نقد «اودیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان و بازی زندایا

نقد «اودیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان و بازی زندایا

کریستوفر نولان در «اودیسه» به جای بازسازی ساده یکی از مشهورترین افسانه‌های تاریخ، داستان بازگشت اودیسئوس را به روایتی درباره انسان، انتخاب، گناه و مواجهه با گذشته تبدیل کرده است.

کد خبر : ۳۱۰۰۷۶
بازدید : ۲

اخیرا اکران فیلم سینمایی «اودیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان در سینماهای جهان آغاز شده است. کارگردان  در «اودیسه» به سراغ یکی از قدیمی‌ترین روایت‌های تاریخ بشر رفته اما هدفش بازسازی صرف یک افسانه کلاسیک نیست.

به گزارش فرارو، او از سفر اودیسئوس، پادشاه ایتاکا، پس از پایان جنگ تروا استفاده می‌کند تا بار دیگر به دغدغه‌های همیشگی خود بازگردد: زمان، خاطره، گناه، انتخاب و بهای سنگینی که انسان برای تصمیم‌هایش می‌پردازد. نتیجه، فیلمی حماسی است که در ظاهر درباره خدایان، هیولاها و جنگجویان باستانی است، اما در لایه عمیق‌تر، داستان مردی است که باید پیش از بازگشت به خانه، با بخش‌های تاریک وجود خودش روبه‌رو شود.

نولان فیلم سینمایی  «اودیسه» را به یک فانتزی پرزرق‌وبرق تبدیل نمی‌کند. عناصر فراطبیعی داستان هومر در جهان او حضور دارند، اما بیشتر از آنکه ابزار نمایش باشند کارکردی مفهومی پیدا می‌کنند. خدایان و موجودات افسانه‌ای به نمادهایی از سرنوشت، وسوسه، انتخاب و پیامدهای رفتار انسان تبدیل می‌شوند. در نتیجه، بزرگ‌ترین نبرد اودیسئوس نه در برابر هیولاهای دریایی یا دشمنان ناشناخته، بلکه در برابر غرور، خاطرات جنگ و احساس گناه خودش شکل می‌گیرد.

بازی تاثیرگذار بازیگران

11«مت دیمون» در نقش اودیسئوس تصویری متفاوت از یک قهرمان اسطوره‌ای ارائه می‌دهد. او پادشاهی شکست‌ناپذیر و بی‌نقص نیست؛ بلکه انسانی است پر از تناقض. این مرد  هوش و شجاعتش او را به پیروزی رسانده اما همین ویژگی‌ها گاهی او را به سمت خودخواهی و غرور سوق داده‌اند. «دیمون» موفق می‌شود شخصیتی را خلق کند که هم قربانی شرایط است و هم مسئول بخشی از فاجعه‌هایی که پیرامونش رخ داده‌اند. تحول اصلی اودیسئوس در فیلم، عبور از یک جنگجوی مغرور به انسانی است که مجبور می‌شود معنای واقعی پیروزی و قهرمانی را دوباره تعریف کند.

یکی از شخصیت‌های مهم فیلم، آتنا با بازی «زندایا» است. او الهه خرد و جنگ است  که نقش راهنمای اودیسئوس را بر عهده دارد. نولان این شخصیت را صرفاً به یک عنصر اسطوره‌ای تزئینی تبدیل نمی‌کند. آتنا بیشتر شبیه تجسم خرد درونی قهرمان است. این نیرو او را وادار می‌کند تصمیم‌هایش را دوباره بررسی کند. زندایا نیز با فاصله گرفتن از انرژی پرتحرک نقش‌های قبلی خود، بازی‌ای آرام، سرد و کنترل‌شده ارائه می‌دهد.

او با تکیه بر نگاه و سکوت حضوری رازآلود ایجاد می‌کند. انگار آتنا همزمان به جهان انسان‌ها تعلق دارد و از آن فاصله گرفته است. هرچند محدود بودن زمان حضور این شخصیت اجازه نمی‌دهد تمام ظرفیت‌های آن به نمایش گذاشته شود، اما زندایا همان حضور کوتاه را به نقشی تاثیرگذار تبدیل می‌کند.

