سرگرمی‌ای که بیش از ۹۰۰ سال قدمت دارد

تاریخچه خشن و قرون وسطایی اسب‌های چرخان شهربازی‌ها

تاریخچه خشن و قرون وسطایی اسب‌های چرخان شهربازی‌ها

مسابقاتی که بازی‌های کاروسل از آن‌ها سر برآوردند، حدود سال ۱۱۰۰ میلادی آغاز شدند؛ زمانی که شوالیه‌ها به جای نیزه‌های پرتابی، استفاده از نیزه‌های زیر بغل‌گرفته را در پیش گرفتند.

کد خبر : ۳۰۸۸۲۰
بازدید : ۱

اگر تا به حال سوار اسبِ کاروسلِ مکانیکی شده باشید، حتماً آن حس نوستالژی‌ای را تجربه کرده‌اید که سرگرمی‌های گذشته برمی‌انگیزند؛ اما کاروسل فقط یادگاری از عصر بخار نیست؛ بلکه پژواک‌هایی از بازی‌های جنگیِ قرون وسطی را نیز با خود دارد. در گذر سده‌ها، آموزش رزمی از تمرین‌های میدان نبرد به نمایش‌هایی برای سرگرمی تماشاگران بدل شد، و کاروسل سرانجام از دل همین سنت‌های شهسوارانه پدید آمد.

نیزه‌زنی: از میدان نبرد تا ورزش

به گفته آلن وی. موری، استاد تاریخ اروپای قرون وسطی در دانشگاه لیدز، مسابقاتی که بازی‌های کاروسل از آن‌ها سر برآوردند، حدود سال ۱۱۰۰ میلادی آغاز شدند؛ زمانی که شوالیه‌ها به جای نیزه‌های پرتابی، استفاده از نیزه‌های زیر بغل‌گرفته را در پیش گرفتند.

گروهی از شوالیه‌ها که به این سلاح‌ها مجهز بودند، می‌توانستند نیرویی ویرانگر داشته باشند؛ اما یورشِ هماهنگِ جمعی نیازمند تمرین بود. از همین رو، برای آماده شدن در برابر سختی‌های نبرد، تمرین خود را با جنگ‌های ساختگی آغاز کردند؛ رویارویی‌هایی که در آن، گروه‌هایی از شوالیه‌های زره‌پوش و سوارکار در پهنه‌ای چندین میلی در برابر یکدیگر یورش می‌بردند.

از حدود سال ۱۲۰۰ میلادی، ماهیت این رویدادها رفته‌رفته دگرگون شد. نیزه‌زنی‌های تن‌به‌تن میان شوالیه‌ها محبوبیت یافت، زیرا فرصتی بود برای به نمایش گذاشتن مهارت‌های آنان در سوارکاری و جنگاوری. نیزه‌زنان، به جای تاخت‌وتاز آزادانه در میدان‌های نبرد، در مسیر باریک و محصورِ ویژه مسابقات، موسوم به tiltyard، با شتاب می‌تاختند.

این مسابقات از نواحی روستایی به شهرها منتقل شدند، هزاران تماشاگر را به خود جذب کردند و به نمایش‌های عمومیِ باشکوهی بدل گشتند. همچنین، به فرصتی برای مانورهای سیاسی نیز تبدیل شدند. موری می‌گوید: «پادشاهان می‌توانستند از این رویدادها همچون ابزاری برای نمایش قدرت و اقتدار خود استفاده کنند و در عین حال، پیوندهایی با رعایای خویش پدید آورند.»

این مراسم می‌توانست کارکردی سیاسی داشته باشد؛ برای نمونه، مسابقه‌ای در اسمیتفیلدِ لندن در سال ۱۳۹۰، که در آن ریچارد دوم، پادشاه انگلستان، بر رقابتی نظارت داشت که دشمنان پیشین نیز در آن حضور داشتند—رویدادی که نمادی از آشتی و مصالحه بود.

33

ریچارد دوم، پادشاه انگلستان، در حال ریاست بر یک مسابقه شوالیه‌گری.

