خانه خلوت

خانه خلوت

در حقیقت خانه کاغذی تلاش می‌کند تا فضای ژورنالیست‌ها و زندگی‌شان را به تصویر بکشد. صباغ‌زاده برای موفقیت تضمین‌شده‌تر در این زمینه حتی سراغ فیلمنامه‌نویسی هم رفته که خود سال‌هاست روزنامه‌نگاری می‌کند و به‌خوبی با شرایط و فضای این حوزه آشناست.

کد خبر : ۴۹۵۶۰
بازدید : ۲۶۵۴
خانه خلوت
مهدی صباغ‌زاده در فیلم خانه کاغذی داستان امیرعلی ابراهیمی، روزنامه‌نگار باتجربه‌ای را روایت می‌کند که مدت‌هاست از این حرفه کنار کشیده و در خانه به همراه دختر روزنامه‌نگارش زندگی می‌کند. اما زمانی که مینو به زندگی امیرعلی وارد می‌شود، او تغییراتی در زندگی خود ایجاد می‌کند. یک عشق کهنه جان می‌گیرد و در کنار آن روزنامه‌نگار کنار رفته یک بار دیگر به دل کارزار می‌زند...

کارگردان این فیلم مهدی صباغ‌زاده که یکی از پرکارترین فیلمسازان ایرانی پس از انقلاب است، در این نخستین فیلمش طی پنج‌سال اخیر یک‌ بار دیگر به حس‌وحال و فضای تحسین‌شده‌ترین فیلم کارنامه‌اش بازگشته است. فراموش نکرده‌ایم خانه خلوت را درباره زندگی ملال‌انگیز روزنامه‌نگاری بازنشسته که چگونه در دهه ٧٠ نگاه‌ها را متوجه صباغ‌زاده کرد.
حالا به نظر می‌رسد این کارگردان با وسوسه تکرار آن اقبال و استقبال روزنامه‌نگار کهنه‌کار دیگری را دستمایه روایتش قرار داده است تا از قبل او نقبی هم به ماجراها و رخدادهای سیاسی و اجتماعی این سالیان داشته باشد. اما نکته اصلی خانه کاغذی این‌جاست که فیلم اتفاقا روی عاملی برای موفقیت احتمالی تکیه کرده که اتفاقا در نسخه روی پرده بدل به پاشنه آشیلش شده است.
در حقیقت خانه کاغذی تلاش می‌کند تا فضای ژورنالیست‌ها و زندگی‌شان را به تصویر بکشد. صباغ‌زاده برای موفقیت تضمین‌شده‌تر در این زمینه حتی سراغ فیلمنامه‌نویسی هم رفته که خود سال‌هاست روزنامه‌نگاری می‌کند و به‌خوبی با شرایط و فضای این حوزه آشناست.
نویسنده‌ای که باوجود این‌که با تکیه بر تجربه سال‌های اخیر قصد داشته تا ادای دینی به روزنامه‌نگاران و فعالیت آنان انجام دهد و از سویی دیگر، مشکلات این قشر را در فضایی ملودرام به تصویر بکشد؛ اما شگفتا که نه‌تنها اثری از چنین تلاشی در این فیلم دیده نمی‌شود که حتی با نگاهی سختگیرتر می‌توان گفت نگاه فیلم به روزنامه و روزنامه‌نگاری به نحوی است که انگار نویسنده فیلم کوچکترین و کمترین شناختی از این قشر ندارد و حتی ساعتی را هم در هیچ تحریریه‌ای نبوده است.
بگذارید جور دیگری بگویم: خانه کاغذی به‌طور واضح از مشکلات عدیده‌ای در بخش فیلمنامه رنج می‌برد. مشکلاتی که چه در وجه ژورنالیستی داستان و چه در وجه عاشقانه آن، نمود می‌یابد و فرصت لذت‌بردن از تماشای فیلم را از مخاطبش سلب می‌کند.
در بخش ژورنالیستی، فیلم روایتگر داستان امیرعلی است که سال‌هاست نمی‌نویسد، اما حالا قصد دارد دوباره به این حوزه بازگردد و در طرف دیگر، دخترش سارا نیز مسیر پدر را پیش گرفته است و قصد افشاگری دارد تا بتواند نام خود را بر سر زبان‌ها بیندازد و رسالت رسانه‌ای خود را به نحواحسن انجام دهد. صباغ‌زاده با زیرکی شخصیت پدر و دختر را آینده و گذشته یکدیگر متصور می‌شود.
به نظر می‌رسد امیرعلی آینده دخترش ساراست که حالا منزوی‌شده و سارا نیز تبلوری از گذشته امیرعلی. با این حال، تمام این اشارات در سطح باقی مانده، چراکه نویسندگان تمهیدی برای بسط و گسترش داستان در نظر نگرفته‌اند و نقطه‌گذاری‌های اصلی فیلمنامه نیز با مشکلات فراوانی مواجه است.
داستان امیرعلی و مینو، سراسر نقاط ابهام‌برانگیز است و مشخص نیست آنها چه رابطه‌ای را در گذشته تجربه کرده‌اند که منجر به قلم‌شکنی امیرعلی و دوری آنها از یکدیگر شده است. به‌صورت پیش‌فرض می‌توان این حدس را زد که عاشقانه آن دو بی‌سرانجام بوده و خود فیلم نیز اشاره‌ای ساده و دم‌دستی به مشکل رخ‌داده دارد، اما آیا تماشاگر نباید از جزییات شخصیت‌ها مطلع شود تا بتواند آنان را در طول داستان همراهی کند؟ آنچه در مورد امیرعلی و مینو در فیلم رخ می‌دهد، برای تماشاگر نامفهوم و گنگ است و به‌طور واضح می‌توان گفت هرگز نمی‌توان عشقی میان آنان متصور شد، چراکه فیلمساز چنین فرصتی را به مخاطبش نداده است.
خانه کاغذی همچنین در بخش زیادی از داستان به ورطه شعار‌گویی می‌افتد و این شعارها حتی در دیالوگ‌های مستقیم بین شخصیت‌ها به چشم می‌خورد. شعارهای خامی که شبیه به یک بیانیه سیاسی در میانه فیلم هستند و خاصیت داستانی اثر را تا حد زیادی خنثی می‌کنند. اشارات بی‌جهت فیلم به مقوله‌هایی نظیر حادثه منا نیز بدون کارکرد است و برندگی در آن به چشم نمی‌خورد. شاید با توجه به سوژه فیلم، صباغ‌زاده قصد داشته برندگی قلم را به تصویر بکشد و اثری نافذ بسازد، اما در این راه شکست خورده، چراکه جسارت در فیلم به چشم نمی‌خورد.
در نهایت باید گفت خانه کاغذی سوژه‌ای جذاب برای روایت داشته، اما تمام جزییات فیلم متاسفانه در سطح باقی مانده است. فیلمساز نه جسارت پرداختن به موضوعات مهم مانند رانت و فساد را داشته و نه توانایی رقم زدن عاشقانه‌ای در میان فضای ژورنالیستی اثر را. نتیجه آن شده که خانه کاغذی خنثی و اثری سرشار از شعار است که حتی جذابیت‌های سینمایی نیز در آن خشکیده است.
۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید