انسان‌های «سگ‌سر» چه کسانی بودند؟

انسان‌های «سگ‌سر» چه کسانی بودند؟

از حدود قرن پنجم پیش از میلاد، نویسندگان یونان باستان از موجوداتی شگفت‌انگیز به نام «کینوسفال‌ها» یا «سگ‌سرها» یاد کرده‌اند؛ انسان‌هایی با بدن انسان و سر سگ که بعدها در منابع گوناگون، از متون قرون وسطایی اروپا گرفته تا گزارش‌های جهانگردان و حتی اسناد مربوط به قاره آمریکا، بارها ظاهر شدند.

کد خبر : ۳۱۰۳۴۲
بازدید : ۳۳

فرادید| تصویر این موجودات در فرهنگ‌های مختلف یکسان نبود. برخی آن‌ها را مردمانی وحشی می‌دانستند که با واق واق کردن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند، در حالی که برخی دیگر آن‌ها را جوامعی منظم با زندگی اجتماعی، تجارت و حتی ساختارهای سیاسی توصیف می‌کردند.

به گزارش فرادید؛ یونانیان باستان نخستین کسانی بودند که از کینوسفال‌ها نام بردند و مدعی شدند این موجودات در سرزمین‌های دوردست و ناشناخته زندگی می‌کنند و زبانشان چیزی جز واق واق کردن نیست. قرن‌ها بعد، جهانگردانی مانند مارکو پولو و ابن بطوطه نیز از مردمانی با سر یا چهره سگ‌مانند سخن گفتند؛ هرچند در روایت‌های آنان، این افراد در بیشتر جنبه‌های زندگی تفاوتی با انسان‌های عادی نداشتند.

3

نقاشی قرن پانزدهمی از انسان‌های سگ‌سر

داستان انسان‌های سگ‌سر حتی به قاره آمریکا نیز راه یافت. در اوایل قرن شانزدهم، هنگامی که هرنان کورتس در آمریکای مرکزی به کاوش و فتح سرزمین‌های آزتک مشغول بود، از او خواسته شد درباره شایعات مربوط به وجود انسان‌هایی با صورت سگ تحقیق کند.

امروزه علم وجود کینوسفال‌ها را افسانه‌ای بیش نمی‌داند، اما پژوهشگران هنوز به‌طور قطعی نمی‌دانند این روایت‌ها دقیقاً از چه چیزی سرچشمه گرفته‌اند. شاید نویسندگان باستانی جانورانی ناشناخته را با انسان اشتباه گرفته بودند، یا شاید «سگ‌سر» تنها استعاره‌ای برای توصیف مردمان بیگانه و ناشناخته بوده است.

در جهان یونان و روم باستان، سرزمین‌های ناشناخته بستر مناسبی برای شکل‌گیری روایت‌های شگفت‌انگیز به شمار می‌رفتند. بسیاری از مردم تنها با شنیدن روایت بازرگانان و جهانگردان، به وجود این موجودات باور پیدا می‌کردند. تنها اختلاف نظر بر سر محل زندگی آن‌ها بود؛ برخی هند را زادگاهشان می‌دانستند، برخی آفریقا یا آسیای مرکزی را، و عده‌ای نیز جزایر دورافتاده شرق را.

تقریباً همه روایت‌ها در یک نکته مشترک بودند: کینوسفال‌ها بدن انسان و سر سگ داشتند. آن‌ها دندان‌هایی تیز برای دریدن گوشت خام، بدنی پوشیده از موهای زبر و چهره‌ای شبیه سگ‌های شکاری، ماستیف، شغال یا حتی گرگ داشتند. گفته می‌شد با واق واق، زوزه یا غرش با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و با کمک بویایی قوی شکار خود را می‌یابند.

با این حال، این موجودات صرفاً حیواناتی وحشی نبودند. آن‌ها از ابزارهایی مانند تیر و کمان و نیزه استفاده می‌کردند، با همسایگان انسانی خود دادوستد داشتند و در جوامعی سازمان‌یافته زندگی می‌کردند.

2

نقاشی قرن چهاردهمی از مسیح در میان انسان‌های سگ‌سر

ریشه این افسانه به یونان باستان بازمی‌گردد. واژه «کینوسفال» از دو واژه یونانی kynos به معنای سگ و kephalos به معنای سر گرفته شده است.

یکی از نخستین نویسندگانی که از این موجودات یاد کرد، کتزیاس، پزشک یونانی سده پنجم پیش از میلاد، بود. او در کتاب «ایندیکا» که اکنون از میان رفته، از مردمانی در کوهستان‌های هند سخن گفته بود که سر سگ داشتند و پوست حیوانات وحشی می‌پوشیدند. به گفته او، آن‌ها زبان انسان‌ها را نمی‌توانستند صحبت کنند، اما زبان هندی را می‌فهمیدند و با واق واق یا اشاره پاسخ می‌دادند. همچنین شکارچیانی ماهر بودند، گوسفند پرورش می‌دادند، در غارها زندگی می‌کردند و جنگاورانی سرسخت به شمار می‌رفتند.

هرچند بسیاری از تاریخ‌پژوهان روایت‌های کتزیاس را چندان قابل اعتماد نمی‌دانند، نویسندگان معتبرتری نیز به کینوسفال‌ها اشاره کرده‌اند. پلینیِ بزرگ در کتاب تاریخ طبیعی از قبیله‌ای در اتیوپی سخن می‌گوید که با شیر «میمون‌های سگ‌سر» زندگی می‌کردند و هرودوت نیز از «انسان‌های سگ‌سر» در سرزمین‌های غرب لیبی یاد کرده است.

برخی پژوهشگران امروزی معتقدند این روایت‌ها احتمالاً از مشاهده نخستین بابون‌ها یا دیگر نخستی‌های بزرگ آفریقایی و آسیایی سرچشمه گرفته است؛ جانورانی که برای مسافران آن دوران کاملاً ناشناخته بودند.

افسانه کینوسفال‌ها در قرون وسطی نیز ادامه یافت. حدود سال ۱۰۰۰ میلادی، کتاب شگفتی‌های شرق که در مجموعه دست‌نوشته معروف «کدکس ناول» قرار دارد، از موجوداتی به نام «نیمه‌سگ‌ها» در نزدیکی دریای سرخ یاد می‌کند.

کمی بعد، مارکو پولو در سفرنامه مشهور خود نوشت که در جزایر آندامان مردمانی هستند که سر، دندان و چهره‌ای کاملاً شبیه سگ‌های ماستیف دارند. حدود نیم قرن بعد نیز ابن بطوطه در سفرنامه خود از مردمانی میان هند و سوماترا سخن گفت که بدنشان مانند انسان بود، اما دهانی شبیه سگ داشتند.

4

امروزه برخی پژوهشگران معتقدند ابن بطوطه احتمالاً مردم بومی جزایر منتاوای اندونزی را توصیف کرده است؛ قومی که سنت تیز کردن دندان‌ها را داشتند و شاید همین ویژگی باعث شکل‌گیری چنین برداشت‌هایی شده باشد.

افسانه انسان‌های سگ‌سر حتی تا قرن شانزدهم نیز زنده ماند. هنگامی که هرنان کورتس برای فتح مکزیک رهسپار قاره آمریکا شد، فرماندار کوبا از او خواست درباره شایعات مربوط به مردمانی با گوش‌های بزرگ و صورت سگ تحقیق کند. اما کورتس هرگز چنین موجوداتی نیافت.

با گسترش عصر اکتشافات، نقشه‌برداری از جهان و کاوش سرزمین‌های دوردست، هیچ مدرکی دال بر وجود انسان‌های سگ‌سر به دست نیامد و به تدریج روشن شد که این موجودات وجود خارجی نداشته‌اند.

امروزه بیشتر پژوهشگران معتقدند کینوسفال‌ها بازتاب نگاه مردمان باستان به سرزمین‌ها و اقوام ناشناخته بوده‌اند؛ شیوه‌ای برای تصویر کردن «دیگری» یا مردمانی که فرهنگ و ظاهرشان با جهان شناخته‌شده تفاوت داشت. با این حال، این افسانه چنان ماندگار شد که انسان‌های سگ‌سر هنوز هم در رمان‌ها، بازی‌های ویدئویی، کمیک‌ها و آثار فانتزی حضور پررنگی دارند.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید