تصاویر| ۳ فیلم انیمیشنی که حتی از شاهکار ضدجنگ «گورستان کرمهای شبتاب» هم غمانگیزترند
برخی معتقدند دستکم سه انیمیشن وجود دارند که حتی از گورستان کرمهای شبتاب نیز غمانگیزتر هستند. یکی از آنها روایت دردناک دیگری از جنگ از نگاه قربانیان بیدفاع است، دیگری داستانی جانکاه درباره آزار حیوانات و ناامیدی مطلق و سومی تأملی تلخ درباره زندگی و ارتباط انسانی است. هر سه فیلم به شکلی خاص زیبا هستند، اما در عین حال تجربههایی بهشدت اندوهبار محسوب میشوند که احتمالاً هیچوقت دوست نخواهید دوباره آنها را تماشا کنید.
دنیای انیمیشن از مدتها پیش میزبان آثار تاریک، تلخ و آزاردهنده بوده است. از تصاویر خشن و وهمآلود Watership Down گرفته تا فضای سورئال و آشوبزده Belladonna of Sadness، این رسانه همواره راهی برای هنرمندان و داستانگویان فراهم کرده تا به سراغ موضوعات سنگین بروند و آنها را از دریچهای خلاقانه، رنگارنگ و تأثیرگذار روایت کنند.
با این حال، وقتی صحبت از اندوه، ناامیدی و تلخی مطلق در سینمای انیمیشن میشود، کمتر اثری را میتوان با گورستان کرمهای شبتاب (Grave of the Fireflies) مقایسه کرد؛ شاهکار ضدجنگ استودیو جیبلی که در سال ۱۹۸۸ ساخته شد.

این انیمه که بر اساس داستان کوتاه نیمهزندگینامهای آکییوکی نوساکا در سال ۱۹۶۷ ساخته شده، داستان خواهر و برادری به نامهای سیتا و ستسوکو را روایت میکند که پس از بمباران شهر کوبه در سال ۱۹۴۵ تلاش میکنند زنده بمانند.
همانطور که احتمالاً حدس میزنید، Grave of the Fireflies پایان خوشی ندارد. در واقع، کل فیلم آنقدر دردناک و دلخراش است که بسیاری آن را غمانگیزترین انیمه تاریخ میدانند. وقتی فیلم با مرگ دو شخصیت اصلی و سوار شدن آنها بر قطاری به سوی جهان پس از مرگ آغاز میشود، از همان ابتدا مشخص است که قرار نیست با اثری امیدوارکننده روبهرو شوید.

با این حال، برخی معتقدند دستکم سه انیمیشن وجود دارند که حتی از گورستان کرمهای شبتاب نیز غمانگیزتر هستند. یکی از آنها روایت دردناک دیگری از جنگ از نگاه قربانیان بیدفاع است، دیگری داستانی جانکاه درباره آزار حیوانات و ناامیدی مطلق و سومی تأملی تلخ درباره زندگی و ارتباط انسانی است. هر سه فیلم به شکلی خاص زیبا هستند، اما در عین حال تجربههایی بهشدت اندوهبار محسوب میشوند که احتمالاً هیچوقت دوست نخواهید دوباره آنها را تماشا کنید.

۳. The Plague Dogs (۱۹۸۲)
در میان آثار فوقالعاده تلخ و افسردهکننده، سگهای طاعونزده یا طاعون سگها (The Plague Dogs) جایگاه ویژهای دارد. این انیمیشن ماجراجویی و درام محصول ۱۹۸۲ بر اساس رمان ریچارد آدامز ساخته شده است.
داستان درباره دو سگ به نامهای روف و اسنیتر است که در یک مرکز آزمایش حیوانات در شمال غربی انگلستان نگهداری میشوند. هر دو قربانی آزمایشهای دردناک بودهاند؛ مغز اسنیتر دستکاری شده و روف بارها غرق و سپس احیا شده است. این دو یک شب موفق میشوند فرار کنند، اما آزادی آنگونه که تصور میکردند نیست. آنها در طبیعتی بیرحم برای بقا میجنگند، در حالی که کارکنان مرکز آزمایش همچنان در تعقیبشان هستند.

کمتر چیزی برای مخاطبان آزاردهندهتر از دیدن رنج حیوانات است و The Plague Dogs دقیقاً روی همین نقطه دست میگذارد. فیلم مملو از تصاویر تلخ و گاه تکاندهندهای است که زندگی دشوار سگهای بیصاحب را به تصویر میکشد. پایان فیلم نیز بهویژه دردناک است؛ پایانی که به تفسیر مخاطب واگذار میشود اما به احتمال زیاد سرنوشتی غمانگیز برای این دو سگ را نشان میدهد.
در سراسر فیلم نوعی حس ناامیدی عمیق جریان دارد. از نگاه این دو حیوان بیگناه، مخاطب با بیرحمی انسانها روبهرو میشود؛ انسانهایی که موجودات ضعیفتر را نادیده میگیرند، آزار میدهند و نابود میکنند.
The Plague Dogs بدون تردید یکی از تاریکترین انیمیشنهای تاریخ است؛ اثری قدرتمند علیه آزمایش و بهرهکشی از حیوانات که مخاطب را با حسی از پوچی و ناراحتی رها میکند.

۲. When the Wind Blows (۱۹۸۶)
دومین فیلم این فهرست نیز اثری ضدجنگ است که دو سال پیش از گورستان کرمهای شبتاب ساخته شد. وقتی باد میوزد (When the Wind Blows) بر اساس رمان گرافیکی ریموند بریگز ساخته شده و داستان زوج سالخوردهای به نام جیم و هیلدا باگز را روایت میکند که در کلبهای دورافتاده در ساسکس انگلستان زندگی میکنند.
با افزایش تنشها در دوران جنگ شوروی و افغانستان، جیم طبق توصیههای دولت پناهگاهی میسازد و مطمئن است همانطور که از جنگ جهانی دوم جان سالم به در بردهاند، این بار هم نجات پیدا خواهند کرد.
اما زمانی که از پناهگاه خارج میشوند، با جهانی متفاوت روبهرو میشوند. مهی سنگین آسمان را پوشانده، گیاهان و حیوانات از بین رفتهاند و خود آنها نیز نشانههای مسمومیت ناشی از تشعشعات هستهای را تجربه میکنند.

سینما بارها جنگ هستهای را به تصویر کشیده، اما کمتر فیلمی توانسته این فاجعه را به چنین شکل آرام، بیصدا و در عین حال ویرانگری روایت کند. همانند Grave of the Fireflies، این فیلم نیز بیرحمی جنگ را از نگاه آسیبپذیرترین افراد جامعه نشان میدهد؛ زوجی سالمند که تنها میتوانند منتظر مرگ بمانند.
یکی از دردناکترین بخشهای فیلم امید بیپایان جیم است. او باور دارد که دولت به زودی برای نجاتشان خواهد آمد و عملیات امداد آغاز خواهد شد. اما واقعیت چیز دیگری است. جنگ همهچیز را نابود میکند و جیم و هیلدا خیلی زود درمییابند که هیچ کمکی در راه نیست.
پایان فیلم دقیق، آرام و حتی لطیف است، اما همین آرامش آن را به تجربهای بیرحمانهتر تبدیل میکند. متأسفانه پیام When the Wind Blows امروز نیز به اندازه سال ۱۹۸۶ و دوران پایانی جنگ سرد اهمیت دارد؛ دورانی که ترس از حمله هستهای همچنان سایه خود را بر جهان گسترده بود.

۱. Mary and Max (۲۰۰۹)
در صدر این فهرست، انیمیشن مری و مکس (Mary and Max) قرار دارد؛ اثری درباره ارتباط انسانی و مبارزههایی که بسیاری از افراد در سکوت زندگی خود تجربه میکنند. این انیمیشن استاپموشن به کارگردانی آدام الیوت، داستان دو دوست نامهنگار از دو نسل و دو سوی متفاوت جهان را روایت میکند.
مکس مردی چاق و مبتلا به اوتیسم در نیویورک است و مری دختری تنها در استرالیا که از سوی همسالانش طرد شده و والدینش نیز توجه چندانی به او ندارند. روزی مری دفترچه تلفن نیویورک را باز میکند و بهطور تصادفی نام مکس را انتخاب میکند و برای او نامه مینویسد. همین اتفاق ساده آغاز دوستی میشود که دههها ادامه پیدا میکند و زندگی هر دو نفر را برای همیشه تغییر میدهد.
Mary and Max یکی از تحسینشدهترین و در عین حال کمتر دیدهشدهترین انیمیشنهای تاریخ است. سبک بصری خاص آن باعث میشود فوراً از دیگر آثار متمایز شود. جهان فیلم اگرچه تکرنگ و غمزده است، اما هرگز کاملاً ناامیدکننده نیست. در عین حال، فیلم به موضوعات سنگینی مانند اعتیاد، تنهایی، بیماریهای روانی، انزوا و اضطراب میپردازد.

در دورههای مختلف زندگی، مری و مکس هر دو با ناامیدی دستوپنجه نرم میکنند، اما دوستی میان آنها همواره منبعی از شادی و امید باقی میماند. فیلم یادآوری میکند که ارتباط انسانی شاید مهمترین چیز در زندگی باشد، اما الزاماً همه مشکلات را حل نمیکند. درد همیشه وجود خواهد داشت و گاهی تنها کاری که میتوان انجام داد تحمل کردن آن است.
پایان Mary and Max ضربهای عاطفی و فراموشنشدنی به مخاطب وارد میکند. برخلاف دو فیلم دیگر این فهرست، پایان آن لزوماً بدبینانه نیست، اما آنقدر واقعی و نزدیک به زندگی است که تأثیرش مدتها باقی میماند. این فیلم در نهایت درباره ارتباط، تأثیر انسانها بر زندگی یکدیگر و معنایی است که این پیوندها به زندگی میبخشند.
منبع: روزیاتو