پرینت کالکتور / گتی ایمجز

مسابقات شوالیه‌گری شباهت بسیاری به نبردهای واقعی داشتند و همان اندازه به مهارت در سوارکاری و کاربرد جنگ‌افزار نیازمند بودند. هرچند این مسابقات قواعدی استاندارد و یکسان نداشتند، با این حال محدودیت‌هایی برای خشونت قائل می‌شدند. ممکن بود شوالیه‌ای دیگری را بر زمین بکوبد، اما مانند میدان نبرد واقعی کار را با فروبردن خنجری در شکاف‌های زره او یکسره نمی‌کرد.

در آغاز، احتمال آسیب‌دیدگی و نیز جایگاه سلطنتی سبب می‌شد پادشاهان از شرکت در نیزه‌زنی پرهیز کنند، اما با رواج زره‌های صفحه‌ای، این خطرها به‌ طور چشمگیری کاهش یافت. مرگ‌ومیر در این مسابقات، مانند مرگ آنری دوم، پادشاه فرانسه، در سال ۱۵۵۹، حاصل حادثه بود نه قصد قبلی.

هرچند مهارت نقشی اساسی داشت، شوالیه‌ها غالباً با آمیزه‌ای از انگیزه‌های مالی و غرور شخصی به میدان می‌آمدند. جیکوب اچ. دیکن، پژوهشگر فرهنگ رزمی اواخر قرون وسطی و آغاز دوران جدید، توضیح می‌دهد: «یکی از ویژگی‌های مسابقات اولیه این بود که اگر شوالیه‌ای را شکست می‌دادید و به اسارت می‌گرفتید، او باید برای آزادی خود، سلاح‌هایش، زرهش و حتی اسبش باج می‌پرداخت.» با محبوب‌تر شدن نیزه‌زنی و نبردهای تن‌به‌تن، این رسمِ باج‌ستانی کم‌کم از میان رفت. با این همه، شرکت در مسابقات همچنان پرهزینه بود. شوالیه‌ها سخت تمرین می‌کردند به امید آن‌که افتخار و اعتباری به دست آورند؛ پاداشی که می‌توانست جایگاه اجتماعی آنان را بالا ببرد و هزینه‌ها را توجیه کند.

این مسابقات فقط عرصه‌ای برای آمادگی جسمانی نبودند، بلکه نوعی آماده‌سازی روانیِ بسیار مهم برای جنگ نیز فراهم می‌کردند. شوالیه‌ها به آشوب و دشواری‌های نبرد خو می‌گرفتند: از ضربه‌های پیاپی سلاح‌ها بر کلاه‌خودشان گرفته تا به زمین افتادن از اسب. همچنین با جنگیدن در کنار رقیبان محلی یا در برابر آنان، نوعی هم‌بستگی و رفاقت رزمی شکل می‌گرفت که در جنگ به کار می‌آمد. دیکن می‌گوید: «شما در کنار این افراد جنگیده‌اید، می‌دانید از عهده چه کاری برمی‌آیند، به آن‌ها اعتماد می‌کنید، و در یک نبرد واقعی کمتر احتمال دارد رهای‌شان کنید.»

اگرچه مسابقات برخی شوالیه‌ها را ورشکسته می‌کرد، برخی دیگر را به شهرت می‌رساند. گفته می‌شود گروهی به رهبری ویلیام مارشال، یکی از نامدارترین شوالیه‌های قرون وسطی، تنها در یک فصل از مسابقات بیش از ۱۰۰ حریف را اسیر کرد. دلاوری او موجب شهرتی سراسری شد و سرانجام وی را در دوران خردسالیِ هنری سوم به مقام نایب‌السلطنه انگلستان رساند.

از نبرد تا کاروسل

موری می‌گوید: «هرچه مسابقات ادامه پیدا می‌کرد، معمولاً انواع سرگرمی‌ها نیز در میان آن‌ها گنجانده می‌شد. در فاصله میان نیزه‌زنی‌ها، افرادی به اجرای نمایش‌های آیینی و تئاتر می‌پرداختند.» این روند در قرن پانزدهم به پیچیده‌ترین شکل خود، یعنی pas d’armes، تکامل یافت؛ گونه‌ای از رویداد که نبرد را با نمایش‌های نمایشی درهم می‌آمیخت. هرچه این مراسم بیشتر به نمایش‌پردازی می‌پرداخت تا واقعیت‌های جنگ، ممکن بود در یک pas d’armes هر چیزی دیده شود: از شیپورزنانی با لباس خرس گرفته تا سپرهایی که هنگام اصابت منفجر می‌شدند؛ همه برای افزودن به حال‌وهوای نمایشی ماجرا.

در سده‌های شانزدهم و هفدهم، با رواج سلاح‌های گرم، مهارت‌های شوالیه‌گری نقش کمتری در جنگ پیدا کرد، اما بازی‌های جنگی همچنان ادامه یافتند. هنری هشتم، پادشاه انگلستان، ثروت هنگفتی را صرف مسابقات و تجهیزات لازم برای شرکت در آن‌ها کرد. این رویدادها در اروپا با عنوان «کاروسل» برگزار می‌شدند و در آن‌ها به‌تدریج نمایش و شکوه ظاهری بیش از نبرد اهمیت یافت.

این مراسم شامل جامه‌ها و نشان‌های رنگارنگ بودند و برخی فعالیت‌ها از بازی‌های سوارکاری ترکی و عربی الهام می‌گرفتند. شوالیه‌ها گاه به سوی هدف‌هایی به نام quintain یورش می‌بردند یا هنگام تاختن با سرعت کامل، حلقه‌های آویزان را با نیزه برمی‌گرفتند؛ تمرینی که «حلقه‌گیری» (running the ring) نام داشت. این تمرین‌ها به نمایش‌های عمومی برای شوالیه‌هایی بدل شدند که دیگر چندان جنگاور نبودند.

34

آلبوم مسابقات و رژه‌ها در نورنبرگ، آلمانی، نورنبرگ، اواخر سده شانزدهم تا میانه سده هفدهم.

هنرمند: ناشناس. (عکس از Heritage Art / Heritage Images از طریق Getty Images)

اما هرچه مسابقات نمایشی‌تر می‌شدند، پرهزینه‌تر نیز می‌گشتند. موری می‌گوید: «مردم مبالغ هنگفتی خرج می‌کردند؛ نه فقط برای تجهیزات مورد نیازشان، مثل زره و اسب و مانند آن، بلکه برای تمام زیرساخت‌های همراهش هم، از برپا کردن خیمه‌ها گرفته تا سکوهای تماشاگران.» به گفته دیکن، تا سال ۱۶۱۰، اشراف‌زادگان برای شرکت در یک مسابقه هر کدام ۱۰۰۰ پوند هزینه می‌کردند؛ رقمی که معادل دستمزد ۲۰ هزار روز کار یک پیشه‌ور ماهر بود. مهارت سوارکاری‌ای که باعث پیروزی در نیزه‌زنی می‌شد هنوز هم سودمند بود، اما دیگر به اندازه گذشته حیاتی نبود، و هزینه‌ها رفته‌رفته از فواید پیشی می‌گرفتند.

تا قرن هفدهم، نیزه‌زنی‌ها رو به پایان بودند. آخرین مسابقه سلطنتی در انگلستان در سال ۱۶۲۵ برگزار شد. با گسترش باروت و جنگ‌های گسترده، شوالیه‌های زره‌پوش سنگین دیگر جایی در آرایش‌های نظامی نداشتند. با این حال، میراث این نمایش‌های رزمی از میان نرفت.

برای مثال، روستای آفهام در کِنتِ انگلستان، یک quintain را که قرن‌ها مورد استفاده بود حفظ کرده و هنوز هم در جشن‌های اول ماه مه آن را گرامی می‌دارد. این سازه در قرن بیست‌ویکم همچنان از نشانه‌های محلی به شمار می‌رود، هرچند امروزه سوارکاران در جشن‌ها به نمونه‌ای بازسازی‌شده یورش می‌برند. دیکن می‌گوید: «این بخش از تاریخ نیزه‌زنی، از خودِ مسابقات عمر طولانی‌تری داشته است.»

از اواخر قرن هجدهم به بعد، شکل تازه‌ای از سرگرمی پدیدار شد: کاروسل مکانیکی. این وسیله تفریحی گردان، با اسب‌های پرزرق‌وبرق و آراسته، نام خود و بسیاری از جنبه‌های ظاهری‌اش را از سنت‌های مسابقات گرفته بود. بار دیگر جمعیت هلهله می‌کردند، در حالی که سواران هنگام حرکت، حلقه‌های برنجی را می‌گرفتند. خطرهای بزرگ جنگ از میان رفته بود، اما هیجان و شکوه نمایش برای دنیای مدرن دوباره جان گرفته بود.

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید