8 شاهکار «سهگانه» در تاریخ سینما
در این فهرست به سراغ سهگانههایی رفتهایم که هر سه قسمت آنها از نظر کیفیت، انسجام و ارزش سینمایی در سطح بسیار بالایی قرار دارند.
فرادید| ساختن یک فیلم بزرگ کار دشواری است، اما ساختن سه فیلم بزرگ پشت سر هم چیزی شبیه یک معجزه سینمایی است. بسیاری از سهگانههای مشهور در فیلم سوم افت میکنند یا با دنبالهای ضعیف، خاطره دو قسمت اول را تحتتأثیر قرار میدهند. برای مثال، سهگانه «مرد عنکبوتی» ساخته سم ریمی پس از دو فیلم موفق، با قسمت سوم به مجموعهای شلوغ از شخصیتها و داستانهای فرعی تبدیل شد. سهگانه «پدرخوانده» هم از نظر بعضی از منتقدان سرنوشتی مشابه داشت.
به گزارش فرادید؛ اما بعضی فیلمسازان موفق شدهاند این طلسم را بشکنند. فهرست پیش رو سراغ سهگانههایی میرود که واقعاً با سه فیلم درجهیک به پایان رسیدهاند و هر سه قسمت آنها از نظر کیفیت، انسجام و ارزش سینمایی در سطح بالایی قرار دارند. در این انتخاب، سهگانههایی که بعدها دنبالههای جدید، قسمت چهارم یا اسپینآفهای متعدد پیدا کردهاند کنار گذاشته شدهاند تا فقط مجموعههایی باقی بمانند که میتوان آنها را یک سهگانه کامل و مستقل دانست.
۱. سهگانه کورنِتو
سه فیلم، یک بستنی و کلی آشوب بریتانیایی

سهگانه «کورنِتو» ساخته ادگار رایت شاید عجیبترین نمونه استفاده از واژه سهگانه باشد. «شان مردگان»، «هات فاز» و «پایان دنیا» داستان مشترکی ندارند و حتی در یک ژانر واحد هم قرار نمیگیرند. بااینحال، هر سه فیلم بهواسطه شوخطبعی مشترک، حضور سایمون پگ و نیک فراست و البته بستنیهای کورنِتو به یکدیگر پیوند خوردهاند.
«شان مردگان» کمدی زامبی را به شکل تازهای بازتعریف کرد، «هات فاز» یک روستای آرام انگلیسی را به زمین بازی فیلمهای اکشن تبدیل کرد و «پایان دنیا» بحران میانسالی را با داستانی علمیتخیلی و آخرالزمانی درهم آمیخت. نقطه قوت اصلی این سه فیلم فقط شوخیهایشان نیست؛ رایت در هر قاب جزئیات فراوانی پنهان کرده است. تدوین او ریتمی شبیه فیلمهای اکشن دارد و تقریباً هر برش و حرکت دوربین معنای خاصی پیدا میکند. در کنار آن، هماهنگی پگ و فراست باعث شده این سه فیلم با وجود تفاوت داستانی، هویت مشترکی پیدا کنند.
۲. بازگشت به آینده
سفر در زمان به بهترین شکل ممکن

سهگانه «بازگشت به آینده» با فیلم اول به اوج رسید، اما دو دنباله نیز توانستند هویت مستقل خود را حفظ کنند. رابرت زمکیس و باب گیل بهجای تکرار ساده فرمول قسمت اول، شخصیتهای اصلی را در موقعیتهای تازه قرار دادند و هر بار ایدهای متفاوت درباره سفر در زمان مطرح کردند.
قسمت دوم عجیبترین و جاهطلبانهترین فیلم این مجموعه است و مارتی را میان نسخههای مختلف یک خط زمانی جابهجا میکند؛ حتی اتفاقات فیلم اول را به بخشی از داستان جدید تبدیل میکند. قسمت سوم نیز مسیر متفاوتی در پیش میگیرد و با انتقال داستان به فضای وسترن، به شخصیت داک براون عمق احساسی بیشتری میدهد. اگرچه دو دنباله به اندازه فیلم نخست بینقص نیستند، همچنان سرشار از ایدههای خلاقانه، شوخیهای جذاب و طراحی بصری چشمگیرند و مهمتر از همه، میدانند چرا فیلم اول تا این اندازه موفق بود.
۳. سهگانه دلار
اوج وسترن اسپاگتی

سهگانه «دلار» سرجیو لئونه با «به خاطر یک مشت دلار»، «به خاطر چند دلار بیشتر» و «خوب، بد، زشت» نهتنها کلینت ایستوود را به یک ستاره بینالمللی تبدیل کرد، بلکه زبان بصری و موسیقایی وسترن را نیز تغییر داد. لئونه نشان داد یک فیلم وسترن میتواند بدون ترس از اغراق، از شخصیتپردازی، قاببندی و موسیقی برای ساختن جهانی کاملاً متمایز استفاده کند.
این سه فیلم حتی از نظر کیفیت نیز روندی رو به رشد دارند. قسمت اول قواعد جهان این مجموعه را بنا میکند، قسمت دوم روابط میان شخصیتها را گسترش میدهد و قسمت سوم با تعلیق و مقیاس بزرگتر، همه چیز را به سطح تازهای میرساند. نماهای بسیار نزدیک از چهرهها، چشماندازهای وسیع، موسیقی فراموشنشدنی انیو موریکونه و انفجارهای ناگهانی خشونت، امضای سینمایی لئونه هستند.
۴. سهگانه شوالیه تاریکی
بتمن با سبک کریستوفر نولان

سهگانه بتمن کریستوفر نولان یکی از نمونههای نادر در سینمای ابرقهرمانی است که از ابتدا تا پایان یک داستان واحد را دنبال میکند. «بتمن آغاز میکند»، «شوالیه تاریکی» و «شوالیه تاریکی برمیخیزد» هرکدام ایده متفاوتی درباره شخصیت بروس وین و معنای بتمن مطرح میکنند و در نهایت داستان را به نقطه پایانی مشخصی میرسانند.
فیلم اول تلاش میکند گذشته و انگیزههای بروس وین را از نظر روانشناختی باورپذیر کند. فیلم دوم این پایه را به یکی از مشهورترین نقشآفرینیهای شرورانه سینمای قرن بیستویکم، یعنی جوکر هیث لجر، تبدیل میکند. فیلم سوم نیز به موضوعاتی مانند میراث، فداکاری و امکان کنار گذاشتن هویت بتمن میپردازد. «شوالیه تاریکی برمیخیزد» درباره کیفیتش بحثهای زیادی ایجاد کرده، اما بهعنوان فصل پایانی، مسیر داستان را تا پایان دنبال میکند و به سهگانه اجازه میدهد با یک جمعبندی واقعی به پایان برسد.
۵. سهگانه پیش از...
عاشقانهای در مراحل مختلف

سهگانه «پیش از...» ریچارد لینکلیتر ثابت میکند برای ساختن یک تجربه عاشقانه ماندگار، همیشه به داستانهای پرحادثه و دیالوگهای احساساتی نیاز نیست. لینکلیتر، ایتن هاوک و ژولی دلپی هر ۹ سال یکبار به سراغ همان زوج بازگشتند و در طول سه فیلم، تصویری صادقانه و کمنظیر از شکلگیری، تغییر و فرسایش یک رابطه ارائه کردند.
«پیش از طلوع» سرشار از آرمانگرایی عاشقانه است، «پیش از غروب» به دیداری دوباره و دردناک میپردازد و «پیش از نیمهشب» زمانی فرا میرسد که خیال عاشقانه با واقعیت زندگی مشترک برخورد میکند. جذابیت اصلی این سهگانه در طبیعی بودن تحول شخصیتهاست. گفتوگوهایی که در فیلم اول ساده و اتفاقی به نظر میرسند، در قسمت سوم معنای تازهای پیدا میکنند؛ زیرا مخاطب حالا تاریخچهای طولانی از این دو شخصیت را میشناسد. نتیجه، یکی از واقعیترین تصویرهای سینمایی از یک رابطه عاشقانه است.
۶. سهگانه سهرنگ
کیشلوفسکی در اندیشمندانهترین شکل

سهگانه «سهرنگ» ساخته کریشتوف کیشلوفسکی از نظر اجتماعی و فلسفی یکی از جاهطلبانهترین آثار این فهرست است. «آبی»، «سفید» و «قرمز» با الهام از رنگهای پرچم فرانسه و مفاهیم آزادی، برابری و برادری ساخته شدهاند، اما هر فیلم بهتنهایی نیز اثری کامل و مستقل است.
کیشلوفسکی در هر قسمت شیوه متفاوتی برای روایت داستان انتخاب میکند و تقریباً هیچ قاب یا جزئیات بصری در فیلمهای او تصادفی نیست. «آبی» اثری صمیمی و عمیقاً تلخ است، «سفید» لحنی بازیگوشانهتر و طنزی سیاه دارد و «قرمز» در نهایت به شکلی ظریف و شاعرانه ارتباط میان سه فیلم را کامل میکند. شاید مهمترین ویژگی این سهگانه نگاه پیچیده آن به انسان باشد. شخصیتها میتوانند همزمان خودخواه و بخشنده، بیرحم و مهربان، تنها و در عین حال عمیقاً مرتبط با دیگران باشند. کیشلوفسکی این تناقضها را ساده نمیکند و اجازه میدهد همانطور پیچیده باقی بمانند.
۷. سهگانه آپو
یکی از نقاط عطف سینمای هند

ساتیاجیت رای این سهگانه را با بودجهای بسیار محدود و با حضور بازیگران غیرحرفهای فراوان ساخت، اما نتیجه به یکی از مهمترین دستاوردهای تاریخ سینمای جهان تبدیل شد. «پاتر پانچالی» کودکی آپو را در میان فقر و دشواریهای زندگی دنبال میکند. «آپارجیتو» به دوران جوانی او و کشمکش میان جاهطلبی و خانواده میپردازد و «دنیای آپو» داستان را با نگاهی پخته به فقدان، عشق و پدر شدن به پایان میرساند.
قدرت سهگانه آپو بیش از هر چیز در صبر و اعتماد آن به زندگی روزمره است. رای برای ایجاد احساسات به دنبال حادثههای بزرگ یا درامهای مصنوعی نمیرود. او به مخاطب فرصت میدهد در کنار شخصیتها بنشیند، تغییر یک حالت چهره را ببیند، به موسیقی گوش دهد و شاهد گذر طبیعی زندگی باشد. شادی و رنج در این فیلمها از دل اتفاقات معمولی بیرون میآیند و همین سادگی، آنها را به آثاری عمیق و ماندگار تبدیل کرده است.
۸. سهگانه ارباب حلقهها
اوج فیلمسازی فانتزی

فقط یک دلیل وجود دارد که سهگانه آپو در جایگاه اول این فهرست قرار نگرفته است: «ارباب حلقهها». کمتر سهگانهای در تاریخ سینما مجبور بوده به اندازه آثار پیتر جکسون جهان بزرگی را در سه فیلم خلق و مدیریت کند. این فیلمها فقط سه داستان فانتزی با شخصیتهای مشترک نیستند؛ جکسون و گروهش جهانی کامل با زبانها، فرهنگها، تاریخ، ارتشها، شخصیتهای متعدد و مکانهای گوناگون ساختند، بدون آنکه این گستردگی باعث سردرگمی مخاطب شود.
در عین حال، هر فیلم هویت خاص خود را دارد. «یاران حلقه» شگفتی ورود به سرزمین میانه را به مخاطب منتقل میکند، «دو برج» به یک حماسه جنگی گسترده تبدیل میشود، بدون آنکه داستان شخصیتها را کنار بگذارد، و «بازگشت پادشاه» همه خطوط داستانی را به نقطه پایانی میرساند. این سهگانه تنها مجموعهای است که هر سه قسمت آن نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم شدند و «بازگشت پادشاه» نیز با کسب ۱۱ جایزه اسکار، از جمله بهترین فیلم، رکوردی تاریخی از خود به جا گذاشت.