نظر منتقدان دربارۀ فیلم «مینیونها و هیولاها»؛ یک شاهکار پر از شوخی
فیلم «مینیونها و هیولاها» که هفتمین قسمت از مجموعه «من نفرتانگیز» و سومین فیلم مستقل مینیونها به شمار میرود، از نگاه بسیاری از منتقدان موفقترین و متفاوتترین اثر این مجموعه تا امروز است. این فیلم با فاصله گرفتن از فرمول همیشگی قسمتهای پیشین، داستانی مستقل، پرانرژی و سرشار از شوخیهای تصویری و ارجاعات سینمایی را روایت میکند؛ اثری که به باور بسیاری توانسته جان تازهای به مجموعه مینیونها ببخشد.
فرادید| داستان فیلم در دهه ۱۹۲۰ و دوران شکوفایی سینمای صامت هالیوود جریان دارد. گروهی از مینیونها همچنان در جستوجوی رئیس جدیدی هستند تا از او پیروی کنند، اما دو مینیون به نامهای جیمز و هنری برخلاف دیگران، روحیهای خلاق و خیالپرداز دارند و به ساختن داستان و خلق آثار هنری علاقهمند هستند. همین ویژگی باعث میشود با سرپرست خود دچار اختلاف شوند و ماجراجویی بزرگی را آغاز کنند که سرانجام آنها را به قلب استودیوهای فیلمسازی هالیوود میرساند.
به گزارش فرادید؛ ورود اتفاقی آنها به صحنه فیلمبرداری یک فیلم صامت، باعث خراب شدن برداشتهای کارگردان میشود، اما مدیران استودیو این خرابکاریها را نوعی نبوغ کمدی میدانند و مینیونها به سرعت به محبوبترین ستارههای سینمای صامت تبدیل میشوند. با آغاز دوران فیلمهای ناطق، همه چیز تغییر میکند. زبان نامفهوم مینیونها دیگر برای فیلمهای جدید مناسب نیست و آنها محبوبیت خود را از دست میدهند.
جیمز و هنری برای بازگشت به شهرت تصمیم میگیرند یک فیلم ترسناک بسازند. آنها موجودی هیولامانند اما دوستداشتنی به نام گومی را احضار میکنند، اما این تصمیم مجموعهای از اتفاقات پیشبینینشده و بسیار خندهدار را رقم میزند. همزمان گروه دیگری از مینیونها با موجودی رباتمانند همراه میشوند و در جریان ماجراهایی عجیب، ناخواسته وارد مبارزه برای حقوق زنان و نجات جهان میشوند. داستان فیلم از همان ابتدا با سرعت زیادی پیش میرود و پیوسته میان تعقیبوگریزها، شوخیهای اغراقآمیز، هیولاها، رباتها و ماجراهای غیرمنتظره در حرکت است.

بیشتر منتقدان معتقدند مهمترین نقطه قوت فیلم، ادای احترام آن به تاریخ سینماست. داستان در دوران طلایی هالیوود میگذرد و فیلم سرشار از اشاره به سینمای صامت، فیلمهای کلاسیک ترسناک، آثار علمیتخیلی و شخصیتهای مشهور تاریخ سینماست. به گفته منتقدان، این ارجاعات صرفاً برای سرگرم کردن بزرگسالان نیست، بلکه نشان میدهد سازندگان فیلم علاقهای واقعی به تاریخ سینما داشتهاند و این اثر را به نوعی نامه عاشقانه به هنر فیلمسازی تبدیل کردهاند.
یکی دیگر از ویژگیهایی که مورد تحسین قرار گرفته، نگاه طنزآمیز فیلم به خود مجموعه مینیونهاست. در داستان، مینیونها همانگونه که در دنیای واقعی به سرعت مشهور شدند، در هالیوود نیز یکشبه به ستاره تبدیل میشوند، اما خیلی زود مردم از آنها خسته میشوند. سپس برای بازگشت به اوج، ناچار میشوند مسیر تازهای را انتخاب کنند. بسیاری از منتقدان این روایت را کنایهای هوشمندانه به فراز و فرود محبوبیت خود شخصیتهای مینیون در سالهای گذشته دانستهاند.
منتقدان همچنین بر این باورند که فیلم فقط برای کودکان ساخته نشده است. در کنار شوخیهای تصویری و طنزهای ساده که کودکان را سرگرم میکند، فیلم پر از شوخیهای ظریف، ارجاعات فرهنگی و کنایههایی است که بیشتر برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک است. به همین دلیل بسیاری آن را اثری خانوادگی میدانند که هر گروه سنی میتواند از آن لذت ببرد.
طنز فیلم نیز تحسین گستردهای دریافت کرده است. بسیاری از منتقدان نوشتهاند که ریتم سریع، شوخیهای پیاپی و کمدی اغراقآمیز باعث میشود مخاطب در بیشتر دقایق فیلم فرصت خندیدن داشته باشد. برخی حتی این اثر را خندهدارترین فیلمی دانستهاند که تاکنون استودیوی سازنده آن تولید کرده است.
در عین حال، همه نقدها کاملاً مثبت نبودهاند. بعضی منتقدان معتقدند فیلم آنقدر ایده، شوخی و اتفاقهای مختلف را کنار هم قرار داده که گاهی انسجام داستانی خود را از دست میدهد و بیش از آنکه بر روایت تکیه داشته باشد، بر مجموعهای از صحنههای کمدی و ماجراهای مستقل استوار است. با این حال، حتی این منتقدان نیز اذعان کردهاند که همین آشفتگی با فضای دیوانهوار و پرهیاهوی فیلم هماهنگ است و بخشی از هویت آن را تشکیل میدهد.
در مجموع، منتقدان «مینیونها و هیولاها» را موفقترین فیلم این مجموعه میدانند؛ اثری که با ترکیب طنز پرانرژی، داستانی متفاوت، ادای احترام به تاریخ سینما و شخصیتهای دوستداشتنی، توانسته هم برای کودکان سرگرم کننده باشد و هم بزرگسالان را مجذوب کند. بسیاری از آنها معتقدند این فیلم نشان میدهد مینیونها هنوز ظرفیت خلق داستانهای تازه و خلاقانه را دارند.