تصاویر| رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی

تصاویر| رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی

برای الیزابت اول و امپراتوری عثمانی، وجود دشمنان مشترک، آن‌ها را به متحدانی قدرتمند تبدیل کرد. این پیوند تجارت جهانی را دگرگون ساخت و سنگ‌بنای یک امپراتوری را بنا نهاد.

کد خبر : ۳۰۶۵۵۵
بازدید : ۲۶

الیزابت اول که از سوی اروپای کاتولیک طرد شده بود، به دنبال برقراری اتحادی غیرمنتظره با سلطان مراد سوم از امپراتوری عثمانی برآمد. سلطان مراد سوم با بهره‌گیری از وجود دشمنان مشترک و محدودیت مسیرهای تجاری اروپا، پیشنهاد الیزابت اول را پذیرفت و کشور جزیره‌ای و فقیر او را با تجمل، قدرت و ثروت جهان اسلام آشنا کرد.

اگرچه فرهنگ عامه انگلستان به‌سرعت متحدان مسلمان جدید خود را عجیب و غریب جلوه داد و برای آن‌ها انگ‌زنی کرد، اما این دوستی به یکی از سودآورترین روابط تجاری انگلستان تبدیل شد و سنگ‌ بنای آینده آن را به عنوان یک ابرقدرت جهانی بنا نهاد.

41

نبرد نیکوپولیس در سال ۱۳۹۶ میلادی، نقاشی‌شده بین سال‌های ۱۴۷۲ تا ۱۴۷۵؛

در جریان این نبرد که در ۲۵ سپتامبر ۱۳۹۶ به وقوع پیوست،

امپراتوری عثمانی سپاه صلیبیون را شکست داد

که این امر به فروپاشی امپراتوری دوم بلغارستان انجامید.

منبع: ویکی‌مدیا کامانز

روابط میان امپراتوری‌های مسیحی و اسلامی

با ظهور امپراتوری عثمانی در سال ۱۲۹۹، بیشتر پادشاهی‌ها، ویودشین‌ها (فرمانداری‌های) و جمهوری‌های مسیحی اروپا یا در ارتباطات تجاری با امپراتوری‌های اسلامی بودند و یا درگیر نبرد با آن‌ها. از سال ۷۱۱ تا ۱۴۹۲، پادشاهی‌های مختلف کاتولیک اسپانیا برای بیرون راندن مورها از مناطق تحت اشغال‌شان در جنوب اسپانیا (منطقه اندلس) مبارزه می‌کردند.

پادشاهی‌های اروپای شرقی و امپراتوری بیزانس نیز در تجارت مداوم با خلافت‌های اسلامی در مصر، سوریه، فلسطین و ایران بودند. با این حال، پاپ و قدرت‌های کاتولیک هم‌پیمانش به طور فزاینده‌ای از گسترش سریع امپراتوری عثمانی و نفوذ رو به پیشروی آن در بالکان، اروپای شرقی و منطقه مدیترانه احساس خطر می‌کردند. پس از آن‌که محمد دوم در محاصره قسطنطنیه در سال ۱۴۵۳ امپراتوری بیزانس را شکست داد، پاپ این امپراتوری را به عنوان یکی از بزرگترین تهدیدها علیه جهان مسیحیت محکوم کرد.

با این وجود، پس از تکفیر الیزابت اول توسط پاپ پیوس پنجم در ۲۵ فوریه ۱۵۷۰ [۶ اسفند ۹۴۸]، او خود و پادشاهی‌اش را در همان لیست سیاه سیاسی و عقیدتی دید که کشورهای اسلامی در آن قرار داشتند. الیزابت اول که توسط پادشاهی‌های کاتولیکِ آماده‌باش برای حمله محاصره شده بود، از برخی شبکه‌های تجاری اروپا قطع ارتباط گشته و توسط بیشتر متحدانش رها شده بود؛ بنابراین چاره‌ای جز پیگیری اتحادهای غیرمتعارف که مایه وحشت اروپای مسیحی بود، نداشت.

42

نبرد لپانتو، ۷ اکتبر ۱۵۷۱ [۱۵ مهر ۹۵۰]، در اواخر قرن شانزدهم، امپراتوری عثمانی شکست خورد

و نیروی دریایی‌اشتوسط «اتحادیه مقدس» تقریباً به‌طور کامل نابود شد.

منبع: ویکی‌مدیا کامانز

«دشمنِ دشمنِ من، دوست من است»

الیزابت کشوری فقیر را به ارث برده بود که درگیر طاعون و خشونت‌های فرقه‌ای بود و هیچ متحدی نداشت؛ بنابراین مشاوران او به دنبال هر اتحادی بودند که بتواند انگلستان را به ثبات برساند. الیزابت اول که بدهی ۳۰۰ هزار پوندی از پدرش، پادشاه هنری هشتم، به ارث برده بود، همچنین هدفِ فیلیپ دوم، پادشاه اسپانیا، قرار گرفت.

فیلیپ دوم که همسرِ خواهرِ فقید الیزابت، مری اول، بود، یک کاتولیک متعصب و به دلیل عدم تحمل مذهبی و خشونت، بدنام بود. خصومت او نسبت به الیزابت پس از آن‌که ملکه پیشنهاد ازدواجش را رد کرد و به عنوان یک ملکه حاکم پروتستان و مجرد بر تخت نشست، شدت بیشتری یافت. درنتیجه، او و دیگر پادشاهان کاتولیک به شورشیان کاتولیک در انگلستان وعده حمایت نظامی و مالی دادند تا ملکه پروتستان خود را برکنار کنند.

به‌زودی معلوم شد که تکفیر او، عامل نجات‌بخش وی بوده است. از آن‌جا که الیزابت دیگر تحت فشار نبود تا از سیاست‌های پاپ و امپراتوری مبنی بر ممنوعیت روابط دیپلماتیک با امپراتوری‌های اسلامی پیروی کند، مشاورانش او را تشویق کردند تا با دیگر حاکمانی که توسط اروپای کاتولیک طرد شده بودند، روابط جدیدی برقرار کند. رئیس جاسوسان او، فرانسیس والسینگهام، به الیزابت توصیه کرد که با یکی از بزرگترین قدرت‌های اقتصادی و ارضی آن زمان، یعنی امپراتوری عثمانی، متحد شود. بر همین اساس، الیزابت و مشاورانش پیشنهادی را برای جلب نظر عثمانی‌ها تنظیم کردند که بر پایه دشمنان مشترک، ازجمله پاپ پیوس پنجم، فیلیپ دوم و دیگر پادشاهان کاتولیک، استوار بود.

43

ملکه الیزابت اول، اثر نیکلاس هیلیارد، حدود ۱۵۷۵ میلادی.

منبع: گالری پرتره ملی، لندن

مراد سوم از سال ۱۵۷۴ تا ۱۵۹۵، در دوران اوج وسعت سرزمینی امپراتوری عثمانی بر آن حکمرانی کرد و میراث درخشان پدربزرگش، سلیمان باشکوه، را به ارث برد. با این حال، دوران سلطنت او در پی شکست دریایی عثمانی‌ها از نیروهای کاتولیک آغاز شد. پاپ پیوس پنجم با هدف متوقف کردن گسترش این امپراتوری، «اتحادیه مقدس» را به رهبری اسپانیا و ونیز احیا کرد؛ این نیرو در ۷ اکتبر ۱۵۷۱ [۱۵ مهر ۹۵۰] در نبرد لپانتو، نیروی دریایی عثمانی را شکست داد و تقریباً به‌ طور کامل نابود کرد.

اگرچه نیروی دریایی عثمانی به‌سرعت بازسازی شد، اما این نبرد یکی از نخستین و قاطع‌ترین پیروزی‌های نیروهای کاتولیک علیه عثمانی‌ها محسوب می‌شد. با بروز فشارهای مالی و اجتماعی در سراسر امپراتوری ناشی از لشکرکشی‌های نظامیِ مستمر، الیزابت اول به سلطانی نزدیک شد که او نیز به همان اندازه مشتاق ایجاد اتحادهای اروپایی سودآور، به دور از نفوذ پاپ و اسپانیا و در مخالفت با آن‌ها بود.

44

نامه‌ای از ملکه الیزابت اول به برادرش ادوارد ششم، پادشاه انگلستان، سال ۱۵۵۲.

منبع: ویکی‌مدیا کامانز

دوستانِ مکاتبه‌ایِ غیرمنتظره

الیزابت اول نخستین بار در سال ۱۵۷۹ با ارسال نامه‌ای، پیشنهاد یک اتحاد تجاری و دیپلماتیک را به مراد سوم ارائه کرد. او در این نامه به‌تفصیل توضیح داد که چگونه هر دو کشور با تهدیدهای مشابهی از سوی اسپانیا و دستگاه پاپ مواجه هستند، اما با همکاری یکدیگر می‌توانند رابطه‌ای سودآور شکل دهند که سلطنت، اقتصاد و جایگاه کلی آن‌ها در اروپا را تقویت کند. علاوه بر دشمنان مشترک، الیزابت اول استدلال کرد که اتحاد آن‌ها نه‌تنها عملی (پراگماتیک)، بلکه از نظر الهیاتی نیز موجه است. او مدعی شد که اسلام سنی و پروتستانتیسم، اعتقادی بنیادین در محکومیت بت‌پرستی دارند؛ اعتقادی که به زعم او، در سنت کاتولیک در استفاده از کشیشان و قدیسین برای شفاعت نزد خداوند، نادیده گرفته شده بود.

روایات دربار عثمانی جزئیات حیرت مراد سوم از دریافت چنین پیشنهاد جسورانه‌ای از سوی یک ملکه زن را شرح می‌دهند. پس از آن‌که نقشه را به مراد سوم نشان دادند و جایگاه انگلستان را برایش مشخص کردند، او مجذوب این کشور کوچک و توانایی آن در بقا، آن هم در حالی که توسط دشمنان کاتولیک محاصره شده بود، گشت. مراد سوم که کنجکاو و شیفته شده بود، پیشنهاد الیزابت را برای ایجاد یک اتحاد صلح‌آمیز که بازارهای او را از محدوده اروپای کاتولیک فراتر ببرد، پذیرفت.

45

طغرای عثمانی، امضای رسمی سلطان، مربوط به دوران سلطنت مراد سوم، ۱۵۷۵ میلادی.

منبع: ویکی‌مدیا کامانز

الیزابت اول در ۷ مارس ۱۵۷۹ [۱۶ اسفند ۹۵۷] پاسخ مراد سوم را دریافت کرد. نامه سلطان، دربار انگلستان را خیره کرد؛ این نامه در یک کیف ساتن که با قلاب‌های نقره‌ای بسته شده و با گرد طلا آراسته شده بود، به دست آن‌ها رسید. این نامه که با خط طلاکوب نوشته شده و حدود سه فوت (تقریباً ۹۰ سانتی‌متر) طول داشت، پیشنهاد الیزابت اول را پذیرفت و به تاجران انگلیسی دسترسی امن و کامل به تمامی بنادر عثمانی را اعطا کرد. در حالی که جنگ با دولت‌های کاتولیک همچنان ادامه داشت، الیزابت اول اکنون به یکی از قدرتمندترین، باشکوه‌ترین، ثروتمندترین و متنوع‌ترین شبکه‌های تجاری در اوایل دوران مدرن راه یافته بود.

از دل این مکاتبات اولیه، دوستی ۱۷ ساله‌ای میان الیزابت اول، مراد سوم و همسرش، صفیه سلطان، شکوفا شد. با وجود این‌که آن‌ها هرگز یکدیگر را شخصاً ملاقات نکردند، الیزابت اول به یکی از بزرگترین دریافت‌کنندگان نامه‌های سلطنتی از دربار عثمانی در طول تاریخ این امپراتوری تبدیل شد.

الیزابت اول اغلب پارچه‌های زردوزی‌شده، پرتره‌ها، نقاشی‌ها و ساعت‌هایی مزین به جواهرات گران‌بها برای سلطان و سلطان‌بانو می‌فرستاد. در مقابل، الیزابت نیز ساعت‌ها، ارگ‌های موسیقی، کالسکه و لباس‌هایی از پارچه‌های زردوزی‌شده هدیه دریافت می‌کرد. این نامه‌ها نه‌تنها بازتاب‌دهنده روابط دیپلماتیک و اقتصادیِ مستحکمی هستند که میان انگلستان و امپراتوری عثمانی شکل گرفت، بلکه جزو نخستین مکاتبات مستند و منظمی محسوب می‌شوند که میان یک پادشاه انگلیسی و یک حاکم غیرمسیحی صورت گرفته است.

46

نقشه شماره ۵۰، تئاتروم اوربیس تراروم (اطلس جهان)، اثر آبراهام اورتلیوس، ۱۵۷۰ میلادی.

منبع: ویکی‌مدیا کامانز

ورود دیپلماتیک انگلستان به جهان اسلام

از سال ۱۵۷۹، الیزابت اول شروع به ایجاد کانال‌های دیپلماتیک فشرده برای تقویت شبکه‌های تجاری جدید در سراسر امپراتوری عثمانی و امپراتوری‌های اسلامی همسایه کرد. در سال ۱۵۸۰، مراد سوم اولین «کاپیتولاسیون» امپراتوری عثمانی با انگلستان را صادر کرد و به تمام تجار، بازرگانان و دیپلمات‌های انگلیسی دسترسی نامحدود به بازارهای عثمانی با وضعیت فراسرزمینی اعطا نمود. این امتیاز به انگلیسی‌ها وضعیت و مالیات ویژه‌ای می‌بخشید که آن‌ها را از شمول قوانین عثمانی معاف می‌ساخت.

اندکی پس از آن، کنسول‌هایی به نمایندگی از الیزابت اول در سراسر امپراتوری عثمانی مستقر شدند که ضمن اجرای قوانین انگلستان برای شهروندان خود، گسترش شرکت‌ها و سرمایه‌های انگلیسی را تسهیل می‌کردند.

الیزابت اول از طریق مشروعیت‌بخشی به صنایع انگلیسی در بازارهای عثمانی، شبکه‌های بین‌المللی خود را به دیگر امپراتوری‌های اسلامی گسترش داد. پادشاهی مراکش و دولت‌های بربری که او را «سلطانه ایزابل» خطاب می‌کردند، دسترسی‌های تجاری و معاهدات مشابهی را به الیزابت اول پیشنهاد دادند.

برای نمونه، سلطان احمد المنصورِ مراکشی به کشتی‌های انگلیسی اجازه داد تا با عبور از تنگه جبل‌الطارق، از سواحل شمال آفریقا به سلامت گذر کنند؛ این امر به بازرگانان انگلیسی دسترسی دریایی مستقیم به امپراتوری عثمانی می‌داد. همچنین «شرکت بربری» که از سوی اسپانیا تهدید می‌شد، در سال ۱۵۸۵ منشور مشابهی را امضا کرد تا حقوق تجاری انحصاری در سواحل مدیترانه‌ای خود و دسترسی محافظت‌شده به بنادر عثمانی را به انگلستان اعطا کند.

با داشتن این متحدان و بازارهای بین‌المللی جدید، الیزابت اول اکنون دسترسی مستقیمی به رفاه، فرهنگ مصرفی و پیشرفت‌های تکنولوژیک در سراسر شمال آفریقا، شبه‌جزیره عربستان، خاورمیانه و شام (لِوانت) پیدا کرده بود.

47

تصویرسازی متأخر از بازار عثمانی، اثر جان وارلی، قرن هجدهم تا نوزدهم.

منبع: مجموعه ولکام

تبادل کالا میان بازارهای اسلامی و انگلستان

فرهنگ مصرف در انگلستان با ورود ابریشم، منسوجات، ادویه‌ها، آثار هنری و کاشی‌های جدید از امپراتوری عثمانی و سرزمین‌های همسایه‌اش، به‌شدت رونق گرفت. پرده‌های منقوش و فرش‌های عثمانی به نمادهای جایگاه اجتماعی برای خانوارهای ثروتمندتر تبدیل شدند. کالاهای تجملی دیگری همچون ابریشم ایرانی، پنبه، مروارید، فلزات گران‌بها و سنگ‌های قیمتی، به نمایش‌های مطلوب از رتبه و طبقه در جامعه اشرافی انگلستان بدل گشتند. پرده‌های منقوش و کاشی‌های ایرانی، مصری، سوری و آناتولیایی به پس‌زمینه‌هایی رایج در نقاشی‌های پرتره (چهره‌نگاری) انگلیسی بدل شدند.

حتی واژه‌های جدیدی در زبان انگلیسی برای توصیف هجوم کالاهای عثمانی به بازارهای انگلستان ابداع شد. برای نمونه، کلمه «لاله» (Tulip) در همین دوره به زبان انگلیسی راه یافت. ادویه‌ها، میوه‌های جدید، آجیل‌هایی مانند پسته و مهم‌تر از همه، شکرِ حاصل از شرکت‌های مراکشی، در میان مردم انگلستان محبوب شد. میوه‌های شکریِ مراکشی به‌سرعت به خوراکی مورد علاقه الیزابت اول تبدیل شد. بسیاری از گزارش‌ها و پژوهشگران بر این باورند که علاقه مفرط او به شیرینی‌های مراکشی، مقصر اصلی سیاه شدن دندان‌هایش بوده است.

در ازای دسترسی مستقیم و مقرون‌به‌صرفه‌تر به کالاهایی که پیش‌تر در بازارهای انگلستان کمیاب بودند، بازرگانان انگلیسی معاملات پرسودی را در زمینه صنایع جنگی و تسلیح مجدد به کسب‌وکارهای اسلامی پیشنهاد دادند. الیزابت اول، در اقدامی که خشم اروپای کاتولیک را بیش از پیش برانگیخت، قطعات فلزیِ خرابه‌های کلیساهای کاتولیک را که در دوران اصلاحات دینی انگلستان ویران شده بودند، استخراج کرد تا قلع، سرب و دیگر فلزات مورد نیاز برای ساخت گلوله و سلاح را به فروش برساند. علاوه بر این، بازرگانان انگلیسی این فلزات را به همراه چوب، تفنگ‌های سرپر و پارچه، با پادشاهی مراکش در ازای دریافت «شوره» (نیترات پتاسیم) که ماده اصلی تشکیل‌دهنده باروت بود، معاوضه می‌کردند. همچنین، پارچه‌ها و منسوجات انگلیسی برای دوخت لباس‌های نظامی ارتش عثمانی به فروش می‌رسید.

این مبادلات سودآور نه‌تنها اقتصاد انگلستان و کشورهای اسلامی را تقویت کرد، بلکه سلاح‌های لازم برای نبرد علیه اروپای کاتولیک را نیز در اختیار آن‌ها قرار داد.

