نقاشیهایی غیرمنتظره که «قاب» را به هنر تبدیل کردهاند

در هنر معاصر، «قاب» دیگر صرفا به عنوان «مرز» و حد فاصل میان اثر هنری و دنیای بیرون به کار گرفته نمیشود. بسیاری از هنرمندان و بهویژه نقاشان معاصر قاب را نه تنها به عنوان یک عنصر تکمیلکننده، بلکه به عنوان بخشی فعال و محوری در آثار هنری خود مورد استفاده قرار دادهاند.
فرادید| امروزه هنرمندانی مثل هری گولد هاروی و والری هیگرتی، به جای استفادۀ ساده و معمولی از قابها، از آنها به عنوان ابزاری برای گسترش و تعریف آثار خود استفاده میکنند. این قابها دیگر صرفاً برای محصور کردن اثر هنری به کار نمیروند، بلکه خود به بخشی از روایت و مفهوم اثر تبدیل میشوند.
به گزارش فرادید؛ یکی از نکات جالب در این روند این است که قابها دیگر به شکل کلاسیک و ساده ظاهر نمیشوند. به جای قابهای عادی که نوعی حضور نامرئی و خاموش در اطراف اثر داشتهاند و معمولاً برای عدم حواسپرتی در نمایش آثار هنری استفاده شدهاند، برخی از هنرمندان امروزی قابهایی طراحی میکنند که خود به جزئی از روایت و مفهوم اثر تبدیل میشوند.
اثری از والری هیگرتی
برای مثال هنرمندانی مانند اما کولمن و لاریسا لاکشین قابهایی ساختهاند که بهطور عمدی توجه مخاطب را جلب میکنند و با ویژگیهای غیرمنتظرهای چون برجستگی و طراحیهای پیچیده، به اثر هنری معنا و حیات جدیدی میبخشند.
تاریخچهی قابها داستانی پر از تحول است؛ از قابهای طلایی و تجملاتی قرن هجدهم تا قابهای مینیمالیستی و سادهی قرن بیستم که عمدتاً به هدف «نامرئی» کردن قابها و تمرکز روی خود اثر هنری طراحی میشدند. اما در حالی که در گذشته قابها به عنوان جزئی جدا از اثر هنری و حتی حواسپرتی در نظر گرفته میشدند، در دهههای اخیر هنرمندان به دنبال استفاده از قاب بهعنوان ابزاری برای ایجاد گفتوگویی جدید با بیننده و حتی برای بازتعریف مفهوم هنر هستند.
اثری از استفانی هایر که در آن، «قاب» بیش از هر عنصر دیگری جلب توجه میکند
در آثار معاصر، قابها به مثابه یک بومِ تازه و اضافی و حتی بخشی از بدنۀ خود اثر هنری عمل میکنند. هنرمندانی مانند هالی لین و استیفانی هایر قابهایی طراحی کردهاند که از مرزهای سنتی هنر فراتر رفته و به شکلهای فانتزی، سورئال و حتی نمادین به بخشی جداییناپذیر از خود اثر تبدیل میشوند. این قابها نه تنها مرزهای فیزیکی بوم را تعیین میکنند، بلکه بهعنوان متنی اضافی و زمینهای برای تفسیرهای مختلف عمل میکنند.
اثری از والری هیگرتی؛ انگار نقاشی درون قاب از میان رفته و خود قاب به اثری در حال شکوفایی و تحول تبدیل شده است
هنرمندان معاصر همچنین از قاب بهعنوان ابزاری برای به چالش کشیدن روایتهای تثبیتشده و حتی تاریخ هنر استفاده میکنند. برای مثال، ولری هیگرتی با شکستن قابها و ایجاد آثار «خرابشده» به نوعی به نقد و زیر سوال بردن روایتهای ثابت و بیزمان میپردازد. این نوع استفاده از قاب در حقیقت نشاندهندهی نگرش جدیدی است که در آن مرزها و محدودیتها بهطور کامل از میان برداشته میشوند.
اثری از استفانی هایر
خلاصه اینکه قابها امروزه به ابزاری برای بازتعریف هنر تبدیل شدهاند. در دوران کنونی، قاب دیگر تنها یک حد فاصل فیزیکی نیست، بلکه خود به بخشی از تجربهی هنری بدل شده است. این تغییرات نه تنها در سطح فنی و طراحی، بلکه در سطح مفهومی و فلسفی نیز اهمیت زیادی دارند و هنر را از چارچوبهای قدیمی و ثابت خارج کرده و به فضای جدیدی از تعامل و جستوجو وارد کردهاند.