ونسان ونگوگ چگونه به یکی از مشهورترین نقاشان دنیا تبدیل شد؟
نام ونسان ون گوگ امروز در سراسر جهان شناخته شده است، اما او بخش بزرگی از این شهرت را مدیون زنی است که کمتر کسی او را میشناسد: یوهانا ون گوگ-بونگر، همسر برادرش تئو.
فرادید| فرقی نمیکند یک مورخ هنر باشید و مرتب به موزهها سر بزنید یا کسی که هیچ علاقهای به هنر ندارد؛ در هر صورت احتمالاً نام ونسان ون گوگ را شنیدهاید. این هنرمند هلندی که بین سالهای ۱۸۵۳ تا ۱۸۹۰ زندگی میکرد، امروزه به یکی از مشهورترین چهرههای هنر مدرن جهان تبدیل شده است. دلیل اصلی این شهرت، سبک منحصربهفرد او با ضربهقلمهای ضخیم و پرانرژی و رنگهای درخشان و بیانگر است، اما داستان زندگی او بسیار فراتر از این ویژگیهاست.
به گزارش فرادید؛ امروزه ون گوگ نمونهای مشهور از «هنرمند رنجکشیده» به شمار میرود؛ هنرمندی که در زمان حیات خود موفقیت چندانی به دست نیاورد و در سنین جوانی به شکلی تراژیک از دنیا رفت. با این حال، زندگی هنری او هرگز کمثمر نبود. او تنها در ده سال پایانی عمرش بیش از ۲۱۰۰ اثر هنری خلق کرد که ۸۶۰ مورد آنها نقاشی رنگ روغن بودند.
سبک هنری ون گوگ که امروز برای بسیاری از مردم بهراحتی قابل تشخیص است، حاصل سالها آزمایش، تمرین مداوم و تلاش طاقتفرسا بود. همچنین او در دورهای فعالیت میکرد که هنر اروپا در حال دگرگونی بود و هنرمندان مرزهای سنتی هنر را جابهجا میکردند.

یوهانا ون گوگ-بونگر همسر برادر ونسان ونگوگ
اما داستان ون گوگ بدون اشاره به برادر کوچکترش، تئو، کامل نمیشود. تئو در تمام زندگی از او حمایت مالی و عاطفی کرد. او در اواخر قرن نوزدهم دلال آثار هنری در پاریس بود و هنگامی که ون گوگ در سال ۱۸۸۸ برای نقاشی مناظر درخشان جنوب فرانسه به پرووانس رفت، دو برادر نوعی همکاری مشترک را آغاز کردند.
تئو هر ماه حدود ۱۵۰ فرانک برای ونسان میفرستاد و در کنار آن لوازم نقاشی مورد نیاز او را نیز تأمین میکرد. در مقابل، ونسان نقاشیهای تازه خود را برای تئو میفرستاد تا در پاریس به فروش برساند. این دو مرتب با یکدیگر مکاتبه میکردند و امروزه صدها نامه باقیمانده از آنها تصویری روشن از رابطه عمیقشان ارائه میدهد.
با وجود این فعالیت گسترده، ون گوگ در زمان حیات خود نه تنها به شهرت نرسید، بلکه حتی آثارش نیز چندان مورد توجه قرار نگرفت. او در سال ۱۸۹۰ درگذشت، در حالی که تنها یک تابلو در طول زندگیاش فروخته بود.
این موضوع پرسشی مهم را مطرح میکند: پس از مرگ ون گوگ چه اتفاقی افتاد که او به یکی از مشهورترین هنرمندان تاریخ تبدیل شد؟
زنی که نام ون گوگ را زنده نگه داشت
بسیاری از مردم تنها داستان دو برادر، ونسان و تئو، را میدانند؛ اما فرد سومی نیز در این روایت نقش اساسی داشت که معمولاً نادیده گرفته میشود: یوهانا ون گوگ-بونگر.
یوهانا در سال ۱۸۸۹ با تئو ازدواج کرد؛ تنها یک سال پیش از مرگ ونسان. او با آثار ون گوگ کاملاً آشنا بود و دیوارهای آپارتمان آنها در پاریس با نقاشیهای رنگارنگ او پوشیده شده بود.
پس از مرگ ونسان در سال ۱۸۹۰، تئو نیز تنها شش ماه بعد درگذشت. در نتیجه، مالکیت تمام آثار و نامههای ون گوگ به یوهانا رسید. او تصمیم گرفت مأموریت زندگی خود را به معرفی ونسان ون گوگ به جهان تبدیل کند؛ تلاشی که بعدها نقشی تعیینکننده در شهرت این هنرمند ایفا کرد.
نمایشگاه گرونینگن؛ نقطه عطفی مهم
در سالهای ۱۸۹۶ و ۱۸۹۷ مجموعهای از هشت نمایشگاه هنر مدرن در موزه گرونینگر در شمال هلند برگزار شد. ایده این نمایشگاهها را گروهی از دانشجویان جوان دانشگاه گرونینگن مطرح کردند که به هنرهای نوگرا علاقه داشتند.
یکی از این نمایشگاهها به ون گوگ اختصاص یافت. نمایشگاه فقط شش روز، از ۲۱ تا ۲۶ فوریه ۱۸۹۶، ادامه داشت اما ۱۲۸ اثر از او را به نمایش گذاشت؛ شامل ۱۰۸ نقاشی و تعدادی طراحی.
در همین مدت کوتاه، حدود ۱۶۰۰ نفر از نمایشگاه بازدید کردند؛ رقمی چشمگیر برای آن زمان. سخنرانیهایی نیز درباره آثار ون گوگ برگزار شد که توجه عمومی را بیش از پیش به او جلب کرد.
موفقیت نمایشگاه تا حد زیادی به همکاری یوهانا وابسته بود، زیرا او اجازه داد آثار ون گوگ برای نمایشگاه امانت داده شوند و حتی در انتخاب آثار نیز نقش داشت.
برای نخستین بار بسیاری از مردم با نام ون گوگ آشنا شدند و آثار او را از نزدیک دیدند. این اتفاق به یوهانا نشان داد که آثار برادرشوهرش ظرفیت بزرگی برای شناخته شدن دارند.
مبارزه یوهانا برای معرفی ون گوگ
پس از مرگ ونسان و تئو، یوهانا به همراه فرزند خردسالش به شهر کوچکی در نزدیکی آمستردام نقل مکان کرد. اتاق زیرشیروانی خانهاش مملو از نقاشیهای ون گوگ بود.
او تصمیم گرفت راه تئو را ادامه دهد، اما یک مشکل وجود داشت: هیچ تجربهای در خرید و فروش آثار هنری نداشت. پیش از ازدواج، معلم زبان انگلیسی بود و هرگز به طور مستقیم در بازار هنر فعالیت نکرده بود.
با این حال، اعتماد او به استعداد ون گوگ بسیار زیاد بود. او به شکلی منظم و حرفهای شروع به فروش آثار کرد، فهرست دقیقی از قیمتها و خریداران تهیه نمود و برای گسترش شهرت هنرمند برنامهریزی کرد. هدف او تنها فروش آثار نبود؛ میخواست نام ون گوگ در سراسر هلند و سپس جهان شناخته شود.
گسترش شهرت در اروپا
در سالهای بعد نمایشگاههای متعددی از آثار ون گوگ در شهرهای مختلف هلند برگزار شد. سپس آثار او به برلین و وین نیز راه یافتند.
یوهانا تمام نقدها و گزارشهای منتشرشده درباره این نمایشگاهها را جمعآوری میکرد تا واکنش مردم و منتقدان را بررسی کند.
در سال ۱۹۰۳ موزه بویمنس در روتردام یکی از نقاشیهای ون گوگ را خریداری کرد. این نخستین بار بود که اثری از او وارد مجموعه یک موزه عمومی میشد.
دو سال بعد، نمایشگاه بزرگی در موزه استدلیک آمستردام برگزار شد که بیش از ۴۸۰ اثر ون گوگ را در معرض دید قرار داد. این نمایشگاه نقش مهمی در افزایش علاقه عمومی به آثار او داشت و شهرتش را به شکل چشمگیری گسترش داد.
انتشار نامهها؛ کلید شناخت شخصیت ون گوگ
یوهانا علاوه بر نقاشیها، تمام نامههای ردوبدلشده میان ونسان و تئو را نیز به ارث برده بود.
او هنگام مطالعه این نامهها متوجه شد که برای درک واقعی آثار ون گوگ، مردم باید با شخصیت و اندیشههای او نیز آشنا شوند. ونسان نویسندهای توانا بود و در نامههایش با جزئیات فراوان درباره نقاشیها، ایدهها و برنامههای هنری خود صحبت میکرد.
به همین دلیل، یوهانا سالها وقت صرف مرتبسازی و آمادهسازی این نامهها برای انتشار کرد.
سرانجام در سال ۱۹۱۴ مجموعه سه جلدی «نامههایی به برادرش» منتشر شد. این کتابها برای نخستین بار تصویری انسانی و عمیق از ون گوگ در اختیار مخاطبان قرار دادند و نقش بزرگی در افزایش محبوبیت او داشتند.
فروش «آفتابگردانها» برای فتح جهان

یوهانا میدانست که برای معرفی ون گوگ به مخاطبان بینالمللی باید آثار و نامههای او در کشورهای انگلیسیزبان نیز شناخته شوند.
پس از تلاشهای فراوان، تصمیمی دشوار گرفت: فروش یکی از مشهورترین نقاشیهای مجموعه «آفتابگردانها» به گالری ملی لندن. این تصمیم با مخالفت بسیاری از اعضای خانواده روبهرو شد، زیرا آنها نمیخواستند چنین اثر مهمی از مالکیت خانواده خارج شود.
اما یوهانا معتقد بود قرار گرفتن این اثر در یکی از مهمترین موزههای جهان توجه ناشران و علاقهمندان هنر را به ون گوگ جلب خواهد کرد. زمان نشان داد که او درست فکر میکرد.
در سال ۱۹۲۵ قرارداد ترجمه انگلیسی نامههای ون گوگ امضا شد و این مجموعه در سال ۱۹۲۷ در بریتانیا و آمریکا منتشر شد. متأسفانه یوهانا یک ماه پیش از امضای قرارداد درگذشت و هرگز نتیجه نهایی تلاشهای خود را ندید.
میراثی که ماندگار شد
پس از مرگ یوهانا، مجموعه آثار، نامهها و اسناد ون گوگ به پسرش، وینسنت ویلم ون گوگ، رسید. او در سال ۱۹۶۰ بنیاد ونسان ون گوگ را تأسیس کرد و سرانجام این مجموعه در مالکیت دولت هلند قرار گرفت. نتیجه این روند، افتتاح موزه مشهور ون گوگ در آمستردام در سال ۱۹۷۳ بود.
امروزه میلیونها نفر هر سال از آثار ون گوگ بازدید میکنند و او یکی از شناختهشدهترین هنرمندان تاریخ به شمار میرود. اما اگر تلاشهای خستگیناپذیر یوهانا ون گوگ-بونگر نبود، شاید نام این نقاش بزرگ هرگز به جایگاه کنونی خود در تاریخ هنر جهان نمیرسید.