تصاویر| تنها این ۳ فیلم وحشت و ویرانی جنگ را به شکلی واقع‌گرایانه به نمایش می‌گذارند

تصاویر| تنها این ۳ فیلم وحشت و ویرانی جنگ را به شکلی واقع‌گرایانه به نمایش می‌گذارند

تنها تعداد معدودی از آثار سینمایی با تمام وجود به نمایش جنگ به‌عنوان جهنمی روی زمین متعهد شده‌اند. تماشای این فیلم‌ها آسان نیست و هر سه فیلم حاضر در این فهرست برای تحمل شدن، به درجات مختلفی از توان روانی و عاطفی نیاز دارند. با این حال، این آثار از قدرتمندترین بیانیه‌هایی هستند که سینما تاکنون درباره ماهیت ویرانگر جنگ ارائه کرده است.

کد خبر : ۳۰۱۶۱۱
بازدید : ۷

ژانر جنگی در سینما از شناخته‌شده‌ترین و تأثیرگذارترین ژانرهاست. از همان آغاز شکل‌گیری سینما، فیلم‌های جنگی جایگاه مهمی در این هنر داشته‌اند؛ ابتدا تحت تأثیر جنگ جهانی اول و سپس به‌طور مستقیم دگرگون‌شده توسط جنگ جهانی دوم. درگیری‌های بعدی مانند جنگ کره، جنگ ویتنام و جنگ‌های قرن بیست‌ویکم در افغانستان و عراق نیز تأثیر عمیقی بر سینما گذاشته‌اند.

در هسته اصلی خود، و اگر از برخی آثار ملی‌گرایانه که ارتش‌ها را ستایش می‌کنند صرف‌نظر کنیم، فیلم‌های جنگی معمولاً بیانیه‌ای درباره بیهودگی جنگ و ویرانی ذاتی آن هستند. فیلم‌های ضدجنگ زیرژانر مستقلی را تشکیل می‌دهند، اما در مجموع، سینمای جنگی همواره تلاش کرده توضیح دهد که جنگ در نهایت چیزی جز ویرانی بی‌معنا و فرسایش روح انسان به همراه ندارد.

13

معمولاً گفته می‌شود که «جنگ جهنم است» و این جمله حقیقت دارد؛ اما تنها تعداد اندکی از فیلم‌ها توانسته‌اند واقعاً این مفهوم را روی پرده سینما به تصویر بکشند. حتی بهترین فیلم‌های جنگی نیز گاهی از نمایش کامل ابعاد هولناک این درگیری‌های گسترده بازمی‌مانند؛ یا به این دلیل که بیشتر بر داستانی دیگر تمرکز دارند، مانند یک داستان عاشقانه یا تأثیرات روانی جنگ بر یک سرباز، یا به این دلیل که هدف اصلی‌شان سرگرم کردن مخاطب است.

در واقع، تنها تعداد معدودی از آثار سینمایی با تمام وجود به نمایش جنگ به‌عنوان جهنمی روی زمین متعهد شده‌اند. تماشای این فیلم‌ها آسان نیست و هر سه فیلم حاضر در این فهرست برای تحمل شدن، به درجات مختلفی از توان روانی و عاطفی نیاز دارند. با این حال، این آثار از قدرتمندترین بیانیه‌هایی هستند که سینما تاکنون درباره ماهیت ویرانگر جنگ ارائه کرده است.

14

۳. All Quiet on the Western Front (۱۹۳۰)

فیلم All Quiet on the Western Front ساخته لوئیس مایلستون، که بر اساس یکی از مشهورترین رمان‌های ضدجنگ تاریخ نوشته شده، شاهکاری سینمایی است که با گذشت زمان تأثیرگذارتر، دردناک‌تر و مرتبط‌تر می‌شود. این فیلم شاهکار اریش ماریا رمارک را به داستانی ۱۵۲ دقیقه‌ای درباره فریب جنگ و گرفتار شدن جوانان در دام آن تبدیل می‌کند. داستان درباره گروهی از دانش‌آموزان آلمانی است که در آغاز جنگ جهانی اول، تحت تأثیر تبلیغات معلم ملی‌گرای خود، به ارتش می‌پیوندند. اما آن‌ها خیلی زود از تصمیم خود پشیمان می‌شوند و در سنگرها چیزی جز ناامیدی، مرگ، فلاکت و رنجی غیرقابل تصور نمی‌یابند.

All Quiet on the Western Front تجربه‌ای عمیقاً تکان‌دهنده است؛ تراژدی‌ درباره سازوکار جنگ و تمام دستگاهی که جوانان را متقاعد می‌کند جان خود را برای آرمانی فدا کنند که حتی آن را به‌درستی درک نمی‌کنند. همانند رمان رمارک، فیلم مایلستون این سربازان جوان را در قالبی انسانی و ملموس به تصویر می‌کشد و سپس سرنوشت آن‌ها را به شکلی تلخ و گریزناپذیر دگرگون می‌کند.

در مرکز داستان، لو آیرس بازی فراموش‌نشدنی و به شدت صادقانه‌ای از جوانی ارائه می‌دهد که آرمان‌گرایی اشتباه او را به مسیری بدون بازگشت می‌کشاند. این فیلم فروپاشی روح انسان در میدان نبرد را با چنان تعهدی به تصویر می‌کشد که حتی تمام کردن آن نیز دشوار است. نسخه نتفلیکس در سال ۲۰۲۲ نیز یک شاهکار محسوب می‌شود و این داستان تلخ و همچنان معاصر را با موفقیت به‌روز کرده است.

15

۲. Come and See (۱۹۸۵)

فیلم Come and See ساخته الم کلیموف احتمالاً بهترین فیلم ضدجنگی است که تاکنون ساخته شده. این فیلم محصول ۱۹۸۵ سینمای شوروی، الکسی کراوچنکو را در نخستین تجربه بازیگری‌اش در نقش فلوریو، پسری جوان اهل بلاروس، به تصویر می‌کشد که در دوران اشغال بلاروس توسط نازی‌ها در جنگ جهانی دوم به یک واحد پارتیزانی می‌پیوندد. از نگاه فلوریو، مخاطب شاهد جنایت‌های هولناکی است که در جریان جنگ رخ می‌دهد؛ به‌ویژه شکنجه‌های وحشتناکی که علیه غیرنظامیان اعمال می‌شود. کلیموف با ترکیب واقع‌گرایی دردناک و رویکردی نزدیک به سوررئالیسم، فضایی عمیقاً هراس‌آور و کابوس‌وار خلق می‌کند.

Come and See فیلمی واقعاً آزاردهنده و به شدت آسیب‌زننده از نظر روانی است و شاید بی‌رحمانه‌ترین و سازش‌ناپذیرترین تصویر از جنگ باشد که تاکنون روی پرده سینما ثبت شده است. فیلم در نمایش سقوط انسانیت و اعماق تباهی‌ که برخی افراد به بهانه اطاعت از دستورها به آن می‌رسند، هیچ ملاحظه‌ای ندارد. این اثر به‌خوبی ذهنیتی را نشان می‌دهد که باعث می‌شود سربازان هر مکانی را به مثابه میدان جنگ ببینند؛ جایی که غیرنظامیان به دشمن تبدیل می‌شوند، مفاهیمی مانند اخلاق و انسانیت رنگ می‌بازند و قوانین ابتدایی جای خود را به غریزه و منفعت شخصی می‌دهند.

در مرکز همه این وحشت‌ها، الکسی کراوچنکو حضوری شجاعانه و ویران‌کننده دارد و شاید تأثیرگذارترین بازی کودکانه تاریخ سینما را ارائه می‌دهد. تماشای Come and See بسیار دشوار است و در نهایت به آزمونی برای استقامت روحی تبدیل می‌شود. با این حال، این فیلم یکی از مهم‌ترین آثار ضدجنگ تاریخ سینما و شاید مؤثرترین نمونه این زیرژانر است.

16

۱. Saving Private Ryan (۱۹۹۸)

امروزه جایگاه Saving Private Ryan کاملاً تثبیت شده است. این فیلم که به‌طور گسترده به‌عنوان شاهکاری در ژانر جنگی و یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های استیون اسپیلبرگ شناخته می‌شود، به یک نماد سینمایی تبدیل شده است؛ یکی از برجسته‌ترین دستاوردهای هنری دهه ۱۹۹۰ و نمونه‌ای درخشان از داستان‌گویی دراماتیک که هرگز قدرت احساسی روایت خود را قربانی نمی‌کند.

در این فیلم، تام هنکس در نقش سروان میلر ظاهر می‌شود؛ فرمانده‌ای که همراه گروهش به پشت خطوط دشمن می‌رود تا سربازی به نام جیمز رایان با بازی مت دیمون را پیدا کند؛ سربازی که سه برادرش همگی در جنگ کشته شده‌اند. با پیشروی آن‌ها در دل خطر، واقعیت‌های تلخ جنگ آشکار می‌شود و هر یک از اعضای گروه با تأثیراتی که جنگ بر آن‌ها گذاشته روبه‌رو می‌شوند.

مشهورترین بخش این فیلم، سکانس نزدیک به نیم‌ساعته فرود نیروهای متفقین در نرماندی است که بسیاری آن را واقع‌گرایانه‌ترین بازآفرینی روز D-Day در تاریخ سینما می‌دانند. این سکانس طولانی، بی‌رحم و عاری از هرگونه ملاحظه است. اسپیلبرگ مخاطب را مستقیماً به دل آشوب و هرج‌ومرج نبرد می‌برد و خشونت جنگ را با چنان واقع‌گرایی‌ بازسازی می‌کند که بسیاری از کهنه‌سربازان واقعی تحمل تماشای آن را نداشتند؛ به طوری که خط تلفنی ویژه‌ای راه‌اندازی شد تا به این افراد در کنار آمدن با احساساتشان کمک کند. اما فراتر از این افتتاحیه مشهور، Saving Private Ryan تصویری تلخ از تأثیر جنگ بر انسان‌ها ارائه می‌دهد؛ جایی که وفاداری تنها تا حدی می‌تواند دوام بیاورد و در لحظات مرگ و زندگی، بسیاری از افراد به بدترین غرایز خود پناه می‌برند. با این حال، فیلم همچنان اثری از اسپیلبرگ است و در دل خود پیامی از امید دارد؛ پیامی درباره ارزشمند دانستن فداکاری دیگران و زنده نگه داشتن یاد و خاطره آن‌ها.

منبع: روزیاتو

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید