اکنون ویلچرنشین شده، نگهداری میکند.
»چه بر سر بیبی جین آمد؟» یک نقطه عطف و تغییر دهندهی بازی در صنعت سینما بود. این فیلم هزاران کپیبرداری را به دنبال داشت، هرچند کمتر اثری توانست به نبوغ آن نزدیک شود؛ همچنین برای مدتی کوتاه اما معنادار، جان دوبارهای به کارنامه هنری این دو بانوی افسانهای بخشید. دیویس حتی برای بازی در نقش «بیبی جین هادسون» نامزد جایزهی اسکار بهترین بازیگر شد؛ نقشی که اکنون یکی از برترین شرورهای تاریخ سینما به حساب میآید.
با این حال، در زیر لایههای این کینهتوزیها و لحظات دلهرهآور، «بیبی جین» داستانیست دربارهی رنج، رویاهای درهم شکسته و اینکه چگونه حسادت میتواند قلب و در نهایت روح را مسموم کند و از بین ببرد. فیلم هیجانانگیز و گاهی ترسناک است، اما «بیبی جین» بیش از هر چیز یک تراژدی مجذوب کننده است؛ اثری با فضایی اغراقآمیز که از دل یک مالیخولیای شبانه بیرون آمده، و ناامیدی سیاهی که خود را پشت ظاهر و آرایشی غلیظ پنهان کرده است.
منبع: مجله مایکت