کشف یک قبر قرون وسطایی عجیب در لهستان؛ اسکلتی با یک چاقو در زیر گردن
باستانشناسان در گورستانی متعلق به قرون وسطی در نزدیکی شهر دامبرونو در شمال لهستان، با تدفینی غیرمعمول روبهرو شدهاند؛ اسکلت فردی که یک چاقوی آهنی درست زیر گردن او قرار داده شده بود و میخی نیز در ناحیه سینهاش پیدا شد. هرچند چنین کشفی در نگاه نخست یادآور افسانههای مربوط به دفن خونآشامها است، اما پژوهشگران هشدار میدهند که این تفسیر ممکن است بیش از حد سادهانگارانه و هیجانزده باشد.
فرادید| این گور در محوطه «شهر قدیم» دامبرونو کشف شده؛ جایی که نخستین سکونتگاه این منطقه در آن شکل گرفته بود. کاوشها توسط گروهی از باستانشناسان دانشگاه گدانسک انجام میشود و بررسیهای پیشین نشان داده بود که این محل شامل یک شهر قرون وسطایی و گورستانی مربوط به سدههای چهاردهم و پانزدهم میلادی است؛ گورستانی که احتمالاً آرامگاه نخستین ساکنان منطقه، از جمله پروسیهای بومی، بوده است.
به گزارش فرادید؛ بیشتر قبرهای کشفشده مطابق آیینهای رایج مسیحی آن دوره بودند؛ اجساد به سمت شرق و غرب قرار داده شده و دستها روی سینه یا لگن گذاشته شده بودند. در کنار آنها اشیایی مانند چاقو، سنگ چخماق، سگک کمربند و سکههایی از نیمه نخست سده چهاردهم میلادی نیز به دست آمد.
اما یکی از قبرها تفاوتی چشمگیر داشت. در این تدفین، یک چاقوی آهنی بزرگ با تیغه رو به بالا درست زیر گردن متوفی قرار گرفته بود. همچنین میخی در ناحیه سینه و قطعه بزرگی از یک ظرف سفالی شکسته در بالای لگن کشف شد.
به گفته دکتر آرکادیوش کوپرکیویچ، سرپرست پروژه، وجود قطعات سفال شکسته چندان غیرمنتظره نیست، زیرا چنین اشیایی پیشتر نیز در آیینهای تدفین پروسیهایی که بهتازگی مسیحی شده بودند مشاهده شده است. احتمالاً این ظروف شکسته نمادی از شکنندگی زندگی انسان و بیارزشی دنیای مادی در برابر خداوند بودهاند.
اما چاقوی قرارگرفته زیر گردن پرسشهای پیچیدهتری ایجاد میکند. در باورهای عامیانه اسلاوی و برخی سنتهای تدفینی قرون وسطی، اشیای آهنی تیز مانند چاقو و داس گاهی بهعنوان ابزارهای محافظ استفاده میشدند؛ اشیایی که هدف آنها دور کردن نیروهای ماورایی زیانآور یا جلوگیری از بازگشت مردگان به دنیای زندگان بود.
این موضوع باعث شده است برخی این کشف را با تدفینهای مشهور موسوم به «ضد خونآشام» مقایسه کنند. با این حال، دکتر کوپرکیویچ این فرضیه را درباره قبر دامبرونو چندان قانعکننده نمیداند. او معتقد است که هرچند جوامع محلی پروسی ممکن است برخی سنتهای قدیمی خود را حفظ کرده باشند، اما این موضوع لزوماً به معنای انجام آیینهای غیرمسیحی یا ترس از خونآشامها نیست.
به گفته او، در اواخر سدههای چهاردهم و پانزدهم میلادی، آیینهای تدفین مسیحی در سرزمینهای پروس که تحت حکومت شوالیههای توتونی قرار داشتند، کاملاً تثبیت شده بود و قبرستانهای کنار کلیسا مکانهایی مقدس به شمار میرفتند. بنابراین بعید به نظر میرسد فردی که از نظر جامعه شرور یا خطرناک تلقی میشد، اجازه دفن در چنین مکانی را داشته باشد.
پژوهشگران احتمال میدهند قرار دادن این اشیا در کنار مردگان به باورهایی درباره نوع مرگ، آیینهای گذار یا سنتهای عامیانه مرتبط بوده باشد؛ رسمهایی که امروزه ممکن است عجیب و غیرمنطقی به نظر برسند، اما در زمان خود معنا و کارکرد نمادین یا عملی داشتهاند.