مرد عنکبوتی بعد از نجات جهان چه چیزی برای از دست دادن دارد؟

مرد عنکبوتی بعد از نجات جهان چه چیزی برای از دست دادن دارد؟

تام هالند و زندایا در تازه‌ترین قسمت از سری «مرد عنکبوتی»، این‌بار به‌جای چندجهانی و انبوه شخصیت‌های آشنا، «پیتر پارکری» تنها و فراموش‌شده را به تصویر می‌کشند. این انتخاب هم فیلم را از سایه‌ی سنگین آثار قبلی دور می‌کند و هم آن را با ریسک‌های خودش روبه‌رو می‌سازد.

کد خبر : ۳۱۱۴۹۸
بازدید : ۳

اخیرا اکران فیلم سینمایی «مرد عنکبوتی: روزی کاملا جدید» (Spider-Man: Brand New Day) در سینماهای جهان آغازشده است.  با این حال کار ساده‌ای در پیش ندارد.  هر فیلمی ابرقهرمانی  که بعد از «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» وارد سینما شده با آن مقایسه می‌شود.

به گزارش فرارو، این فیلم در سال 2021 با گردهم‌آوردن سه نسل مرد عنکبوتی و رژه‌ای از شرورهای نوستالژیک، به فروش ۱.۹۲ میلیارد دلاری رسید و عملا استاندارد جدیدی برای پایان‌بندی حماسی گذاشت. هر فیلمی که بعد از آن می‌آمد، محکوم بود یا آن مقیاس را تکرار کند و در سایه‌اش محو شود، یا مسیر دیگری انتخاب کند.

کارگردان «مرد عنکبوتی: روزی کاملا جدید»  راه دوم را برگزیده و به‌جای شلوغی چندجهانی، دوربین را روی چهره‌ی خسته‌ی «پیتر پارکر» ثابت نگه داشته است. این تصمیم  هم شجاعانه است، هم پرخطر.

این کاراکتر این‌بار نه نوجوانی سرخوش که مردی منزوی است. کسی که زندگی‌اش را میان مبارزه با جرم و تعمیر تجهیزات تقسیم کرده. جنگ اصلی او دیگر با یک ابرشرور نیست، بلکه با خلایی است که خودش برای نجات جهان ایجاد کرده است.

قهرمانی که دیگر کسی او را نمی‌شناسد

101در پایان فیلم قبلی، دکتر استرنج خاطرات او را از ذهن نزدیکانش پاک کرد. حالا کسانی که دوستشان دارد، او را نمی‌شناسند. این انتخاب فیلم را به سمت شخصیتی انسانی‌تر و آسیب‌پذیرتر می‌برد. همان ویژگی که از ابتدا مرد عنکبوتی را از دیگر ابرقهرمانان متمایز می‌کرد.

رابطه‌اش با «ام‌جی» ستون احساسی این بازگشت است. ایده‌ی این‌که دو نفر با گذشته‌ای مشترک اما بدون خاطره‌ی مشترک روبه‌روی هم بایستند ظرفیت دراماتیک بالایی دارد. مشکل اما در اجراست. فیلم به‌جای آن‌که این موقعیت را به نقطه‌ی عزیمت تبدیل کند بیش از حد در آن مکث می‌کند. مخاطب منتظر شکل‌گیری دوباره‌ی این پیوند است نه تماشای تکرار مکرر یک فقدان.

همین وسواس برای عمق‌بخشی، بزرگ‌ترین ضعف فیلم را هم رقم می‌زند. کارگردان آشکارا می‌خواهد اثری بالغ‌تر از فرمول معمول این ژانر بسازد و در مقاطعی موفق هم می‌شود اما گاهی تلاش برای جدی‌بودن آن‌قدر ملموس می‌شود که به‌جای همراهی با احساس شخصیت‌ها مخاطب صرفا شاهد کوشش فیلم برای احساساتی‌بودن است. نتیجه، صحنه‌هایی است که باید تکان‌دهنده باشند اما به‌جای آن سرد از آب درمی‌آیند.

شخصیتی که می‌توانست شرورتر باشد

102شخصیت منفی فیلم یکی از تصمیمات عجیب فیلمنامه است. در معرفی اولیه، شروری اسرارآمیز و ترسناک با قدرت کنترل ذهن به تصویر کشیده می‌شود. این دشمن  نه از طریق زور بازو، بلکه با نفوذ در ذهن انسان‌ها تهدید می‌کند. این مقدمه، بستری برای یک تقابل روان‌شناختی جدی فراهم می‌کند. اما فیلم به‌سرعت از این مسیر فاصله می‌گیرد و انگیزه‌ای انسانی و قابل‌همدلی برایش تعریف می‌کند. این انتخاب  تنش اولیه را رقیق می‌کند حتی اگر از نظر شخصیت‌پردازی قابل دفاع باشد.

آنچه فیلم را جذاب‌تر می‌کند، همچنان ارتباط تام هالند و زندایاست. هالند این‌بار «پیتر پارکر» را نه با پرحرفی، که با سکوت و زبان بدن می‌سازد. این قهرمان به‌ظاهر به زندگی عادی بازگشته اما درونش هنوز با فقدان دست‌وپنجه نرم می‌کند.

زندایا هم فرصت متفاوتی پیدا کرده. «ام‌جی» این‌بار زنی است که با غریبه‌ای روبه‌رو شده، در حالی که تماشاگر تمام گذشته‌ی مشترکشان را به یاد دارد. این فاصله‌ی میان دانایی مخاطب و ندانستن شخصیت، بازی زندایا را از بزرگنمایی دور نگه می‌دارد و به آن دقت می‌بخشد. حیف که فیلمنامه، به‌اندازه‌ی این دو بازیگر، از ظرفیت رابطه‌شان بهره نمی‌برد.

بعید است «روزی کاملا جدید» بتواند در گیشه رد پای «راهی به خانه نیست» را دنبال کند، اما ظاهرا چنین قصدی هم ندارد. دستاورد اصلی‌اش جای دیگری است. بیرون کشیدن مرد عنکبوتی از هیاهوی چندجهانی و بازگرداندنش به هیبت مردی تنها، زخم‌خورده و درگیر با بحران هویت خودش همان چیزی که این شخصیت را از ابتدا قابل‌همذات‌پنداری کرده بود.

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید