نئاندرتالها احمق نبودند؛ خویشاوندان ما بهدلیل هوش کم از بین نرفتهاند
با اینکه نئاندرتالها جمجمههای بزرگتری داشتند، اما تصور میشد که آنها حافظه ضعیفتر، توانایی شناختی کمتر و مهارت زبانی محدودتری دارند، موضوعاتی که اغلب به عنوان دلیل اصلی نابودی آنها مطرح میشد. اما تحقیقات جدید این دیدگاه را به چالش کشیده است.
برخلاف تصور رایج، دانشمندان میگویند غارنشینان از نظر هوشی تفاوت چشمگیری با انسانهای امروزی نداشته و احتمالاً به دلیل ضعف ذهنی منقرض نشدهاند. سالها این باور وجود داشت که تفاوت در شکل جمجمهها نشان میدهد گونههای باستانی از تواناییهای ذهنی پایینتری برخوردار بودهاند.
با اینکه نئاندرتالها جمجمههای بزرگتری داشتند، اما تصور میشد که آنها حافظه ضعیفتر، توانایی شناختی کمتر و مهارت زبانی محدودتری دارند، موضوعاتی که اغلب به عنوان دلیل اصلی نابودی آنها مطرح میشد. اما تحقیقات جدید این دیدگاه را به چالش کشیده است.
پژوهشگران با بررسی ساختار مغزی دو گروه مختلف به تفاوتهایی پیچیدهتر از آنچه قبلاً تصور میشد رسیدهاند. نتیجه این بررسیها نشان میدهد فاصله ضریب هوشی میان نئاندرتالها و انسانهای مدرن بسیار اندک بوده است. محققان دانشگاه ایندیانا در اینباره میگویند:
این پرسش که چرا نئاندرتالها دیگر وجود ندارند، مدتهاست مورد توجه بوده. بسیاری از فرضیهها بر اساس شواهد باستانشناسی و مطالعات مربوط به مغز آنها، نئاندرتالها را از نظر شناختی در سطح پایینتری قرار میدادند. اما در نظر گرفتن این تفاوتهای احتمالی در چارچوب تنوع انسانهای امروزی، چنین دیدگاهی را تأیید نمیکند.
برای رسیدن به این نتیجه، دانشمندان مغز انسانهای امروزی را نیز بررسی کردند. آنها با استفاده از دادههای ام.آر.آی مربوط به ۲۰۰ نفر از افراد اروپاییتبار در آمریکا و ۲۰۰ نفر از قوم هان چین، به یافته جالبی رسیدند.

نتیجه نشان داد تفاوت اندازه برخی بخشهای مغز میان همین دو گروه انسانی مدرن، حتی از تفاوت میان انسان امروزی و نئاندرتالها هم بیشتر است. این یافتهها نشان میدهد اختلاف میانگین تواناییهای شناختی میان نئاندرتالها و انسانهای اولیه مدرن، احتمالاً بسیار ناچیز بوده و از این رو، این مورد را نمیتوان عامل انقراض آنها دانست. پژوهشگران در ادامه تأکید میکنند:
به نظر میرسد هر تفاوت میانگین شناختی که در صورت قابل تشخیص بودن، بسیار ناچیز است.
آنها اضافه میکنند که حتی اگر تفاوتهای کوچک در تواناییهای شناختی در بلندمدت بتواند اثرات تکاملی بزرگی ایجاد کند، لازم است اندازه این اثرات در مقایسهای دقیق و واقعبینانه بررسی شود. این تیم تحقیقاتی همچنین اشاره کرده که مطالعات موجود تنها ارتباطی ضعیف و اثباتنشده میان اندازه مغز و هوش در انسانهای امروزی نشان میدهد.

نئاندرتالها حدود ۳۵۰ هزار تا ۴۰ هزار سال پیش زندگی میکردند و جمعیت آنها از پرتغال در اروپای غربی تا کوههای آلتای در آسیای مرکزی پخش شده بود. دانشمندان اکنون بر این باورند که انقراض آنها احتمالاً به دلیل پدیدهای به نام «جذب ژنتیکی» رخ داده است، فرآیندی که طی آن ژنهای نئاندرتالها بهتدریج در اثر آمیزش با انسانهای مدرن جای خود را به ژنهای انسان امروزی دادند.
ایده قدیمی «عدم برتری نئاندرتالها» به سال ۱۸۵۷ بازمیگردد، زمانی که هرمان شافهاوزن، دانشمند آلمانی، فسیلی را که از آن به عنوان اثری با «شکلی غیرعادی» یاد شده بود، مورد بررسی قرار داد. این بقایا که یک سال قبل کشف شده بودند، بعدها به عنوان نخستین نئاندرتال شناخته شدند.
شافهاوزن نتیجه گرفت که این جمجمه متعلق به «مرحله پایینی تکامل» است، برداشتی که بیش از یک قرن در میان دانشمندان باقی ماند. اما فناوریهای مدرن این دیدگاههای قدیمی را تغییر دادهاند. در سال ۲۰۱۵، فسیل نئاندرتالی با نام مستعار ثورین (Thorin) در یک غار در دره رُن کشف شد. تحلیل دیانای نشان داد که او بین ۴۲ تا ۵۰ هزار سال پیش در یک جامعه کوچک و منزوی زندگی میکرده است.

او متعلق به شاخهای ناشناخته بود که حدود ۱۰۰ هزار سال پیش از دیگر نئاندرتالها جدا شده و بیش از ۵۰ هزار سال بهصورت ژنتیکی مستقل باقی مانده بود. تارسیکا ویمالا، ژنتیکدان، در اینباره میگوید:
تا پیش از این تصور میشد در زمان انقراض نئاندرتالها فقط یک جمعیت یکنواخت وجود داشته، اما اکنون میدانیم دستکم دو جمعیت متفاوت در آن دوره زندگی میکردهاند.
شواهد بیشتر نشان میدهد گروه ثورین در فاصلهای حدود چند روز پیادهروی از یک جمعیت دیگر نئاندرتالها زندگی میکرده است. با این حال، پژوهشگران میگویند:
جمعیت ثورین به مدت ۵۰ هزار سال هیچ تبادل ژنتیکی با دیگر گروههای نئاندرتال نداشت.
به بیان دیگر، دو جمعیت نئاندرتال که تقریباً به اندازه ۱۰ روز پیادهروی از یکدیگر جدا افتاده بودند، برای دهها هزار سال در کنار هم زندگی کردند اما عملاً هیچ ارتباط ژنتیکی با یکدیگر نداشتند.
منبع: روزیاتو