«تروی»؛ افسانه یا حقیقت؟

«تروی»؛ افسانه یا حقیقت؟

شهر «تروی» واقعا وجود داشت؟ ‌جنگ «تروی» افسانه بود یا در واقعیت رخ داد؟ ‌ قضیه آن اسب غول‌پیکر چیست؟ محققان، باستان‌شناسان و علاقه‌مندان به تاریخ و ادبیات بارها برای یافتن پاسخ این سوالات به سراغ اسناد تاریخی، صاحب نظران و بقایای باستانی رفته‌اند. با این حال باید گفت پاسخ دادن به این سوالات چندان آسان نیست.

کد خبر : ۳۰۸۲۸۴
بازدید : ۵

«تروی» از شهرهای باستانی نام‌آشناست، ‌ همان شهری که پای جنگجوهای افسانه‌ای به آن باز شده است و جنگی ۱۰ساله در پیرامونش شکل گرفت. افزون‌ بر این، نام «هلن»، که گفته می‌شود زیباترین زن جهان بود و جنگجویی بی‌رقیب به نام «آشیل»، به آن گره خورده است. پرسشی که همواره ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده، این است که آیا «تروی» واقعا وجود داشته؟ و اگر بله، آیا جنگ «تروی» در طول تاریخ رخ داده است و یا باید آن را فقط در قلمرو افسانه جست‌وجو کرد؟

شهری با دو چهره

بگذارید از همان ابتدا به این نکته اشاره کنیم که «تروی» یا «تروا» فقط نامی در کتاب‌های ادبیات کهن نیست؛ بقایای این شهر باستانی امروز در محوطه باستانی «حصارلیک» در شمال‌غربی ترکیه قرار دارد. اما جذابیت ماجرا از اینجا آغاز می‌شود که همان شهری که «هومر» در اشعار حماسی‌اش جاودانه کرد، ظاهرا در جهان واقعی نیز روزگاری وجود داشته است.

در افسانه، شهر «تروا» ۱۰ سال در محاصره یونانیان بود تا سرانجام به دست سپاه «آگاممنون» سقوط کرد. شعله این جنگ را اما عشق روشن کرد؛ «پاریس»، شاهزاده «تروی»، «هلن»، ملکه «اسپارتا» را با خود به «تروی» برد و جنگی آغاز شد که سرنوشت دو سرزمین را تغییر داد.

در این روایت، «پریام» پادشاه «تروی» است. اما این فقط جنگ انسان‌ها نبود؛ خدایان نیز در آن نقش داشتند. «هرا»، «آتنا» و «پوزئیدون» از یونانیان حمایت می‌کردند و «آفرودیت»، «آپولو» و «آرس» در کنار تروایی‌ها قرار داشتند و پیوسته در جریان نبرد دخالت می‌کردند.

21

ویرانه‌های آمفی‌تئاتر رومی در «تروی» ‌ واقع در ترکیه

اما اگر از دنیای «هومر» خارج شویم و رد این داستان را در جهان واقعی دنبال کنیم، به محوطه‌ای باستانی به نام «حصارلیک» در شمال‌غربی ترکیه می‌رسیم. بسیاری از پژوهشگران این محوطه را همان «تروی» توصیف‌شده در آثار «هومر» می‌دانند. با این حال، هنوز یک پرسش بزرگ بی‌پاسخ مانده است، اینکه آیا جنگی که «هومر» از آن سخن گفته، واقعا در این مکان رخ داده است؟

جنگی که دیر روایت شد

ایده اینکه «حصارلیک» همان «تروی» نوشته‌های «هومر» است، دست‌کم ۲۷۰۰ سال قدمت دارد؛ یعنی زمانی که یونانیان باستان سواحل غربی ترکیه امروزی را در اختیار داشتند. اما این فرضیه در قرن نوزدهم میلادی، با ورود «هاینریش شلیمان»، جان تازه‌ای گرفت. او با این امید راهی ترکیه شد که بتواند شهر افسانه‌ای «تروی» را پیدا کند.

اما بگذارید کمی عقب‌تر برویم. اگر جنگ «تروی» واقعا رخ داده باشد، احتمالا در اواخر عصر برنز؛ یعنی حوالی یا اندکی پیش از ۱۲۰۰ پیش از میلاد، اتفاق افتاده است که همان دورانی است که تمدن «میسنی» در آخرین سال‌های شکوفایی خود قرار داشت و کمی بعد فروپاشید. میسنی‌ها کاخ‌های باشکوه ساختند، نظام نوشتاری داشتند و نزدیک به سه قرن بر جهان یونانی سلطه داشتند. جالب آنکه در «ایلیاد»، فرمانده سپاه یونان نیز پادشاهی میسنی به نام «آگاممنون» است.

اما تناقض بزرگ اینجاست که «هومر»، راوی این جنگ عظیم، چندین قرن پس از وقوع احتمالی آن زندگی می‌کرد. او در قرن هشتم پیش از میلاد می‌زیست و اشعارش ابتدا به صورت شفاهی نسل به نسل منتقل شدند. بر اساس آنچه پژوهشگران می‌دانند، احتمالا نسخه‌های مکتوب «ایلیاد» تا قرن ششم پیش از میلاد نیز نوشته نشده بودند.

محاصره و دوئل

«ایلیاد» مخاطب را مستقیما به سال دهم محاصره «تروی» می‌برد. یونانی‌ها خسته‌اند، کشتی‌هایشان پوسیده و خانواده‌هایشان دور از آن‌ها مانده‌اند. در شعر آمده است: «چوب کشتی‌های ما پوسیده شده و طناب‌ها پاره شده‌اند و همسران و فرزندان خردسال ما بسیار دور هستند.»

جنگ به بن‌بست رسیده بود. یونانیان نمی‌توانستند شهر را فتح کنند و تروایی‌ها نیز قادر نبودند مهاجمان را به دریا برانند.

در این میان، دو نبرد تن‌به‌تن، روایت را به اوج می‌رساند. نخست، «پاریس»، شاهزاده «تروی»، با «منلائوس»، پادشاه «اسپارتا» و همسر «هلن»، روبه‌رو می‌شود. قرار بود برنده این دوئل «هلن» را به دست آورد و جنگ پایان یابد، اما دخالت خدایان مانع پایان یافتن نبرد می‌شود.

دوئل دوم، نبرد مشهور «آشیل» و «هکتور» است؛ بزرگ‌ترین جنگجوی «تروی» که سرانجام به دست «آشیل» کشته می‌شود.

نکته جالب اینکه برخلاف تصور رایج و حتی فیلم سینمایی «تروی» محصول سال ۲۰۰۴، «ایلیاد» با سقوط شهر به پایان نمی‌رسد، بلکه با برقراری آتش‌بسی موقت به پایان می‌رسد.

اسب چوبی

در کمال شگفتی، اسب چوبی غول‌پیکر اصلا در «ایلیاد» حضور ندارد، بلکه در «اودیسه» از آن یاد شده است. «هومر» در این اثر، که پس از سقوط شهر روایت می‌شود، به ماجرای این اسب اشاره می‌کند.

«Armand Dangour»، استاد ادبیات کلاسیک دانشگاه آکسفورد، در مقاله‌ای که سال ۲۰۱۴ در بی‌بی‌سی منتشر شد، توضیح می‌دهد که یونانیان اسب چوبی عظیمی را به عنوان پیشکشی برای الهه «آتنا» بر جای گذاشتند، درحالی که این اسب در حقیقت جنگجویان یونانی را در خود پنهان کرده بود. تروایی‌ها این هدیه را به داخل شهر بردند و شب هنگام، جنگجویان از درون آن بیرون آمدند و به شهر حمله کردند.

22

مانند «ایلیاد»، «اودیسه» نیز احتمالا تا مدتی پس از مرگ «هومر» به صورت مکتوب ثبت نشده بود. یکی از قدیمی‌ترین نسخه‌های باقی‌مانده آن، بخشی از متن است که روی قطعه‌ای سفال متعلق به قرن پنجم پیش از میلاد نوشته شده است.

ماجرای پاشنه‌ای که نقطه ضعف شد

در ادامه روایت‌هایی که نویسندگان پس از «هومر»، به‌ویژه «Quintus Smyrnaeus» در اثر «Posthomerica» نقل کرده‌اند، داستان «تروی» با مرگ «هکتور» به پایان نمی‌رسد. اهالی شهر همچنان امیدوار بودند که متحدانشان از راه برسند. ابتدا جنگجویان «آمازون» به فرماندهی ملکه «پانته‌زیله» و سپس سپاه «ممنون»، پادشاه اتیوپی، به کمک آنان آمدند.

«ممنون» در نبردی تن‌به‌تن با «آشیل» کشته شد، اما این آخرین پیروزی قهرمان یونانی بود. «پاریس» که نبرد را از پشت دیوارهای شهر تماشا می‌کرد، با یاری «آپولو» تیری به سوی «آشیل» پرتاب کرد که به پاشنه پای او اصابت کرد. بر پایه روایت‌های اسطوره‌ای، مادر «آشیل» در کودکی او را از پاشنه گرفته و در رود افسانه‌ای «استیکس» فرو برده بود تا بدنش آسیب‌ناپذیر شود. تنها همان پاشنه از این محافظت ناکام ماند و سرانجام به نقطه ضعف او تبدیل شد.

23

ظرفی سفالین متعلق به ۵۴۰ پیش از میلاد که منلائوس را هنگام بازپسگیری هلن نشان می‌دهد

در همین روایت‌های اسطوره‌ای، پس از ۱۰ سال نبرد، یونانیان به نیرنگ متوسل شدند. «اودیسئوس» پیشنهاد ساخت اسب چوبی بزرگی را داد تا جنگجویان درون آن پنهان شوند. تروایی‌ها اسب را به عنوان پیشکشی به داخل شهر بردند و شب هنگام، جنگجویان یونانی از درون آن بیرون آمدند و شهر را تصرف کردند.

وقتی «شلیمان» به جای یک تروی، چندین تروی کشف کرد

گفتیم که «حصارلیک» در شمال‌غربی ترکیه، از دیرباز به عنوان محل احتمالی «تروی» افسانه‌ای شناخته می‌شد. باستان‌شناسان می‌گویند این محوطه نزدیک به چهار هزار سال، از حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد، مسکونی بوده است. اما جذاب‌ترین بخش ماجرا این است که در این تپه فقط یک شهر مدفون نیست و شهرهای متعددی روی ویرانه‌های یکدیگر ساخته شده‌اند. هر بار که شهری نابود می‌شد، شهری تازه بر بقایای آن شکل می‌گرفت.

«Gert Jan van Wijngaarden»، پژوهشگر دانشگاه آمستردام، در کتاب «تروی؛ شهر، هومر و ترکیه» می‌نویسد: «هیچ تروی واحدی وجود ندارد، دست‌کم ۱۰ تروی وجود دارد که در لایه‌هایی روی یکدیگر قرار گرفته‌اند.»

نخستین سکونتگاه، شهری کوچک با دیوارهایی از سنگ نتراشیده بود، اما پس از حدود ۲۵۵۰ پیش از میلاد، شهر توسعه پیدا کرد و به دیوارهایی از سنگ تراشیده و آجرهای خشتی مجهز شد.

کشف گنج

«شلیمان» در سال ۱۸۶۸ به ترکیه رسید و دو سال بعد، با وجود نداشتن مجوز از دولت عثمانی، حفاری را آغاز کرد. او در سال ۱۸۷۳، هنگام کاوش در لایه «تروی دوم»، به ساختمانی بزرگ و مجموعه‌ای از اشیای ارزشمند رسید که آن را کاخ و گنجینه «پریام» نامید.

«تروور برایس»، پژوهشگر دانشگاه کوئینزلند، درباره این کشف می‌نویسد: «ظاهرا مجموعه‌ای از اسلحه‌ها، طلا، نقره، ظروف مسی و برنزی، جواهرات طلا و هزاران حلقه طلا در نزدیکی دیوار شهر و ساختمانی که شلیمان آن را کاخ سلطنتی می‌دانست، کشف شد.»

«شلیمان» این مجموعه را «گنج پریام» نامید و بدون اجازه دولت عثمانی آن را از ترکیه خارج کرد. اما بعدها مشخص شد، بر اساس تاریخ‌گذاری‌های جدید، این اشیا حدود هزار سال قدیمی‌تر از دوران زندگی احتمالی «پریام» هستند. علاوه‌بر این، برخی پژوهشگران معتقدند این آثار نه در یک محل، بلکه طی چند هفته از نقاط مختلف محوطه جمع‌آوری شده بودند.

کدام لایه، تروی هومر است؟

امروزه بسیاری از باستان‌شناسان، به‌ویژه پس از حفاری‌های «ویلهلم دورپفلد» و «مانفرد کورفمان»، «تروی ششم» را نزدیک‌ترین نامزد برای شهر توصیف‌شده در آثار «هومر» می‌دانند، اما اجماع کاملی در این‌باره وجود ندارد و برخی پژوهشگران لایه‌های دیگری، از جمله «تروی هفتم» را نیز مطرح کرده‌اند. با این حال، چند مانع مهم باعث شده است شناسایی قطعی این شهر همچنان دشوار باشد.

نخست، تَرَک‌های موجود در دیوارها نشان می‌دهد که حدود سال ۱۳۰۰ پیش از میلاد، زمین‌لرزه‌ای شدید آسیب بزرگی به شهر وارد کرده است. افزون بر این، شواهد نشان می‌دهد شهر پس از این ویرانی، توسط همان ساکنان پیشین بازسازی شد، نه به دست مهاجمانی یونانی.

24

ویرانه‌های «تروی» ‌ در ترکیه

دوم، اگرچه شواهدی از حمله‌ای در حدود سال ۱۱۹۰ پیش از میلاد وجود دارد، اما در همان زمان تمدن میسنی نیز در حال فروپاشی بود. همچنین سفال‌ها و تبرهای کشف‌شده در «تروی» منشأ جنوب شرقی اروپا دارند، نه یونان. بنابراین هنوز مشخص نیست مهاجمان چه کسانی بوده‌اند.

سومین مسئله، اسناد امپراتوری «هیتی» است. بر اساس این اسناد، شهری که احتمالاً همان «تروی» است و با نام «ویلوسا» شناخته می‌شد، احتمالاً دولتی تابع امپراتوری هیتی بوده است. این موضوع با روایت «هومر» که «تروی» را پادشاهی مستقلی معرفی می‌کند، تفاوت دارد.

با این حال، همین اسناد از درگیری‌هایی میان هیتی‌ها و یونانیان بر سر «ویلوسا» می‌گویند که برخی پژوهشگران احتمال می‌دهند هسته تاریخی روایت جنگ «تروی» را شکل داده باشند.

شهری که بعد از افسانه هم زنده ماند

اما داستان «تروی» با پایان جنگ، چه واقعی و چه افسانه‌ای، تمام نمی‌شود. این شهر در حدود سال ۱۰۰۰ پیش از میلاد برای مدتی متروک شد، اما در قرن هشتم پیش از میلاد، تقریبا هم‌زمان با دورانی که «هومر» زندگی می‌کرد، دوباره رونق گرفت. یونانیان شهر بازسازی‌شده را «ایلیون» می‌نامیدند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند ساکنان جدید آن مهاجران یونانی بودند، هرچند برخی پژوهش‌های جدید روی سفالینه‌های این محوطه نشان می‌دهد دست‌کم بخشی از جمعیت را مردم بومی منطقه تشکیل می‌دادند.

تروی؛ شهری که پادشاهان به آن ادای احترام می‌کردند

ارتباط این شهر با روایت‌های «هومر» باعث شد «تروی» در جهان باستان جایگاهی فراتر از یک شهر معمولی پیدا کند. «خشایارشا»، شاه هخامنشی، هنگام حرکت به سوی یونان در حدود سال ۴۸۰ پیش از میلاد، در این محل توقف کرد و به آن ادای احترام کرد.

چند قرن بعد نیز «اسکندر مقدونی»، پس از پیروزی در نبرد «گرانیکوس» و در آغاز لشکرکشی به قلمرو هخامنشیان، به «تروی» رفت، برای معبد «آتنا» نذوراتی پیشکش کرد، آن را به مقام یک شهر ارتقا داد، از پرداخت خراج معاف کرد و وعده داد آن را به شهری بزرگ تبدیل کند.

تروی در دوران روم

اهمیت «تروی» در دوران روم حتی بیشتر شد. رومی‌ها باور داشتند «آئنیاس»، قهرمان تروایی، نیای دودمان بنیان‌گذاران رم، یعنی «رومولوس» و «رموس»، بوده است. همین باور، «تروی» را به مقصدی برای زائران و گردشگران جهان باستان تبدیل کرد تا جایی که وسعت شهر در آن دوران حتی از دوره‌ای که گفته می‌شود جنگ «تروی» در آن رخ داده بود نیز بیشتر شد.

با این حال، این رونق هم همیشگی نبود و شهر در قرون وسطی به‌تدریج اهمیت خود را از دست داد و تا قرن سیزدهم میلادی به سکونتگاهی کوچک کشاورزی تبدیل شد.

پرونده‌ای که هنوز بسته نشده است

جست‌وجو برای یافتن حقیقت «تروی» با پایان حفاری‌های «شلیمان» متوقف نشد. پس از او، باستان‌شناسانی مانند «ویلهلم دورپفلد»، «کارل بلیگن» و «مانفرد کورفمان» هر یک با بررسی لایه‌های مختلف این محوطه، فرضیه‌های تازه‌ای درباره شهر «هومر» مطرح کردند.

26

ویرانه‌های تروی در ترکیه

با پیشرفت روش‌های باستان‌شناسی و استفاده از شیوه‌هایی مانند تاریخ‌گذاری رادیوکربنی، پژوهشگران توانستند قدمت لایه‌های مختلف «تروی» را با دقت بیشتری مشخص کنند؛ پژوهش‌هایی که در نهایت نشان داد گنجینه‌ای که «شلیمان» به «پریام» نسبت داده بود، حدود هزار سال قدیمی‌تر از دوران زندگی احتمالی این پادشاه افسانه‌ای است.

پس تروی واقعی بود یا افسانه؟

امروز «تروی» که از سال ۱۹۹۸ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است، همچنان یکی از مهم‌ترین محوطه‌های باستان‌شناسی جهان به شمار می‌رود و کاوش‌ها در آن ادامه دارد.

پس از بیش از یک قرن و نیم حفاری و پژوهش، یک نکته تقریبا قطعی به نظر می‌رسد: «تروی» فقط زاده خیال شاعران یونان نبود. شهر باستانی «حصارلیک» واقعا وجود داشته، هزاران سال مسکونی بوده و لایه‌های متعدد آن هنوز در زیر خاک شمال‌غربی ترکیه باقی مانده‌اند. به همین دلیل، امروز کمتر باستان‌شناسی اصل وجود این شهر را زیر سؤال می‌برد.

اما سوال اصلی همچنان بی‌پاسخ باقی مانده است؛ آیا جنگی که «هومر» در «ایلیاد» روایت کرد، همان‌گونه که توصیف شده، واقعا رخ داده است؟

شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد این شهر در اواخر عصر برنز دست‌کم یک یا چند بار با ویرانی و درگیری روبه‌رو شده است. از سوی دیگر، اسناد هیتی نیز از سرزمینی به نام «ویلوسا» یاد می‌کنند که بسیاری از پژوهشگران آن را با «تروی» مرتبط می‌دانند. این داده‌ها نشان می‌دهد که این منطقه در آن دوران صحنه تنش‌های سیاسی و نظامی بوده است.

با این حال، هیچ‌یک از این شواهد ثابت نمی‌کند ارتشی یونانی شهر را فتح کرده یا جنگی ده‌ساله دقیقا مطابق روایت «هومر» رخ داده باشد. حتی درباره علت ویرانی لایه‌های اصلی شهر نیز اتفاق‌نظر وجود ندارد. برخی شواهد به زمین‌لرزه اشاره می‌کنند و برخی دیگر به حمله نظامی، اما هویت مهاجمان همچنان نامشخص است.

در مورد شخصیت‌های مشهور این روایت نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. تاکنون هیچ مدرک تاریخی مستقیمی که وجود افرادی مانند «آشیل»، «هلن»، «هکتور»، «پریام» یا «پاریس» را تأیید کند، به دست نیامده است. از نگاه بیشتر پژوهشگران، این شخصیت‌ها در قلمرو اسطوره و ادبیات قرار می‌گیرند، هرچند نمی‌توان احتمال الهام گرفتن برخی از آن‌ها از افراد واقعی را نیز به‌طور کامل رد کرد.

ماجرای اسب چوبی نیز در همین مرز میان تاریخ و اسطوره قرار می‌گیرد. قدیمی‌ترین روایت آن در «اودیسه» آمده و برخی پژوهشگران احتمال داده‌اند که این داستان شاید بازتابی نمادین از یک نیرنگ یا شیوه محاصره نظامی باشد، نه لزوما یک اسب چوبی غول‌پیکر واقعی.

شاید به همین دلیل است که امروز بسیاری از باستان‌شناسان و مورخان، «ایلیاد» را نه یک گزارش کاملا تاریخی می‌دانند و نه صرفا یک افسانه، بلکه روایتی که احتمالا بخشی از یک رخداد واقعی را در خود حفظ کرده و در طول چند قرن روایت شفاهی، با اسطوره، تخیل و ادبیات درآمیخته است. 

منبع: ایسنا

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید