چرا مردم گرانی کالاها را بیشتر حس میکنند؟
قیمت کالاها در ایران بسیار سریعتر از خدمات تحتتاثیر نرخ ارز، انتظارات تورمی و شوکهای سیاسی قرار میگیرند اما خدمات بهدلیل کنترلهای دولتی و محدودیتهای دستوری با تاخیر بیشتری، افزایش قیمت را تجربه میکنند.
بررسی روند تورم کالا و خدمات در سالهای اخیر نشان میدهد که شکاف میان این دو گروه بهتدریج در حال عمیقتر شدن است.
به گفته کارشناسان آنچه امروز در فضای عمومی جامعه بیشتر حس میشود، نه افزایش تدریجی هزینه خدمات، بلکه جهش مداوم قیمت کالاهاست.
دادههای مربوط به تورم نقطهبهنقطه بانک مرکزی نشان میدهد که تورم کالا از 43.6 درصد در فروردین 1404 به 95.7 درصد در فروردین 1405 رسیده، درحالیکه تورم خدمات در همین بازه تقریبا در محدوده 35 تا 40 درصد در نوسان بوده است. این واگرایی شدید، یکی از مهمترین ویژگیهای وضعیت تورمی کنونی اقتصاد ایران است.
در نگاه اول شاید این پرسش مطرح شود که چرا فاصله تورم کالا و خدمات تا این اندازه زیاد شده است. کالاها، بهویژه کالاهای مصرفی و واسطهای، بسیار سریعتر از خدمات تحتتاثیر نرخ ارز، انتظارات تورمی، تحولات سیاسی و شوکهای روانی قرار میگیرند. وقتی نرخ ارز جهش میکند یا انتظارات نسبت به آینده اقتصاد منفی میشود، بازار کالا تقریبا بلافاصله واکنش نشان میدهد.
در مقابل، خدمات معمولا با تاخیر بیشتری واکنش نشان میدهند. بخشی از این موضوع به ساختار هزینهای خدمات برمیگردد و بخشی نیز ناشی از کنترلها و محدودیتهای دستوری است. در اقتصاد ایران بسیاری از قیمتهای خدمات، مستقیم یا غیرمستقیم تحت نظارت دولت یا نهادهای عمومی قرار دارند.
چرا مردم تورم کالا را بیشتر احساس میکنند؟
خانوارها هر روز با قیمت مواد غذایی، خوراک، پوشاک و کالاهای مصرفی مواجه میشوند و تغییرات آنها را لحظهبهلحظه حس میکنند. وقتی قیمت یک کالا ظرف چند ماه دو برابر میشود، این افزایش بهمراتب بیشتر از رشد تدریجی هزینه خدمات در ذهن جامعه ثبت میشود.
از منظری دیگر، شکاف میان تورم کالا و خدمات را میتوان بهعنوان نوعی بازتوزیع ضمنی درآمد در اقتصاد نیز تحلیل کرد. وقتی قیمت کالاها با سرعتی بسیار بالاتر از خدمات افزایش پیدا میکند، در عمل بخشی از فشار تورمی از دوش مصرفکنندگان خدمات به سمت تولیدکنندگان و عرضهکنندگان این بخش منتقل میشود. اگر هزینه کالاها نزدیک به دو برابر شود اما درآمد فعالان بخش خدمات با همان سرعت رشد نکند، قدرت خرید و سهم درآمدی این گروهها بهطور نسبی کاهش پیدا میکند.
تجربه اقتصاد ایران و بسیاری از اقتصادهای تورمی دیگر نشان میدهد که اگر شکاف میان تورم کالا و خدمات برای مدت طولانی حفظ شود، در نهایت خدمات نیز خود را با کالا هماهنگ میکنند. وقتی هزینه زندگی بالا میرود، دستمزدها تحت فشار قرار میگیرند، هزینه اجاره و انرژی افزایش پیدا میکند و انتظارات تورمی در جامعه تثبیت میشود، بخش خدمات نیز ناچار به تعدیل قیمتها خواهد شد. به همین دلیل، شکاف فعلی را میتوان نوعی «فنر فشرده» در اقتصاد دانست.
در این میان، نقش نرخ ارز بسیار تعیینکننده است. بازار کالا در ایران بهشدت از نرخ ارز تاثیر میگیرد، به همین دلیل تورم کالا را میتوان آیینه انتظارات ارزی اقتصاد دانست.
نهایتا مسیر آینده تورم تا حد زیادی به وضعیت انتظارات، تحولات سیاسی و روند نرخ ارز وابسته خواهد بود؛ عواملی که اگر به سمت ثبات حرکت کنند، میتوانند سرعت تورم کالا را کاهش دهند، اما اگر بیثباتی ادامه پیدا کند، دیر یا زود تورم خدمات نیز به این موج خواهد پیوست.
منبع: دنیای اقتصاد