تصاویر| تلِ ضحاک آب میرود!
یک کنشگر میراث فرهنگی خبر داد: تلِ باستانی ضحاک در شهرستان فسا (استان فارس) درحال آب رفتن است؛ زمینهای کشاورزی تا بیخ تپه شخم زده شدهاند، زمینداران از خاک محوطه این تپه برداشت کرده و به زمینهای خود میافزایند، و ردپای گنجیابها دیده میشود.
سیاوُش آریا، کنشگر و پژوهشگر میراث فرهنگی در نوشتاری درباره وضعیت این تپه باستانی نوشت: «تل ضحاک را میشناسی؟ آنکه با تاریخ و استوره و داستان در هم آمیخته و افسانههای شیرینی برای آن نگاشتهاند و با باورهای مردم بومی سازگار شده و هزارهها و سدهها مردم با داستانها و افسانههای آن زندگی کردهاند. تل ضحاک را به یاد دارید. آنکه از دل هزارهها سر برآورده و تاریخ و استورههای ایرانی را روایت میکند. تل ضحاک را میشناسی. آنجا که در دوران پیش از تاریخی و دوران تاریخی داستانها و حکایتها دارد. رمز و رازها و اسرار تاریخی را در دل خود نهفته دارد. تل ضحاک این یادگار ارزشمند و باستانی ایرانیان را به یاد میآورید... تل ضحاک جایی است که داستانها و استورهها و افسانههای ایرانی در آن پر رنگ است و با باورهای مردم در هم آمیخته است... اما ما با آن چه کرده و چه میکنیم...
تل پرآوازۀ «ضحاک» یکی از محوطههای بسیار ارزشمند پیش از تاریخی و دوران تاریخی کشور است که ارزش فراوانی در مطالعههای تاریخی و باستانشناختی دارد. بر پایه اسناد و شواهد باستانشناختی، دیرینگی تل ضحاک به هزاره سوم و چهارم پیش از میلاد میرسد و در دوران ایلام میانه (عیلام) زیگوراتی در آن برپا شد که بیانگر جایگاه ویژۀ آن در بررسیها و مطالعههای باستانشناختی و تاریخی است.
همچنین این محوطه بسیار ارزشمند باستانی در دوران هخامنشی به یکی از مرکزهای مهم و راهبردی پارسیان تبدیل شده و از اهمیت ویژهای در این دوران برخوردار است. بیشتر شواهد تاریخی و بررسیهای باستانشناختی آشکارا محوطۀ تل ضحاک را شهر قدیم و کهن فسا در روزگار هخامنشیان به شمار آوردهاند که از جایگاه ویژهای در تاریخ ایران برخوردار بوده است.
تل ضحاک، محوطهای دارای باروها و کَندَک (برج و خندق) در پیرامون آن بوده که تا اوایل روزگار اسلامی به زیست خود ادامه داده و پس از شکلگیری شهر کنونی فسا در چند کیلومتری آن، آرام آرام از رونق شهر کهن فسا یا همان تل ضحاک کاسته شده است و رو به فراموشی میرود.
تل ضحاک، بیگمان نماد ملی و هویت و شناسنامه بالنده شهرستان فسا به شمار میآید که با همواره با زیست و باورهای مردم پیوندگی تنگاتنگ داشته است.

از بالاترین نقطه در تل ضحاک که عمق فاجعه تعرض زمینهای کشاورزی را به این تپه باستانی نشان میدهد.
اما تل پرآوازه و بسیار ارزشمند «ضحاک» روزگار اندوه باری را سپری میکند و زمینهای کشاورزی در عرصه و حریم آن تهدیدی جدی برای یادگار باستانی و ملی به شمار میآید. زمینداران به آرامی با برداشت خاک از محوطه تل ضحاک به زمینهای خود افزوده و یادگار ملی کشور آب میرود! همچنین زمینهای کشاورزی با شخم زدن زمینها، خطری بزرگ را برای یادگار باستانی کشور رقم زدهاند. هماینک زمینهای کشاورزی گرداگرد عرصه و حریم تل ضحاک را فرا گرفته و به یکی از بزرگترین چالشهای پیشروی این یادمان ملی تبدیل شده است.

سیاوش آریا میگوید زمینداران از خاک تل ضحاک در زمینهای خود استفاده میکنند و به این تپه باستانی تعرض شده است.
گذر هر روزۀ موتورسواران بر روی تپه باستانی و ارزشمند «ضحاک» که آن را به پیست موتورسواران تبدیل کرده از دیگر چالشهای مهم این محوطه باستانی است و باید مسئولان امر هرچه زودتر از دنباله کار پیشگیری کنند.

ردِ موتورسیکلتها در تپه باستانی
ساخت و سازهای افسارگسیخته و غیرقانونی در حریم محوطه بسیار ارزشمند تل ضحاک که از یک دهه پیش و با زیر پا گذاشتن قانون و ضابطههای میراث فرهنگی شکل گرفته از دشواریهای مهم و دیگر این یادگار ملی و باستانی است.

ساختوساز در محوطه تل ضحاک
کَند و کاوهای غیرمجاز سوداگران اَموال تاریخی و فرهنگی به بهانههای پوچ و خیالانگیز یافتن گنجی که هیچ وجود خارجی ندارد، از دیگر تهدیدهای جدی این محوطه تاریخی و فرهنگی به شمار میآید.
همچنین چرای گوسفندان و افزایش کودهای جانوری در محوطه، بستر خوبی را برای رشد بیشتر جانوران ریز و درشت از جمله موشها فراهم میآورد که بیشتر لایههای باستانشناختی محوطه را سوراخ، درهم و آمیخته کرده و فیچرها را نابود میکنند و جا دارد تا از چرای گوسفندان در حریم و عرصه محوطه پیشگیری شود.

چرای گوسفندان در محدوده تل ضحاک
باید دانست که محوطه باستانی «ضحاک» از چندین تل و تپه پیرامونی تشکیل شده و بسیار گسترده و بزرگ بوده است که شوربختانه همه تپههای پیرامونی بر اثر برداشت خاک از سوی کشاورزان در چند دهه گذشته سراسر نابود شده و یا پشته کوچکی در پیرامون تل بزرگ و اصلی، از آنها برجای مانده است. همچنین هنوز میتوان بقایای کَندَک (خندق) را در پیرامون محوطه و در میان زمینهای کشاورزی دید و بررسی کرد.

زمینهای کشاورزی که به گفته سیاوش آریا، بخشی از تل ضحاک را نابود کرده است.
تل نامدار ضحاک را باید یکی از محوطههای در خطر استان و کشور به شمار آورد که اگر دربارۀ آن کوتاهی شود به سرنوشت جاهای دیگری همانند تپه حصار دامغان، دچار خواهد شد.
هماینک آنچه نیاز و باسته است که با شتاب و هر چه زودتر از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در این محوطه انجام شود، در گام نخست فنسکشی محوطه تل ضحاک است تا از دست درازی بیشتر زمینداران و چرای گوسفندان در امان بماند تا بتوان در آینده با بررسی و مطالعههای بیشتر باستانشناختی به زوایای پنهان و اسرارآمیز آن دست یافت و پرده از تاریکیهای آن برداشت. از سویی، تعیین عرصه و حریم آن باید در اولویت جای گرفته و فوری انجام شود.
با این همه، بر پایه مسئولیت اجتماعی خویش، دشواریهای تل ضحاک را تلفنی به آگاهی مدیر کل اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان رسانده و خواستار پیگیری و رسیدگی به آن شدهام.

ساختوساز تازه در حریم درجه یک تل ضحاک
تل ضحاک از جمله تپههای باستانی است که «لویی واندنبرگ» بلژیکی، از آن با نام یکی از تپههای ارزشمند و مهم دوران تاریخی و هزارۀ یکم پیش از میلاد در دفتر خود با نام «باستان شناسی ایران» یاد کرده است. آنچه روشن است لایههای زیرین که در زیر سطح کنونی دشت جای دارند به زمانهای کهنتر از هزاره یکم پیش از میلاد میرسد.

لوله آبیاری که از روی تپه باستانی گذر داده شده است.
برپایۀ گزارش «اوژِن فِلاندن» در زمان قاجاریه تل ضحاک در بردارندۀ ۲۵ متر بلندا و مساحتی۱۳۰ تا ۱۴۰ متر بوده است که هماینک به سبب ویرانی و عوامل فرسایش و دستدرازی زمینداران از این اندازهها کاسته شده و بلندای آن به کمتر از ۱۵ متر رسیده است. در سال ۱۳۱۶ خورشیدی آوَندهای (ظروف) سفالی پیش از تاریخ تا زمان اسلامی و سَدۀ چهارم مَهی (قمری) به وسیلۀ «استین» در محوطه پیدا شده است.
در سال ۱۳۳۹ خورشیدی نیز تکههایی از آوندهای سفالی لعابدار از زمان ساسانی و آغاز دوره اسلامی به وسیلۀ فریدون توللّی، باستانشناس ایرانی پیدا شد. توللی این محوطه را زیگوراتی ایلامی (عیلام) معرفی کرده است. همچنین در این تپه و پیرامون آن پایه ستونهایی از دوران هخامنشی از سنگ سیاه، همانند پایه ستونهای پارسه (تخت جمشید) و پاسارگاد یافته شده است.
از دیگر آثار یافته شده در این تپه نیمتنه کوچکی از سنگ مرمر از دوره ایونیک (میان هخامنشی و اشکانی) است که به وسیله «استین» پیدا شده است. این نیمتنه از انگشتشمار پیکرههای کشفشده از این دوره در ایران است که آن را بازنمایی از آفرودیت (ایزد عشق) میدانند که همۀ این یافتهها ارزشمندی و ویژگیهای بیهمتای این تپه تاریخی را نشان میدهد.
روی تل ضحاک بنایی ساخته شده از سنگ وگچ و آجرهای بزرگ وابسته به دوران ساسانی وجود داشته که تا دوره اسلامی نیز پابرجا بوده است. در زمان قاجاریه از آجرهایی که از این تپه بیرون آورده شده، شوربختانه برای ساخت ساختمان بهره گرفته شده است.
تل ضحاک در تاریخ ۲۴ شهریور ماه ۱۳۱۰ خورشیدی با شماره ۱۵ به ثبت ملی رسیده است و از نخستین یادمانهای تاریخی کشور به شمار میآید که به سبب اهمیت و ارزش ویژه و جایگاه مهم آن زودتر به ثبت ملی رسیده است.»

تپههای پیرامونی و وابسته به تل ضحاک که به گفته سیاوش آریا به وسیله زمینهای کشاورزی تخریب شده است.
*عکسهای این گزارش را سیاوش آریا جمعه ۵ دی ماه ۱۴۰۴ گرفته است.
منبع: ایسنا