قهرمانی که با گذشته خود می‌جنگد

یکی از جسورانه‌ترین تصمیم‌های نولان این است که قهرمان خود را تقدیس نمی‌کند. «اودیسه» برخلاف بسیاری از آثار حماسی درباره مردی نیست که همیشه درست عمل می‌کند؛ بلکه درباره انسانی است که باید با نتایج تصمیم‌هایش زندگی کند. اودیسئوس درباره افتخار و اصول اخلاقی سخن می‌گوید اما بارها برای رسیدن به هدف همان اصول را زیر پا می‌گذارد. فیلم در نهایت او را نه یک اسطوره دست‌نیافتنی بلکه انسانی پیچیده معرفی می‌کند که میان وظیفه، جاه‌طلبی و احساسات شخصی گرفتار شده است.

نگاه نولان به جنگ نیز از همین زاویه شکل می‌گیرد. نبرد تروا در «اودیسه» تنها یک نمایش عظیم از قدرت نظامی و شکوه تاریخی نیست؛ بلکه روایتی درباره ویرانی و آسیب‌های روانی جنگ است. پیروزی یونانیان برخلاف روایت‌های سنتی پایان خوشی به همراه ندارد. قهرمانان جنگ نیز با زخم‌هایی باز به خانه بازمی‌گردند و پیروزی آن‌ها با بهایی سخت همراه است.

از نظر بصری فیلم یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌های کارنامه نولان به شمار می‌آید. فیلم‌برداری کامل با دوربین‌های نگاتیو آی‌مکس به جهان باستانی فیلم وزن و بافتی واقعی بخشیده است. نولان به جای ساختن یک دنیای کاملا دیجیتالی تلاش کرده تماشاگر احساس کند در میان کشتی‌ها میدان‌های نبرد و شهرهای باستانی حضور دارد. صحنه‌هایی مانند اسب تروا، نبردهای دریایی و مواجهه اودیسئوس با خطرات مسیر بازگشت بار دیگر نشان می‌دهند چرا سینمای نولان بیش از هر چیز برای پرده بزرگ ساخته شده است.

با این حال، جاه‌طلبی فیلم گاهی به نقطه ضعف آن تبدیل می‌شود. گستردگی روایت، تعداد زیاد شخصیت‌ها و تلاش برای وفاداری به لایه‌های مختلف داستان هومر باعث شده برخی خطوط داستانی فرصت کافی برای رشد پیدا نکنند. مهم‌ترین نمونه، داستان تلماخوس، پسر اودیسئوس، است که قرار است مسیر استقلال و یافتن هویت خود را طی کند. این خط داستانی در کنار سفر پدرش اهمیت زیادی دارد، اما فیلم همیشه نمی‌تواند میان این دو روایت تعادل مناسبی برقرار کند.

«اودیسه» بیش از آنکه درباره یک پادشاه افسانه‌ای باشد درباره انسان است. این انسان  میان افتخار و شکست، خاطره و فراموشی، سرنوشت و انتخاب گرفتار شده است. کارگران بار دیگر نشان می‌دهد که در پس داستان‌های عظیم، همیشه یک پرسش ساده وجود دارد: آیا انسان می‌تواند از گذشته خود عبور کند و دوباره خودش را بشناسد؟

این فیلم شاید بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین بازخوانی یک اسطوره باستانی باشد، اما ارزش اصلی آن نه در عظمت صحنه‌های نبرد، بلکه در نگاه انسانی آن به قهرمانی است. نولان اودیسئوس را از جایگاه یک افسانه پایین می‌آورد تا او را به چیزی نزدیک‌تر تبدیل کند. انسانی که شکست می‌خورد و بزرگ‌ترین سفرش، نه در میان دریاها، بلکه در درون خودش اتفاق می‌افتد.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید