تصاویر| رتبهبندی ۵ فیلم علمیتخیلی ساخت استیون اسپیلبرگ در مورد موجودات فضایی
اگر فیلمی یک شخصیت فضایی محوری داشته باشد، یا داستان آن درباره کشف موجودات فضایی باشد، یا حتی تنها در لحظهای مهم یک یا دو موجود فضایی روی پرده ظاهر شوند و در عین حال کارگردان آن استیون اسپیلبرگ باشد، در این فهرست حضور خواهد داشت. در ادامه این آثار از فیلمهای نسبتاً خوب و گاهی حتی دستکم گرفتهشده تا شاهکارهای واقعی رتبهبندی شدهاند.
استیون اسپیلبرگ از مدتها قبلتر از آنچه بیشتر مردم تصور میکنند، فیلمهایی درباره بشقابپرندهها و موجودات فضایی ساخته است. نخستین «فیلم» او با نام Firelight ظاهراً یک اثر بلند سینمایی و حتی طولانیتر از حد معمول بود که بیش از دو ساعت زمان داشت. این فیلم علمیتخیلی کمهزینه زمانی ساخته شد که اسپیلبرگ تنها ۱۷ سال داشت.
اینکه حتی فیلمهای دوران دبیرستان او نیز در واقع فیلمهایی کامل بودند و دستکم این یکی با جاهطلبی وارد ژانر علمیتخیلی شده بود، نشان میداد که استعداد قابل توجهی در او وجود دارد. درباره خود فیلم نیز باید گفت که امروزه بخش بسیار اندکی از آن باقی مانده است، بنابراین اینکه تا چه اندازه حالوهوای آثار اسپیلبرگ را داشته، همچنان یک راز باقی خواهد ماند.

با این حال اگر روزی نسخهای از آن پیدا و منتشر شود، افراد زیادی برای تماشای آن کنجکاو خواهند بود. شاید دنیا را متوقف نکند، اما علاقهمندان دوآتشه اسپیلبرگ و کسانی که دوست دارند تمام آثار او را ببینند، قطعاً به آن توجه خواهند کرد. پس از Firelight، اسپیلبرگ فیلمهای متعددی با حضور موجودات فضایی ساخت. البته همه آثار علمیتخیلی او درباره بیگانگان نبودند. برای مثال در فیلم A.I. Artificial Intelligence موجوداتی حضور دارند که در مقطعی ممکن است شبیه موجودات فضایی به نظر برسند، اما در واقع قرار نیست بیگانه باشند.
اگر فیلمی یک شخصیت فضایی محوری داشته باشد، یا داستان آن درباره کشف موجودات فضایی باشد، یا حتی تنها در لحظهای مهم یک یا دو موجود فضایی روی پرده ظاهر شوند و در عین حال کارگردان آن استیون اسپیلبرگ باشد، در این فهرست حضور خواهد داشت. در ادامه این آثار از فیلمهای نسبتاً خوب و گاهی حتی دستکم گرفتهشده تا شاهکارهای واقعی رتبهبندی شدهاند.

۵. Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull (2008)
کنار آمدن با حضور موجودات فضایی در یک فیلم ایندیانا جونز کمی عجیب است. آنها در پایان Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull ظاهر میشوند و حضورشان تا امروز یکی از بحثبرانگیزترین عناصر فیلم محسوب میشود.
البته باید گفت سه فیلم قبلی مجموعه ایندیانا جونز نیز در پایان خود اتفاقات عجیب و غیرمنتظرهای داشتند، اما آن اتفاقات بیشتر ماهیتی فانتزی یا فراطبیعی داشتند. از یک سو، تغییر مسیر به سمت علمیتخیلی در پایان این فیلم عجیب به نظر میرسد، اما از سوی دیگر Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull عمداً حالوهوای فیلمهای درجه B دهه ۱۹۵۰ را دنبال میکرد و اگر فیلمهای علمیتخیلی آن دوران را تماشا کنید، موجودات فضایی نسبتاً بامزه و حتی خندهداری خواهید دید.

صادقانه بگوییم، تشخیص اینکه باید از این بخش از چهارمین فیلم ایندیانا جونز دفاع کرد یا آن را مورد انتقاد قرار داد، چندان آسان نیست. ضمن اینکه موجودات فضایی تنها بخش کوچکی از فیلم را تشکیل میدهند. خود فیلم نیز مشکلات متعددی دارد و تقریباً بدون بحث ضعیفترین فیلم مجموعه ایندیانا جونز است که توسط اسپیلبرگ کارگردانی شده است.
البته اگر بخواهیم منصف باشیم، شاید این فیلم همچنان بهتر از Indiana Jones and the Dial of Destiny باشد و صحنههای بهیادماندنیتری هم داشته باشد؛ فیلم پنجم مجموعه که توسط جیمز منگولد ساخته شد و اثری نسبتاً ناامیدکننده بود.

۴. War of the Worlds (2005)
بدون تردید بخشهایی از War of the Worlds بسیار هیجانانگیز و درگیرکننده هستند، هرچند شاید واژه «سرگرمکننده» بهترین توصیف برای آنها نباشد. بخشهای پرتنش و تأثیرگذار فیلم بسیار تلخ و تاریک هستند، آن هم برای اثری که درجهبندی سنی آن اجازه تماشای آن را به طیف گستردهای از مخاطبان میدهد.
این فیلم علمیتخیلی بازتابدهنده بسیاری از ترسها، گرایشها و فضای فرهنگی دهه ۲۰۰۰ است. از این نظر تا حدی یادآور Children of Men است؛ فیلمی که کاملاً متعلق به زمانه خود بود، اما این موضوع نقطه ضعف آن محسوب نمیشد. البته باید اضافه کرد که Children of Men بسیار خشنتر و تکاندهندهتر است و در مجموع نیز فیلم بهتری محسوب میشود.

برای مقایسهای دقیقتر در ژانر علمیتخیلی، War of the Worlds را میتوان در کنار Minority Report قرار داد. اسپیلبرگ در هر دو فیلم با تام کروز همکاری کرد و Minority Report در برخی جنبهها حتی جلوتر از زمان خود به نظر میرسید، بهویژه در بحث نظارت و کنترل اجتماعی. با این حال در Minority Report خبری از موجودات فضایی نیست.
اما War of the Worlds تقریباً تا بیشترین حد ممکن بر موجودات فضایی تمرکز دارد، البته بدون اینکه هیچکدام از آنها شخصیت اصلی یا شخصیتی مثبت باشند. این فیلم همچنین به خاطر نمایش بیرحمترین موجودات فضایی در میان تمام آثار اسپیلبرگ شناخته میشود. در اینجا خبری از «ما با صلح آمدهایم» یا حتی «شاید تا حدی با نیت صلحآمیز آمدهایم» نیست.

۳. Disclosure Day (2026)
جدیدترین فیلم این فهرست، در عین حال اثری است که میتوان آن را «نسبتاً خوب» توصیف کرد. Disclosure Day شاهکار اسپیلبرگ نیست، اما از آثار ضعیفتر او نیز بهمراتب بهتر است. اگر با این ذهنیت به سراغ فیلم بروید که بیشتر یک تریلر درباره افشای اطلاعات مربوط به احتمال وجود حیات فرازمینی است تا فیلمی که خود «روز افشا» محور اصلی آن باشد، احتمالاً از تماشایش لذت خواهید برد.

فیلم با سرعت زیادی آغاز میشود و باعث میشود تصور کنید قرار است تمام داستان حول همان رویداد محوری شکل بگیرد، اما سپس ریتم آن کندتر میشود. شخصیتهای مختلف در مکانهای گوناگون مسیرهای متفاوتی را دنبال میکنند و در نهایت نزدیک پایان فیلم است که داستانها به یکدیگر میرسند. بخش قابل توجهی از فیلم نیز شامل تعقیب و گریزهایی است که برخی از آنها واقعاً پرتنش و هیجانانگیز هستند.
مشکلاتی که در Disclosure Day دیده میشوند، در برخی دیگر از آثار اسپیلبرگ نیز وجود داشتهاند و کاملاً قابل درک است اگر این فیلم برای همه مخاطبان جذاب نباشد. اگر نسبت به جنبههای احساساتیتر آثار اسپیلبرگ حساسیت زیادی نداشته باشید و از قبل بدانید تمرکز اصلی فیلم چیست، احتمالاً تجربه خوبی خواهید داشت.
البته رسیدن به یک تجربه فوقالعاده کمی دشوار است، زیرا هرچند صحنههای منفرد فیلم بسیار خوب ساخته شدهاند، اما گاهی اتصال آنها به یکدیگر از نظر ریتم روایی کمی نامنظم به نظر میرسد. احساساتگرایی فیلم گاهی بیش از حد میشود، لحن آن همیشه یکدست نیست و بخشهایی از پایانبندی ممکن است کمی اغراقآمیز یا غیرقابلباور به نظر برسند.
اما در نهایت، اسپیلبرگ واقعاً به موضوع موجودات فضایی و احتمال وجود حیات فرازمینی علاقه و باور دارد و فیلمی صادقانه و پرشور درباره این موضوع ساخته است. همچنین او همچنان با همان مهارت همیشگی کارگردانی میکند و با توجه به سنش، دیدن اینکه او و همکاران قدیمیاش هنوز قادرند اثری تا این اندازه پرانرژی و پرشور خلق کنند، تحسینبرانگیز است.

۲. Close Encounters of the Third Kind (1978)
شاید بهتر بود در مقدمه درباره علاقه و شیفتگی همیشگی استیون اسپیلبرگ به موجودات فضایی صحبت میشد، اما هنگام صحبت درباره Close Encounters of the Third Kind نیز پرداختن به این موضوع کاملاً مناسب است. برخی این علاقه را نوعی وسواس توصیف کردهاند و Close Encounters of the Third Kind را میتوان نقطه آغاز واقعی این وسواس دانست، نه Firelight؛ چرا که فیلم سال ۱۹۶۴ عملاً دیگر وجود ندارد یا دستکم قابل تماشا نیست.
به نظر میرسد Close Encounters of the Third Kind همان فیلمی باشد که اسپیلبرگ در نوجوانی آرزوی ساختنش را داشت، اما در آن زمان به دلیل محدودیت منابع و بودجه قادر به تحقق آن نبود. بودجه ۵۰۰ دلاری شاید برای یک نوجوان در سال ۱۹۶۴ رقم قابل توجهی محسوب میشد، اما به هیچ وجه برای ساخت یک فیلم واقعی درباره چنین ایده علمیتخیلی عظیمی کافی نبود.

ریتم این فیلم نسبت به برخی دیگر از آثار بزرگ اسپیلبرگ در همان دوران آرامتر و صبورانهتر است، اما تماشای آن بدون تردید تجربهای ارزشمند و رضایتبخش خواهد بود. جنبه وسواسگونه علاقه اسپیلبرگ به موجودات فضایی نیز در اینجا کاملاً آشکار است، زیرا داستان فیلم درباره مردی است که خودش نیز به بشقابپرندهها و موجودات فضایی وسواس دارد و به سختی میتوان او را بازتابی از خود اسپیلبرگ ندانست.
پس از آنکه این شخصیت با موجودات فضایی روبهرو میشود، احساس میکند به مکانی خاص کشیده میشود تا اطلاعات بیشتری درباره آنها به دست آورد. اگر بتوانید با ریتم آرام و حسابشده فیلم همراه شوید، تجربهای بسیار لذتبخش در انتظارتان خواهد بود. پایان فیلم نیز کمک بزرگی به این موضوع میکند، زیرا از نظر موسیقایی و بصری باشکوهترین و تأثیرگذارترین سکانس کل فیلم محسوب میشود.

۱. E.T. the Extra-Terrestrial (1982)
E.T. the Extra-Terrestrial یک فیلم بینقص است و شاید حتی شگفتانگیزتر اینکه فیلمی بسیار ساده که در عین سادگی به کمال رسیده است. در این فیلم هیچ عنصر ناهماهنگی وجود ندارد. نه در موسیقی جان ویلیامز و ارکستر تحت رهبری او و نه در هیچ بخش دیگری از اثر.
بسیار دشوار است که از نظر احساسی درگیر داستان این فیلم نشوید. E.T. the Extra-Terrestrial درباره پسری است که با دشواریهای کودکی و بزرگ شدن دستوپنجه نرم میکند. مادرش تلاش میکند بهتنهایی فرزندانش را بزرگ کند و او نه پدری در کنار خود دارد و نه به نظر میرسد دوستان واقعی زیادی داشته باشد.
E.T. نقش یک پدر را ایفا نمیکند، اما به نوعی به نزدیکترین دوست او تبدیل میشود و سپس میان این دو پیوندی اسرارآمیز شکل میگیرد که بخش عمده درگیریهای نیمه دوم فیلم را به پیش میبرد. اسپیلبرگ در این فیلم فرصت پیدا میکند تا از شخصیتهای دولتی مرموز و تا حدی ترسناک نیز استفاده کند. بنابراین در مقایسه با Close Encounters of the Third Kind، اینجا ضدقهرمانهای مشخصتری وجود دارند.

در عین حال، موجود فضایی فیلم نیز بسیار دوستداشتنیتر و صمیمیتر است. بدون تردید این فیلم خانوادگیترین اثر اسپیلبرگ درباره موجودات فضایی است، هرچند برخی صحنهها ممکن است برای کودکان بسیار کمسن کمی ناراحتکننده یا غمانگیز باشند. البته اسپیلبرگ دقیقاً میخواهد مخاطب چنین احساساتی را تجربه کند و در انجام این کار فوقالعاده موفق است.
E.T. the Extra-Terrestrial بهترین نمونه از آن چیزی است که گاهی «احساساتگرایی اسپیلبرگی» نامیده میشود؛ احساساتی که پررنگ هستند اما هرگز آزاردهنده یا مخرب نمیشوند. بار دیگر همه چیز در این فیلم دقیقاً در جای درست خود قرار گرفته و به شکلی طبیعی و کامل عمل میکند. به همین دلیل قرار دادن E.T. the Extra-Terrestrial در رتبه نخست این فهرست کاملاً بدیهی و آسان است.
منبع: روزیاتو