یادگار 500 ساله‌ای از «خدای مرگ» که گردنبندی از چشم انسان‌ها داشت

یادگار 500 ساله‌ای از «خدای مرگ» که گردنبندی از چشم انسان‌ها داشت

در مجموعه آثار آیینی تمدن آزتک، ماسکی چوبی و بسیار نادر از خدای جهان زیرین، «میکتلان‌تکوتلی»، کشف شده که قدمت آن به حدود سال‌های ۱۴۵۰ تا ۱۵۲۱ میلادی بازمی‌گردد. این ماسک که در مجموعه موزه والترز در بالتیمور نگهداری می‌شود، یکی از مهم‌ترین نمونه‌های باقی‌مانده از آیین‌های مرتبط با مرگ در تمدن آزتک به شمار می‌رود.

کد خبر : ۳۰۳۰۳۶
بازدید : ۳۲

فرادید| میکتلان‌تکوتلی در باور آزتک‌ها فرمانروای جهان زیرین و نگهبان سرزمین مردگان بود؛ جایی که ارواح پس از مرگ، به‌ویژه کسانی که مرگ‌های «شرافتمندانه» مانند مرگ در جنگ، قربانی آیینی یا زایمان داشتند، وارد آن می‌شدند. او در اسطوره‌ها چهره‌ای ترسناک با صورت جمجمه‌مانند دارد و مسئول هدایت روح‌ها در میان نه لایه دنیای زیرین است.

به گزارش فرادید؛ این ماسک چوبی کوچک با ابعاد حدود ۱۷ در ۱۴ سانتی‌متر، با مهارت زیادی تراشیده و رنگ‌آمیزی شده است. چشمان فرورفته با مردمک‌های سیاه، بینی مثلثی و دندان‌هایی با خطوط عمودی سیاه، چهره‌ای شبیه به جمجمه ایجاد کرده‌اند. روی گونه‌ها نیز لکه‌های قرمز رنگ دیده می‌شود که احتمالاً نماد نشانه‌های فساد و مرگ هستند. حتی گوش‌های ماسک نیز حالتی سوراخ‌دار دارند؛ بازتابی از تصویرسازی خدای مرگ با زیورهایی ساخته‌شده از استخوان انسان.

در آیین‌های آزتک، ماسک‌ها نقش مهمی داشتند و گاهی به جای استفاده مستقیم بر چهره افراد، روی مجسمه‌ها یا ستون‌های آیینی نصب می‌شدند. به دلیل نداشتن سوراخ برای چشم، این ماسک احتمالاً برای پوشیدن ساخته نشده، بلکه به عنوان شیء آیینی در مراسم مذهبی استفاده می‌شده است.

میکتلان‌تکوتلی در اسطوره‌های آزتک موجودی قدرتمند و هولناک توصیف می‌شود؛ خدایی که با گردنبندی از چشم‌های انسانی و چهره‌ای جمجمه‌گون بر جهان مردگان حکومت می‌کرد. او نه تنها نماد مرگ، بلکه بخشی از چرخه پیچیده باورهای آزتک درباره زندگی، مرگ و باززایی بود.

1

یکی از روایت‌های مهم اسطوره‌ای آزتک‌ها، داستان آفرینش انسان‌های امروزی است. در این روایت، خدای دیگری به نام «کوئتزالکواتل» برای بازگرداندن استخوان‌های نسل‌های پیشین به جهان زیرین می‌رود. میکتلان‌تکوتلی در ابتدا از دادن استخوان‌ها امتناع می‌کند، اما در نهایت این استخوان‌ها به دنیای زنده‌ها بازمی‌گردند و با قربانی شدن خون خدایان، انسان‌های جدید از دل آن‌ها شکل می‌گیرند.

این داستان نشان می‌دهد که در باور آزتک‌ها، خدای مرگ تنها نماد پایان زندگی نبود، بلکه نقشی اساسی در چرخه بازآفرینی و تولد دوباره جهان داشت؛ جایی که مرگ و زندگی به شکلی جدایی‌ناپذیر به هم پیوند خورده‌اند.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید