تصاویر| ماجراجویی در قلب کویر؛ سفر به بکرترین روستاهای هدف گردشگری خراسان جنوبی

تصاویر| ماجراجویی در قلب کویر؛ سفر به بکرترین روستاهای هدف گردشگری خراسان جنوبی

اگر به دنبال مقصدی بکر برای عبور از هیاهوی مدرنیته و غرق شدن در آرامش مطلق هستید، روستاهای هدف گردشگری این استان، دریچه‌ای رو به دنیایی ناشناخته و جادویی هستند.

کد خبر : ۲۹۲۴۸۸
بازدید : ۲۸

اگر به دنبال مقصدی هستید که در آن سکوت کویر با شکوه تاریخ و صمیمیت روستا گره خورده باشد، خراسان جنوبی با ۱۴ روستای هدف گردشگری‌اش انتظار شما را می‌کشد. در این گزارش، نقشه راهی برای یک ماجراجویی فراموش‌نشدنی در بکرترین نقاط شرق ایران ترسیم کرده‌ایم؛ جایی که هر روستا، داستانی ناگفته برای کشف کردن دارد.

خراسان جنوبی، سرزمین تضادهای بی‌نظیر و گنجینه‌ای پنهان در قلب کویر ایران است؛ جایی که رقص ریگ‌های روان با صلابت کوهستان و اصالت تاریخ در هم آمیخته تا تابلویی خیره‌کننده از شکوه طبیعت و فرهنگ را ترسیم کند.

اگر به دنبال مقصدی بکر برای عبور از هیاهوی مدرنیته و غرق شدن در آرامش مطلق هستید، روستاهای هدف گردشگری این استان، دریچه‌ای رو به دنیایی ناشناخته و جادویی هستند.

تصور کنید شب را در میان دیوارهای کاهگلی خانه‌هایی با اصالت، کنار آتش گرم و عطر چای زغالی به صبح برسانید و با نغمه پرندگان در کوچه باغ‌هایی بیدار شوید که بوی نان تازه و مهربانی در آن‌ها جاری است. در این دیار، زیبایی تنها در مناظر خلاصه نمی‌شود؛ بلکه لبخند میهمان‌نواز مردمان کویر، گرم‌ترین استقبالی است که هر مسافری می‌تواند تجربه کند.

امروزه خراسان جنوبی با تکیه بر زیرساخت‌های بوم‌گردی و احیای سنت‌های کهن، ۱۴ نگین درخشان روستایی را به عنوان مقاصد هدف گردشگری معرفی کرده است. از معماری شگفت‌انگیز «ماخونیک» و روستای پلکانی «نایبند» گرفته تا سرسبزی «ازمیغان» و بافت تاریخی «اصفهک»، هر یک قصه‌ای شنیدنی برای روایت دارند. در ادامه، سفری کوتاه خواهیم داشت به دل این روستاهای رویایی تا با جاذبه‌های منحصربه‌فرد آن‌ها بیشتر آشنا شویم.

چنشت؛ تابلوی زنده و رنگارنگ در قلب کویر

در ۶۰ کیلومتری جنوب شرقی بیرجند و در آغوش شهرستان سربیشه، روستایی قد برافراشته که گویی قطعه‌ای از بهشت روی زمین است؛ «چنشت»، سرزمینی که در آن زمان متوقف شده و رنگ‌ها سخن می‌گویند. این روستا با مورفولوژی منحصربه‌فرد و موقعیت کوهستانی‌اش، نه تنها یک مقصد گردشگری، بلکه موزه‌ای زنده از فرهنگ و اصالت است که هر بیننده‌ای را در بدو ورود جادو می‌کند.

چنشت را به حق «سرزمین رنگ‌ها» نامیده‌اند. در حالی که کویر با طیف‌های قهوه‌ای و کرم شناخته می‌شود، در چنشت انفجاری از رنگ‌های شاد و تند چشم را می‌نوازد. پوشش سنتی زنان و دختران این دیار، جواهری است که نظیرش را در کمتر جایی از ایران می‌توان یافت؛ چارقدهای گلدار قرمز و آبی، کلاه‌های نقره‌دوزی شده و پیراهن‌هایی به رنگ سبز و سرخ، تابلویی متحرک از زیبایی را در کوچه‌های روستا خلق می‌کنند.

31

استفاده از شلیته‌های پرچین و جلیقه‌های زرین، نشان از فرهنگی دارد که با چنگ و دندان در برابر تغییرات مدرن ایستادگی کرده و اصالت خود را حفظ نموده است.

اما جاذبه‌های چنشت تنها به لباس‌های رنگینش ختم نمی‌شود. وجود آرامگاه مقدس سید حامد علوی و دو غار اسرارآمیز و باستانی در دل کوه‌های اطراف، به این روستا هویتی معنوی و ماجراجویانه بخشیده است. چنشت از معدود روستاهای ایران است که بافت فرهنگی و آداب و رسوم کهن آن دست‌نخورده باقی مانده و سفر به آن، مانند ورق زدن کتابی مصور از تاریخ و سنت‌های اصیل ایرانی است. اینجا، جایی است که هر قدم، کشف یک زیبایی جدید و هر لبخند، دعوتی به ضیافت رنگ و آرامش است.

اصفهک؛ سمفونی خشت و آینه در قلب کویر طبس

در ۳۸ کیلومتری شرق طبس، جایی که افق با نخل‌های برافراشته گره می‌خورد، روستای تاریخی «اصفهک» همچون نگینی تراش‌خورده از خاک، قد برافراشته است. اصفهک تنها یک روستا نیست؛ بلکه قصیده‌ای بلند در ستایش معماری کویری و نبوغ گذشتگان است که با خشت و گل، بر گرمای طاقت‌فرسای بیابان چیره شده‌اند.

آنچه اصفهک را از همتایانش متمایز می‌کند، وفاداری مطلق به اصالت است؛ در کوچه‌پس‌کوچه‌های این دیار، ردی از آهن و آجر نخواهید یافت. خانه‌های گلی با سقف‌های گنبدیِ چشم‌نواز، نه تنها یادگار هنر معماری ایرانی‌اند، بلکه با مهندسیِ شگفت‌انگیز خود، نسیم خنک را به قلب اتاق‌ها هدیه می‌دهند. قدم زدن میان دیوارهای کوتاهی که با هندسه‌ای خاص، باد را در کل بافت روستا به جریان می‌اندازند، تجربه‌ای است که زمان را برای هر گردشگری متوقف می‌کند.

32

اما اصفهک، قصه برخاستن از میان خاکستر است. این روستا که در زلزله مهیب سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۸ میلادی) به ویرانه‌ای متروکه بدل شده بود، با همت و عشق جوانان بومی‌اش دوباره جان گرفت. آن‌ها با دستان خالی و قلبی سرشار از امید، معماری خشتی زادگاهشان را مرمت کردند تا امروز، اصفهک به عنوان نماد زیست‌محیط پایدار و احیای هویت ملی در جهان شناخته شود.

اوج شکوه این تلاش جمعی، در اواخر سال ۱۴۰۳ رقم خورد؛ زمانی که سازمان جهانی گردشگری (UNWTO)، اصفهک را در رقابتی تنگاتنگ با ۲۶۰ روستای مطرح دنیا، در فهرست بهترین روستاهای گردشگری جهان ثبت کرد. امروز نخل‌های سرافراز اصفهک از دوردست‌ها نه تنها یک روستا، بلکه اراده‌ی مردمی را فریاد می‌زنند که اصالت خود را به جهانیان دیکته کرده‌اند. اینجا، جایی است که میراث جهانی و بوم‌گردی اصیل در آغوش هم به آرامش رسیده‌اند.

نایبند؛ ماسوله کویر

در میان پهنه‌ی بی‌کران و تفتیده‌ی کویر لوت، جایی که انتظار هر چیزی می‌رود جز سرسبزی، معجزه‌ای به نام «نایبند» رخ داده است. این روستای باستانی که بر بلندای صخره‌ای در مسیر طبس به کرمان تکیه زده، همچون جزیره‌ای سبز در اقیانوسی از ریگزار خودنمایی می‌کند و با قدمتی بیش از هزار سال، تابلویی زنده از ایستادگی و حیات است.

نایبند را «ماسوله کویر» می‌نامند؛ لقبی که برازنده‌ی معماری شگفت‌انگیز و پلکانی آن است. در اینجا، سقف هر خانه، حیاط پرنشاط خانه‌ی بالادستی است و خانه‌های خشتی و مکعبی با نظمی شاعرانه، در هم تنیده‌اند تا شیب تند کوه را رام خود کنند. این فشردگی هوشمندانه، نه تنها نمایی مسحورکننده خلق کرده، بلکه گواهی بر هوش سرشار گذشتگان در انطباق با اقلیم خاص این منطقه است.

آنچه نایبند را به بهشتی در دل جهنمِ لوت بدل کرده، جوشش چشمه‌های آب معدنی گرم و سرد و قنات‌هایی است که شریان حیات را در رگ‌های این خاک جاری می‌کنند. تماشای نخلستان‌های انبوه، باغ‌های معطر مرکبات و کشتزارهای طلایی گندم در مجاورت بیابان‌های بی‌آب و علف، تضادی شگرف و دیدنی است که هر بیننده‌ای را به تحسین وا می‌دارد.

    آنچه روستای نایبند را به بهشتی در دل جهنمِ لوت بدل کرده، جوشش چشمه‌های آب معدنی گرم و سرد و قنات‌هایی است که شریان حیات را در رگ‌های این خاک جاری می‌کنند

گذر از کوچه‌های باریک و پیچ‌درپیچ نایبند، سفری به اعماق تاریخ است. ساباط‌ها یا همان کوچه‌های سرپوشیده، با ایجاد سایه‌ای خنک و دلپذیر، پناهگاهی برای گفتگوهای صمیمانه‌ی اهالی فراهم می‌کنند و نبض زندگی اجتماعی روستا در زیر سقف‌های گلی آن‌ها می‌تپد. نایبند، جایی است که در آن، شکوهِ معماریِ اصیل ایرانی با سخاوتِ سبزِ طبیعت درآمیخته تا خاطره‌ای فراموش‌نشدنی در ذهن هر مسافرِ تشنه‌ی زیبایی حک کند.

دهسلم؛ زمردی بر درگاهِ افسانه‌ای کویر لوت

در آستانه‌ی ورود به پهنه‌ی بیکران و پر رمز و راز کویر لوت، روستایی خودنمایی می‌کند که گویی تکه‌ای از بهشت است که در دل داغ‌ترین نقطه‌ی زمین جا مانده؛ «دهسلم»، نگین درخشان شهرستان نهبندان. این روستا که تنها ۳۵ کیلومتر با قلب تپنده‌ی لوت فاصله دارد، نه فقط یک سکونتگاه، بلکه دروازه‌ای باشکوه به سوی جهانی از شگفتی‌های ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو است.

دهسلم با تضادهای خیره‌کننده‌اش، هر گردشگری را مسحور می‌کند. در حالی که در چند قدمی آن، ریگ‌زارهای سوزان و تپه‌های ماسه‌ای غول‌آسا (ریگ یلان) حکمرانی می‌کنند، درون روستا نخلستان‌های انبوه و سر به فلک کشیده با نجوای قنات‌های پرآب، فضایی خنک و دلپذیر ساخته‌اند. اینجا خانه‌های گنبدی و خشتی، با معماری اصیل خود، قصه‌های قدیمی کویرنشینان را در گوش مسافران زمزمه می‌کنند و قلعه‌ی باستانی دهسلم، ایستادگی این دیار را در برابر تندبادهای تاریخ به رخ می‌کشد.

سفر به دهسلم، تجربه‌ی تماشای کوه‌های مینیاتوری و مریخی، دریاچه‌های نمک درخشان و رود شور است؛ جایی که حیات جانوری کویر در پناه آب زلال قنات‌ها ادامه دارد. امروزه با برپایی اقامتگاه‌های بوم‌گردی باصفا و میهمان‌نوازی بی‌نظیر مردمان محلی، دهسلم به مأمنی گرم برای ماجراجویانی بدل شده که می‌خواهند شب‌های پرستاره‌ی کویر را در آغوش آرامش به صبح برسانند. دهسلم، جایی است که کویرِ خشن، در برابر شکوهِ نخل و آب، سر تعظیم فرود آورده است.

خُور؛ ضیافتِ خشت و گوهرهای قیمتی

در ۸۵ کیلومتری غرب بیرجند، جایی که جاده‌ها به سوی افق‌های دوردست یزد و طبس کشیده می‌شوند، روستایی به نام «خُور» بر بستری افسانه‌ای از سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی آرام گرفته است. خُور، فراتر از یک سکونتگاه ساده، گنجینه‌ای درخشان است که در آن تاریخ با تلألؤ گوهرهای نهفته در خاک پیوند خورده و تابلویی از نبوغِ کویرنشینان را ترسیم کرده است.

اینجا معماری، زبانِ گویای هوش و سازگاری با طبیعت است. خانه‌های خشتی با سقف‌های گنبدی که حول حیاط‌های مرکزی و دالان‌های باصفا دامن گسترده‌اند، به دنبال نبضِ حیات یعنی قنات‌ها شکل گرفته‌اند. اما آنچه خُور را در میان روستاهای کویری متمایز می‌کند، بادگیرهای منحصربه‌فرد آن است؛ بادگیرهایی یک‌طرفه، کوتاه و بی‌ساقه که با مهندسی شگفت‌انگیز، خنکای نسیم را به درون خانه‌ها می‌کشند و سدی در برابر غبارِ بیابان می‌سازند. تماشای دورنمای این بادگیرهای گلی، گویی تماشای تاجی است که بر سر این روستای کهن نهاده‌اند.

33

بر فراز صخره‌ای بلند در مجاورت روستا، قلعه‌ای خشتی و باصلابت چون نگهبانی بیدار ایستاده است. این دژ باستانی که با خندقی عمیق محصور شده، یادآور روزگاران پرفراز و نشیب و شکوهِ دژهای بیابانی ایران است. از حمام‌های قدیمی و آسیاب‌های آبی گرفته تا گورهای گچیِ متعلق به عصر صفوی، هر گوشه‌ی خُور قصه‌ای از اصالت در سینه دارد.

خُور روستایی است که هنوز می‌توان در کوچه‌های باریکش بوی مست‌کننده‌ی کاهگل را استشمام کرد و غرق در آرامشِ بافت تاریخی‌اش شد. این اصالت بی‌بدیل باعث شد تا خُور خوسف، با افتخار در لیست نامزدهای برترین دهکده‌های گردشگری سازمان جهانی گردشگری قرار گیرد. سفر به خُور، قدم گذاشتن بر فرشی از سنگ‌های قیمتی و لمسِ گرمای تمدنی است که هزاران سال در آغوش کویر درخشیده است.

کریمو؛ عروس زمردین و خنکای دلپذیر در سرایان

در حالی که بسیاری، خراسان جنوبی را با تفتیدگی بیابان و رنگ‌های گرم کویری می‌شناسند، روستای «کریمو» در ۳۰ کیلومتری شمال سرایان، تمام معادلات ذهنی مسافران را بر هم می‌زند. این روستای کهن که به حق «عروس سرسبز کویر» نامیده می‌شود، مأمنی ییلاقی و بهشتی گمشده است که با بافتی تاریخی و حضور معنوی امامزاده سلطان کریم‌شاه، پیوندی میان ریشه‌های باستانی و طراوت طبیعت برقرار کرده است.

کریمو از سال ۱۳۸۴ به عنوان منطقه‌ی نمونه گردشگری برگزیده شد تا ثابت کند سخاوت طبیعت در دل سخت‌ترین اقلیم‌ها نیز جاری است. چشمه‌ی زلال علوی و ییلاقات پیرامون آن، با سایه‌سار درختان و هوای مطبوع، تفرجگاهی است که روح را صفا می‌بخشد. از مزرعه‌ی اسپیدکوه و چشمه دراز گرفته تا دره‌های تماشایی کلگی و تک‌تودک، هر وجب از این خاک قصه‌ای از طراوت را در گوش مسافران نجوا می‌کند. جاده‌ی کریمو به سرایان نیز با عبور از دره‌های دل‌انگیزی چون حسن‌آباد و رودهن، خود به تنهایی یک مسیر رویایی برای طبیعت‌گردان است.

اما برای ماجراجویان، کریمو فراتر از یک تفرجگاه ساده است. دره‌ی سبزرود با ۳۰ آبشار کوچک و بزرگ که از دل صخره‌های استوار جاری‌اند، بهشتی برای صخره‌نوردان و کوه‌پیمایان فراهم آورده است. و در اعماق زمین، غار اژدها (بتون) با قندیل‌های آهکی خیره‌کننده و جریانی از آب سرد و گوارا، معمایی ناتمام است که هنوز انتهای آن کشف نشده و رازی سر به مهر در دل کوهستان باقی مانده است. کریمو، جایی است که صدای سقوط آبشارها با سکوتِ باشکوهِ کوهستان در هم می‌آمیزد تا تجربه‌ای متفاوت و خنک از سفر به قلب کویر را برایتان رقم بزند.

ازمیغان؛ جایی که شالیزار به نخلستان سلام می‌کند

در فاصله‌ای نه چندان دور از شهر طبس و در ارتفاع هزار متری از سطح دریا، معجزه‌ای در دل کویر رخ داده که تمام کلیشه‌های ذهنی شما را جابه‌جا می‌کند؛ روستای «ازمیغان»، زمردی درخشان که در آن تضادهای طبیعت به زیباترین شکل ممکن با هم آشتی کرده‌اند. اینجا تنها نقطه‌ای از زمین است که می‌توانید در یک قاب، سبزیِ چشم‌نوازِ شالیزارهای شمال را در کنار وقارِ نخلستان‌های جنوب تماشا کنید.

رازِ جادویی ازمیغان در جریان دائمی آب و جغرافیای خاص دره‌مانند آن نهفته است. در حالی که آفتاب کویر بر سر بوم و بر می‌تابد، وفور آب در این دره‌ی کم‌عمق باعث شده تا ازمیغان از اقلیم خشک فاصله بگیرد و به دو بخشِ گرم و مرطوب (برای کشت برنج) و گرم و خشک (برای پرورش خرما) تقسیم شود. خانه‌های خشتی و گلی روستا که با معماری اصیل کویری بنا شده‌اند، در میان این حجم از سرسبزی، تصویری خیال‌انگیز و کارت‌پستالی خلق کرده‌اند.

34

اما ازمیغان فقط به شالیزارهایش مشهور نیست؛ اینجا سرزمین شگفتی‌های پنهان است. از صخره‌ی سپید و صیقلی تخت عروس که در میان رودخانه خودنمایی می‌کند تا آبشار و تنگه‌ی قدمگاه که خنکای آن جانی دوباره به مسافران می‌بخشد. در این روستا می‌توانید به تماشای درخت انجیر کوهی ۳۰۰ ساله‌ای بنشینید که ۲۰ متر قد برافراشته، یا در چشمه‌های ماهی‌درمانی طبیعی، خستگی راه را از تن به‌در کنید.

علاوه بر این شکوهِ طبیعی، ردپای تاریخ نیز در ازمیغان پیداست؛ از قلعه‌ی باستانی دختر تا کتیبه‌های کهنی که حکایت از قدمت و تقدس این دیار دارند. ازمیغان، سمفونیِ جاریِ آب در دلِ سنگ است؛ جایی که طبیعت با دست‌ودلبازی، بهشتی کوچک را در آغوش کویر بنا کرده تا به ما یادآوری کند که حیات، حتی در سخت‌ترین شرایط، می‌تواند چنین باشکوه و رنگارنگ تجلی یابد.

ماخونیک؛ گام برداشتن در افسانه‌ی لی‌لی‌پوت‌های ایران

در ۱۲۵ کیلومتری جنوب شرقی بیرجند و در نزدیکی مرزهای افغانستان، روستایی قرار دارد که گویی از میان صفحات کتاب‌های فانتزی بیرون آمده است؛ «ماخونیک»، سرزمینی مرموز و اعجاب‌انگیز که به عنوان یکی از هفت روستای شگفت‌انگیز جهان شناخته می‌شود. اینجا جایی است که مرز میان واقعیت و افسانه کمرنگ می‌شود و قد و قامت خانه‌ها، روایتگر داستانی متفاوت از زیستن هستند.

ماخونیک را «شهر لی‌لی‌پوت‌ها» می‌نامند؛ لقبی که ریشه در قامت کوتاه ساکنان سنتی آن دارد. معماری این روستا شاهکاری از انطباق با شرایط دشوار زندگی است. خانه‌هایی کوچک و فشرده، ساخته شده از سنگ و خشت، بدون هندسه‌ای منظم که در دل زمین فرو رفته‌اند تا از گزند سرما و گرمای کویر در امان بمانند. در بافت قدیم ماخونیک، پنجره‌ای رو به بیرون نخواهید دید و تمام خانه‌ها با تواضعی خاص، درِ ورودی خود را به سوی مسجد روستا گشوده‌اند تا معنویت، قلب تپنده و مرکز ثقل این اجتماع کوچک باشد.

35

اما ریشه‌های ماخونیک بسیار عمیق‌تر از آن است که تصور می‌شود. باستان‌شناسان این منطقه را مهد تمدن باستانی آراتتا می‌دانند. کشف مومیایی کوچک ۲۵ سانتی‌متری در سال ۲۰۰۵ و شواهد به‌جای مانده از هزاره‌های پیش از میلاد، این فرضیه را تقویت کرده که ماخونیک از دیرباز سکونتگاه انسان‌هایی با ویژگی‌های خاص بوده است. اگرچه امروز به دلیل بهبود تغذیه و پیوندهای جدید، نسل‌های تازه‌ی روستا بلندقامت‌تر شده‌اند، اما خانه‌های مینیاتوری قدیمی همچنان پابرجاست تا یادآور میراثی شگرف باشد.

سفر به ماخونیک، تنها یک بازدید ساده نیست؛ بلکه تجربه‌ای است از لمسِ نبوغِ مردمانی که با کمترین امکانات، تمدنی چنین منحصربه‌فرد بنا کرده‌اند. امروز اگرچه اهالی به خانه‌های نوساز کوچ کرده‌اند، اما تماشای خانه‌ی قدیمی کدخدا که پنج نسل را در آغوش خود پرورانده، پنجره‌ای است به سوی شکوهِ ساده و بی‌ریایِ گذشته. ماخونیک، موزه‌ای زنده است که در آن هر خشت و هر دیوارِ کوتاه، قصه صبوری و ماندگاری را در گوش تاریخ زمزمه می‌کند.

افین؛ پایتخت یاقوت‌های سرخ در آغوش تاریخ

در ۸۵ کیلومتری جنوب شرق قاین و در پهنه‌ی بااصالت شهرستان زیرکوه، روستایی قد برافراشته که شکوهش را از ریشه‌های پیش از اسلام وام گرفته و امروز به عنوان پایتخت زرشک دنیا بر تارک گردشگری ایران می‌درشد؛ «افین»، سرزمینی که در آن عطر تاریخ با رنگ دلفریب یاقوت‌های سرخ درآمیخته است.

افین تنها یک روستا نیست، بلکه موزه‌ای است به وسعت قرن‌ها. حضور بناهای ارزشمندی چون مسجد جامع باشکوه، قلعه‌ی باستانی، کاروانسرا و آسیاب‌های آبی که یادگار دوران طلایی سلجوقیان هستند، نشان از تمدنی دیرینه دارد که در دل این خاک تپیده است. بافت تاریخی افین با برج‌ها و حوض‌های کهنش، گویی قصه‌ی هزار و یک شب کویر را بازگو می‌کند.

36

اما آنچه افین را جهانی کرده، دریای بی‌کرانِ زرشک است. باغستانی به طول ۱۵ کیلومتر که همچون نواری زمردین در حاشیه ارتفاعات کشیده شده و در هر فصل، جاده‌ای از رنگ و زیبایی می‌سازد. افین، زادگاه نخستین درختان زرشک ایران است و امروز بیشترین و مرغوب‌ترین زرشک بی‌دانه‌ی جهان را به بار می‌نشاند. تماشای این حجم از سرسبزی و میوه‌های سرخ در میانه‌ی اقلیم کویری، معجزه‌ای است که تنها در افین می‌توان به نظاره نشست.

سخاوت طبیعت در این روستا با جریان دو رودخانه‌ی دائمی به اوج می‌رسد؛ آبی زلال که مأمن ماهی‌های متنوع است و در کنار جنگلِ گزِ صورتی، تابلویی منحصربه‌فرد و خیال‌انگیز پدید آورده است. افین، جایی است که میراثِ سنگیِ نیاکان با برکتِ شاخه‌هایِ پُربارِ زرشک پیوند خورده تا هر مسافری را غرق در اعجاب و تحسین کند. اینجا، قلبِ تپنده‌ی اصالت در خراسان جنوبی است.

فورگ؛ دژِ استوارِ تاریخ در آغوشِ یاقوت‌های سرخ

در ۱۰۷ کیلومتری جنوب شرقی بیرجند و در قلب شهرستان درمیان، روستایی قد برافراشته که گویی از دلِ صخره‌ها روییده است؛ «فورگ»، سرزمینی که در آن ابهتِ یک دژِ باستانی با لطافتِ باغ‌های زرشک پیوند خورده است. فورگ تنها یک روستا نیست، بلکه روایتی زنده از شکوهِ معماری کوهستانی و استقامت در برابر تندبادهای تاریخ است.

نگینِ بی‌بدیل این روستا، قلعه‌ی تاریخی فورگ است که با صلابت بر فراز صخره‌ای طبیعی ایستاده و پس از قلعه‌ی الموت، مهم‌ترین پایگاه فدائیان اسماعیلیه به شمار می‌رفته است. این دژ که یادگاری دست‌نخورده از دوران نادرشاه افشار است، با دیواره‌های بلند و برج‌های استوارش، نگهبانِ همیشگیِ خانه‌هایی است که با مهندسیِ دقیق و به صورت پلکانی دور تا دورش حلقه زده‌اند.

37

قدم زدن در کوچه‌های فورگ، سفری به اعماق تاریخ است. کوچه‌های تنگ و باریک با ساباط‌های (سقف‌های) بی‌شمار، نه‌تنها شاهکار معماری خشت و سنگ هستند، بلکه با هوشمندی تمام، سایه‌هایی خنک را برای رهایی از تابشِ تندِ خورشید کویر هدیه می‌دهند. اینجا هر ایوان و هر ورودی، قصه‌ای از سلیقه‌ی نیاکان ما را در دلِ خود پنهان کرده است.

اما زیباییِ فورگ تنها در سنگ و خشت خلاصه نمی‌شود؛ دشت‌های پهناوری که روستا را احاطه کرده‌اند، در فصلِ باردهی، به دریایی از رنگِ سرخِ زرشک تبدیل می‌شوند. فورگ با آن زرشک‌های بی‌دانه‌ی ممتازش، جانی دوباره به سفره‌ها می‌بخشد. در فورگ، شکوهِ یک قلعه‌ی نفوذناپذیر با قرمزیِ چشم‌نوازِ باغستان‌ها در هم آمیخته تا یکی از زیباترین و اصیل‌ترین مقاصد گردشگری ایران خلق شود؛ جایی که هر قدمش تماشایِ هنرِ دستِ انسان و بخشندگیِ طبیعت است.

سرند؛ بهشت گمشده کویر

در ۹۰ کیلومتری طبس و در نزدیکیِ دیهوک، روستایی به نام «سرند» جا خوش کرده که به معنای واقعی کلمه، بهشت گمشده است. در حالی که بسیاری تصور می‌کنند در این جغرافیا چیزی جز آفتاب و خاک یافت نمی‌شود، سرند با اقلیمی کوهستانی و معتدل، آغوشِ خنک خود را به روی مسافران می‌گشاید تا ثابت کند که معجزه‌ی حیات در هر گوشه‌ای از این سرزمین ممکن است.

سرند، سبدِ میوه‌ی خراسان جنوبی است. اینجا جایی است که درختان سیب، گلابی، گیلاس و زردآلو در کنار هم قد برافراشته‌اند و هر فصل، رنگ و بویی تازه به روستا می‌بخشند. اگرچه روزگاری نه چندان دور (حدود یک دهه پیش)، عطرِ برنجِ مرغوبِ دم‌سیاه هندی در شالیزارهای این روستا می‌پیچید، اما خشکسالی‌های اخیر این برکتِ پُرآب را از چرخه‌ی کشت حذف کرد؛ با این حال، سرند همچنان با تکیه بر چشمه‌هایش، طراوت خود را حفظ کرده و به یکی از متنوع‌ترین قطب‌های باغداری منطقه تبدیل شده است.

گردش در سرند، ضیافتِ دیدنی‌های بکر است. از صدایِ آرام‌بخشِ آبشار و چشمه‌های جوشان گرفته تا سدِ تاریخی که در پایین‌دستِ روستا چون یادگاری از نبوغِ گذشتگان ایستاده است. برای ماجراجویان و کوهنوردان نیز، غار حمال و چاه زغال در ارتفاعات اطراف، رازهایی سنگی هستند که انتظارِ کشف شدن را می‌کشند. سرند، تابلویی از استقامت و زیبایی است؛ جایی که کوهستان و کویر در نقطه‌ای جادویی به هم می‌رسند تا خاطره‌ای خنک و شیرین در ذهنِ هر رهگذری حک کنند.

چشمه مرتضی علی؛ هم‌آغوشیِ شگفت‌انگیزِ سرد و گرم در قلبِ صخره‌ها

در ۲۵ کیلومتری طبس، روستای ییلاقی خرو ایستاده است تا با دو نگهبانِ هزارساله‌اش، یعنی سروهای تنومند و باستانی‌اش، به میهمانان کویر خیرمقدم بگوید. خرو، آغازِ سفری است به سوی یکی از نادرترین پدیده‌های زمین‌شناسی ایران؛ جایی که طبیعت با دست‌ودلبازی، پارادوکسِ آتش و یخ را در قالبِ چشمه‌ی «مرتضی علی» به تصویر کشیده است.

اعجازِ این چشمه در هم‌سفریِ مسالمت‌آمیزِ دو جریانِ کاملاً متفاوت نهفته است. در بسترِ یک رودخانه، آب گرم و سرد شانه به شانه‌ی هم جاری می‌شوند بدون آنکه به سرعت با هم آمیخته شوند. این اختلاف غلظت و دما که گاه به ۱۰ درجه می‌رسد، تجربه‌ای جادویی را برایتان رقم می‌زند؛ کافی است در رودخانه قدم بزنید تا در کمال حیرت حس کنید یک پایتان در گرمای لذت‌بخشِ چشمه‌های جوشان و پای دیگرتان در خنکای زلالِ آبِ روان است.

38

مسیر رسیدن به این چشمه، خود بخشی از افسانه است. پیاده‌روی از میانِ دیواره‌های رسوبیِ بلند و صخره‌های باشکوهی که هر چه جلوتر می‌روید، به هم نزدیک‌تر می‌شوند تا شما را در آغوشِ یک شکافِ عمیق و تماشایی قرار دهند. در انتهای این دالانِ سنگی، حوضچه‌هایی در انتظار شماست که نه‌تنها به دلیل املاح معدنی خاصیت درمانی دارند، بلکه میهمان‌نوازان کوچکی به نام ماهی‌های پزشک نیز در آن‌ها سکنی گزیده‌اند. این ماهی‌ها با ظرافت، خستگی راه را از تن شما می‌زدایند و با ماساژی طبیعی، جانی دوباره به پوستتان می‌بخشند.

خرو و چشمه‌ی مرتضی علی، جایی است که کویرِ خشک، خروشان می‌شود و صخره‌های سخت، راه را برای جاری شدنِ شفا و زیبایی می‌گشایند. اینجا، ضیافتِ تضادهاست؛ جایی که هر قطره آب، قصه‌ی هزاران سال صبوریِ طبیعت را در گوشِ جانِ مسافران زمزمه می‌کند.

ملوند؛ ایستگاه آرامش در مسیر خورشید

در ۷۰ کیلومتری شمال طبس، جایی که کوه‌های سر به فلک کشیده همچون حصاری استوار آغوش گشوده‌اند، روستای «ملوند» چون نگینی سرسبز می‌درخشد. ملوند برای مسافران، تنها یک نقطه جغرافیایی نیست؛ بلکه منظره‌ای است که پس از عبور از پهنه‌ی داغ و تفتیده‌ی کویر لوت، همچون معجزه‌ای خنک و دلپذیر در برابر چشمان زائرانِ مشهد مقدس ظاهر می‌شود تا غبار راه را از تنشان بشوید.

پیشینه‌ی این دیار به بلندای حکومت سلجوقیان بازمی‌گردد و ردپای سیاست و قدرت را می‌توان در جای‌جای آن یافت. حضور مستحکم‌ترین دژِ فدائیان اسماعیلیه در ارتفاعات جنوبی، نشان از اهمیت استراتژیک این منطقه در سده‌های دور دارد. نام‌های عجیب و رازآلودی همچون مغول‌دختر، عرب‌گریز، نقوا و هَرکاره، گویی هر کدام بخشی از یک حماسه‌ی تاریخی هستند که حیاتِ پرفراز و نشیبِ اجتماعی و سیاسی این روستا را در سینه حفظ کرده‌اند.

طبیعت در ملوند، هنرمندیِ خود را با شکوهِ تمام به رخ می‌کشد. سد سنگی و خاکی روستا که در زمان جریان رودخانه‌های فصلی، نمایی شبیه به یک آبشار باشکوه پیدا می‌کند، در کنار درختِ کهنسال و نظریافته‌ی بنه، پیوندی میان برکتِ زمین و اعتقاداتِ کهن مردم ایجاد کرده است. کوه‌هایی که با نام‌های خیال‌انگیز همچون گل‌سرخی و آسیاب به صورت حلقه‌وار روستا را در بر گرفته‌اند، ملوند را به قلعه‌ای طبیعی و زیبا بدل ساخته‌اند.

برای زائرانی که از اصفهان، یزد و شیراز، کیلومترها کویر را به عشقِ زیارتِ حضرت ثامن‌الحجج (ع) پیموده‌اند، ملوند همان پناهگاهِ خنکی است که در میانه‌ی راه، جانی دوباره به آن‌ها می‌بخشد. ملوند، سمفونیِ جاریِ آب و استقامتِ سنگ است؛ جایی که تاریخ در سایه‌سارِ درختانِ کهن ایستاده و به مسافران لبخند می‌زند.

منبع: ایرنا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید