نقد و بررسی انیمیشن Hoppers | کجای کار پیکسار می‌لنگد؟

نقد و بررسی انیمیشن Hoppers | کجای کار پیکسار می‌لنگد؟

Hoppers تازه‌ترین محصول پیکسار، با ایده‌ای خلاقانه درباره‌ی انتقال ذهن انسان به بدن حیوانات رباتیک، تلاش می‌کند پیوندی میان فناوری و طبیعت برقرار کند. فیلم در سطح ایده و پیام، جسور و دغدغه‌مند است و از نظر بصری و موسیقی تجربه‌ای خوش‌ساخت ارائه می‌دهد، اما در روایت و گسترش درام اغلب به دام کلیشه‌ها می‌افتد.

کد خبر : ۲۹۸۳۹۰
بازدید : ۴

Hoppers تازه‌ترین محصول پیکسار، با ایده‌ای خلاقانه درباره‌ی انتقال ذهن انسان به بدن حیوانات رباتیک، تلاش می‌کند پیوندی میان فناوری و طبیعت برقرار کند. فیلم در سطح ایده و پیام، جسور و دغدغه‌مند است و از نظر بصری و موسیقی تجربه‌ای خوش‌ساخت ارائه می‌دهد، اما در روایت و گسترش درام اغلب به دام کلیشه‌ها می‌افتد. با وجود آن‌که Hoppers به پای شاهکارهای قدیمی پیکسار نمی‌رسد، ولی می‌توان آن را یکی از آثار اورجینالِ قابل‌ قبول و حتی امیدبخش این کمپانی در سال‌های اخیر دانست.

ایده‌ای میان «آواتار» و جهان پیکسار

21

انیمیشن Hoppers داستان میبل، دختر ۱۹ ساله‌ی عاشق حیوانات را روایت می‌کند که با استفاده از فناوری پیشرفته‌ای، آگاهی خود را به بدن یک سگ آبی رباتیک منتقل می‌کند تا بتواند مستقیماً با حیوانات ارتباط برقرار کند. این انتقال ذهن، صرفاً یک ترفند علمی تخیلی نیست؛ بلکه درام اصلی فیلم را شکل می‌دهد: انسانی که برای نجات طبیعت، باید از جایگاه انسان بودن فاصله بگیرد و جهان را از منظر موجودی دیگر ببیند.

ایده‌ی فیلم در نگاه نخست جذاب و حتی جسورانه است. شباهت آن به «آواتار» نیز انکارناپذیر است؛ همان‌گونه که جیک سولی با ورود به بدن ناوی‌ها به دنیای پاندورا راه می‌یابد، میبل نیز در کالبد یک سگ آبی به جهان حیوانات قدم می‌گذارد. فیلم حتی با آگاهی از این شباهت، در دیالوگی به آن اشاره می‌کند.

با این حال، تفاوت در لحن و مقیاس روایت است؛ اگر آواتار حماسه‌ای استعمارستیزانه بود، Hoppers داستانی شخصی‌تر و نوجوانانه‌تر درباره‌ی مسئولیت‌پذیری و کنشگری زیست‌محیطی است. فیلم تلاش می‌کند این ایده را از سطح ماجراجویی صرف فراتر ببرد و آن را به پرسشی اخلاقی تبدیل کند؛ این‌که آیا انسان می‌تواند بدون تجربه‌کردن زیستِ دیگری، واقعاً او را بفهمد؟

22

جهان‌سازی؛ طبیعتی ساده اما زنده

یکی از نقاط قوت فیلم، جهان‌سازی آن است. طبیعت در Hoppers نه صرفاً پس‌زمینه‌ای برای ماجرا، بلکه کاراکتری مستقل است. طراحی مناظر، بافت خز حیوانات، انعکاس نور روی آب و جزئیات محیطی، همگی نشان از دقت تیم هنری دارند. آرت‌استایل فیلم، ادامه‌ی مسیر پیکسار پس از آثاری چون «لوکا»، «قرمز شدن» و «الیو» است؛ سبکی که از واقع‌گرایی کامل فاصله گرفته و به سمت ساده‌سازی فرم‌ها و اغراق در چهره‌ها رفته است.

این انتخاب، دو وجه دارد؛ از یک سو، باعث صمیمیت بیشتر و نزدیکی مخاطب کودک به شخصیت‌ها می‌شود؛ از سوی دیگر، خطر تکرار و یکنواختی را در پی دارد. در Hoppers گاه این حس ایجاد می‌شود که پیکسار در طراحی چهره‌ها و بدن‌ها به الگوی ثابتی رسیده و از تجربه‌گری بصری فاصله گرفته است. با این حال، در صحنه‌های حضور میبل در قالب سگ آبی، حرکت‌های نرم و فیزیک بدن حیوان، با دقتی تحسین‌برانگیز طراحی شده‌اند. این بخش‌ها یادآور همان وسواس تکنیکی است که پیکسار سال‌ها به آن شهرت داشت؛ البته حالا به شکلی ضعیف‌تر.

از جسارت اولیه تا لغزش در کلیشه

23

بزرگ‌ترین چالش Hoppers در روایت است. فیلم شروعی پرانرژی دارد و خیلی زود مخاطب را با ایده‌ی مرکزی درگیر می‌کند، اما در نیمه‌ی دوم، مسیر داستان قابل پیش‌بینی می‌شود. تقابل خیر و شر، شخصیت شهردار به عنوان نماد توسعه‌گرایی بی‌ملاحظه و حتی برخی نقاط عطف درام، بیش از حد آشنا هستند. ایده‌ی انتقال ذهن، ظرفیت فلسفی و انسانی عمیقی دارد و می‌توانست به بحران هویت، دوگانگی جسم و آگاهی، یا حتی فاصله‌ی انسان مدرن با طبیعت بپردازد. اما فیلم ترجیح می‌دهد در سطحی امن‌تر حرکت کند و بیشتر بر پیام‌های صریح زیست‌محیطی تمرکز کند. با این وجود، اثر کاملاً سطحی نیست. لحظاتی از همذات‌پنداری، به‌ ویژه در سکانس‌های تردید و ترس میبل، موفق عمل می‌کند. مخاطب نوجوان می‌تواند خود را در جایگاه دختری ببیند که در برابر بی‌تفاوتی بزرگ‌ترها ایستاده و برای حفظ طبیعت و حیوانات قد علم کرده است.

شخصیت‌پردازی و فرصت‌های از دست‌رفته

24

میبل شخصیتی دوست‌داشتنی و باورپذیر است؛ ترکیبی از جسارت، کنجکاوی و آسیب‌پذیری. او قهرمان فیلم است، اما فیلم نمی‌خواهد او را قهرمانی تمام و کمال و بی‌عیب و نقص نشان دهد، بلکه حتی ضعف‌های این نوجوان را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که دوستی و انسانیت بالاتر از سواستفاده برای رسیدن به هدف‌هاست.

با این حال، برخی شخصیت‌های فرعی، به‌ ویژه مادربزرگ، می‌توانستند عمق بیشتری داشته باشند. حضور کوتاه و گذرای مادربزرگ، تنها به اشاره‌ای عاطفی محدود می‌شود، در حالی که این شخصیت ظرفیت تبدیل‌ شدن به ستون عاطفی داستان را داشت. در سوی دیگر، شخصیت‌های حیوانی فیلم سرزنده و گاه بامزه‌اند، اما کمتر به پیچیدگی درونی می‌رسند. آن‌ها بیشتر نماینده‌ی تیپ‌ها هستند تا کاراکترهایی چندلایه.

علاوه‌ بر این، موسیقی متن در لحظات اوج و صحنه‌های اکشن، کارکردی دقیق دارد و ضرباهنگ روایت را تقویت می‌کند. در صحنه‌های احساسی نیز، موسیقی بدون اغراق، حس همدلی را افزایش می‌دهد. شاید موسیقی فیلم به‌یادماندنی‌ترین اثر پیکسار نباشد، اما کاملاً در خدمت روایت قرار دارد و از آن پیشی نمی‌گیرد.

دوبله‌ی شیرین فارسی

25

ورژن دوبله‌ شده‌ی انیمیشن Hoppers از گروه دوبلاژ سورن، یکی از برگ‌های برنده‌ی نمایش این انیمیشن در ایران است ــ هر چند که متأسفانه مخاطب ایرانی نمی‌تواند انیمیشن‌های روز دنیا را همزمان با جهان بر روی پرده‌ی نقره‌ای سینما ببیند و تماشای آنلاین هم به واسطه‌ی قطع مکرر اینترنت بین‌الملل با موانع بزرگی روبه‌روست ــ با این وجود، گروه دوبلاژ سورن دوبله‌ی خوبی از این انیمیشن ارائه داده است. علیرضا وارسته در نقش جورج، با همان تیپ‌گویی آشنای خود ــ که پیش‌تر آن را در قالب نقش پادشاه زاگِ «طلسم‌شدگان» شنیده بودیم ــ به این شخصیت عمق طنزآمیز و جالبی بخشیده است.

ساناز غلامی در نقش میبل، تعادل خوبی میان انرژی نوجوانانه و حس مسئولیت ایجاد می‌کند. مسعود تقی‌پور نیز در نقش شهردار، لحن اقتدارگرای مناسبی دارد. عرفان هنربخش نیز، به خوبی از پسِ گفتنِ نقشش برآمده. ایرانیزه‌‌ کردن برخی شوخی‌ها باعث شده مخاطب ایرانی ارتباط نزدیک‌تری با اثر برقرار کند. در نسخه‌ی فارسی، برخی لحظات طنز حتی پررنگ‌تر از نسخه‌ی اصلی به نظر می‌رسند. ترکیب صداها یکدست و شنیدنی است و نشان می‌دهد که دوبله‌ی ایران، علی‌رغم تمام معضلات و مشکلات، هنوز می‌تواند در تجربه‌ی تماشای انیمیشن نقشی تعیین‌ کننده داشته باشد.

27

پیکسار و سایه‌ی سنگین گذشته

نقد Hoppers بدون در نظر گرفتن نام «پیکسار» ناقص خواهد بود. این کمپانی با آثاری چون «داستان اسباب‌بازی»، «در جستجوی نمو»، «بالا»، «شگفت‌انگیزان» و «روح»، استانداردی برای قصه‌گویی در انیمیشن تعریف کرده است. بنابراین هر اثر تازه‌ای از پیکسار، ناگزیر با گذشته‌ی درخشانش سنجیده می‌شود.

Hoppers اگر محصول استودیوی دیگری بود، شاید به عنوان انیمیشنی خوش‌ساخت و دغدغه‌مند با تحسین بیشتری روبه‌رو می‌شد. اما پیکساری بودن، هم امتیاز است و هم بار سنگین انتظار. این فیلم نه آن غافلگیری ساختاری آثار کلاسیک را دارد و نه آن جسارت روایی که مخاطب را میخکوب کند. با این حال، در مقایسه با برخی تولیدات اخیر پیکسار، Hoppers اثری منسجم‌تر و هدفمندتر است. پس از «روح»، شاید بتوان آن را یکی از قابل‌قبول‌ترین آثار اورجینال این کمپانی در سال‌های اخیر دانست.

البته این را نیز باید در نظر گرفت که این اثر در ذات خود، فیلمی متفاوت از سایر آثار پیکسار محسوب می‌شود. حتی ریسکی برای این کمپانی به شمار می‌رود، چراکه مسیری متفاوت از باقی آثار این شرکت را در پیش می‌گیرد. با وجود تمام نقاط قوت انیمیشن، می‌توان درک کرد که Hoppers به هیچ عنوان نمی‌تواند مانند آثار کلاسیک کمپانی پیکسار جریان‌ساز و ماندگار باشد. اما در نوع خود، انیمیشنی‌ست جذاب و دیدنی.

به عبارتی دیگر، مشکل اصلی Hoppers، کمپانی سازنده‌اش است. مسئله این‌جاست که این انیمیشن را پیکسار ساخته است، و نه استودیوی کمتر شناخته‌شد‌ه‌ی دیگری. در دنیای انیمیشن، پیکسار، نامی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. تنها یک «داستان اسباب بازی» کافی است تا بدانیم پیکسار چه نقشی در صنعت انیمیشن‌سازی ایفا کرده است. بنابراین، وقتی انیمیشن‌ تازه‌ای از کمپانی پیکسار به نمایش درمی‌آید، نگاه‌ها و نقدها تند و تیزتر از آثار کمپانی‌های دیگر خواهد بود. چرا که این پیکسار است و انتظار ما از پیکسار، چیزی فراتر از ساخت انیمیشن‌هایی چون Hoppers است. Hoppers سوای تمام ایراداتش، انیمیشن جذابی می‌تواند باشد، اما این اثر برای کمپانی پیکسار ــ که به قصه‌گویی‌های شاهکار و خلاقانه‌اش شهرت داشته و همیشه مخاطب را با آثار درخشانش غافلگیر کرده ــ یک ناامیدی بزرگ به شمار می‌رود.

البته جدا از همه‌ی این مسائل، Hoppers، چه در قصه‌گویی و روایت، و چه در شخصیت‌پردازی و موسیقی، یک سر و گردن بالاتر از باقی انیمیشن‌های تازه‌ی این کمپانی مثل «الیو» است. ولی هر چه باشد این انیمیشنی‌ که می‌بینیم، جزو همان آثار پیکساری‌ای نیست که انتظارش را داشتیم، نه حداقل آن پیکساری که قبلاً می‌شناختیم. حتی قهرمان و ضدقهرمان این اثر نیز با آن قهرمانان و ضدقهرمانان چند لایه و جذابی که پیش‌تر از پیکسار سراغ داشته‌ایم، فرسنگ‌ها فاصله دارد. از سوی دیگر، گاهی شاهد این هستیم که Hoppers، بیش از آن‌که به سبک روایی و داستانی آثار پیکسار نزدیک باشد، مانند آثار کمپانی دریم‌ورکس عمل می‌کند.

امیدی در دل جهان پرآشوب امروز

در جهانی که کودکان و نوجوانان با سیلی از اخبار تلخ و بحران‌های زیست‌محیطی روبه‌رو هستند، Hoppers تلاشی است برای القای امید. این انیمیشن در عین کلیشه‌ای و گاه قابل پیش‌بینی بودنش، می‌گوید کنش‌گری محدود به بزرگسالان یا سیاستمداران نیست؛ گاهی یک نوجوان می‌تواند آغازگر تغییر باشد. پیام همزیستی انسان و حیوان، در دل داستانی فانتزی، ساده اما ضروری است. شاید فیلم در روایت و فیلمنامه به کمال نرسد، اما در نیت و دغدغه صادق است.

در مجموع، Hoppers اثری است میان‌مایه رو به بالا؛ انیمیشنی دیدنی، خوش‌ساخت و گاه کلیشه‌ای و قابل پیش‌بینی، اما صمیمی و انسانی. نه شاهکار است و نه ناامیدکننده‌ی مطلق. فیلم نشان می‌دهد پیکسار هنوز در جست‌وجوی مسیر تازه‌ای برای روایت‌های اورجینال خود است. شاید این همان پیکسار افسانه‌ای گذشته نباشد، اما می‌تواند نشانه‌ای از بازتعریف هویت تازه‌ی این استودیو باشد.

منبع: گیمفا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید