چرا «هفته» هفت روز دارد؟
امروزه «هفتۀ هفتروزه» آنقدر طبیعی و بدیهی به نظر میرسد که کمتر کسی از خود میپرسد چرا اصلاً هفته باید هفت روز داشته باشد. اما واقعیت این است که در بخش بزرگی از تاریخ بشر، هفتهها (یا واحدهای زمانی تقسیم یک ماه) نهتنها هفتروزه نبودند، بلکه در فرهنگهای مختلف شکلهای کاملاً متفاوتی داشتند.
فرادید| برخی واحدهای زمانی تقریباً برای همه تمدنها قابلدرک بودهاند؛ مثل سال، چون چرخه فصلها را مشخص میکند، یا ماه که با تغییرات ماه در آسمان ارتباط دارد. روز هم بهسادگی از طلوع و غروب خورشید به دست میآید. اما تقسیمات دیگری مثل ۲۴ ساعت در شبانهروز یا ۶۰ دقیقه در هر ساعت، بیشتر حاصل سنتهای تاریخیاند تا ضرورت طبیعی.
به گزارش فرادید؛ هفته نیز از همین دسته است. عدد هفت نه تقسیم مناسبی برای ماه و سال است و نه از نظر ریاضی عددی کاربردی به شمار میرود. با این حال، تقریباً در سراسر جهان به استاندارد رایج تبدیل شده است.
نخستین هفتهها در تاریخ بشر
قدیمیترین تقویمهای شناختهشده ظاهراً اصلاً مفهوم «هفته» را نداشتند. به نظر میرسد مردمان دوران نوسنگی تنها چرخههای ۲۹ یا ۳۰ روزه ماه را دنبال میکردند.
اما چند هزار سال بعد، تمدنها کمکم دورههایی میان «روز» و «ماه» تعریف کردند. در استونهنج، ماههای ۳۰ روزه به سه بخش ۱۰ روزه تقسیم میشدند. مصریان باستان نیز ساختاری مشابه داشتند. در آشور هم دورهای زمانی به نام «هاموشتوم» وجود داشت که احتمالاً بین ۶ تا ۱۰ روز طول میکشید.
در همین زمان، بابلیها اغلب از چرخهای هفتروزه استفاده میکردند، هرچند گاهی طول هفتههایشان تغییر میکرد. آنها هر هفتمین روز را «ساپاتو» مینامیدند؛ واژهای که شباهت زیادی به «سبت» یا «شبات» دارد. بعدها از طریق یهودیت، مسیحیت و سپس اسلام، هفتۀ هفتروزه به تدریج در بخش بزرگی از جهان گسترش یافت.
تمدنهایی که هفته هفتروزه نداشتند
اما همه تمدنها از این الگو پیروی نمیکردند. در چین باستان، تقویمهای متنوعی وجود داشت و بسیاری از آنها دورههای ۱۰ روزه داشتند. پژوهشگران میگویند در طول تاریخ چین بیش از ۱۰۰ نوع تقویم مختلف طراحی شده بود.
در آمریکای مرکزی، تمدنهای آزتک و مایا از دورههای ۱۳ روزه برای تقسیمبنده یک ماه استفاده میکردند. در جزیره جاوه، هفتهها (یا در واقع «پنجهها») پنجروزه بودند. رومیان باستان نیز پیش از گسترش مسیحیت، هفتهای هشتروزه داشتند که به شکلی عجیب «نهروزه» نامیده میشد.
شاید عجیبترین نمونه مربوط به تقویم بالیایی باشد که در آن ۱۰ نوع هفته با طولهای متفاوت بهطور همزمان جریان دارند؛ سیستمی پیچیده که هماهنگ کردن یک قرار ملاقات ساده را هم دشوار میکند.
تلاش برای نابودی هفته هفتروزه
با وجود سلطه جهانی هفته هفتروزه، در تاریخ تلاشهایی برای تغییر آن صورت گرفته است. یکی از مشهورترین نمونهها مربوط به انقلاب فرانسه در دهه ۱۷۹۰ است. انقلابیها که سلطنت را سرنگون کرده و نظام متریک را ایجاد کرده بودند، تصمیم گرفتند زمان را هم کاملاً بازطراحی کنند.
در «تقویم جمهوری فرانسه»، سال شامل ۱۲ ماه بود و هر ماه سه دورۀ ۱۰ روزه داشت. برای جبران اختلاف با سال خورشیدی، پنج یا شش روز اضافی در پایان سال اضافه میشد.
فرانسویها حتی ساعت را هم دهدهی کردند. در این سیستم، هر روز به ۱۰ ساعت تقسیم میشد و هر ساعت نیز ۱۰۰ دقیقه داشت.
برای مدتی این سیستم واقعاً استفاده میشد. مثلاً در سند ازدواج خواهر ناپلئون، زمان مراسم بهصورت «۷٫۵ ساعت» ثبت شده است؛ چیزی که در سیستم امروزی معادل ساعت ۶ عصر میشود.
اما اداره کشوری کامل با سیستمی که با بقیه جهان هماهنگ نبود، خیلی زود دردسرساز شد. در نهایت این تقویم کمتر از هفت ماه دوام آورد و کنار گذاشته شد.