"فرمانفرما" که بود؟
فرمانفرما كه در بيشتر دوران عمرش شغل هاى مهم دولتى داشت، ثروتى افسانه اى اندوخت كه هنوز زبانزد است. وى هفت بار ازدواج كرد و هنگامى كه در ۸۸ سالگى در بستر مرگ افتاده بود، ۳۲ فرزند داشت. معروف ترين فرزندان او نصرت الدوله فيروز، عباس ميرزا فرمانفرمائيان (سالار لشكر)، محمدولى خان فرمانفرمائيان، سرلشكر محمدحسين فيروز و مريم فيروز (همسر نورالدين كيانورى) بودند.

فرادید | عبدالحسين خان فرمانفرما رجل صاحب نام عالم سياست ايران در دوران قاجار و پهلوى و يكى از ثروتمندترين مردان روزگار خود، روز ۳۰ آبان ۱۳۱۸ در تهران درگذشت.
او كه روزگارى يكى از قدرتمندترين و بانفوذترين مردان سياست ايران محسوب مى شد، پس از به سلطنت رسيدن رضاشاه كوشش بسيار كرد با حفظ روابط دوستانه با پادشاه جديد موقعيت و نفوذ خود و خانواده اش را حفظ كند.
فيروزميرزا نصرت الدوله پسر ارشد عبدالحسين خان در نخستين سال هاى سلطنت رضاشاه يكى از اركان قدرت او را تشكيل مى داد، اما اواخر بهار ۱۳۰۸ ناگهان مغضوب و بازداشت شد.
عبدالحسين خان كه پيش از آن هم در اهداى املاك خود به رضاشاه دستى باز داشت، پس از بركنارى پسرش بيش از پيش براى كسب رضايت شاه به تكاپو افتاد.
نتيجه اين شد كه نصرت الدوله اجازه يافت پس از محاكمه و گذراندن مدت كوتاهى در زندان، به خانه برود و همانجا تحت نظر قرار گيرد. اما خوى سركش فيروز ميرزا و رابطه اى كه با يكى از ديپلمات هاى غربى ساكن تهران داشت باعث شد در سال ۱۳۱۵ بار ديگر بازداشت و تبعيد شود. او اواخر همان سال به مرگى مشكوك درگذشت.
اين حادثه شايد آخرين ضربه را به عبدالحسين خان كهنسال وارد كرد.

• نشان
عبدالحسين خان نوه عباس ميرزا و داماد مظفرالدين شاه قاجار بود. پدرش فيروز ميرزا نصرت الدوله بود كه لقب او بعداً به عبدالحسين خان و سپس به فرزند ارشدش (كه او هم فيروز ميرزا نام داشت) رسيد.
او در سال۱۲۶۷ش با عزت السلطنه دختر مظفرالدين ميرزاى وليعهد ازدواج كرد و خزانه دار وليعهد شد. عبدالحسين خان سه سال بعد لقب سالار لشكر گرفت و به رياست قشون آذربايجان رسيد.
چند سال بعد هم كه كردستان ضميمه حكومت آذربايجان شد و زمام امور آن در دست وليعهد قرار گرفت، فرمانفرما به حكمرانى كردستان انتخاب شد. مظفرالدين شاه هنگامى كه به سلطنت رسيد، داماد خود را به «رياست امور سهام عسكريه و نظام» گمارد.
عبدالحسين خان در اولين كابينه پس از مشروطه وزير عدليه بود و پس از آن نيز چند بار به وزارت داخله و وزارت جنگ رسيد تا اينكه در سال ۱۲۹۴ در بحبوحه جنگ جهانى اول به رياست وزرا انتخاب شد.
فرمانفرما در شرايطى كه گرايش غالب در افكار عمومى ايرانيان و اكثريت مجلس به نفع عثمانى و آلمان بود، به سود بريتانيا موضع مى گرفت و همين امر باعث شد مجلس او را استيضاح كند. به اين ترتيب فرمانفرما حامى منافع بريتانيا در ايران قلمداد شد.
خانواده او از خاندان هايى به حساب مى آمد كه دولت بريتانيا همواره روى دوستى آنها حساب مى كرد. او حتى از سوى پادشاه انگلستان نشان افتخار (gcmg) دريافت كرد.
نصرت الدوله فرزند فرمانفرما نيز در ابتدا به دولتمردان بريتانيايى بسيار نزديك بود. او به عنوان وزير امور خارجه در دولت وثوق الدوله در انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ نقش حياتى به عهده داشت.
پس از شكست قرارداد نيز، هنگامى كه دولت انگلستان به روى كار آوردن دولتى مقتدر در تهران فكر مى كرد، فيروزميرزا نامزد جناحى از دولتمردان انگليسى براى تشكيل چنين دولتى بود. او با اطمينان از اينكه كرسى رئيس الوزرايى در تهران انتظار او را مى كشد، سوار بر اتومبيل گرانقيمتى كه بعداً به سردارسپه رسيد و در ميان علاقه مندان تاريخ شهرتى به هم زد، راهى پايتخت آشوب زده ايران شد. اما آنچه در تهران انتظار او را مى كشيد، زندان بود.
• كودتا
كودتاى ۱۲۹۹ انجام شد و «دولت مقتدر» در تهران تشكيل شد، اما رهبرى سياسى كودتا را روزنامه نگارى جوان به نام سيد ضياءالدين طباطبايى به عهده داشت.
او كه تحول طلبى تندرو بود بسيارى از رجال قديمى ايران از جمله فرمانفرما و نصرت الدوله را به زندان انداخت. نصرت الدوله اين توهين را فراموش نكرد و پس از سقوط دولت سيدضياء و بيرون آمدن از زندان رويكردى به شدت ضدانگليسى پيشه كرد. او به مدرس نزديك شد و در مجلس چهارم از سياست هاى ضداستعمارى او پيروى كرد.
روشن بود كه رضاخان سردارسپه چهره اصلى سياست آينده ايران خواهد بود. بنابراين فرمانفرما و پسرش خود را به او نزديك كردند. آنها از سوى ديگر كوشيدند روابط خود را با سفارت بريتانيا ترميم كنند. اما انگليسى ها در پاسخ به پيام هاى دوستانه آنها گفتند رابطه دو طرف مى تواند بهبود يابد، اما هرگز نمى تواند به سطحى برسد كه پس از اين حوادث بوده است.
فرمانفرما به توصيه صريح وزير مختار انگليس در تهران به تدريج خود را از دنياى سياست دور كرد. اما پسر جاه طلبش رابطه خود را با اطرافيان رضاخان به ويژه تيمورتاش، تقويت كرد و توانست در دوران سلطنت او جايگاهى رفيع براى خود دست وپا كند. هرچند او در نهايت جان خود را بر سر همين جاه طلبى باخت.
فرمانفرما كه در بيشتر دوران عمرش شغل هاى مهم دولتى داشت، ثروتى افسانه اى اندوخت كه هنوز زبانزد است. وى هفت بار ازدواج كرد و هنگامى كه در ۸۸ سالگى در بستر مرگ افتاده بود، ۳۲ فرزند داشت. معروف ترين فرزندان او نصرت الدوله فيروز، عباس ميرزا فرمانفرمائيان (سالار لشكر)، محمدولى خان فرمانفرمائيان، سرلشكر محمدحسين فيروز و مريم فيروز (همسر نورالدين كيانورى) بودند.