تصاویر| ۲۰ فیلم خاصی که باید حتماً در تنهایی تماشا کنید؛ از Bad Lieutenant تا Newness
تماشای یک فیلم در تنهایی نوعی جادوی خاص دارد و میتواند تجربهای کاملاً درگیرکننده باشد. برای شروع، دیگر لازم نیست نگران باشید که کسی در لحظات آرام فیلم صحبت کند یا تلفنش زنگ بخورد. میتوانید کاملاً در دنیای فیلم فرو بروید و به جایی دیگر منتقل شوید. این موضوع بهویژه برای فیلمهایی که نیاز به تمرکز کامل دارند بیشتر صدق میکند.
فیلمها راهی عالی برای فرار از واقعیت هستند. آنها ما را به دنیاهای متفاوت میبرند و فرصتی میدهند تا برای مدتی از زندگی روزمره فاصله بگیریم. فرقی نمیکند به فیلمهای اکشن، کمدی، درام، عاشقانه یا ترسناک علاقه داشته باشید؛ برای هر سلیقهای چیزی در سینما وجود دارد. با اینکه تماشای فیلم معمولاً تجربهای اجتماعی است و اغلب با دوستان، خانواده یا شریک زندگی انجام میشود، اما گاهی بهتر است آنها را بهتنهایی تماشا کنید.

تماشای یک فیلم در تنهایی نوعی جادوی خاص دارد و میتواند تجربهای کاملاً درگیرکننده باشد. برای شروع، دیگر لازم نیست نگران باشید که کسی در لحظات آرام فیلم صحبت کند یا تلفنش زنگ بخورد. میتوانید کاملاً در دنیای فیلم فرو بروید و به جایی دیگر منتقل شوید. این موضوع بهویژه برای فیلمهایی که نیاز به تمرکز کامل دارند بیشتر صدق میکند. پس بدون مقدمه بیشتر، بیایید سراغ فهرستی از فیلمهایی برویم که بهتر است حتماً آنها را تنها تماشا کنید.
فیلمهایی که بهتر است به تنهایی نگاه کنید
20 – Bad Lieutenant (1992)
19 – Portrait of a Lady on Fire (2019)
18 – El Topo (1970)
17 – Her (2013)
16 – The House That Jack Built (2018)
15 – Sound of Metal (2019)
14 – Cha Cha Real Smooth (2022)
13 – Luz (2018)
12 – Lost in Translation (2003)
11 – Fifty Shades of Grey (2015)
10 – Titane (2021)
9 – Gummo (1997)
8 – Borat (2006)
7 – Newness (2017)
6 – The Girl With The Dragon Tattoo (2011)
5 – Entertainment (2015)
4 – The Fountain (2006)
3 – Pleasure (2021)
2 – Love (2015)
1 – Wheel of Fortune and Fantasy (2021)

۲۰- Bad Lieutenant (1992)
هاروی کایتل در این فیلم نقش یک افسر پلیس فاسد و معتاد به مواد مخدر در نیویورک را بازی میکند که در حال تحقیق درباره پرونده تعرض خشونتآمیز به یک راهبه است. اما فیلم بیشتر از آنکه درباره خود پرونده باشد، بر رفتارها و سقوط اخلاقی این پلیس تمرکز دارد. مضمونهای مذهبی در داستان، تراژدی سقوط تدریجی او را پررنگتر میکنند و تلاشهای بیثمرش برای یافتن رستگاری را به تصویر میکشند. داستان فیلم ستوان بد فقط به اعتیاد محدود نمیشود؛ این افسر به تهدیدی برای هر کسی تبدیل میشود که با او تعامل پیدا میکند.
Bad Lieutenant فیلمی خشن، تاریک و تا حدی آزاردهنده است و صحنههایی دارد که احتمالاً قبل از دیدن آنها ترجیح میدهید بدانید همراهانتان با چنین محتوایی راحت هستند یا نه. به همین دلیل شاید بهتر باشد این فیلم را بهتنهایی ببینید، زیرا توضیح دادن یا آماده کردن دیگران برای برخی صحنهها کار آسانی نیست. با این حال فیلم ارزش دیدن دارد؛ هم به خاطر بازی قدرتمند کایتل و هم به دلیل مطالعه شخصیتی عمیقی که بدون ترس، فساد و تباهی شخصیت اصلی را نشان میدهد.

۱۹- Portrait of a Lady on Fire (2019)
اگر به دنبال یک داستان عاشقانه متفاوت هستید، پرتره بانویی در آتش انتخاب بسیار خوبی است. این فیلم از نظر بصری خیرهکننده بوده، در اواخر قرن هجدهم میگذرد و داستان نقاشی را روایت میکند که مأمور میشود پرتره دختری ثروتمند را بکشد؛ دختری که قرار است بهزودی ازدواج کند. نومی مرلان و ادل انل نقش شخصیتهای اصلی فیلم را بازی میکنند.
این فیلم از نظر تصویری و احساسی بسیار چشمگیر است و فیلمبرداری فوقالعاده، موسیقی تأثیرگذار و بازیهای احساسی از ویژگیهای آن به شمار میروند. با این حال، بهتر است این فیلم را بهتنهایی ببینید، زیرا تماشای برخی از صحنههای فیلم ممکن است برای برخی خوشایند نباشد. در تنهایی، داستان گسترده و عمیق فیلم تأثیر بیشتری میگذارد و کارگردانی سلین سیاما، آن را به اثری کاملاً جذبکننده تبدیل کرده است.

۱۸- El Topo (1970)
برای علاقهمندان سینما، ال توپو یکی از آن فیلمهایی است که حداقل یکبار باید دیده شود. این فیلم نهتنها به شکلگیری پدیده «فیلم نیمهشب» (Midnight Movie جریانی که بعدها کارگردانانی مانند دیوید لینچ و جان واترز را مشهور کرد) کمک کرد، بلکه به یکی از نمونههای شاخص سبک وسترن اسیدی تبدیل شد.
داستان فیلم نسبت به تجربهای که ارائه میدهد اهمیت کمتری دارد. روایت درباره یک هفتتیرکش است که پسرش را ترک کرده، وارد سفری معنوی شده و در مسیر خود با دشمنان مختلفی روبهرو میشود. این جستوجوی معنوی در نهایت به نوعی تولد دوباره برای او منجر میشود، زمانی که به عنوان هنرمندی در میان جامعهای از طردشدگان زندگی میکند.
El Topo فیلمی بسیار عجیب و نمادین است و از آثاری مانند Thus Spoke Zarathustra و Zen Flesh, Zen Bones و همچنین دیدگاههای معنوی خود کارگردان، الخاندرو خودوروفسکی، الهام گرفته است. این فیلم از آن دسته آثاری است که باید از ابتدا تا انتها با تمرکز کامل دیده شود تا بتوان آن را درک و هضم کرد. سکوت هنگام تماشا اهمیت زیادی دارد، زیرا فیلم تصاویر و مفاهیم بحثبرانگیزی دارد که ممکن است برای بسیاری از مخاطبان ناراحتکننده باشد؛ بهویژه برای کسانی که نتوانند آن را در چارچوب زمان و فضای تاریخیاش درک کنند. با وجود اهمیت سینمایی ال توپو، این فیلم برای همه مناسب نیست و شاید تماشای آن در جمع تجربهای راحت نباشد.

۱۷- Her (2013)
فیلم او داستان تئودور توامبلی را روایت میکند؛ نویسندهای تنها که در میانه یک طلاق احساسی قرار دارد. او برای تسهیل کارهای روزمرهاش یک دستیار مجازی میخرد، اما بهتدریج عاشق سیستمعامل هوش مصنوعی آن میشود؛ سیستمی که خودش را «سامانتا» مینامد. واکین فینیکس و اسکارلت جوهانسون به ترتیب نقش تئودور و سامانتا را بازی میکنند و ایمی آدامز، رونی مارا و اولیویا وایلد نیز از دیگر بازیگران اصلی فیلم هستند.
با گسترش هوش مصنوعیهای همراه و افزایش احساس تنهایی در جوامع مدرن، Her هر روز بیشتر از قبل به فیلمی مرتبط با واقعیت امروز تبدیل میشود. این فیلم نگاهی متفاوت و تأملبرانگیز به مفهوم عشق و دوست داشته شدن دارد و مرز میان واقعیت و فناوری را به چالش میکشد. صحنههای میان تئودور و سامانتا اغلب عاطفی، عمیق و گاهی بسیار صمیمی هستند؛ لحظاتی که بهتر است در تنهایی تجربه شوند تا حس انزوایی که فیلم القا میکند کاملاً درک شود.

۱۶- The House That Jack Built (2018)
اینکه لارس فون تریر کارگردان فیلم خانهای که جک ساخت است، بهخوبی نشان میدهد که تماشای آن بیشتر مناسب یک تجربه فردی خواهد بود؛ یا دستکم در کنار کسی که با آثار بحثبرانگیز او آشنایی دارد. فیلم به درون ذهن تاریک یک قاتل زنجیرهای وارد میشود؛ جایی که جک با بازی مت دیلون درباره سالها قتلهای حسابشده و همراه با خونسردی کامل خود تأمل میکند. مجموعهای از جنایتهای او در نهایت به آشکار شدن پروژهای هولناک و دیرینه ختم میشود.
The House That Jack Built فیلمی خشن، دردناک، تأملبرانگیز و بسیار جنجالی است و حقیقتاً از آن دسته فیلمهایی نیست که بهسادگی بخواهید در جمع دوستان یا با شریک زندگیتان تماشا کنید. روایت جنایتهای جک با واقعگرایی تکاندهندهای ارائه میشود که بهراحتی از ذهن پاک نمیشود. برخی صحنهها، مانند قتل یک مادر و دو فرزندش، حتی برای مخاطبان حرفهای سینما نیز شوکهکننده است، چه برسد به کسانی که معمولاً سراغ آثار چالشبرانگیز نمیروند.

۱۵- Sound of Metal (2019)
آوای متال فیلمی است که شما را در سفری احساسی، از طریق حواس مختلف همراهی میکند. داستان درباره درامر یک گروه متال است که ناگهان شنوایی خود را از دست میدهد. با وجود درخواست اطرافیان برای انجام آزمایشهای بیشتر، او همچنان به اجرا ادامه میدهد و نمیداند چگونه باید با این تغییر بزرگ در زندگیاش کنار بیاید. آیا مجبور خواهد شد موسیقی را کنار بگذارد یا راهی برای سازگار شدن با ناشنوایی پیدا میکند؟
ریز احمد در نقش روبن استون، درامر گروه، ایفای نقش میکند و اولیویا کوک، پل راسی، لورن ریدلوف و متیو آمالریک نیز در فیلم او حضور دارند. این فیلم داستانی قدرتمند و تأثیرگذار درباره پذیرش واقعیت و تلاش برای پیدا کردن جایگاه خود در جهان است. Sound of Metal نامزد جوایز اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اورجینال شد و در نهایت اسکار بهترین صدا و بهترین تدوین را به دست آورد. طراحی صدای فیلم به شکلی ساخته شده که مخاطب دقیقاً همان چیزی را تجربه کند که شخصیت اصلی احساس میکند؛ لحظاتی که نیاز به تمرکز کامل دارند و با صحبت کردن یا حواسپرتی در جمع ممکن است از دست بروند.

۱۴- Cha Cha Real Smooth (2022)
فیلم رقص چا چا به نرمی (چاچا ریل اسموت) داستان جوانی بیستوچند ساله به نام اندرو را دنبال میکند که نقش او را کوپر رایف بر عهده دارد. او طی مجموعهای از اتفاقات بامزه و جذاب به شغلی عجیب میرسد: برگزارکننده مراسم میتزوا در یک کافه که یکی از اصول دین یهودیت بوده و به مهربانی بیانتظار نسبت به دیگران اشاره دارد. در این مسیر، او با زنی به نام دومینو با بازی داکوتا جانسون و دخترش آشنا میشود و رابطهای صمیمی با آنها شکل میدهد. کوپر رایف علاوه بر بازیگری، کارگردانی و نویسندگی فیلم را نیز بر عهده داشته و بازیگرانی مانند اودیا راش، رائول کاستیو، برد گرت و لزلی من نیز در فیلم حضور دارند.
این فیلم یک داستان بلوغ معمولی نیست که شخصیت اصلی در آن آنقدر درگیر کشف خودش باشد که دیگران را نادیده بگیرد. شخصیت اندرو فردی است که به برادر کوچکترش توجه میکند، تلاش دارد دختر دومینو احساس راحتی کند و رابطهای نزدیک با مادرش دارد. Cha Cha Real Smooth بدون از دست دادن صمیمیت و صداقت سادهاش، همزمان طنزآمیز و تأملبرانگیز باقی میماند و تجربهای آرام و دلنشین برای تماشاگر فراهم میکند.

۱۳- Luz (2018)
فیلم نور داستانی است که در چند بخش روایت میشود. در یکی از بخشها، یک راننده تاکسی زخمی برای مصاحبه نزد یک روانشناس پلیس میآید. در بخش دیگر، همان روانشناس پیش از آن ملاقات در یک کافه با زنی گفتوگو میکند. از خلال گفتوگوهای آرام و فلشبکها بهتدریج مشخص میشود که تصادف مرگباری که راننده تاکسی در آن دخیل بوده ممکن است به چیزی بسیار تاریکتر مرتبط باشد؛ چیزی که او سالها با خود حمل کرده است.
فیلم Luz ساخته تیلمن زینگر اثری است که نهتنها شاید بهتر باشد آن را بهتنهایی ببینید، بلکه حتی توصیه میشود با هدفون تماشا شود. روایت فیلم انتزاعی است و برای درک آن نیاز به تمرکز کامل وجود دارد. طراحی صدای فیلم بسیار دقیق است و موسیقی الکترونیکی آن از فضایی اتمسفریک تا ریتمهایی شبیه موسیقی رقص تغییر میکند. با وجود ریتم نسبتاً آهسته، فیلم بهتدریج به پایانی کابوسوار میرسد و تصاویر آن نیازمند توجه کامل تماشاگر هستند.

۱۲- Lost in Translation (2003)
آیا آخرین باری را که در کشوری یا شهری غریبه احساس گمگشتگی کردید به یاد دارید؟ گمشده در ترجمه دقیقاً همین حس را بررسی میکند؛ حس تنهایی در جایی که به آن تعلق ندارید، گویی در میانه یک بحران وجودی قرار گرفتهاید. داستان این فیلم درباره باب هریس، بازیگر مشهور آمریکایی است که برای ضبط یک تبلیغ نوشیدنی به ژاپن سفر میکند. او در آنجا با شارلوت، فارغالتحصیل جوانی که او هم در زندگی احساس سردرگمی میکند، آشنا میشود. آنها در کنار هم شهر شلوغ توکیو را میگردند و با تفاوتهای فرهنگی و احساس بیگانگی روبهرو میشوند. بیل ماری و اسکارلت جوهانسون نقش باب و شارلوت را بازی میکنند.
فیلم تصویری زیبا از دوستی غیرمنتظره میان دو انسان تنها ارائه میدهد که در حضور یکدیگر آرامش پیدا میکنند. شخصیتها بهخوبی پرداخت شدهاند و روایت فیلم نیازمند توجه کامل مخاطب است. لحظات آرام و صمیمی میان باب و شارلوت وجود دارد که فیلم را به اثری خاص تبدیل میکند. فیلمنامه درخشان سوفیا کوپولا نیز برای او جایزه اسکار به همراه داشت. برای درک کامل ظرافت و زیبایی این فیلم، بهتر است آن را بهتنهایی تماشا کنید.

۱۱- Fifty Shades of Grey (2015)
فیلم پنجاه طیف خاکستری به دنیای روابط مبتنی بر سلطه و پویایی قدرت میان دو نفر میپردازد. داستان درباره آناستازیا استیل، فارغالتحصیل خجالتی و بیتجربه دانشگاه است که با کریستین گری، مدیر موفق و جذابی که رازی تاریک دارد، آشنا میشود. با پیشرفت رابطه قراردادی میان آنها، هر دو به کشف خواستهها و محدودیتهای خود میپردازند. داکوتا جانسون و جیمی دورنان نقش آناستازیا و کریستین را بازی میکنند و جنیفر ایله و مارسیا گای هاردن نیز در فیلم حضور دارند.
این فیلم سفری احساسی و بسیار صمیمی است که توجه کامل مخاطب را میطلبد. صحنههای میان آناستازیا و کریستین نهتنها صمیمی بلکه گاه بسیار صریح هستند و همین موضوع هنگام اکران در سال ۲۰۱۵ بحثهای زیادی ایجاد کرد. اگر به دنبال فیلمی تحریککننده و متفاوت هستید، این اثر میتواند انتخاب جالبی باشد. با این حال بهتر است آن را بهتنهایی تماشا کنید تا بتوانید کاملاً در فضای رابطه میان این دو شخصیت غرق شوید.

10- Titane (2021)
تیتان فیلمی است که از ابتدا تا پایان مخاطب را درگیر میکند. داستان درباره زنی جوان به نام الکسیا است که پس از یک تصادف شدید در کودکی، صفحهای تیتانیومی در جمجمهاش قرار داده میشود. سالها بعد، پس از اینکه کار مدلینگ او به شکلی فاجعهبار به پایان میرسد، او فرار کرده و وارد مجموعهای از اتفاقات عجیب و تکاندهنده میشود. در این مسیر با مردی روبهرو میشود که بیش از ده سال است در جستوجوی پسر گمشده خود به سر میبرد. آگات روسل در کنار ونسان لیندون، گارنس ماریلیه و لایس سلامه در این فیلم بازی میکنند.
از دگرگونی غیرمنتظره الکسیا تا رفتارهای خشونتآمیز و مرموز او، Titane یک تجربه بصری قدرتمند با فیلمبرداری چشمگیر و داستانی متفاوت ارائه میدهد. برای کسانی که به ظرافت لحظات آرام در سینما علاقه دارند، فیلم دیالوگهای کمی داشته و به تمرکز کامل نیاز دارد. در عین حال، عناصر وحشت بدنی در فیلم آنقدر شدید و آزاردهنده هستند که احتمالاً بسیاری از مخاطبان حاضر در جمع را از ادامه تماشا منصرف میکنند. تمرکز فیلم بر روابط پیچیده و تحول شخصیتها باعث شده این اثر متفاوت انتخابی مناسب برای تماشای انفرادی باشد.

۹- Gummo (1997)
فیلم گومو تصویری خاص و خیرهکننده از بخشی از زندگی در آمریکا ارائه میدهد و از علاقه هارمونی کورین به شخصیتهای عجیب و لایههای پنهان جامعه آمریکایی الهام گرفته است. داستان درباره دو نوجوان به نامهای سولومون و تاملر است که در شهر زینیا در ایالت اوهایو، شهری که پس از یک گردباد ویران شده، پرسه میزنند و با ساکنان عجیب و متفاوت آن روبهرو میشوند.
Gummo فیلمی است که از مخاطب میخواهد در تمام لحظات آن غرق شود. روایت آن ساختاری آزاد و انتزاعی دارد و گاهی بهطور ناگهانی روی شخصیتهای عجیب و رفتارهای غیرمعمول تمرکز میکند. همین ساختار غیرمتعارف باعث میشود فیلم به توجه کامل مخاطب نیاز داشته باشد. علاوه بر این، برخی صحنهها و گفتوگوهای آن ممکن است برای بسیاری از تماشاگران ناراحتکننده یا آزاردهنده باشد. گومو تجربهای بسیار متفاوت در سینماست و بهتر است ابتدا بهتنهایی دیده شود.

۸- Borat (2006)
بورات فیلمی است که از ابتدا تا پایان شما را به خنده میاندازد. این اثر یک طنز فرهنگی است که به سبک زندگی و جامعه آمریکا طعنه میزند. داستان درباره خبرنگاری اهل قزاقستان است که برای ساخت مستندی درباره فرهنگ و سیاست آمریکا به این کشور سفر میکند. در طول سفر، او با افراد مختلفی روبهرو میشود و در موقعیتهای عجیب و بسیار خندهداری قرار میگیرد. ساشا بارون کوهن علاوه بر نوشتن فیلمنامه، نقش اصلی را نیز بازی کرده و پیشتر این شخصیت را در برنامه Da Ali G Show معرفی کرده بود.
Borat فیلمی است که بهتر است بهتنهایی تماشا شود. شوخیهای بسیار صریح و موقعیتهای اغراقآمیز آن ممکن است برای برخی مخاطبان نامناسب یا حتی خجالتآور باشد، بهویژه اگر در جمعی با سلیقههای متفاوت دیده شود. با این حال، برای کسانی که به طنز جسورانه علاقه دارند، بورات تجربهای بسیار سرگرمکننده است. طنز تند و انتقاد اجتماعی آن درباره فرهنگ آمریکا در حوالی سال ۲۰۰۶ هنوز هم تأثیرگذار و خندهدار به نظر میرسد.

۷- Newness (2017)
فیلم تازه بودن به پیچیدگیهای عشق و روابط انسانی میپردازد و اثری درگیرکننده و تأملبرانگیز است. داستان درباره مارتین و گابی است که در دنیای مدرن و عصر اپلیکیشنهای دوستیابی با یکدیگر آشنا میشوند. آنها در حالی که به دنبال رابطهای واقعی و معنادار هستند، با فراز و نشیبهای عاطفی، مسئله تعهد و تأثیر فناوری بر روابط انسانی روبهرو میشوند. نیکلاس هولت و لایا کوستا نقش مارتین و گابی را بازی میکنند و بازیگرانی مانند کورتنی ایتون، دنی هیوستون، جسیکا هنویک و استر پرل نیز در فیلم حضور دارند.
تمرکز فیلم بر تحول شخصیتها و پویایی احساسی میان آنها، باعث میشود Newness تجربهای صمیمی و شخصی باشد که بهتر است بهتنهایی تماشا شود. این فیلم کاوشی عاطفی درباره عشق و دشواری یافتن رابطهای واقعی در جهانی پر از انتخابهای بیپایان است. تازه بودن تماشاگر را با احساساتی مانند امید، دلشکستگی و تردید درگیر میکند.

۶- The Girl With The Dragon Tattoo (2011)
دختری با تتوی اژدها فیلمی هیجانانگیز و پرتعلیق است که از ابتدا تا پایان مخاطب را درگیر نگه میدارد. داستان درباره میکائیل بلومکویست، روزنامهنگاری است که برای تحقیق درباره ناپدید شدن یکی از اعضای خانوادهای ثروتمند استخدام میشود. در جریان تحقیقات، او با لیسبت سالاندر، هکری باهوش و مرموز، آشنا میشود که در کشف راز این پرونده به او کمک میکند. دنیل کریگ و رونی مارا نقش میکائیل و لیسبت را بازی میکنند و کریستوفر پلامر، استیون برکوف، رابین رایت و استلان اسکارشگورد نیز در فیلم حضور دارند.
شخصیتهای فیلم بسیار دقیق نوشته شدهاند و بازی بازیگران باعث میشود واقعی و باورپذیر به نظر برسند. داستان پر از پیچشهای غیرمنتظره بوده و تا پایان مخاطب را در حالت تعلیق نگه میدارد. در عین حال، فیلم شامل صحنههای بسیار شدید و گاهی آزاردهنده است که نیاز به تمرکز کامل دارند. برخی صحنههای خشن و صریح فیلم ممکن است در جمع ناراحتکننده باشند و به همین دلیل تأثیر آنها در تماشای انفرادی بیشتر احساس میشود.

۵- Entertainment (2015)
تصور کنید چند دوست را برای یک شب فیلم دعوت کردهاید، به آنها میگویید میخواهید یک کمدی به نام سرگرمی ببینید، اما در واقع فیلمی با روایت آرام، تلخ و بسیار متفاوت پخش میکنید که در دسته نادر «ضدکمدی» قرار میگیرد. احتمالاً هیچکس از این انتخاب خوشحال نخواهد شد. داستان این فیلم درباره گرگ تورکینگتون است که نسخهای خیالی از خودش را بازی میکند؛ یک استندآپ کمدین که در سفرهایش در سراسر کشور با اجراهای ناموفق روبهرو میشود، تلاش میکند دوباره با خانوادهاش ارتباط برقرار کند و در عین حال با خلأ و پوچی زندگیاش دستوپنجه نرم میکند.
ضدکمدی سلیقهای خاص میطلبد. در این سبک، شکست و نبودن یک شوخی واضح بخشی از جذابیت اثر است و همین موضوع باعث میشود برای تماشای جمعی چندان مناسب نباشد. با این حال، فیلم حالتی عجیب و جذبکننده دارد و اگر با این نوع طنز مشکلی نداشته باشید، لحظات طنزآمیز آن را خواهید دید. بهتر است این فیلم را بهتنهایی ببینید تا بتوانید در فضای عجیب و غریب و ناراحتکننده شخصیت اصلی کاملاً غرق شوید.

۴- The Fountain (2006)
چشمه فیلمی زیبا و تأملبرانگیز است که به مفهوم عشق، زندگی و جاودانگی میپردازد. داستان سفر مردی را در سه دوره زمانی مختلف دنبال میکند؛ سفری که همگی با جستوجوی «چشمه جوانی» به هم مرتبط هستند. هیو جکمن در این فیلم سه شخصیت متفاوت را در زمانهای مختلف بازی میکند و ریچل وایس و الن برستین نیز در کنار او حضور دارند. کارگردانی و نویسندگی این اثر بر عهده دارن آرونوفسکی بوده است. با اینکه فیلم در زمان اکران در گیشه موفق نبود، بعدها طرفداران زیادی پیدا کرد و به اثری کالت تبدیل شد.
فیلم از نظر بصری بسیار چشمگیر است و موسیقی آن فضایی عمیق و تأثیرگذار ایجاد میکند که حتی پس از پایان فیلم نیز در ذهن باقی میماند. شخصیتها پیچیده و چندلایه هستند و داستان پر از لحظاتی است که مخاطب را به فکر فرو میبرد. به همین دلیل بهتر است The Fountain را بهتنهایی تماشا کنید تا بتوانید کاملاً بر مضامین فلسفی و احساسی آن تمرکز کنید.

۳- Pleasure (2021)
لذت فیلمی جسورانه و احساسی است که به پیچیدگیهای هوس، جاهطلبی و بدن انسان میپردازد. داستان درباره دختری جوان به نام بلا چری است که تصمیم میگیرد به یکی از بزرگترین ستارههای صنعت فیلمهای بزرگسال تبدیل شود. سوفیا کاپل در نخستین تجربه بازیگری خود نقش اصلی را بازی میکند و در کنار او بازیگرانی مانند رویکا آن ریوستل و تعدادی از چهرههای واقعی صنعت سرگرمی بزرگسال حضور دارند.
فیلم با فیلمبرداری چشمگیر و رویکردی صادقانه، به اختلاف قدرت در این صنعت و دنیایی میپردازد که همزمان جذاب و ناخوشایند است. شخصیتها چندلایه هستند و فیلم با نگاهی صریح و صادقانه به خواستهها و ترسهای آنها میپردازد. صحنههای خاص و فیزیکی فیلم نیازمند توجه کامل مخاطب هستند و همین موضوع باعث میشود تماشای آن در تنهایی تجربه مناسبتری باشد.
۲- Love (2015)
عشق فیلمی است که به شکلی صادقانه و گاه دردناک به روابط عاطفی میپردازد. این اثر به کارگردانی گاسپار نوئه ساخته شده؛ فیلمسازی فرانسوی که آثارش اغلب واکنشهای متفاوتی برمیانگیزند. داستان درباره دانشجویی آمریکایی است که در پاریس زندگی میکند و وارد رابطهای عاطفی و عجیب میشود. با ورود فردی سوم به این رابطه، شرایط پیچیدهتر نیز خواهد شد. کارل گلوسمن، آئومی مویوک و کلارا کریستین بازیگران اصلی این فیلم هستند.
فیلم مخاطب را در سفری احساسی در میان پیچیدگیهای یک رابطه قرار میدهد. شخصیتها واقعی و آسیبپذیر هستند و مشکلات آنها حس همدلی و اندوه ایجاد میکند. فیلم از نظر بصری بسیار زیبا ساخته شده و صحنههایی دارد که نیازمند توجه کامل مخاطب هستند. لحظات صمیمی و عاطفی فیلم نیز زمانی تأثیرگذارتر خواهند بود که در فضایی شخصی و بدون حضور دیگران تماشا شوند.

۱- Wheel of Fortune and Fantasy (2021)
فیلم چرخ بخت و فانتزی ساخته ریووسوکه هاماگوچی نمونهای از توانایی او در تبدیل سادهترین داستانها به تجربهای عمیق و درگیرکننده است. این فیلم روایتی شاعرانه و ظریف از زندگی سه زن را دنبال میکند و گذشته، انتخابها و مسیرهای غیرمنتظره زندگی آنها را به تصویر میکشد. بازیگرانی مانند کوتونه فوروکاوا، آیومو ناکاجیما، هیونری، کیوهیکو شیبوکاوا و شوما کای در این سه داستان نقشآفرینی میکنند.
فیلم از موقعیتهایی به ظاهر معمولی مانند یک مثلث عشقی آغاز میشود و به روایتهایی احساسی و گاه اغواگرانه از زبان شخصیتها میرسد. Wheel of Fortune and Fantasy با ظرافت خاصی احساسات مختلفی را در مخاطب برمیانگیزد و با لحظاتی شاعرانه و تأثیرگذار به دل تماشاگر نفوذ میکند. همانند دیگر آثار هاماگوچی، در این فیلم نیز نوعی عنصر پیشبینیناپذیر وجود دارد؛ جزئیات و طنزهای ظریفی که در زندگی روزمره ممکن است از چشم ما پنهان بمانند. شخصیتها تصویرهایی پیچیده از تردیدها و ابهامهای وجودی هستند و مضامین فیلم جذابیتی عمیق دارند. به همین دلیل تماشای آن در تنهایی تجربهای شخصیتر و غوطهورکنندهتر خواهد بود.
منبع: روزیاتو