«یاد مرگ» در فلسفه و هنر چگونه بازتاب یافته است؟

«یاد مرگ» در فلسفه و هنر چگونه بازتاب یافته است؟

«ممنتو موری» و همتای کمترشناخته‌شده‌ی آن «ممنتو ویوره»، تاریخچه‌ای طولانی دارند. این مفاهیم که با فیلسوفان رواقی آغاز شدند و به نقاشی‌های وانیتاس در عصر طلایی هلند رسیدند، هم هشدار می‌دهند همه چیز پایان می‌یابد و فاسد می‌شود و هم یادآوری می‌کنند که قدر لحظات زندگی را بدانیم.

کد خبر : ۲۷۹۵۹۵
بازدید : ۱۳۸

فرادید| مفاهیم «مِمِنتو موری» (به‌یاد داشته باش که می‌میری) و همتای آن «ممنتو ویوره» (به‌یاد داشته باش زندگی کنی) که اغلب به‌عنوان یادآور آشکار مرگ‌پذیری ما به تصویر کشیده می‌شوند، دارای تاریخچه‌ای طولانی در فلسفه و هنر هستند. 

به گزارش فرادید، مرگ و اجتناب‌ناپذیری آن همواره در نگرش بشر به زندگی حضور داشته است. در دنیای امروز، ما به اندازه مردمان دوران قدیم به روشنی به یاد مرگ خود نیستیم. آثار هنری شامل جمجمه‌ها، ساعت‌های شنی، اسکلت‌های رقصان و انواع تصاویر مرگ، یادآوری روشن در قالب آثار «ممنتو موری» و «ممنتو ویوره» بودند به معنای اینکه مرگ نزدیک است. 

ممنتو موری یا ممنتو ویوره: زندگی و مرگ

1

موزاییک تمثیلی ممنتو موری از پمپی

اوایل سده اول میلادی، فیلسوف رومی رواقی سنکا به شکل گسترده درباره نیاز به زندگی با آگاهی نوشت، آگاهی از اینکه مرگ هر لحظه می‌تواند فرا برسد. مارکوس اورلیوس در سده دوم میلادی فلسفه رواقی را توسعه داد. رواقیان از نوعی خردمندی (logos) حمایت می‌کردند که پیش‌درآمد آن چیزی بود که در قرن ۲۱ به آن ذهن‌آگاهی می‌گوییم. آن‌ها زندگی در هماهنگی با طبیعت و با اندیشه و توجه را توصیه می‌کردند و به شکل خاص، بر این نکته تأکید داشتند که مرگ اجتناب‌ناپذیر است. 

مارکوس اورلیوس در کتاب «تأملات» نوشت: «هر کاری که می‌خواهی انجام دهی، بگویی یا قصد داشته باشی، مانند کاری باشد که یک انسانِ در حال مرگ انجام می‌دهد.» این نگرش به زندگی و مرگ، در قرون بعد، سبب ظهور مکاتب فکری مانند ذن بودیسم و اگزیستانسیالیسم شد که هر دو مشوق آگاهی از چگونگی زندگی و روبه‌رو شدن با مرگ بودند. 

2

تندیس سنگی مارکوس اورلیوس، امپراتور روم

مسیحیت ایده‌های مشابهی را در خود داشت. در کتاب مقدس می‌خوانیم: «به یاد داشته باش که خاک هستی و به خاک بازخواهی گشت.» در حالی که چنین فلسفه‌ها و مفاهیمی برای متفکران بزرگ روم و آتن طبیعی بودند، عموم مردم به‌ندرت از مزیت آموزش کافی برخوردار بودند که بتوانند چنین عمق اندیشه‌ای را درک کنند. شاید همین شکاف در سوادآموزی سبب تولد ایده‌های ممنتو موری و ممنتو ویوره در هنر شد. اگر کسی قادر به خواندن کتاب مقدس یا آثار فیلسوفان رواقی نبود، هنر آن‌ها را به شکل تصویری توضیح می‌داد. 

شاید مفهوم ممنتو ویوره در تاریخ هنر کمتر رایج باشد، یعنی «به یاد داشته باش که زندگی کنی»، هرچند بسیاری از آثار ممنتو موری را می‌توان از زاویه ممنتو ویوره هم دید. هنگام تأمل درباره مفهوم مرگ اجتناب‌ناپذیر، ممکن است فرد تشویق شود زندگی را غنیمت شمرده و هر لحظه را کامل زندگی کند. تصاویر معروف به «رقص خوفناک» نمونه‌ای برجسته و عجیب از این ایده بود. 

رقص با مرگ

3

جزئیات دیوارنگاره رقص خوفناک در کلیسای تثلیث مقدس، هرستولیه، اسلوونی، حدود ۱۴۹۰

در طول توسعه و گسترش مسیحیت، هنر و بازنمایی تصویری از بخش‌های کتاب مقدس، ابزار اصلی برای کمک به اعضای بی‌سواد جامعه بود تا آموزه‌ها را درک کنند. وقتی بر گذرا بودن زندگی و قطعیت مرگ تأکید شود، ممنتو موری اهمیت خود را نشان می‌دهد. نوع خاصی به نام «رقص خوفناک»، تصویری بی‌ابهام ارائه می‌داد که مرگ در انتظار همه است. این رژه‌ی به‌ظاهر شاد از اسکلت‌ها همراه با افراد زنده اغلب حال و هوای جشن داشت، اگرچه روشن نبود جشن برای زندگی است یا مرگ. 

کتاب ساعات

4

کتاب ساعات، فرانسه، تورز، دهه ۱۴۷۰

در حالی که نقاشی‌های دیواری کلیسا برای همه در دسترس بودند و به مهارت خواندن نیاز نداشتند، ثروتمندان یادآوری شخصی خودشان را داشتند: کتاب ساعات. این کتاب‌ها که به‌عنوان ابزار عبادتی استفاده می‌شدند، از کتاب‌های ساده مزامیر و دعاها تا نسخه‌های خطی مصور متفاوت بودند. 

«کتاب‌های ساعات» بیشتر با صحنه‌های طبیعی، از جمله داستان‌های کتاب مقدس، تزئین می‌شدند تا یادآور بصری برای دعا و تأمل باشند. حضور اسکلت در قالب نماد مرگ، یک موضوع رایج در ممنتو موری در قرون وسطی بود. 

آیا این جمجمه است که پیش رویم می‌بینم؟ 

5

تندیس تدفینی ترانسیِ گیوم لُفرانشوا، ۱۴۴۶، از کلیسای سنت بارتلمی دو بتهون

کیفیت ملموس تصاویر ممنتو موری قرون وسطایی محصول زمان خود بود. پیامدهای طاعون سیاه که اروپا را در قرن ۱۴ ویران کرد، بر نحوه مواجهه مردم با مرگ اثر گذاشت. اسکلت‌های رقصان و آن‌هایی که انسان‌ها را به سوی نابودی می‌کشاندند، کارآمد بودند تا مرگ همیشه در ذهن مردم بماند. 

آرامگاه‌ها و یادبودهای تدفینی مکان‌های واضحی برای ممنتو موری بودند. از دوره قرون وسطی به بعد، ترانسی یا یادبودهای جسد، روشی محبوب برای یادآوری زائران به زودگذر بودن زندگی شدند. این بناها اغلب دو لایه داشتند: نمای سنگی متوفی در حال دعا، لباس‌پوشیده و دست‌ها در حالت دعا و زیر آن اسکلتِ در حال تجزیه و گاهی پر از کرم‌ها که یادآور ممنتو موری بود. 

6

طبیعت بی‌جان با جمجمه، وانیتاس اثر فیلیپ دو شامپاین، حدود ۱۶۷۱

در قرن ۱۷، نقاشان در لیدن هلند و سپس در مناطق دیگر، رویکردی تمثیلی‌تر نسبت به آنچه سنکا «آماده کردن ذهن برای پایان زندگی» نامیده بود، توسعه دادند. هنر وانیتاس (نوعی از ممنتو موری)، یادآور دراماتیک و پرزرق‌وبرقِ مرگ بود که می‌توانست روی دیوار اتاق نشیمن آویزان شود. در حالی که ممنتو موری هشدار اخلاقی بود که مرگ همیشه نزدیک است، نقاشی‌های وانیتاس هشدار می‌دادند که به لذت‌های گذرا دل نبندیم، زیرا پیش چشم ما از بین خواهند رفت. 

شکنندگی کالاهای دنیوی

7

وانیتاس-طبیعت بی‌جان، ماریا فان اوسترویک، ۱۶۶۸

به یاد داشته باش زندگی کنی، ممنتو ویوره

8

طبیعت بی‌جان ضیافت، آبراهام فان بایرن، ۱۶۵۵

شاید این موضوع بازتابِ آن باشد که مرگ، در جهانی با پزشکی ابتدایی، همواره بسیار نزدیک و تهدیدی همیشگی بود و به همین دلیل، مفهومِ مقابلِ ممنتو موری، یعنی ممنتو ویوره، هرگز در هنر به اندازه همتای مرگ‌محورش محبوبیت نیافت. آثار ممنتو ویوره، چه نقاشی باشند و چه مجسمه، نادر هستند.

9

جزئیات نقش برجسته با صحنه‌ای از پیروزی پارتی تراژان پس از مرگ، ۱۱۸ میلادی، پالسترینا

داستانی وجود دارد که عبارت ممنتو موری را به خوبی توضیح می‌دهد. پس از پیروزی‌های مهم نظامی، ژنرال‌های رومی با رژه‌ای شادی‌آور تجلیل می‌شدند. آن‌ها در ارابه‌ای از خیابان‌های رم عبور می‌کردند. همچنین، در همان ارابه، برده‌ای ایستاده بود، درست پشت ژنرال برجسته. نقش این مرد این بود که این کلمات را زمزمه کند: «به پشت سر نگاه کن. به یاد داشته باش انسان هستی. به یاد داشته باش خواهی مُرد.» 

10

لا کالاوِرا کاترینا، خوزه گوآدالوپه پوسادا، ۱۹۱۳

ممنتو موری و همتای کمترشناخته‌شده‌ی آن، ممنتو ویوره، به دلایل خوبی تاریخچه طولانی دارند. این مفاهیم که با فیلسوفان رواقی آغاز شدند و به نقاشی‌های وانیتاس در عصر طلایی هلند رسیدند، هشدار می‌دهند همه چیز پایان می‌یابد و فاسد می‌شود و ضمنا یادآوری می‌کنند از زندگی لذت ببریم مادامی که زنده هستیم. این ایده‌ها هنوز پابرجا هستند و هنرمندان معاصر همچنان آن‌ها را در آثار خود به کار می‌برند. آگاهی از قطعیت مرگ بخشی از طبیعت انسانی است. فرهنگ‌های سراسر جهان با نگاهی مستقیم به مرگ، زندگی را جشن می‌گیرند. نمونه برجسته آن جشن مردگان در مکزیک است، که نه تنها نیاکان را گرامی می‌دارد، بلکه به زندگان یادآوری می‌کند که مرگ بخشی از چرخه وجود است. ما زندگی می‌کنیم، بنابراین باید بمیریم.

مترجم: زهرا ذوالقدر

۰
نظرات بینندگان
تازه‌‌ترین عناوین
پربازدید