48

کاروان سفارت، اثر ژان باپتیست وانمور، ۱۷۰۸-۱۷۰۷ میلادی؛

وانمور در این اثر، ورود و عبور هیأت دیپلماتیک اروپایی به استانبول را

که توسط مقامات عالی‌رتبه عثمانی همراهی می‌شدند، به تصویر کشیده است.

منبع: موزه پرا

تبادل مردمان میان انگلستان و جهان اسلام

اتحاد میان انگلستان و امپراتوری عثمانی، همچنین باعث آغاز تبادل گسترده مردمان بین دو کشور شد. هزاران تاجر، بازرگان، دیپلمات انگلیسی و کسانی که توان مالی داشتند، مشتاق سفر به امپراتوری عثمانی، سرزمین‌های مقدس، و بازدید از مکان‌های پربارترین تمدن‌های باستانی در مصر و شبه‌جزیره عربستان بودند. روایت‌های این مسافران به‌سرعت به بازگویی‌هایی «عجیب و غریب» از زندگی روزمره در سراسر امپراتوری عثمانی تبدیل شد؛ چراکه انگلیسی‌ها می‌کوشیدند توضیح دهند چگونه فرهنگی تا این حد بیگانه با فرهنگ آن‌ها، از چنین ثروت، تنوع و پویایی‌ای برخوردار است.

صدها نفر از اتباع انگلیسی به‌ طور دائم در سراسر جهان اسلام ساکن شدند. بیشتر کسانی که در آن‌جا ماندند، به اسلام گرویدند و نام‌های خود را تغییر دادند تا بتوانند در فرصت‌های تجاری و سبک‌های زندگی شهری و متکثرِ درون امپراتوری عثمانی مشارکت کنند.

برخی از اتباع انگلیسی که حتی در طول این مسیرهای تجاری توسط دزدان دریایی ربوده شده بودند نیز ترجیح دادند در امپراتوری باقی بمانند. برای مثال، «سمسون رولی» بازرگان انگلیسی بود که اسیر شد، اخته گشت و توسط دزدان دریایی به الجزیره برده شد تا به عنوان خواجه خدمت کند. او به اسلام گروید، نام «حسن آقا» را برگزید و بعدها به خزانه‌دار اصلی تشکیلات عثمانی در الجزیره بدل شد. او درخواست‌های خانواده‌اش برای بازگشت به انگلستان را رد کرد و استدلال نمود که در وطن خود هرگز از چنین جایگاه، خوراک یا آب‌وهوای مطلوبی برخوردار نخواهد بود.

49

دزدان دریایی بَربَر در حال دریافت باج برای آزادی بردگان مسیحی، ۱۶۳۷.

منبع: ویکی‌مدیا کامنز

سفر یا مهاجرت دائمی اتباع امپراتوری عثمانی به انگلستان چندان رایج نبود. هرچند دیپلمات‌های عثمانی بارها به دربار الیزابت اول سفر می‌کردند، اما حکومت عثمانی سنتی برای تأسیس سفارتخانه‌های دائمی در خارج از کشور نداشت. به همین ترتیب، پادشاهی مراکش نیز دیپلمات‌های خود را تنها برای مأموریت‌های کوتاه‌مدت به انگلستان اعزام می‌کرد. برای نمونه، گفته می‌شود که عبدالواحد بن مسعود، سفیر مراکش، در دوران اقامتش در لندن الهام‌بخش شخصیت اتللو در نمایشنامه شکسپیر بوده است.

برخی مورخان بر این باورند که یکی از نخستین زنان مسلمان ثبت‌شده در تاریخ انگلستان، در دوران سلطنت الیزابت اول وارد این کشور شد. آنتونی جنکینز، دیپلمات و بازرگان انگلیسی، زنی تاتار به نام آئورا سلطانه را که در جریان سفر بازگشتش از امپراتوری عثمانی، در ناحیه روسیه بزرگ (Greater Russia) خریداری کرده بود، به عنوان برده به الیزابت اول هدیه داد. الیزابت از او در دربار خود استقبال کرد و وی را به مقام یکی از ندیمه‌های مخصوص خود و همچنین مشاور مد دربار ارتقا داد.

50

خاطرات اپرا: دزدمونا و اتللو»، اثر ویلیام هیث، ۱۸۲۹.

منبع: کتابخانه شکسپیر فولجر.

بیگانه‌انگاری و برساخت چهره «دیگریِ مسلمان» در فرهنگ عامه انگلستان

دوستی میان مراد سوم و الیزابت اول هم‌زمان با شکل‌گیری فرهنگ تئاتر به‌ عنوان مهم‌ترین شکل سرگرمی در انگلستان بود. با وجود روابط نزدیک این دو فرمانروا، بسیاری از اتباع الیزابت همچنان نسبت به غیرمسیحیان با دیده تردید می‌نگریستند. مردم انگلستان از یک سو مجذوب ثروت و تجمل خیره‌کننده‌ای بودند که از جهان اسلام به سرزمین نسبتاً فقیر و جزیره‌ای آنان می‌رسید و از سوی دیگر، از آن هراس داشتند. نمایشنامه‌نویسان انگلیسی نیز برای مواجهه با این شرکای تجاری ثروتمند، رازآلود و در عین حال غیرمسیحی، شخصیت‌ها، تاریخ‌ها و فضاهای اسلامی را وارد آثار نمایشی خود کردند.

درنتیجه، سلاطین، بازرگانان و دیپلمات‌های مسلمان به تصویرهایی کلیشه‌ای از «دیگریِ شرقی و بیگانه» تبدیل شدند؛ تصویری که به تعمیم‌های نادرست، شرق‌گرایی افراطی و پیش‌داوری نسبت به جوامع مسلمان مشروعیت اجتماعی می‌بخشید. از زمان افتتاح نخستین سالن نمایش انگلستان در سال ۱۵۷۶ تا پایان سلطنت الیزابت اول در سال ۱۶۰۳، بیش از ۶۰ نمایشنامه شخصیت‌های مسلمان را به تصویر کشیدند که بدون توجه به تفاوت‌های قومی، فرهنگی و مذهبی، همگی با عناوینی مانند «ترک»، «ایرانی» یا «مورو» (Moor) نامیده می‌شدند. با وجود تنوع گسترده باورها، فرهنگ‌ها و هویت‌ها در سراسر امپراتوری‌های اسلامی، نمایشنامه‌های انگلیسی اغلب شخصیت‌های مسلمان را افرادی آزمند، خشن و ستمگر با چهره‌ای تیره‌پوست نشان می‌دادند که در پی آلوده کردن زنان ساده‌دل اروپایی بودند.

51

پرتره تمام‌قد سلطان مراد سوم (حکومت: ۱۵۷۴ تا ۱۵۹۵ میلادی)، حدود سده هفدهم.

منبع: ویکی‌مدیا کامنز.

نمایشنامه‌نویسان مشهوری چون کریستوفر مارلو و ویلیام شکسپیر به‌خوبی نشان می‌دهند که شخصیت‌های مسلمان در آن دوران چگونه به تصویر کشیده می‌شدند و در قالب کلیشه‌های رایج قرار می‌گرفتند. برای نمونه، نخستین نمایشنامه مشهور مارلو، تیمور لنگ بزرگ (Tamburlaine the Great) که در سال ۱۵۹۰ منتشر شد، با الهام آزاد از زندگی تیمور، فاتح نامدار ترک‌ـ‌مغول قرن چهاردهم، نوشته شده است. مارلو، تیمور را فرمانروایی کفرآمیز، جاه‌طلب، خون‌ریز و شیفته خشونت با ظاهری «شرقی و عجیب» به تصویر می‌کشد؛ ویژگی‌هایی که در ذهن بسیاری از انگلیسی‌ها به رهبران ترک و مسلمان نسبت داده می‌شد.

برخی از شخصیت‌های شکسپیر نیز بر همین کلیشه‌ها استوار بودند. برای مثال، در نمایشنامه مشهور اتللو (۱۶۰۳)، اتللو به‌ عنوان سرداری ونیزی از تبار «موروها» با پوستی تیره و سیمایی شرقی معرفی می‌شود که دل در گروی دزدمونا، بانویی اشراف‌زاده اروپایی، می‌بازد. هرچند این نمایشنامه‌ها آشکارا ضد مسلمانان نیستند، اما نحوه شخصیت‌پردازی افراد برخاسته از سرزمین‌های اسلامی نشان می‌دهد که جامعه انگلستان آن روزگار تا چه اندازه مسلمانان و سرزمین‌های آنان را با تعمیم‌های کلی قضاوت می‌کرد و تا حدی از آنان هراس داشت.

52

کنفرانس خانه سامرست، ۱۶۰۴. در مرکز میز، یک روانداز (پارچه رومیزی) عثمانی با نقش هولباین

که در منطقه آناتولی تولید شده بود، دیده می‌شود.

منبع: گالری ملی پرتره، لندن.

پایان یک دوران

روابط دوستانه میان انگلستان و امپراتوری عثمانی پس از درگذشت مراد سوم در سال ۱۵۹۵ و مرگ الیزابت اول در سال ۱۶۰۳ به‌تدریج رو به افول گذاشت. جانشین او، جیمز اول، که هم‌زمان پادشاه انگلستان و جیمز ششم اسکاتلند بود، همچنان از مسیرهای پررونق تجاری و فعالیت‌های بازرگانی با امپراتوری عثمانی سود می‌برد. با این حال، روحیه مذهبی و پایبندی عمیق او به مسیحیت باعث شد تمایل کمتری به حفظ روابط دیپلماتیک نزدیک با همتایان مسلمان خود داشته باشد.

درعوض، جیمز اول توجه خود را به ترمیم روابط تیره‌شده انگلستان با اروپای کاتولیک معطوف کرد و همکاری با دولت‌های مسیحی را بسیار کم‌حاشیه‌تر و مقبول‌تر از اتحاد پیشین دخترعمویش با امپراتوری‌های غیرمسیحی می‌دانست. از همین رو، او در سال ۱۶۰۴ با اسپانیا پیمان لندن را امضا کرد؛ معاهده‌ای که طی آن اسپانیا به‌ طور رسمی انگلستان پروتستان را به‌ عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخت، به ۱۹ سال جنگ میان دو کشور پایان داد و زمینه ازسرگیری تجارت مسالمت‌آمیز را فراهم کرد.

با این حال، کاپیتولاسیون‌ها، مذاکرات تجاری، معاهدات و قراردادهای بازرگانی میان انگلستان و امپراتوری عثمانی تا زمان فروپاشی این امپراتوری در سال ۱۹۲۲ ادامه یافت. هرچند تاریخ‌نگاری معمولاً واپسین سال‌های امپراتوری عثمانی را با عنوان «مرد بیمار اروپا» به یاد می‌آورد، اما این سلطان عثمانی بود که به کشوری جزیره‌ای و گرفتار بحران اعتماد کرد و به الیزابت اول امکان داد تا دوران سلطنتش به «عصر طلایی انگلستان» بدل شود. حمایت‌های سیاسی و تجاری برخی از ثروتمندترین امپراتوری‌های جهان در آغاز دوران مدرن، به این دولت‌های اسلامی امکان داد تا در شکل‌گیری پایه‌هایی سهیم باشند که بعدها انگلستان را به یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های تاریخ مدرن تبدیل کرد.

نویسنده:  جاسلین فلیسیجان؛ کارشناس ارشد پژوهشی (MPhil) تاریخ اروپا، کارشناسی ارشد فرهنگ‌های جهانی، کارشناسی تاریخ.

منبع: خبرآنلاین

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید