ماجرای یکی از بزرگترین گنجهای اروپا که با بیل مکانیکی از زیر خاک بیرون آمد
این ماجرا شبیه صحنهای از یک فیلم است؛ بیل مکانیکی در یک کارگاه ساختمانی زمین را میکند و ناگهان سیلی از طلا از دل خاک بیرون میریزد.
فرادید| این گنجینه حدود ۶۰ سال پیش، در جایی که امروز منطقهای مسکونی است، توسط کارگران ساختمانی کشف شد. این مجموعه شامل بیش از ۱۲۰۰ سکه و ۹ قطعه جواهر بود و بهعنوان بزرگترین مجموعه سکههای طلای قرون وسطایی که تاکنون در بریتانیا پیدا شده شناخته شده است.
به گزارش فرادید؛ این داستان فقط به کشف طلا ختم نمیشود، بلکه شامل دزدیهای پنهانی، اتهام فساد پلیس و مردی مرموز است که در بازار سکههای قدیمی لندن ظاهر شد و سپس ناپدید شد.
در یک روز معمولی در ماه مارس ۱۹۶۶، کارگران در حال آمادهسازی زمین برای ساخت خانه بودند. پسربچهای پنجساله که در نزدیکی محل زندگی میکرد، مشغول تماشای کار ماشینها بود. درست در آخرین حرکت بیل، ناگهان بارانی از سکههای طلا از خاک بیرون ریخت.

دیوید ولهام 5 ساله از شاهدان پیدا شدن گنج بود؛ این تصویر مصاحبۀ او را با یک خبرنگار در محل کشف گنج نشان میدهد
بهجای یک گودال ساده، این کشف باعث هرجومرجی برای جمعآوری طلا، دردسرهای قانونی و باز شدن بخشی از یک ماجرای تاریخی فراموششده شد.
یکی از کارگران نوجوان تعریف میکند که وقتی خبر پیدا شدن چیزی مهم پخش شد، برخی افراد بلافاصله به محل دویدند. بعضی حتی طلاها را برداشتند و با خود بردند. روز بعد، محل پر از خبرنگار، پلیس و افراد مهم شده بود. کارگران تازه فهمیدند چه چیزی پیدا کردهاند، آن هم وقتی بود که سرکارگر مقداری از طلاها را به آنها نشان داد: زنجیر، حلقه و سکههایی که آنقدر سنگین بودند که دست را پایین میکشیدند.
در اوج هیجان، برخی کارگران مشتمشت سکه برداشتند و در جیبهایشان گذاشتند و حتی آنها را به خانه بردند.
اما وقتی اهمیت واقعی این کشف مشخص شد، چند نفر از آنها تصمیم گرفتند موضوع را به پلیس گزارش دهند. با این حال، خیلی زود مشخص شد که همه سکهها تحویل داده نشدهاند و حتی در تعداد ثبتشده هم اختلاف وجود دارد. همین موضوع باعث شد یک مأمور پلیس موقتاً از کار معلق شود.

یک کارآگاه مسئول رسیدگی به این پرونده شد و مقدار زیادی از طلاها را به خانه خود برد تا نگهداری کند. پسرش بعدها تعریف کرد که وقتی کودک بوده، این سکهها را مثل اسباببازی در دست میگرفته و پدرش با دیدن این صحنه شوکه شده است. او حتی برای محافظت از این گنج، شبها با اسلحه زیر بالش میخوابید. او بعداً این مجموعه را برای بررسی به نزد متخصصان در لندن منتقل کرد.
این احتیاطها بیدلیل نبود، چون فقط دو روز قبل از کشف این گنج، جام قهرمانی فوتبال جهان در لندن دزدیده شده بود و پلیس نمیخواست ریسک دیگری کند.
با این حال، نگرانیها درست بود. در هفتههای بعد، مردی با نامی جعلی چندین بار به فروشندگان سکه در لندن مراجعه کرد و حدود ۵۰ سکه از این گنج را فروخت. یکی از خریداران مشکوک شد و موضوع را گزارش داد.
پس از بررسی کارشناسان، ارزش تاریخی این گنج مشخص شد. سکهها مربوط به دورهای بین دهه ۱۳۵۰ تا سال ۱۴۶۴ بودند؛ دورهای که با جنگهای داخلی میان دو خاندان رقیب در انگلستان همراه بود. در آن زمان، پادشاهی که از قدرت کنار گذاشته شده بود تلاش میکرد دوباره تاج و تخت را به دست آورد و شورشی در شمال کشور شکل گرفته بود که در نهایت شکست خورد.
احتمال داده میشود این گنج متعلق به فردی بوده که در این درگیریها گرفتار شده؛ شاید کسی که در حال فرار بوده یا حتی کسی که این ثروت را دزدیده بوده است. جالب اینکه حدود ۱۸ درصد از سکهها خارجی بودند و از مناطقی مثل فرانسه و اسکاتلند آمده بودند؛ این نشان میدهد که این پولها در جریان جمعآوری منابع برای جنگ به دست آمده بودند.
محل دفن گنج در آن زمان منطقهای جنگلی و نسبتاً خلوت بوده، نزدیک به مسیرهای رفتوآمد اما دور از دید. به نظر میرسد صاحب گنج آن را پنهان کرده با این امید که بعدها بازگردد، اما هرگز موفق به این کار نشده است.
ارزش این گنج در زمان خودش حدود ۴۴۰ پوند بوده، که شاید امروز رقم زیادی به نظر نرسد، اما در آن دوره معادل بیش از ۳۶ سال دستمزد یک کارگر ماهر بوده است. با چنین پولی میشد یک ملک بزرگ خرید یا چندین کشتی تجهیز کرد.
بعد از کشف، ارزش امروزی آن بسیار بیشتر برآورد شد، اما همه کسانی که آن را پیدا کرده بودند از این ثروت بهرهمند نشدند. در دادگاه، برخی از کارگران به دلیل پنهان کردن سکهها مورد انتقاد شدید قرار گرفتند، اما در نهایت مجازات جدی برای آنها در نظر گرفته نشد.

پیت هاوکینز که در آن زمان یک کارگر 17 ساله بود از معدود افرادی بود که به دلیل تحویل کامل یافتههایشان، سهمی از گنجینه به آنها داده شد
در پایان، فقط دو نفر که سکههایی را که پیدا کرده بودند صادقانه تحویل داده بودند، سهمی از این گنج دریافت کردند. یکی از آنها بخش بزرگی از سکهها را فروخت و دیگری که کودکی خردسال بود، با همان چند سکه به شهرت رسید.
این گنج بعدها در موزهای نگهداری شد و بهعنوان یکی از مهمترین آثار تاریخی شناخته شد. با وجود همه اینها، هنوز یک راز بزرگ باقی مانده است: چه کسی این گنج را دفن کرده بود و آن مرد مرموزی که بخشی از سکهها را فروخت، واقعاً چه کسی بود؟