تصاویر| خوک بیشه؛ خوک وحشی تنومند و بسیار تهاجمی با پوزه بلند که استاد شنا کردن است و میتواند انواع گیاهان سمی را بخورد
خوک بیشه (bushpig) خوک وحشی شبگرد و سازگار آفریقاست که در جنگلها، تالابها و حاشیه مزارع زندگی میکند. این جانور همهچیزخوار، شناگری ماهر و بسیار جسور است و با نقش مهم بومشناختی خود، همزمان نمادی از سازگاری بالا و منبع تعارض با انسان بهشمار میرود.
خوک بیشه (bushpig) یکی از سازگارترین و در عین حال بدفهمیدهشدهترین پستانداران آفریقاست. این خوک وحشی تنومند که اغلب با خوکهای اهلی رهاشده یا حتی گراز زگیلدار اشتباه گرفته میشود، در جنگلها، تالابها و حاشیه زمینهای کشاورزی در سراسر آفریقای زیرصحرا زندگی میکند.
خوک بیشه عمدتاً شبفعال و بسیار مخفیکار است و در عین ایفای نقشی مهم در اکوسیستم، گاهی بهعنوان آفت کشاورزی نیز شناخته میشود. هوش بالا، مقاومت زیاد و رفتارهای غیرمنتظره، این گونه را به یکی از جذابترین خوکهای وحشی جهان تبدیل کرده است.

ویژگیهای ظاهری و سازگاریها
خوک بیشه خوکی وحشی با جثهای متوسط تا بزرگ، بدنی ستبر، پاهایی کوتاه و سری بزرگ است که برای کندوکاو در زمین تکامل یافته است. وزن بالغها معمولاً بین ۶۰ تا ۱۵۰ کیلوگرم است و نرها از مادهها بزرگتر و قویترند.
پوشش بدن زبر و خشن است و رنگ آن از قهوهای مایل به قرمز تا خاکستری تیره یا تقریباً سیاه تغییر میکند. اغلب نشانههای روشنتری روی صورت دیده میشود و نوعی نقاب کمرنگ اطراف چشمها از ویژگیهای شاخص آن است.
یکی از بارزترین اندامهای خوک بیشه پوزه بلند و انعطافپذیر آن است که برای بیرون کشیدن ریشهها، غدهها، حشرات و قارچها از خاک به کار میرود. برخلاف گراز زگیلدار، عاجهای خوک بیشه کوچکترند، اما همچنان تیز و در برخوردهای نزدیک خطرناک محسوب میشوند. پوست ضخیم، بهویژه در ناحیه شانهها و گردن، در برابر ضربات و حملات شکارچیان نوعی زره طبیعی ایجاد میکند.
رنگ مو و پوست خوک بیشه در گستره پراکنش آنها متفاوت است؛ جمعیتهای جنوبی کویروپوتاموس و نیاسائه رنگی قرمز تیره دارند و گاهی تقریباً سیاه به نظر میرسند. رنگ پوشش با افزایش سن تیرهتر میشود. سر آنها دارای «نقاب صورت» با الگوهای متضاد از سیاه تا قهوهای تیره و سفید تا خاکستری تیره است و گاهی نیز صورت کاملاً سفید دیده میشود.
گوشها دارای منگولههایی از موهای بلند هستند. عاجهای بسیار تیز آنها نسبتاً کوتاه و کمجلبتوجهاند. برخلاف گرازهای زگیلدار، خوک بیشهها هنگام دویدن دم بلند و باریک خود را رو به پایین نگه میدارند.
این گونه با طیف گستردهای از زیستگاهها سازگار است. پاهای نیرومندش به آن اجازه میدهد بهراحتی در میان پوشش گیاهی انبوه، باتلاقهای گلی و زمینهای شیبدار حرکت کند. حس بویایی بسیار قوی، ضعف نسبی بینایی را جبران میکند و به خوک بیشه امکان میدهد در تاریکی مطلق غذا پیدا کند و خطر را تشخیص دهد.

زیستگاه، پراکنش و زندگی اجتماعی
خوک بیشه یکی از گستردهترین پراکنشها را در میان خوکهای وحشی آفریقا دارد. این گونه از اتیوپی و کنیا در شرق آفریقا تا جنوب قاره، از جمله آفریقای جنوبی، موزامبیک، زیمبابوه و همچنین بخشهایی از غرب و مرکز آفریقا دیده میشود. زیستگاههای آن شامل جنگلها، ساواناهای جنگلی، بیشهزارهای کنار رودخانه، مناطق کوهستانی، مزارع نیشکر و زمینهای کشاورزی نزدیک به پوشش طبیعی است.
خوکهای بیشه عمدتاً شبفعالاند و روزها را در میان پوشش گیاهی متراکم، غارها یا لانههای متروک پنهان میشوند. شبهنگام برای یافتن غذا مسافتهای طولانی را طی میکنند. آنها شناگران بسیار خوبی هستند و اغلب برای دسترسی به منابع غذایی از رودخانهها یا تالابها عبور میکنند.
این خوکها در گروههای خانوادگی کوچکی به نام «گله» یا «ساوندر» زندگی میکنند که معمولاً شامل یک ماده غالب، تولههایش و گاهی یک نر است. نرهای بالغ با افزایش سن اغلب منزویتر میشوند. ارتباط میان اعضای گروه از طریق خرناسها، جیغها، غرغرها و حالتهای بدنی انجام میگیرد. در صورت احساس خطر، خوک بیشه میتواند بهشدت تهاجمی شود و با سرعت و قدرتی غافلگیرکننده به مزاحم حمله کند.
در بخشهایی از شرق آفریقا با جمعیت مسلمان و نیز در بخشهایی از ماداگاسکار، خوک بیشه از این جهت هم مزاحم محسوب میشود که بهعنوان خوک، خوردن گوشت آن مجاز نیست؛ هرچند در برخی مناطق، گوشت «خوک بیشه قرمز» مانند گوشت «خوک سفید» حرام دانسته نمیشود.

برخی اقوام زامبیایی نیز از خوردن گوشت خوک بیشه پرهیز میکنند، زیرا معتقدند ناقل بیماریهایی مانند صرع است. با این حال، در آفریقای جنوبی گوشت آن یک خوراک لذیذ به شمار میرود و قیمتش بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ نوسان زیادی داشته است.
در سراسر آفریقا، این گوشت تقریباً بهطور انحصاری در بازارهای محلی فروخته میشود، هرچند گاهی در شهرهای بزرگ نیز دیده میشود. در گابن، خوک بیشه اغلب منبع اصلی درآمد شکارچیان است و تا ۸۰ درصد کل درآمد آنها را تشکیل میدهد. شکارچیان معمولاً تنها حدود یکسوم گوشت را خود مصرف میکنند و باقی بهعنوان گوشت شکار فروخته میشود. در پارکهای ملی شمال زامبیا نیز خوک بیشه گاهی هدف اصلی شکار غیرقانونی برای تأمین گوشت شکار است. گوشت آن نسبت به گوشت خوک اهلی کمچربتر است.
ریشهکن کردن یا حتی کنترل تعداد خوکهای بیشه در مزارع کاری بسیار دشوار است. آنها خیلی زود یاد میگیرند از شکارچیان دوری کنند و حتی وقتی شکارچی هنوز ۲۰۰ متر دورتر و در پوشش گیاهی انبوه است، فرار میکنند. بهترین روش شکار، کمین در مسیرهای رفتوآمد آنها به سوی منابع غذایی در غروب است. به دام انداختنشان نیز ساده نیست، زیرا نسبت به اشیای جدید و ناآشنا در قلمرو خود بدگماناند و ممکن است ماهها از یک تله دوری کنند. آنها حتی به تهسیگار، شاخههای شکسته یا رد پاهای غیرعادی روی مسیرهایشان حساساند و در صورت مشاهده، از آن منطقه اجتناب میکنند. استفاده از سگهای آموزشدیده برای شکار مؤثرتر است، اما در صورت بیاحتیاطی، سگها ممکن است توسط نرهای خوک بیشه کشته شوند.

روش دیگر، ساخت حصاری بسیار محکم با در تلهای و عادت دادن خوکهای بیشه به تغذیه در آن طی دو تا سه ماه است و سپس فعالسازی تله زمانی که کل گله داخل آن قرار دارد. انجام این کار باید بسیار دقیق و توسط یک فرد مشخص و حتی با کفشهای یکسان انجام شود تا حساسیت جانوران برانگیخته نشود.
در جنوب آفریقا، دولتها گاهبهگاه برنامههای کشتار کنترلشده برای کاهش جمعیت خوک بیشه اجرا میکنند. دولتهای مالاوی و جمهوری دموکراتیک کنگو نیز (در دهه ۱۹۴۰) چنین اقداماتی انجام دادهاند. در ماداگاسکار نیز ممکن است برای حفاظت از گونههای بومی دیگر چنین اقداماتی ضروری باشد. با این حال، این برنامههای کشتار معمولاً موفقیت چندانی نداشتهاند.
تغذیه، رفتار و نقش بومشناختی
خوک بیشه جانوری همهچیزخوار و بسیار فرصتطلب است. رژیم غذایی آن شامل ریشهها، پیازها، میوهها، دانهها، علفها، قارچها، حشرات، خزندگان کوچک، تخم پرندگان، لاشهها و حتی محصولات کشاورزی مانند ذرت، نیشکر و سیبزمینی میشود. این انعطاف غذایی به آن امکان میدهد هم در طبیعت بکر و هم در محیطهای انسانی دوام بیاورد.
رفتار کندوکاوی خوک بیشه نقش مهمی در اکوسیستم دارد. با زیرورو کردن خاک، به هوادهی زمین، پراکنش بذرها و بازسازی پوشش گیاهی کمک میکند. با این حال، همین رفتار میتواند به تخریب مزارع و درگیری با کشاورزان منجر شود.
زادآوری در خوک بیشه در تمام طول سال ممکن است، اما معمولاً در فصلهای بارانی که غذا فراوانتر است افزایش مییابد. دوره بارداری حدود چهار ماه طول میکشد و مادهها معمولاً دو تا شش توله به دنیا میآورند. تولهها با نوارهای روشن روی بدن متولد میشوند که به استتار آنها در میان گیاهان کمک میکند؛ این نوارها با افزایش سن از بین میروند. مادران بسیار محافظهکار و جنگجو هستند و حتی در برابر شکارچیانی، چون پلنگ و کفتار از تولهها دفاع میکنند.
خوکهای بیشه زخمی بسیار خطرناکاند و ردپا و مسیر حرکت آنها نباید بهتنهایی دنبال شود. این جانوران سریعاند و توانایی شنا کردن بالایی دارند.

عجیبترین ویژگیهای خوک بیشه
خوکهای بیشه برخلاف ظاهرشان، بسیار نترساند و در دفاع از تولههای خود حتی شکارچیانی به بزرگی پلنگ را نیز عقب میرانند. این خوکهای وحشی برخلاف بسیاری از همخانوادههایشان شناگران ماهری هستند و اغلب شبها در حال عبور از رودخانهها یا تغذیه در تالابها دیده میشوند.
دامنه صداهای آنها بسیار متنوع است و شامل جیغهایی میشود که بهطرز عجیبی شبیه فریاد انسان است؛ موضوعی که در برخی فرهنگهای آفریقایی به شکلگیری افسانههای ترسناک انجامیده است. در مناطقی که با خوکهای اهلی همزیست میشوند، خوکهای بیشه میتوانند با آنها جفتگیری کرده و دورگههایی ایجاد کنند که مدیریت بیماریها و حفاظت از گونه را دشوارتر میکند.
این جانور تحمل بالایی نسبت به گیاهان سمی دارد؛ گیاهانی که بسیاری از علفخواران دیگر از آنها اجتناب میکنند، اما خوک بیشه بهراحتی مصرفشان میکند. در برخی جوامع، خوک بیشه همزمان حیوانی مقدس و آفتی خطرناک برای کشاورزی به شمار میرود؛ جایگاهی دوگانه و کمنظیر در رابطه انسان و حیاتوحش. با وجود جثه سنگین، خوکهای بیشه در زمینهای شیبدار و صخرهای چابکاند و بهراحتی حرکت میکنند.
شاید عجیبترین نکته این باشد که خوک بیشه یکی از معدود پستانداران بزرگ است که هم در جنگلهای انبوه و هم در حاشیه سکونتگاههای انسانی به خوبی دوام آورده و مرز میان حیات وحش و دنیای انسان را با انعطافپذیری کمنظیری پشت سر گذاشته است.
منبع: راز بقا