عکس| سفر در زمان؛ تاریخنگار ریزبین و نکتهسنج مثل جعفر شهری | مثل مردی که گویی سه شکم زاییده است!
از جعفر شهریباف، که تهران قدیم را از دوران قاجار تا اوایل دوران پهلوی به شیواترین و جذابترین شکل روایت کرده خاطرات شنیدنی بیشماری نقل شده است؛ خاطراتی که توانایی او را در روایت سبک زندگی مردم تهران قدیم بازگو می کند.
نصرالله حدادی، تهرانشناس که سالها همراه و همدل جعفر شهریباف بوده، او را مردی نیکاندیش و تاریخنگاری مردمی معرفی میکند: «این توفیق را داشتم که سالها شاگردی ایشان را بکنم. ۱۶ سال با او همنفس بودم. لحظهبهلحظه همنشینیام با او درس و مشق زندگی بود. قدرت درک، ریزبینی و نکتهسنجی او وصفناشدنی است. ما نوشتههایی از او میخوانیم که برگرفته از خاطرات ایام کودکی یعنی ۴ و ۵ سالگیاش است. طهران قدیم ۵ جلدی، تاریخ اجتماعی تهران ۶ جلدی، قند و نمک، شکر تلخ، حاجی در فرنگ، حاجی دوباره، انسیهخانم، گزنه، قلم سرنوشت، کتاب علی و بسیاری از نوشتههای او که در روزنامهها چاپ شدند یا فرصت انتشار نیافتند، همگی منابع ارزشمندی از شناخت تهران قدیم به ما میدهد.»

حدادی روایت می کند: «یادم میآید روزی از من خواست کتاب گزنهاش را برای فلان خانم ماما در یک بیمارستان معروف تهران ببرم. چند جلدی از کتاب گزنه را در منزل داشتم و راهی بیمارستان شدم. کتاب را برای خانم پزشک ۸۰ سالهای بردم که سالها تجربه مامایی داشت.
او رو به من کرد و گفت: «من تا امروز کودکان بیشماری را به دنیا آوردهام یا نظارهگر تولدشان بودهام، ولی وقتی کتاب گزنه را خواندم بسیار متعجب شدم که آیا این کتاب را، بهخصوص بخشهایی که مربوط به زایمان است، یک مرد نوشته است؟ کسی که اینها را نوشته، گویی خودش سه شکم زاییده. نزد استاد شهریباف بازگشتم و موضوع را نقل کردم و از او پرسیدم شما چگونه توانستید این گونه زوایای مختلف به دنیا آمدن نوزاد را بنگرید که یک بانوی پزشک را متعجب کردید؟ او گفت: «یکسری تحقیقات و ملاحظات داشتم؛ اما از خانم خانه، نصرتخانم، پرسیدم. همچنان که او شرح میداد، من هم نوشتم.»

قدرت نگارش استاد جعفر شهریباف و حافظه او کمنظیر بود. تقریباً در هر حرفهای که کار میکرد همه فنون و زیر و بم آن را مو به مو میآموخت و در کتابش شرح میداد.
منبع: همشهری