گزینه نظامی علیه ایران همچنان روی میز کاخ سفید

ترامپ چرا دستور حمله به ایران را متوقف کرد؟ / در پشت پرده چه خبر است؟

ترامپ چرا دستور حمله به ایران را متوقف کرد؟ / در پشت پرده چه خبر است؟

دونالد ترامپ اعلام کرده حمله برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران را به تعویق انداخته، اما ارتش آمریکا همچنان برای اقدام گسترده آماده است. هم‌زمان، بن‌بست مذاکرات هسته‌ای، هماهنگی نظامی واشنگتن و تل‌آویو و افزایش حضور دریایی آمریکا در اطراف تنگه هرمز، بحران را وارد مرحله‌ای حساس کرده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند حمله هوایی به‌تنهایی تهران را به عقب‌نشینی وادار نمی‌کند و هرگونه جنگ تازه می‌تواند دامنه درگیری را به خلیج فارس، انرژی جهانی، امارات، دریای سرخ و رقابت آمریکا با چین و روسیه بکشاند.

کد خبر : ۲۹۹۴۴۸
بازدید : ۶۱

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد که تصمیم گرفته است حمله نظامی برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران را که قرار بود سه‌شنبه انجام شود، به تعویق بیندازد؛ تصمیمی که هم‌زمان با تداوم تلاش‌ها برای دستیابی به توافق میان دو طرف اتخاذ شده است.

به گزارش فرارو، دونالد ترامپ در پیامی در شبکه‌های اجتماعی نوشت که ایالات متحده همچنان آماده است در صورت ناکامی مذاکرات و نرسیدن به توافق، گزینه نظامی را دوباره فعال کند. او تأکید کرد: «به ارتش دستور داده‌ام آماده باشد تا در هر لحظه، در صورت حاصل نشدن توافقی قابل‌قبول، حمله‌ای فراگیر و گسترده علیه ایران انجام دهد.» این موضع‌گیری در حالی مطرح شد که ترامپ ساعاتی پیش‌تر در روز دوشنبه گفته بود در برابر تهران «آماده هیچ‌گونه امتیازدهی نیست». این اظهارات پس از آن بیان شد که رئیس‌جمهور آمریکا آخرین پاسخ ایران را دریافت کرده بود.

ترامپ همچنین با لحنی هشدارآمیز تأکید کرد که ایران می‌داند «به‌زودی چه اتفاقی خواهد افتاد»؛ عبارتی که نشانه‌ای آشکار از تشدید فشارهای واشنگتن بر تهران به شمار می‌رود. رئیس‌جمهور آمریکا در گفت‌وگویی تلفنی با روزنامه «نیویورک پست» گفت: «می‌توانم به شما بگویم که آن‌ها اکنون بیش از هر زمان دیگری خواهان رسیدن به توافق هستند، زیرا می‌دانند به‌زودی چه رخ خواهد داد.»

بازگشت گزینه نظامی علیه ایران به میز تصمیم‌گیری واشنگتن

روزنامه «نیویورک‌تایمز» گزارش داده است که وزارت دفاع آمریکا امکان فعال‌سازی دوباره عملیات نظامی علیه ایران را در همین هفته بررسی می‌کند؛ تصمیمی که پس از توقف مسیر مذاکرات و نبود پیشرفت محسوس در پرونده هسته‌ای ایران، بار دیگر در دستور کار واشنگتن قرار گرفته است. مقام‌های آگاه نیز از هماهنگی گسترده میان آمریکا و اسرائیل و آمادگی‌های نظامی پیشرفته برای اجرای احتمالی حملات تازه سخن گفته‌اند؛ تحرکاتی که در سایه افزایش تنش‌های منطقه‌ای به‌ویژه در تنگه هرمز، صورت می‌گیرد.

در همین چارچوب، وب‌سایت «آکسیوس» به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همچنان در پی دستیابی به توافقی برای پایان دادن به جنگ است، اما مخالفت ایران با بخشی از خواسته‌های واشنگتن و خودداری تهران از ارائه امتیازهای اساسی درباره برنامه هسته‌ای خود، گزینه اقدام نظامی را بار دیگر با قدرت به صدر محاسبات کاخ سفید بازگردانده است.

با وجود اعلام آتش‌بس در ماه گذشته، تحلیلگران نظامی معتقدند آمریکا با معادله‌ای پیچیده روبه‌روست. به باور آنان، هرچند جنگنده‌های آمریکایی و اسرائیلی می‌توانند بمباران ایران را از سر بگیرند، اما حملات هوایی به‌تنهایی برای وادار کردن تهران به پذیرش خواسته‌های واشنگتن کافی نخواهد بود. برآوردها همچنین نشان می‌دهد هرگونه عملیات زمینی با هدف کنترل ذخایر اورانیوم بسیار غنی‌شده ایران می‌تواند با خطرات بزرگی به‌ویژه برای جان سربازان آمریکایی همراه باشد. چنین سناریویی ممکن است فشارهای داخلی در ایالات متحده علیه ورود به جنگی تازه در خاورمیانه را افزایش دهد.

آرایش بی‌سابقه ناوهای آمریکا؛ هرمز در آستانه مرحله تازه بازدارندگی 

تحرک ناوهای هواپیمابر و کشتی‌های همراه آن‌ها نشان می‌دهد که گسترش دامنه استقرار دریایی آمریکا، هرگونه اقدام احتمالی ایران در تنگه هرمز را از همان لحظه آغاز زیر رصد قرار می‌دهد.

تحرکات دریایی آمریکا با حضور سه ناو هواپیمابر در محدوده خاورمیانه، بیش از ۲۰۰ فروند هواپیما، ۱۲ کشتی همراه و حدود ۱۵ هزار نیروی نظامی، به اوج خود رسیده است. در همین حال، نشت‌های خبری فزاینده در واشنگتن و تل‌آویو از آماده‌سازی یک حمله نظامی تازه حکایت دارد. تصاویر ماهواره‌ای، موقعیت‌یابی کشتی‌ها و مسیرهای مراقبت هوایی نشان می‌دهد سطح آمادگی آمریکا از تدارک برای یک حمله محدود فراتر رفته است. آنچه اکنون در جریان است، ایجاد ظرفیتی دریایی برای تأمین امنیت گذرگاه و هدف قرار دادن نقاط عملیاتی ساحلی در زمانی کوتاه است.

بر اساس گفته‌های منابع آمریکایی، تصاویر ماهواره‌ای روزهای اخیر از افزایش چشمگیر تحرک قایق‌های کوچک در محدوده بندرعباس، قشم و جاسک حکایت دارد. همچنین فعالیت‌های شبانه‌ای در نزدیکی اسکله‌های فرعی دیده شده است؛ اسکله‌هایی که سپاه پاسداران معمولاً از آن‌ها برای انتقال تجهیزات سبک دریایی استفاده می‌کند. این منابع می‌گویند پنتاگون سکوهای متحرک مراقبت ساحلی، نقاط ذخیره‌سازی مشکوک به نگهداری مین‌های سبک دریایی و مسیرهای خروج قایق‌های تندرو از تأسیسات کوچک نزدیک ساحل را زیر نظر دارد.

به گفته همین منابع، واشنگتن اکنون فهرستی از اهداف دریایی و ساحلی در اختیار دارد که پس از تحلیل تصاویر تجاری و اطلاعاتی به‌روزرسانی شده است. این فهرست، اتاق‌های ارتباط تاکتیکی مرتبط با نیروی دریایی سپاه، محل استقرار قایق‌ها در اطراف قشم و بندرعباس، سایت‌های راداری کوتاه‌برد و انبارهای پشتیبانی لجستیکی در کمربند ساحلی امتداد یافته به سوی جاسک را شامل می‌شود.

هرمز زیر سایه ناوهای آمریکا؛ انرژی جهانی در قلب بازی قدرت‌ها

در واشنگتن، تیم امنیت ملی دولت ترامپ استقرار دریایی در دریای عرب و خلیج فارس را بخشی از رویکردی گسترده‌تر برای مهار رفتار جمهوری اسلامی در مرزهای کشتیرانی بین‌المللی می‌داند.  یک منبع دیپلماتیک آمریکایی می‌گوید دولت آمریکا نمی‌خواهد هیچ فضایی باقی بماند که تهران بتواند تهدید در هرمز را ابزاری موفق برای کسب امتیازات سیاسی معرفی کند.

از همین رو، رویکرد کنونی واشنگتن بر تحمیل هزینه‌ای روشن به هرگونه تلاش ایران برای مختل کردن کشتیرانی یا تهدید نفتکش‌ها استوار است. به گفته این منبع، واشنگتن تلاش می کند اختیار تصمیم نظامی را کاملاً در دست خود نگه دارد تا تهران نتواند سقفی از پیش‌تعیین‌شده برای واکنش آمریکا تصور کند. این رویکرد همچنین می‌تواند توان چین و روسیه را برای آزمودن حدود فشار بر ایالات متحده در پرونده‌های حساس‌تر دیگر محدود کند.

اومود شکری، کارشناس امنیت انرژی بین‌الملل می‌گوید تنگه هرمز در این بحران به آزمونی گسترده‌تر برای جایگاه واشنگتن در امنیت انرژی جهانی تبدیل شده است. به باور او، چین توان آمریکا در تضمین جریان نفت به‌سوی آسیا را زیر نظر دارد و روسیه نیز اثر این اختلال بر قیمت انرژی و میزان فشار بر اروپا را دنبال می‌کند. در چنین شرایطی، دولت ترامپ تلاش می کند مانع آن شود که جمهوری اسلامی این گذرگاه دریایی را به ابزاری برای تضعیف قواعد بازدارندگی آمریکا در برابر رقبای بزرگ واشنگتن تبدیل کند.

پکن بحران هرمز را از زاویه نیاز خود به ثبات جریان انرژی از خلیج فارس و نیز نحوه استفاده واشنگتن از قدرت دریایی‌اش در یک گذرگاه بین‌المللی بسیار حساس دنبال می‌کند. چین که بخش بزرگی از منافع اقتصادی‌اش به واردات نفت از خاورمیانه گره خورده، اکنون با بحرانی روبه‌روست که هم امنیت انرژی آسیا و هم موازنه دریایی در غرب اقیانوس آرام را تحت تأثیر قرار می‌دهد. همین بُعد آسیایی، تحرکات آمریکا در نزدیکی هرمز را از سطح حفاظت صرف از نفتکش‌ها فراتر می‌برد. واشنگتن می‌داند که پکن با دقت توان آمریکا در تثبیت آزادی کشتیرانی در این منطقه را رصد می‌کند.

در سوی دیگر، مسکو بحران هرمز را فرصتی برای افزایش فشار بر واشنگتن و متحدانش می‌بیند. روسیه برای بهره‌برداری از این وضعیت، نیازی به حضور مستقیم در داخل تنگه ندارد؛ کافی است نگرانی‌ها درباره هزینه انرژی، بیمه و حمل‌ونقل ادامه یابد تا آثار آن بر اقتصادهای اروپایی و آسیایی آشکار شود و بار تصمیم‌گیری دولت ترامپ در توزیع توجه میان خلیج فارس، اوکراین و اقیانوس آرام افزایش یابد.

مسکو در تشدید تنش‌ها در نزدیکی هرمز فرصتی می‌بیند تا فشار بر واشنگتن را در چند جبهه گسترش دهد. ادامه تنش در خلیج فارس برای کرملین حاشیه مانور بیشتری در پرونده انرژی ایجاد می‌کند، حساسیت پایتخت‌های اروپایی را نسبت به قیمت نفت و گاز و هزینه‌های حمل‌ونقل افزایش می‌دهد و بخشی از توان دریایی و اطلاعاتی آمریکا را در منطقه نگه می‌دارد؛ آن هم در زمانی که واشنگتن تلاش دارد فشار خود را بر پرونده اوکراین و شرق اروپا حفظ کند.

واشنگتن در دام انتظارات حداکثری؛ تهران آماده جنگی فراتر از میدان نبرد

دنیس سیترینویج، تحلیلگر ارشد موسسه مطالعات امنیت ملی معتقد است: در نهایت، همه چیز به مسئله انتظارات بازمی‌گردد. اگر دولت آمریکا انتظار دارد ایران عملاً تسلیم شود؛ چه در قالب واگذاری اورانیوم غنی‌شده به ایالات متحده و چه از طریق بازگرداندن وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ، چنین سناریویی بعید است محقق شود. اگر واشنگتن واقعاً به‌دنبال دستیابی به توافق است، ناگزیر خواهد بود انتظارات خود را درباره آنچه مذاکرات می‌تواند به‌طور واقع‌بینانه محقق کند، بازتنظیم کند. ایالات متحده بعید است بتواند پشت میز مذاکره امتیازهایی را به دست آورد که از مسیر فشار نظامی قادر به تحمیل آن‌ها نبوده است؛ به‌ویژه در لحظه‌ای که تهران همچنان باور دارد اهرم‌های راهبردی خود را در اختیار دارد.

وی معتقد است راه‌حل دیپلماتیک هنوز ممکن است. اما تحقق آن مستلزم آن است که دولت آمریکا مفروضات و اهداف خود را درباره مذاکرات تعدیل کند. بدون چنین تغییری، گزینه‌های موجود به دو مسیر محدودتر می‌شود: یا بازگشت به رویارویی نظامی با دستاورد راهبردی محدود یا تداوم بن‌بستی فرسایشی بدون چشم‌اندازی روشن برای حل‌وفصل بحران.

تریتا پارسی، کارشناس ارشد مسائل بین الملل در موسسه کوئینسی معتقد است: فضای سیاسی و نظامی کنونی نشان می‌دهد که خطر بازگشت به درگیری واقعی است. از این منظر، آغاز دوباره جنگ نه نشانه قدرت، بلکه اعترافی دیگر به شکست زنجیره‌ای سیاست فشار آمریکا در برابر ایران است؛ از تهدیدهای جنگی ژانویه تا جنگ، از جنگ تا محاصره، و از محاصره تا تلاش برای یافتن همان «گلوله نقره‌ای» خیالی که قرار بود تهران را به زانو درآورد. این جست‌وجوی بی‌پایان برای یک ابزار قاطعِ تنش‌زا، صرفاً ویژگی ترامپ نیست، بلکه به یکی از بیماری‌های مزمن سیاست آمریکا در قبال ایران تبدیل شده است.

وی معتقد است با وجود برخی پیشرفت‌های معنادار در مذاکرات، اختلافات بنیادی بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران مانع رسیدن طرف‌ها به توافق نهایی شده است. هم‌زمان، با آشکار شدن نتایج معکوس محاصره، پویایی تازه و خطرناکی شکل گرفته است: اکنون هر دو طرف تصور می‌کنند دور دیگری از جنگ می‌تواند موقعیت آنان را در مذاکرات بعدی تقویت کند. در تهران این باور شکل گرفته که اگر ترامپ جنگ بعدی را با شدت بیشتری آغاز کند، ایران نیز باید پاسخ تلافی‌جویانه‌ای گسترده‌تر، دردناک‌تر و راهبردی‌تر آماده کند؛ پاسخی که دیگر صرفاً به میدان مستقیم نبرد محدود نخواهد ماند.

در چنین سناریویی، محاسبات تهران می‌تواند دامنه جنگ را به‌طرزی خطرناک گسترش دهد. مقام‌های ایرانی بیش از پیش امارات متحده عربی را به‌عنوان یکی از اهداف بالقوه فشار راهبردی می‌بینند؛ کشوری که از نگاه تهران، در درگیری پیشین نقشی فعال داشته، همکاری خود با اسرائیل را آشکارتر کرده و در تشویق ترامپ به ازسرگیری خصومت‌ها اثرگذار بوده است. هدف قرار دادن مراکز داده آمریکایی در امارات، ضربه به جاه‌طلبی ابوظبی برای تبدیل شدن به قطب جهانی هوش مصنوعی، تهدید منافع تجاری شخصی ترامپ و خانواده‌اش، برخورد سخت‌تر با هر کشور شورای همکاری خلیج فارس که خاک یا حریم هوایی خود را در اختیار آمریکا یا اسرائیل قرار دهد، ورود دریای سرخ به معادله و حتی بررسی قطع کابل‌های فیبر نوری زیردریایی در خلیج فارس، همگی نشان می‌دهد که تهران گزینه‌هایی فراتر از میدان سنتی جنگ را در نظر دارد.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید