آیفون روی چهارچرخ

بزرگترین مشکل فراری لوچه چیست؟

بزرگترین مشکل فراری لوچه چیست؟

فراری انتظارات را از اولین خودروی برقی خود تا عرش بالا برد. این شرکت قول داده بود که انقلابی در این صنعت ایجاد کند و استاندارد جدیدی را برای خودروهای برقی اسپرت و عملکردی تعریف کند که همه رقبا از آن پیروی کنند. اما در عوض، فراری لوچه به خاطر ظاهر بحث‌برانگیز و موقعیت‌سنجی مبهمش، در رسانه‌های اجتماعی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت؛ این خودرو آن بمب خبری و موفقیت فوری نبود که شرکت امیدش را داشت.

کد خبر : ۳۰۱۵۳۸
بازدید : ۳

فراری سال‌ها برای ورود به عصر خودروهای برقی صبر کرد و همین انتظار، سطح توقعات را به اوج رساند. بسیاری تصور می‌کردند نخستین خودروی تمام‌برقی این برند ایتالیایی قرار است تعریف تازه‌ای از یک سوپراسپرت الکتریکی ارائه دهد و همان نقشی را ایفا کند که برخی مدل‌های افسانه‌ای فراری در تاریخ صنعت خودرو بر عهده داشتند. اما واکنش‌ها به «لوچه» نه‌تنها با تحسین گسترده همراه نشد، بلکه موجی از انتقادها را در فضای مجازی و رسانه‌های تخصصی به دنبال آورد.

فراری انتظارات را از اولین خودروی برقی خود تا عرش بالا برد. این شرکت قول داده بود که انقلابی در این صنعت ایجاد کند و استاندارد جدیدی را برای خودروهای برقی اسپرت و عملکردی تعریف کند که همه رقبا از آن پیروی کنند. اما در عوض، فراری لوچه به خاطر ظاهر بحث‌برانگیز و موقعیت‌سنجی مبهمش، در رسانه‌های اجتماعی به شدت مورد انتقاد قرار گرفت؛ این خودرو آن بمب خبری و موفقیت فوری نبود که شرکت امیدش را داشت.

طراحی این خودرو همان چیزی بود که دهان مردم را به حرف زدن وا کرد. فراری با جانی آیو (Jony Ive) و تیمش در موسسه «لاوفرام» (LoveFrom) شریک شد؛ با این امید که این طراح نمادین بتواند آغازگر عصری جسورانه و جدید برای اولین خودروی برقی فراری باشد؛ چیزی که جهان تا به حال به خود ندیده بود.

روی کاغذ، این تصمیم منطقی به نظر می‌رسید؛ چرا که افتخارات و جوایز آیو بسیار تحسین‌برانگیز است. شاهکار او، آیفون است؛ طراحی‌ که پس از گذشت نزدیک به ۲۰ سال، همچنان استاندارد گوشی‌های هوشمند باقی مانده است.

15علاوه بر این، صدها پروژه شناخته‌شده دیگر نیز در کارنامه او دیده می‌شود. اما نگاهی کوتاه در تاریخچه کاری آیو به شما خواهد گفت که او شاید مرد مناسبی برای این کار نبوده است. به گفته خود آیو، تمرکز او همیشه بر طراحی مینیمال، کاربردی و تا حد زیادی بی‌ریسک و ایمن بوده است. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۲ هنگام بحث درباره تلاش اپل برای رسیدن به سادگی گفت:

«محصولات ما ابزار هستند و ما نمی‌خواهیم طراحی مانع کاربری آن‌ها شود. ما تلاش می‌کنیم سادگی و وضوح ایجاد کنیم؛ ما تلاش می‌کنیم به محصولات نظم بدهیم... جستجو برای سادگی باید در تک‌تک مراحل این فرآیند نفوذ کند.»

این فلسفه برای گوشی‌ها و لپ‌تاپ‌ها جواب می‌دهد؛ فناوری‌هایی که قرار است در پس‌زمینه زندگی روزمره محو و ادغام شوند، اما این رویکرد دقیقا قابل تعمیم به فراری نیست. یک فراری صرفا یک «ابزار» نیست.

نتیجه این طرز تفکر، یک حجم هندسی بی‌هویت و حباب‌مانند دیگر است که روی یک پلتفرم ماژولار برقی رها شده و تمرکزش به جای فرم و زیبایی، روی آیرودینامیک خطی و سادگی است. البته، چند لمس ظریفِ رترو-فیوچریستی (آینده‌نگرانه با نگاه به گذشته) در آن وجود دارد و نمای داخلی نیز (چه از آن خوشتان بیاید چه متنفر باشید) حداقل جالب توجه است. اما شاید بزرگ‌ترین مشکل «لوچه» این است که اصلا شبیه یک فراری نیست.

به جز مجرای هوای معروف به S-Duct روی محور جلو، چیز زیادی در اینجا وجود ندارد که اصالت اسب فراری را فریاد بزند. چراغ‌های جلو بی‌هویت به نظر می‌رسند، فرم کلی بدنه معمولی است و حتی چراغ‌های عقب نیز این روزها چندان کمیاب نیستند.

16

شاید بزرگ‌ترین مشکل لوچه این است که اصلا شبیه یک فراری نیست

اگر انصاف را در حق آیو رعایت کنیم، لوچه در چارچوب محدودیت‌های سخت‌گیرانه آیرودینامیک طراحی شده است. خودروهای برقی مدرن تماما حول محور کارایی و بازدهی می‌چرخند؛ به‌ ویژه خودروهای برقی اسپرت که به دنبال استخراج بیشترین بازدهی از یک بدنه روان و لغزنده هستند. اما حتی با وجود تمام این بهینه‌سازی‌ها، لوچه احتمالا تنها حدود ۳۰۰ مایل (۴۸۰ کیلومتر) برد حرکتی بر اساس استانداردهای EPA ارائه خواهد داد. پس این همه هیاهو برای چه بود؟

تصمیم فراری برای به خدمت گرفتن آیو همچنین مانند یک رای عدم اعتماد به تیم طراحی خودش به نظر می‌رسد؛ تیمی که دهه گذشته را صرف اثبات این موضوع کرده که می‌تواند فراری را در دوران پس از پینین‌فارینا به خوبی هدایت کند.

17پس از جدایی بسیار علنی فراری از پینین‌فارینا در سال ۲۰۱۳، مرکز طراحی تازه تاسیس فراری (Ferrari Centro Stile) اولین خودروی پرچمدار خود یعنی لافراری را بدون نشان پینین‌فارینا معرفی کرد. این خودرو تحت هدایت فلاویو مانزونی، مدیر طراحی فراری، به دلیل تلفیق آیرودینامیک مدرن با تناسبات کلاسیک فراری به طور گسترده مورد تحسین قرار گرفت.

این طراحی حتی ادای احترامی به پرچمداران قدیمی‌تر مانند انزو بود. پس از لافراری، شاهکارهای بیشتری متولد شدند: GTC۴ لوسو، ۸۱۲ سوپرفست، روما، ۱۲Cilindri و مدل‌های دیگر. اما شاید مهم‌ترین خودرویی که در دوران پس از پینین‌فارینا معرفی شد و در نهایت به عنوان پیش‌درآمدی برای لوچه عمل کرد، مدل پوروسانگوئه بود.

حتی پوروسانگوئه نیز با وجود تمام بحث‌برانگیز بودنش، همچنان بلافاصله به عنوان یک فراری قابل شناسایی بود. پیاده کردن زبان طراحی فراری روی شاسی یک شاسی‌بلند پنج‌درِ بلندقامت کار آسانی نبود و قطعا در ابتدا مورد پسند همه شیفتگان خودرو قرار نگرفت؛ اما مرکز طراحی فراری این کار را بسیار بهتر از آنچه اکثر مردم انتظار داشتند، جمع‌وجور کرد.

همین مسئله است که لوچه را تا این حد ناامیدکننده و کلافه‌کننده می‌کند. لوچه می‌توانست فوق‌العاده باشد، اما در عوض فراری به همان شیوه‌ای به اولین خودروی برقی خود نگاه کرد که آیو به آیفون نگاه می‌کرد: به دنبال ایجاد یک انقلاب به هر قیمتی. فراری در تلاش مفرط خود برای خلق آینده، آن چیزی را که در وهله اول باعث شده بود مردم عاشق این برند شوند، از دست داد.

هدف فراری صرفا باید ساخت خوش‌تیپ‌ترین و زیباترین فراری برقی روی سیاره زمین می‌بود. در عوض، فراری به یک طراحی صنعتی بیش از حد پیچیده و فلسفی‌شده رسید؛ یک آیفونِ چهار چرخ.

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید