پدربزرگم را کشتم چون مرا دوست نداشت
از همان سن کم کنار کارتنخوابها و معتادان دیگر بودم و مجبور شدم شیره تریاک مصرف کنم. آنقدر که من هم در سن کم معتاد…
از همان سن کم کنار کارتنخوابها و معتادان دیگر بودم و مجبور شدم شیره تریاک مصرف کنم. آنقدر که من هم در سن کم معتاد…
زمانی که همسایگان برای بررسی علت سروصدا به مقابل خانه مقتول آمده بودند، ما دهان پیرمرد را محکم گرفته بودیم تا او…
مکان مطمئنی برای نگهداری طلاجات نداشتم تا اینکه تصمیم گرفتم جعبه طلاجات را داخل باغچه خانه خود مالباخته مخفی کنم تا…
آن موقع از روز من تنها بودم و او با تهدید اسلحه مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و پول و طلاها و وسایل با ارزش داخل خانه…
در کار خرید و فروش بورس هستم و وضع مالی خوبی دارم. اما مدتی است که همسرم سر ناسازگاری گذاشته و درنهایت هم با نقشهای…
فردای آن شب به سراغ شهرام رفتم و قرار شد که بعد از اینکه چند روزی از سرقت گذشت، طلاها را بفروشد. من که عاشق ساعتهای…
وقتی به درون اتاق آمد، دیگر مهلت ندادم، او را روی تخت انداختم و متکا را روی صورتش فشار دادم. وقتی فهمیدم که دیگر جان…
تیراندازیها همچنان ادامه داشت تا این که در نبش خیابان وحید ۱۵، خودروی سارق با سمند پارک شده برخورد کرد و او دیگر…
من حواسم پرت شد و ماشین را به گاردریل کوبیدم. حالا هم حاضرم خسارت ماشین را بدهم. اما اتهام آدمربایی را قبول ندارم. از…
متهمان به عنوان اقوام ما وارد مجتمع شدند. آنها به همسایهها گفته بودند زنگ در ما خراب است و از شهرستان آمدهاند و…